ببر مازندران
| ببر مازندران (ببر هیرکانی) | |
|---|---|
| ببر ایرانی | |
| وضعیت بقا | |
| طبقهبندی علمی | |
| فرمانرو: | جانوران |
| شاخه: | طنابداران |
| زیرشاخه: | پستانداران |
| رده: | گوشتخواران |
| راسته: | گربهسانان |
| زیرراسته: | پلنگشکلان |
| تیره: | گربهسانان |
| زیرخانواده: | Pantherinae |
| سرده: | پلنگیان |
| گونه: | Panthera tigris |
| زیرگونه: | P. tigris virgata |
| نام سهجملهای | |
| Panthera tigris virgata Illiger, 1815 |
|
| محدوده پراکندگی | |
ببر مازندران (Panthra tigris virgata) یا ببر هیرکانی، که در برخی نقاط به آن ببر کاسپین می گویند[۱]، (به مازندرانی: سِرخِ شیریا مازرون ِببر) گربه سان اساطیری ایران زمین و کشورهای آسیای مرکزی و غربی بودهاست که حدود نیم قرن پیش منقرض شدهاست و در ناحیه گستردهای از چین تا دریای سیاه میزیستهاست. جنگلهای هیرکانی، قفقاز، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان و غرب چین مسکن این گونه از ببر بودهاست که امروزه منقرض گردیدهاست اما هنوز ادعاهایی اتفاقی دربارهٔ رویت آن گزارش میشود[۲] در نمایشهای معروف روم باستان، از ببر هیرکانی برای جنگ با پهلوانان استفاده میشد. تا حدود قرن هفدهم، آشنایی بیشتر دنیای غرب با همین ببر هیرکانی بودهاست و چندان اطلاعاتی دربارهی ببرهای هندوستان نداشتهاند و شاید به همین علت است که شکسپیر در داستان مکبث از ببر مازندران سخن میگوید.
آخرین ببر کاسپین در گلستان دیده شد که افراد محلی به مازندرانی به آن «شیر سرخ» میگفتند که در سال ۱۳۳۸ در جنگلهای گلستان، در منطقه مینودشت، به دست تعدادی شکارچی محلی شکار شد.
از ببر کاسپین تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست به جا ماندهاست. عکسها و پوستها نشان میدهند که رنگ ببر کاسپین از ببر بنگال روشنتر، و تااندازهای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بودهاست. موهای بدن ببر کاسپین بلندتر و پُرپُشت تر از ببر بنگال و کوتاهتر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بودهاست.
ببر کاسپین، مارال، گراز، شوکا، خرگوش ، پرندگان ، خزندگان ، گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا، گاو و گاومیش اهلی شکار میکرده.
شکار بی رویه، خشک کردن نیزارها و مرداب ها برای کشاورزی، باغداری و خانه سازی، از میان رفتن جنگل های جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شدهاست.
ببر کاسپین از تیرههای بسیار نزدیک به ببر سیبری بوده و این دو تیره، تنها حدود ده هزار سال است که از هم جدا شدهاند. بررسی دیانآ بقایای یافته شده از ببر کاسپین و مقایسه آن با ببر سیبری، نشان میدهد این دو تیره تنها در یک نوکلئوتید تفاوت دارند و هر دو از یک زیرگونه بودهاند. همین امر احتمال بازگشت ببر کاسپین به چرخه طبیعت را قوت بخشیدهاست.[۳]
محتویات |
تلاش ناموفق برای احیا [ویرایش]
سازمان حفاظت محیط زیست در ۳۰ فروردین ۱۳۸۹ اعلام کرد که ایران و روسیه ، یک قلاده ببر کاسپین را با یک قلاده پلنگ ایرانی مبادله میکنند و قرار است طرح احیای ببر کاسپین به مدت پنج سال بر عهدهٔ روسها باشد.[۴]
در واکنش به این ادعا، جانورشناسان بسیاری مدعی شدند که ببر وارد شده، ببر سیبری است و نه ببر کاسپین. [۵] آنان معتقد بودند که زیستگاه مناسب ببر سیبری نه در مازندران که نه در گلستان وجود ندارد.[۶]
آنها همچنین مبادله پلنگ ایرانی و ببر سیبری را مرتبط با فعالیتهای زیست محیطی ندانسته و تنها یک عمل تبلیغاتی و دیپلماتیکی دانستند. ایران هیچوقت ببر سیبری نداشته و ببر کاسپین، بومی ایران است که منقرض شده .[۷]
این ببرها که قرار بود در زیستگاه طبیعی شان رها شوند، به دلیل آماده نبودن شرایط تحویل باغ وحش تهران در پارک ارم نگهداری شدند.
نُه ماه بعد در دهم دی ماه یکی از ببرها در باغ وحش تلف شد و دیگری به شدت بیمار است. علت بیماری تنفسی آنها خوردن گوشت خر ، ایدز ویژه جانوران و مشمشه[۸] (بیماری ای که به دلیل عدم رعایت بهداشت به وجود می آید) ذکر شده است و آلودگی هوا نیز در تشدید بیماری آنها موثر بوده است.[۹]
مشخصات [ویرایش]
بزرگترین عضو خانواده گربه سانان است. رنگ پشت زرد متمایل به نارنجی و زیر بدن سفید است. نوارهای قهوهای باریکی در تمام سطح بدن دیده میشود. پشت گوشها سیاه است و لکه سفیدی در وسط آن وجود دارد. ببر خزر شباهت زیادی به ببر بنگال داشت ولی نوارها به پهنی آن نیست و رنگ پهلوها نیز قهوهای تر است. موهای بدن در فصل زمستان رشد زیادی دارد و موهای صورت مانند ببر سوماترا بلند است.قادر است 10 متر به صورت افقی بپرد. برخلاف اغلب گربه سانان به آب تنی علاقه زیادی دارد. گاهی اوقات ساعات گرم روز را در آب میگذراند. او قادر است دهها کیلومتر در آب شنا کند.
ببر مازندران در فرهنگ ایران [ویرایش]
ببر در فرهنگ کشورهای هند و چین نقش بسیار پر رنگی دارد. ببر به نوبه ی خود در فرهنگ و تاریخ ما نقش داشته است . در ادبیات ما همیشه از ببر به عنوان نماد شجاعت و نیرومندی یاد می شود. فردوسی در اثر جاودانه ی خود شاهنامه ، از عنوان ببر کم و بیش استفاده کرده است.
منابع [ویرایش]
| اطلاعات مرتبط در ویکیگونه: Panthera_tigris_virgata |
- از دانشنامهٔ رشد
- ↑ The Caspian Tiger
- ↑ 10 Most Amazing Extinct Animals - Oddee.com
- ↑ «انجیاو یوزپلنگ ایرانی». بازبینیشده در ۱۵ خرداد ۱۳۸۸.
- ↑ [دنیای اقتصاد]. «ببر مازندران وارد میشود.» (فارسی). روزنامهٔ دنیای اقتصاد، ۳۰ فروردین ۱۳۸۹. بازبینیشده در ۳۰ فروردین ۱۳۸۹.
- ↑ [پول]. «احیای نسل ببر هیرکانی غیرممکن است.» (فارسی). روزنامهٔ پول، ۳ اسفند ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۳ اسفند ۱۳۸۸.
- ↑ [پول]. «احیای نسل ببر هیرکانی غیرممکن است.» (فارسی). روزنامهٔ پول، ۳ اسفند ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۳ اسفند ۱۳۸۸. «به اعتقاد من کاری که صورت گرفته یک کار باغ وحشی است و اصلاً در حد وظایف سازمان محیط زیست نبوده و بهتر این بود که یک باغ وحش این ببرها را میخرید وآنها را به مردم نمایش میداد که البته با توجه به اینکه ببر یک گونه در معرض خطر جهانی است خرید و فروش آن هم ممنوع است اما میتوان آنها را همین حالا به باغ وحش داد.»
- ↑ [پول]. «احیای نسل ببر مازندران غیرممکن است.» (فارسی). روزنامهٔ پول، ۳ اسفند ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۳ اسفند ۱۳۸۸. «مبادله پلنگ ایرانی و ببر سیبری ارتباطی با فعالیتهای زیستمحیطی نداشته و یك عمل تبلیغاتی و دیپلماتیكی است. ایران هیچوقت ببر سیبری نداشته و ببر هیركانی بومی ایران است كه منقرض شده و امضای چنین توافقنامههایی اقداماتی نمایشی است كه ریشه در تبلیغ روابط دیپلماتیك دوطرفه دارد و هیچ سودی برای محیطزیست منطقه ندارد.»
- ↑ علت مرگ ببر سيبري «مشمشه» اعلام شد، ایسنا، 1389/10/15
- ↑ بی بی سی