ریچارد فرای

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ریچارد نلسون فرای

سخنرانی پروفسور ریچارد نلسون فرای در تالار رویس دانشگاه UCLA
زادروز ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۰(۱۹۲۰-01-۱۰) (۲۱ دی ۱۲۹۸)
بیرمنگهام، آلاباما
درگذشت ۲۷ مارس ۲۰۱۴ (۹۴ سال) (۷ فرودین ۱۳۹۳)
بوستون، ماساچوست
پیشه ایران‌شناسی
گفتاورد اعراب به زودی قدرت ایران و زبان فارسی در شکل‌گیری تمدن اسلامی را خواهند فهمید. شاید آنها آرزو کنند که گذشته را فراموش کنند، ولی این کار پاک کردن جوهره پایه‌های روحانی، اخلاقی و فرهنگی خودشان است. بدون میراث گذشته و احترام به آن، شانس کمی برای پایداری و رشد مناسب وجود دارد.[۱]
وبگاه
www.richardfrye.org

پرفسور ریچارد نلسون فرای (به انگلیسی: Richard Nelson Frye) در تاریخ ۱۰ ژانویه ۱۹۲۰در آمریکا متولد شد و در ۲۷ مارس ۲۰۱۴ جهان را بدرود گفت. او متخصص برجستهٔ ایران‌شناسی ,شرق‌شناس و استاد بازنشستهٔ دانشگاه هاروارد بود. او به زبان‌های فارسی، عربی، روسی، آلمانی، فرانسوی، پشتو، ازبک و ترکی مسلط بود[۲] و با زبان‌های اوستایی، پهلوی و سغدی آشنایی کامل داشت.[نیازمند منبع]

فرای بیش از ۷۰ سال از زندگی‌اش را صرف مطالعه و پژوهش درباره تاریخ و فرهنگ فلات ایران کرد و یکی از آخرین بازماندگان نسل ایران‌شناسان و شرق‌شناسانی چون آرتور کریستین‌سن و آرتور پوپ، رومن گیرشمن و پروفسور آلبرت امستد بود که شرق‌شناسی را در دانشگاه‌های جهان بنیان گذاشتند و تألیفات بسیاری درباره فرهنگ و هنر و تاریخ ایران داشتند.

مرگ وی به دلیل وصیتش مبنی بر دفن کردنش در حاشیه زاینده‌رود اصفهان جنجال‌هایی را در ایران از سوی اصولگرایان به همراه داشت.[۳] البته بعدها اخباری از زبان دوستان (افشین زند) این ایرانشناس آمریکایی منتشر شد که می‌گفت، او در سه هفته آخر عمر ترجیح می داده تا در یزد یا شیراز هم دفن شود.[۳][۴] خانواده ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس برجسته، سرانجام پس از ۷۳ روز بلاتکلیفی جنازه او را سوزانند.[۵] با وجود موافقت دو رییس‌جمهور وقت ایران با این پیشنهاد (دفن در اصفهان) پرونده‌ی دفن فرای در ایران با سوزاندن پیکر او بسته شد.[۶]

زندگی[ویرایش]

او در خانواده‌ای سوئدی‌تبار در ایالت آلاباما زاده شد و بعد به همراه خانواده به ایالت ایلینوی نقل مکان کرد. در دوران نوجوانی با مطالعه داستان‌های تاریخی به شرق و تاریخ آن علاقه‌مند شد و به همین سبب هم‌زمان با تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاه ایلینوی، در رشته تاریخ نیز به تحصیل پرداخت و زبان عربی و ترکی و هنرهای اسلامی را آموخت. در آن‌جا با آلبرت اومستد آشنا شد و مجذوب سخنان او درباره کشفیات جدید موسسه شرق‌شناسی در تخت جمشید شد و مطالعات خود را در این زمینه دنبال کرد. پس از گذراندن دوره‌های چین‌شناسی و باستان‌شناسی چین و ژاپن، نزد محمد سمسار که کارشناس فرش در گمرک آمریکا و دارای مدرک دکترا از دانشگاه پنسیلوانیا بود زبان فارسی آموخت. فرای به کمک او کتاب «تاریخ بخارا» اثر نرشخی را ترجمه کرد و همین تبدیل به رساله دکتری وی در دانشگاه هاروارد شد. در سال‌های ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ به ایران و افغانستان و هند سفر کرد و در این سفرها به آثار باستانی علاقه وافری یافت. در سال ۱۹۴۶ با ارائه ترجمه کتاب تاریخ بخارای از انجمن بورسیه‌های دانشگاه هاروارد بورسیه شد و در دانشکده مطالعات مشرق‌زمین و آفریقا در لندن به تحصیل زبان سغدی و پهلوی پرداخت و پس از بازگشت به هاروارد شروع به تدریس انسان‌شناسی و تاریخ و مذاهب خاورمیانه کرد و هم‌زمان زبان ارمنی را آموخت. به سبب تلاش وی برای ایجاد کرسی تدریس زبان ارمنی و ارمنی‌شناسی در دانشگاه هاروارد، لقب «ارمنی افتخاری» را دریافت کرد.

فرای دارای همسری ایرانی-آشوری به نام عدن نبی[۷] بود و فرزندان وی به موجب علاقه به ایران، دین خود را به زرتشتی تغییر داده بودند.[۸] وی در ۹۱ سالگی و در مرداد ۱۳۸۹ (ژوئیه ۲۰۱۰) از سوی محمود احمدی‌نژاد قول خانه‌ای تاریخی و مجلل در اصفهان برای زندگی در ایران تا پایان عمرش را دریافت کرد.[۹][۱۰] اما در عمل هرگز آن وعده تحقق نیافت.[۱۱] رسول جعفریان گفته است که خانه ریچارد فرای برای تبدیل به هتل سنتی از طرف دولت به شخص دیگری فروخته شد.[۱۲]

ریچارد نلسون فِرای،، روز پنجشنبه ۲۷ مارس ۲۰۱۴ (هفتم فروردین ۱۳۹۳) در سن ۹۴ سالگی در شهر بوستون درگذشت.[۱۳] فرای در وصیتش خواسته بود پس از مرگش در اصفهان و در کنار رودخانه زاینده رود نزدیک آرامگاه پروفسور آرتور پوپ شرق‌شناس معروف به خاک سپرده شود.[۱۴] ولی آن نیز عملی نگشت و کشور تاجیکستان در عوض از خاکسپاری دکتر فرای در خاک خود خبر داد..[۱۵] روزنامه کیهان در این میان فرای را یک مامور سازمان سیا و مخالف حکومت جمهوری اسلامی ایران می‌نامد، آوردن جسد ایشان به اصفهان را تلاشی توسط «حلقه انحرافی» خواند.[۱۶]

فعالیت‌های ایران‌شناسی[ویرایش]

ریچارد فرای در نزد رومن گیرشمن در خرابه‌های باستانی شوش در سال ۱۹۶۶

تلاش‌های او منجر به ایجاد کرسی تدریس مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا شد و او به عنوان اولین استاد کرسی مطالعات ایرانی منصوب شد. بعدها آن‌جا را به قصد هاروارد ترک کرد و این سمت پس از او به احسان یارشاطر محقق ایرانی واگذار شد. در دانشگاه هاروارد صدرالدین آقاخان دانشجوی فرای در رشته تاریخ ایران بود. فرای نامه‌ای به پدر او که رهبر بزرگ فرقه اسماعیلیه بود، نوشت و آقاخان در پاسخ موافقت کرد هزینه یک کرسی تدریس مطالعات ایرانی در هاروارد را بپردازد. هم‌چنین یکی از برجسته‌ترین کارهای فرای در هاروارد تأسیس «مرکز مطالعات خاورمیانه» بود. او یکی از بنیادگذاران «مرکز مطالعات خاورمیانه» در تهران و مدتی هم مشاور کتاب‌خانه پهلوی بود و نخستین مدرسه تابستانی مطالعات ایرانی را در دانشگاه شیراز سازمان داد. وی سال‌ها در ایران در سازمان‌دهی کنگره‌های ایران‌شناسی سهیم بود و در خارج از ایران نیز با دانشگاه‌هایی که علاقه‌مند به مطالعات ایران و آموزش زبان فارسی بودند همکاری داشته‌است. این ایران شناس پُرکار درباره ی دوره های گوناگون تاریخ ایران از جمله تاریخ هخامنشیان، پارتیان٬ ساسانیان، سامانیان و تیموریان کتاب و مقاله دارد. وی همچنین در ادیان ایرانی (میترایی٬ زروانی٬ زردشتی، مانوی و مزدکی) تحقیق کرده و نقدهایی نوشته است. او در پژوهش های خود به انواع منابع تاریخی ایران٬ از سنگ نوشته ها و سکه ها گرفته تا متون اوستایی و پهلوی٬ توجه داشته است.

فرای گذشته ی ماوراء‌النهر را بیشتر از هر کس دیگر می شناخت و در منطقه از اعتبار و وجهه ی علمی بالایی برخوردار بود. فعالیت ها و آموزش های فرای که بر بنیان های فرهنگی ایرانی در آسیای میانه تاکید می کرد را می شود از مهم ترین عواملی دانست که ساکنان این مناطق را با ریشه های فرهنگی ایرانی خود پیوند داد.. وی در کتب و مقالات پر شمار درباره ی سهم ایرانیان در تاریخ آسیای مرکزی فراوان قلم زده، تا آنجا که می توان گفت دست نوشته های او در باب تاریخ ایران بیشتر معطوف و متمایل به صفحات شرقی فلات ایران تا حدود دشتهای مرغزاری(سبزه زار) ایران نشین آسیای داخلی می شد..

فرای در مقاله ی «فر کیانی در ایران باستان» به اعتقاد ریشه دار شاهان ایران باستان به حمایت ایزدی و تایید الهی، اشاره می کند و در مقاله ی کوتاهی که در آن با استناد بر نقاشی «جیمز موریه» از ویرانه یی را که پنداشته می شد آتشکده ی «بیشابور» بوده است، ثابت کرد این بنا دارای سقف بوده و آتشکده یی روباز نبوده است. در این نقاشی در بالای دیوارهای بنا پنجره های وجود داشت که اکنون، باقی نمانده است؛ وی با بررسی تلاش های پیشین برای خواندن «کتیبه گور کوروش»، اثبات کرد که این متنی است به زبان پارسی باستان و خط آرامی که به فرمان یکی از آخرین پادشاهان هخامنشی تهیه شده است. نلسون فرای از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰ عضو افتخاری سازمان پرشن گلف آنلاین بود و همواره با ارسال نامه به تحریف کنندگان از نام خلیج فارس دفاع نمود..[۱۷][۱۸][۱۹]

جوایز[ویرایش]

فرای بخاطر زحمات و پژوهشهای شرق شناسی و ایران شناسی از مراکز مختلف جوایز متعددی دریافت نموده است. در ایران نیز در چند مناسبت مورد تقدیر قرار گرفته است. در ۲۸ آذر ۱۳۸۲ خورشیدی آیین گرامیداشتی به مناسبت پنج دهه خدمات خستگی ناپذیر پروفسور فرای برجسته ترین ایران شناس جهان به همت «جامعه بین‌المللی فرهنگ ایرانی» و «انستیتوی آمریکایی مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا» بر‌گزار شد. وی در سال۱٣٨٣، سیزدهمین جایزه ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار یزدی، را دریافت کرد. در نوزدهمین جشنواره بین‌المللی خوارزمی در سال ۱۳۸۴ از وی به عنوان میهمان افتخاری جشنواره و به پاس تلاش‌های وی در شناساندن هر چه بیشتر قلمرو فرهنگی و تاریخی ایران و ایرانیان تقدیر شد.

شادروان دهخدا به سبب علاقه‌مندی فرای به ایرانی شناسی، به او لقب «ایران دوست» داد. و فرای در امضای خود این لقب را افزود.[۲] فرای همواره یکی از مدافعان نام خلیج فارس بوده است..[۲۰]

مقاله‌ها[ویرایش]

از میان مهم‌ترین مقالات وی در زمینه تمدن ایران می‌توان به سه مقاله اشاره کرد. مقاله «فر کیانی در ایران باستان» که به اعتقاد ریشه‌دار در شاهان ایران باستان به حمایت ایزدی و تائید الهی، اشاره می‌کند و مقالهٔ کوتاهی که در آن با استناد بر نقاشی جیمز موریه از ویرانه‌ای را که پنداشته می‌شد آتشکده بیشابور بوده، ثابت کرد این بنا دارای سقف بوده‌است و آتشکده روباز نبوده‌است در این نقاشی در بالای دیوارهای بنا پنجره‌های وجود داشت که اکنون باقی نمانده‌است. و مقاله‌ای دیگر که «سنگ‌نبشته آرامی گور کوروش» نام داشت. فرای با بررسی تلاش‌های پیشین برای خواندن این کتیبه، اثبات کرد که این متنی است به زبان پارسی باستان و خط آرامی که به فرمان یکی از آخرین پادشاهان هخامنشی تهیه شده‌است.[نیازمند منبع]

آخرین نامه فرای[ویرایش]

ظاهرا ریچارد فرای قبل مرگ پیش‌بینی می‌کرد خانواده‌اش بر سر اجرای وصیت او در ایران با چالش مواجه شوند. افشین زند، پژوهشگر مستقل دانشگاه هاروارد و دوست ریچارد فرای که پروژه مشترکی با فرای تحت عنوان «توماس جفرسون و کوروش کبیر» انجام داده، درباره آخرین روزهای عمر دوست و همکارش اظهارنظر کرد.

زند، ۱۷ آوریل (۲۸ فروردین) در مورد آخرین روزهای عمر این ایران‌شناس نوشت:

«او در روزهای آخر عمرش چندان نمی‌توانست به‌وضوح و راحتی صحبت کند. فقط توانست یکی دو هفته قبل از مرگش به دشواری چند کلمه بر زبان بیاورد. قبل از آن، او دچار اختلال زبانی شده بود اما امکان درک نیمی از صحبت‌ها و جملاتش وجود داشت. او دو هفته قبل از مرگش به من راجع به کتابی که با هم راجع به کوروش و جفرسون قرار بود بنویسیم، صحبت کرده بود.»

[۲۱]

من جاسوس نیستم[ویرایش]

افشین زند، در تاریخ ۱۲ اکتبر ۲۰۱۰، نامه‌ای از فرای تحت عنوان «درباره مرگ و خاکسپاری» در اصفهان دریافت کرد. در بخش‌هایی از نامه آمده است: «من جاسوس نیستم. ایرانی‌ها مرا خوب می‌شناسند. سابقه من مشخص است. همه‌چیز از زمانی شروع شد که به‌عنوان مدیر موسسه آسیا در دانشگاه پهلوی آن زمان (دانشگاه شیراز) فعالیت می‌کردم، موسسه‌ای که توسط آرتور اپهام پوپ در نیویورک بنا شده بود. آن زمان زندگی من در شیراز و فعالیتم در ارتباط با آسیا و ایران، شناخت مرا از فرهنگ و تمدن این کشور بیشتر کرد و سال‌ها زندگی در ایران، عشق مرا به این کشور فزونی بخشید. به‌همین‌دلیل تصمیم گرفتم برای تکمیل عشقم به ایران، بعد از مرگم در ایران دفن شوم، اگرچه متولد سوئد هستم اما بیشتر از هر جای دیگر، به ایران احساس تعلق می‌کنم و فکر می‌کنم این حق زیادی نباشد. اصفهان، بیشتر از سایر شهرهای ایران، مورد علاقه من قرار گرفت؛ شهری که سال‌ها پایتخت صفویه بود و سرشار از نمادهای ایرانی و اسلامی است.»

در ادامه نامه آمده است: «درست زمان ریاست‌جمهوری خاتمی بود که درخواستم برای دفن‌شدن در کناره زاینده‌رود را دوباره مطرح کردم و ایشان نیز استقبال کردند و شهردار وقت اصفهان و استاندار آن زمان اصفهان نیز موافقت کردند که این اتفاق بعد از مرگم صورت گیرد. زمان رئیس‌جمهوری احمدی‌نژاد نیز او حتی خانه‌ای در اصفهان به من بخشید که این حق را به من داد تا آخر عمر در اصفهان زندگی کنم و من هشتم آگوست ۲۰۱۰ به اصفهان آمدم. اتهام اینکه برای سیا فعالیت می‌کردم و چیزهای دیگر شبیه این را قویا رد می‌کنم.»[۲۲]

مرگ فرای و حاشیه‌های آن[ویرایش]

ریچارد فرای در ۸ فروردین ۱۳۹۳ درگذشت. وی اعلام کرده‌بود که پس از مرگش، او را در حاشیه زاینده رود اصفهان دفن کنند که این وصیت وی جنجال‎هایی در ایران از سوی اصولگرایان همراه داشت و فرای را جاسوس آمریکا معرفی کردند.[۲۳]

به گفتهٔ سایت انتخاب، در صورتی که دولت ایران موفق به انتقال پیکر وی به اصفهان و دفن وی در کنار زاینده رود نشود؛ امکان دفن وی در شهر دوشنبه تاجیکستان در پی درخواست انتقال پیکر دکتر فرای توسط دولت این کشور به شهر دوشنبه وجود دارد.[۲۴][۲۵]

حجت‌الاسلام احمد سالک نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی خواستار مخالفت رئیس‌جمهور (حسن روحانی) با دفن پیکر فرای در حاشیه رود زاینده‌رود شد و گفت:

فرای و استاد وی از سارقین میراث فرهنگی در کشور هستند و خودشان بارها اذعان کرده‌اند که با کارهایی که می‌کردند مردم کشورهایی که در آن فعالیت می‌کردند ناراحت کردند.[۲۶]

از طرفی علی مطهری نیز از دولت خواست به تعهداتش عمل کند و اجازه دفن ریچارد نلسون فرای را در اصفهان بدهد. علی مطهری تاکید کرد:

ریچارد نلسون فرای ایران‌شناسی بزرگ است و آثار و علاقه بسیاری نسبت به ایران و تاریخ آن دارد. در واقع به‌همین دلیل نام ایرانی «ایران‌دوست» را برای خود برگزید.[۲۷][۳]

محمدتقی رهبر، امام‌جمعهٔ اصفهان، فرای را «زبالهٔ غربی» خواند و گفت «مردم اصفهان اجازه چنین کاری را به مسئولان نخواهند داد که جنازه یک فرد جاسوس سیا در اصفهان دفن شود.»[۲۸] از سوی دیگر عده‌ای در اصفهان تجمع اعتراض آمیز نسبت به تدفین ریچارد فرای در کنار رودخانهٔ زاینده‌رود بر‌گزار کردند و بر در و دیوار آرامگاه پروفسور آرتور پوپ — مورخ شهیر آمریکائی — و همسرش شعارهای نوشتند و خواستار تخریب آن شدند.[۲۹]

عدن نبی، همسر ایرانی‌آسوری فرای، در واکنش به این که گفته شد همسرش جاسوس سیا بوده جوابیه‌ای منتشر کرد و گفت که شوهرش هیچ‌گاه از سیا، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، پول نگرفته است. وی یادآوری کرد که فعالیت‌های "جاسوسی" فرای محدود به جنگ جهانی دوم و علیه آلمان نازی بوده است؛ موضوعی که پنهان نبوده و در نوشته‌های خود ریچارد فرای آمده است.[۳۰]

وزارت اطلاعات در سال ۱۳۷۶ کتابی با عنوان هویت منتشر کرده است که در صفحه ۱۳۱ این کتاب که توسط انتشارات حیان به چاپ رسیده، درباره ریچارد فرای آمده است:

«ریچارد فرای چندی پیش به دعوت و تلاش برخی روشنفکران داخلی به ایران سفر کرد و در طول اقامت خود در تهران با استفاده از برخی عناصر نا آگاه اقدام به جمع آوری گسترده اطلاعات محرمانه کرد. ریچارد فرای که همکاری به ظاهر علمی او با سیا امری آشکار است در این سفر تا آنجا پیش رفت که حتی برای جذب برخی مدیران اجرایی و آموزشی کشور اقدام کرد که البته این تلاش با برخی هوشیاری‌ها ناکام ماند.»

[۳۱]

کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در ۱۸ فروردین در نامه‌هایی جداگانه خطاب به حسن روحانی رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه، و استاندار اصفهان از افراد یاد شده خواسته بود تا اجازه حمل پیکر ریچارد فرای به ایران و دفن آن در کنار مزار آرتور پوپ، در شهر اصفهان را صادر نمایند. وی در نامه خود یادآور شده بود:

« چند سال پیش، پس از آنکه شادروان ریچارد فرای اینجانب را وصی خود قرار داد، در معیت ایشان به اصفهان رفتیم و ضمن مذاکره با استاندار وقت آن شهر، مقرر شد پیکر ایشان پس از مرگ، در اصفهان و کنار مزار آرتور پوپ دفن گردد.»

کاظم موسوی بجنوردی در انتهای نامه خود ذکر کرده بود این مرکز (دائرةالمعارف بزرگ اسلامی) ساخت مقبره‌ای کوچک و مناسب برای ریچارد فرای را تقبل خواهد کرد.[۳۲] موسوی بجنوردی خطاب به سیدعلی خامنه‌ای، رهبر ایران:

"به ایشان گفتم که اگر با آوردن پیکر فرای به ایران موافق نیستند، این قضیه را اعلام کنند؛ ولی اگر موافق هستند، سفارش کنند تا این بحث کاملاً فرهنگی، سیاسی نشده و به ضرر ایران تمام نشود."

[۳۳]

در نامه‌ای که از سوی محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران خطاب به محمد نهاوندیان، رئیس دفتر رئیس‌جمهوری نوشته شد، به اعلام آمادگی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در مورد تحویل پیکر ریچارد فرای در فرودگاه و به خاک سپاری وی اشاره شده است. ظریف در این نامه که روز (۱۳ آوریل/ ۲۴ فروردین) در خبرگزاری‌های داخلی انتشار یافت، خواست تا ضمن صدور دستور در این رابطه از سوی دفتر ریاست‌جمهوری، وزارت امور خارجه نیز در جریان امور قرار گیرد.[۳۴]

۲۷ فروردین (۱۶ آوریل) روزنامه جوان نزدیک به سپاه پاسداران به مسئولان دولتی هشدار داد که حتی اگر بتوانند ریچارد فرای را در جایی که وصیت کرده به خاک بسپارند، قادر نخواهند بود یک "گردان نیروی ویژه" را مامور جلوگیری از نبش قبر او کنند.[۳۵]

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، درخصوص وصیت فرای گفت:

"هر کس وصی ایشان است، برود به وصیتش عمل کند. دولت جدید (دولت حسن روحانی) که وصی ایشان محسوب نمی‌شود."

[۳۶]


۲۳۳ استاد دانشگاه از دانشگاه‌هایی مانند «صنعتی شریف»، «تهران»، «امیرکبیر»، «علم و صنعت»،‌ «صنعتی اصفهان»، «یاسوج»،‌ «شیراز»، «فردوسی مشهد» و ... در نامه‌ای خطاب به رییس‌جمهور حسن روحانی خواستار اجرایی شدن وصیت ریچارد فرای شدند. در این نامه خطاب به حسن روحانی آمده است:

«استاد ریچارد فرای، ایران‌شناس مشهور‌ و خدمتگزار صادق تاریخ و فرهنگ ایران که در ۶۰ سال گذشته، خدمات درخشانی در شناساندن فرهنگ و تاریخ ایران و بخصوص نقش آن در بسط تمدن اسلامی داشته است‌، اخیرا به رحمت ایزدی پیوست. بنا به وصیت آن مرحوم، قرار است پیکر او در شهر اصفهان و در کنار زاینده‌رود به خاک سپرده شود. کوشش‌های این‌گونه افراد در چند دهه‌ اخیر باعث شده است که علی‌رغم تبلیغات بسیار نامساعد رسانه‌ها‌، مفهومی به‌عنوان فرهنگ غنی ایرانی در جوامع غربی شکل گرفته و گسترش یابد، به‌طوری که حتی سیاستمداران دنیای غرب نیز همواره با احترام فراوان از فرهنگ غنی ایران یاد می‌کنند. جامعه‌ دانشگاهی ایران با توجه به سال فرهنگ، از جنابعالی و دولت محترم انتظار دارد که نسبت به اجرای وصیت‌نامه‌ی استاد ریچارد فرای با احترام و تشریفاتی که شایسته‌ آن خدمتگزار عزیز است، اقدام لازم انجام شود. طبیعی است که تعلل در این امر، نتایج ناگواری برای منافع ملی و سابقه‌ی فرهنگی کشور خواهد داشت.»

[۳۷]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

از میان کتاب‌های بسیاری که فرای درباره تمدن ایران و ایرانیان نوشته‌است می‌توان به کتاب‌های زیر به عنوان برجسته‌ترین آثار وی اشاره کرد.

  1. ترجمه تاریخ بخارا
  2. میراث باستانی ایران
  3. عصر زرین فرهنگ ایران
  4. تاریخ باستانی ایران
  5. ویراستاری جلد چهارم از کتاب تاریخ ایران کمبریج (از یورش اعراب تا زمان سلجوقیان)[۳۸]
  6. ایران بزرگ

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. R. N. Frye, The Golden Age of Persia, London: Butler & Tanner Ltd. , 1989, page 236
  2. Greater Iran, Mazda Publishers, 2005. ISBN 1-56859-177-2
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ مطهری: اجازه دفن ریچارد فرای را صادر کنید
  4. «فرای» وصیت کرده در یزد دفن شود خبرگزاری انتخاب
  5. http://www.radiozamaneh.com/155988
  6. پیکر «ریچارد فرای» سوزانده شد خبرگزاری انتخاب
  7. [http://www.entekhab.ir/fa/news/156276 همسر ریچارد فرای: همسرم جاسوس "سیا" نبوده
  8. معترضان به دفن ایران‌شناس آمریکایی به‌دنبال چه هستند؟ سلام نو
  9. «سند تفاهمنامه اهدای خانه مسکونی به ریچارد فرای تقدیم شد». بازبینی‌شده در ۲۲-۰۳-۲۰۱۱. 
  10. «اهدای منزل مسکونی به ریچاردفرآی از طرف رئیس جمهور». بازبینی‌شده در 22-03-2011. 
  11. http://www.bbc.com/news/blogs-news-from-elsewhere-26937149
  12. وعده‌ای که پوچ از کار در آمد
  13. ریچارد فِرای ایرانشناس برجسته آمریکایی درگذشت
  14. «جسدم را در کنار زاینده‌رود در نصف جهان به خاک بسپارید». بازبینی‌شده در ۲۲-۰۳-۲۰۱۱. 
  15. http://www.baharnews.ir/vdcenx8x.jh8ffi9bbj.html
  16. هم‌آوایی چند باره با حلقه انحرافی ین بار بر سر ریچارد فرای روزنامه کیهان
  17. با ایران شناسان مهربانتر باشیم
  18. [۱]
  19. [ویدیو در یوتیوب]
  20. با ایران شناسان مهربانتر باشیم
  21. «فرای» وصیت کرده در یزد دفن شود خبرگزاری انتخاب
  22. «فرای» وصیت کرده در یزد دفن شود خبرگزاری انتخاب
  23. ایرانشناس برجسته آمریکایی درگذشت
  24. تلاش برای انتقال پیکر ایرانشناس آمریکایی به تاجیکستان
  25. وصیتی که تاجیکستان ارزش آن را بیشتر از ایران می‌داند!
  26. مخالفت نماینده اصفهان با دفن ایران‌شناس آمریکایی
  27. مطهری: اجازه دفن ریچارد فرای را صادر کنید
  28. امام‌جمعه اصفهان: ریچارد فرای زباله غربی بود و نباید در ایران دفن شود
  29. پیکر ریچارد فرای، سرگردان میان ایران و تاجیکستان
  30. [http://www.entekhab.ir/fa/news/156276 همسر ریچارد فرای: همسرم جاسوس "سیا" نبوده
  31. اعتراضات به دفن “ریچارد فرای” در اصفهان همچنان ادامه دارد
  32. نامه ظریف به نهاوندیان در مورد دفن ریچارد فرای در اصفهان دویچه‌وله فارسی
  33. کسب نظر از رهبر ایران در مورد دفن جنازه ریچارد فرای
  34. نامه ظریف به نهاوندیان در مورد دفن ریچارد فرای در اصفهان دویچه‌وله فارسی
  35. کسب نظر از رهبر ایران در مورد دفن جنازه ریچارد فرای
  36. وزیر ارشاد ایران: وصی ریچارد فرای، به وصیتش عمل کند
  37. خواسته‌ 233 استاد دانشگاه از رییس‌جمهور: به وصیت‌نامه «فرای» عمل کنید خبرگزاری انتخاب
  38. «تاریخ ایران کمبریج، جلد 4، از حمله عرب تا سلجوقیان». دانشگاه کمبریج. بازبینی‌شده در 22-03-2011. 

منابع[ویرایش]

  • ع. شاپور شهبازی. «به‌مناسبت تقدیر از پروفسور ریچارد نلسون فرای میهمان افتخاری نوزدهمین جشنواره بین‌المللی خوارزمی». ترجمهٔ مرتضی ثاقب‌فر. بهمن‌ماه۱۳۸۴. 
  • ویکی‌پدیای انگلیسی