استان خوزستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: ‏۰″ ۰′ ۴۸٫۶۹۴۰°شرقی ‏۰″ ۰′ ۳۱٫۳۲۷۳°شمالی / ۴۸٫۶۹۴غرب ۳۱٫۳۲۷۳جنوب / -۴۸٫۶۹۴;-۳۱٫۳۲۷۳

خوزستان
IranKhuzestan.png
مرکز اهواز
مساحت ۶۴٬۰۵۷ کیلومترمربع
جمعیت ۴٬۵۲۱٬۰۰۰ نفر (سرشماری ۱۳۹۰)[۱]
تعداد شهرستان‌ها ۲۴ (۱۳۸۹)
منطقه زمانی IRST (گرینویچ+۳:۳۰)
-تابستان (دی‌اس‌تی) IRST (گرینویچ+۴:۳۰)
زبان(های) اصلی فارسی، عربی خوزستانی، گویش بختیاری، لری، شوشتری، دزفولی، بهبهانی

استان خوزستان با مساحت ۶۴٬۰۵۷ کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران در جوار خلیج فارس و اروندرود (شط العرب) قرار دارد و مرکز استخراج نفت ایران است. شهر اهواز مرکز استان خوزستان است.

خوزستان از شمال به استان لرستان، از شمال شرقی و شرق به استان چهار محال و بختیاری، از شمال غربی به استان ایلام، از شرق و جنوب شرقی به استان کهگیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارس، و از غرب به کشور عراق محدود می‌شود.[۲] این استان با جمعیّت ۴٬۵۲۱٬۰۰۰ نفر (سرشماری ۱۳۹۰) دارای ۱،۰۸۳،۳۴۱ خانوار است که این تعداد شامل 793 هزار و 289 خانوار شهری و 290 هزار و 52 خانوار روستایی است.[۳] استان خوزستان در محدوده ۴۷ درجه و ۴۲ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۳۹ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ و ۲۹ درجه و ۵۸ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۵۸ دقیقه شمالی از خط استوا قراردارد.

خوزستان از جمله استان‌هایی است که در طول جنگ هشت ساله دچار آسیب و خسارت فراوانی شد. اشغال طولانی‌مدت برخی مناطق استان، موشک‌باران دایمی برخی شهرها و حملات هوایی و زمینی به شهرهای دزفول، بستان، هویزه (حویزه)، سوسنگرد(خفاجیه)، اهواز، شوش، شادگان(فلاحیه)، اندیمشک و بسیاری از مناطق دیگر، همه و همه باعث آسیب‌های فراوان به سرمایه‌های طبیعی و انسانی و زیرساخت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن شدند.

محتویات

[ویرایش] وجه تسمیه عربستان، خوزستان

نوشتار اصلی: زبان خوزی
خوزستان در نقشه‌ای از اصطخری (سدهٔ ۱۰م)
خوزستان در نقشه‌ای اثر محمود کاشغری (سدهٔ ۱۱م)

خوزستان، سرزمین مردمان خوزی یا هوزی (که استرابون و پلینیوس از آن به اسم اوکسی[۴]ذکر کرده اند)است.این استان با عیلامیان باستان و شوش[۵] باستان کم و بیش مرتبط است. نام اهواز، شوش و هویزه منعکس کننده ساکنین این منطقه در زمان عیلامیان بوده اند[۶]

ابن حوقل در کتاب خودش صورت الارض و یاقوت در مجعم البلدان از استان خوزستان نام برده اند[۷] به گفته ریچارد فرای به خاطر تاثیر قوی عرب زبان‌های مهاجر به این استان-مخصوصاً مهاجرت بنی کعب و بنی لام-از قرن ۱۶ تا ۱۹ میلادی ، نام عربستان به این استان از زمان صفویه اطلاق گردید تا اینکه در زمان رضا شاه پهلوی با نام خوزستان جایگزین شد که خط پایانی بر آرزوهای تجزیه طلبانه شیخ خزعل، رئیس قبیله کعب بود[۸]

در اواخر قرن 16 میلادی قبیله کعب از عراق به جنوب خوزستان مهاجرت کردند .در طی قرون موفقیت آمیز[۹]قبایل عرب بیشتری از جنوب عراق به خوزستان مهاجرت کرده اند. در نتیجه ، خوزستان که تا دوران اخیر عربستان نامیده می شد، به طور وسیعی عربیزه شد.[۱۰]

در دورة مشعشعیان یعنی سال ۸۴۵ هجری قمری می‌رسیم، در این دوره بخش عرب نشین را عربستان نامیدند و بخش دیگر را خوزستان می‌گفتند. اولین بار این نام در کتاب مجالس المؤمنین تألیف قاضی نورالله مرعشی شوشتری در باب نهم ذکر شد. قاضی کتاب مزبور را در سال ۹۹۳.ق آغاز و در سال ۱۰۱۰.ق آن را به پایان رساند.
از این به بعد در کتب تاریخی نامی از اهواز نیست و نام عربستان جایگزین آن شد. مرکز عربستان، بزرگترین شهر آن منطقه یعنی حویزه [۱۱] و مرکز خوزستان، شوشتر بود. نادرشاه افشار در سال ۱۱۵۰.ق دزفول و شوشتر را جزء عربستان کرد. [۱۲] و آن شهر را حاکم نشین سراسر خوزستان گردانید [۱۳]
از این تاریخ به بعد سراسر آن سرزمین به نام عربستان خوانده شد. [۱۴] واژه عربستان، واژه‌ای فارسی است و از ترکیب عرب + ستان تشکیل یافته و از آنجایی که در زبان فارسی «ستان» پسوند مکان و به معنی محل استقرار قومی یا مردمی می‌باشد. [۱۵]
این نام برای تمایز بخش عرب نشین خوزستان از بخش غیرعرب نشین آن در آن دوره انتخاب شده بود. [۱۶] مانند کردستان، بلوچستان، لرستان، که هر کدام به معنی محل استقرار کردها و یا محل استقرار بلوچ‌ها و یا محل استقرار لرهاست. [۱۷] میرزا صادق نامی تاریخ نگار زندیه در شرح حرکت کریم خان زند به این دیار، نام خوزستان و عربستان را پشت سر هم آورده‌است. [۱۸] مؤلف فارس نامة ناصری ضمن ذکر نام هر دو پس از نام عربستان، کلمة عجم را به آن افزوده‌است. [۱۹] در دورة قاجار نام عربستان در احکام و فرامین دولتی وارد شده و همه جا از کلمه عربستان استفاده می‌شد، چنانکه شاهزاده حشمت الدوله حکمران خوزستان و لرستان در سال ۱۲۹۳.ق در نامه‌ای به شیوخ قبیلة بنی ساله به تاریخ ربیع الاول ۱۲۹۳.ق خود را حاکم ایالت عربستان و لرستان می‌نامد. [۲۰] در زمان مظفرالدین شاه نه تنها در کتب تاریخی مانند افضل التواریخ مظفری و منتخب التواریخ مظفری بلکه حتی در روزنامه‌های این عهد و در روزنامه دولتی دیگر به ندرت به نام خوزستان برمی خوریم و همه جا کلمه عربستان بر سراسر خوزستان اطلاق می‌شد. [۲۱]
تاریخ نگاران و پژوهشگران خارجی نیز به تبع مورخان و روزنامه‌های آن دوره، این منطقه را عربستان نامیده‌اند. سرپرسی سایکس، [۲۲] لرد کرزن، [۲۳] کلمان هور، [۲۴] نیبور، لایارد، لوریمرر، دیالافوا، هنری فیلد و دیگران همین نام را درکتاب خود ذکر کرده‌اند. بر همین اساس حاج عبدالغفار نجم الملک که در سال ۱۲۹۹.ق برای برآورد سد اهواز از سوی ناصرالدین شاه به این خطه مأمور شد، سفرنامة خود را به نام سفرنامه عربستان به رشته تحریر درآورد. [۲۵]

پس از آن و در دورة قدرت شیوخ آلبوکاسب و به ویژه در عهد شیخ خزعل این نام همچنان به کل خوزستان اطلاق می‌شد، اما باید توجه داشت که خوزستان یا عربستان آن دوره کمی کوچکتر از خورستان فعلی است. در آن دوره شهرستان‌های بختیاری نشین شامل ایذه، مسجد سلیمان و بخش‌های اطراف آن‌ها و همچنین شهرستان بهبهان جزء خوزستان نبودند. تا سال ۱۳۰۳ هجری شمسی (۱۳۴۲ قمری) وضع بر همین منوال بود، در این سال پس از خاتمه دادن بـه حکومت شیخ خزعـل، حکومت مرکـزی، نام عربستان را به کلی از فرمان‌ها و مکاتبات دولتی حذف کرد و طی ابلاغیه‌ای خطاب به مردم خوزستان که در حقیقت فرمان ابطال نام «عربستان» و جایگزینی نام «خوزستان» بود نام عربستان را بطور کلی ممنوع کرد. [۲۶]

«ابن منظور» به سال ۷۱۱ ه.ق. در «لسان العرب» اشاره دارد: و الخوز جیل من الناس، اعجمی معرب، یعنی: «خوز» قوم یا قبیله‌ای از مردم عجمند. از سوی دیگر «خوز» را به معنی «شکر» و «نیشکر» نیز معنا می‌کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه‌ای برای رشد این گیاه داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می‌داده‌است.

در کتاب «مجمع التواریخ و القصص» خوزستان به نام «حجوستان» و «حبوجستان و اجار» آمده‌است که به نظر می‌آید، برگرفته از زبان پهلوی با عناوین «حبوجستان» و حوجستان است. همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان « بختیاری » برای ادای حرف «خ» از «ح» نیز بهره می‌گیرند. بنابراین واژگان «اوج»، «هوز»، «هوج»، «حوز» و «خوز» در سیر تحول و تطور لفظی با پسوند «ستان» و «اوجستان» به تدریج بر اثر سایش تلفظ، از «هوجستان» به «خوزستان» تغییری یافته‌است.در متون پارتی نیز واژه هوزستان اشاره به همان نام خوزستان در دوران نوین دارد.[۲۷]

در گویشهای فارسی باستان و زبان پهلوی «او» به «هو» قابل تغییر است؛ مانند «اورمزد» - «هورمزد» و «اوشمند» - «هوشمند» همچنانکه «هورداد و حورداد» را «خرداد» و «خورتات» نیز گفته‌اند. البته تا سالهای اخیر این اسامی را با حرف (ح) نیز می‌نوشته‌اند. از سوی دیگر «یاقوت حموی» واژه «خوز» را با نامهای «خوز» و «هوز» و «اهواز» و «هویزه» هم ریشه می‌داند. «اهواز» محرف واژه «اواز» و «اوجا» نیز هست که در کتیبه داریوش بیستون آورده شده و این نام در کتیبه نقش رستم «خواجا» یا «خوجا» حک شده که هزار سال پیش، مرکز حکومت نشین استان خوزستان بوده‌است. پس از هخامنشی، در دوران اشکانی، ساسانی و تمام دوران اسلامی شوشتر مرکز حکومتی خوزستان بوده‌است. در سال ۱۳۰۳ در پی شیوع بیماری وبا در شوشتر مرکز حکومتی خوزستان به اهواز منتقل شد و تا کنون نیز اهواز است.

در شاهنامهٔ فردوسی به تصحیح جلال خالقی مطلق از این خطه با نام خوزیان یاد شده‌است. برای نمونه:

بشد تیز با لشکر خوزیان برآن سود جستن سرآمد زیان[۲۸]
وزان پس بر کشور خوزیان فرستاد بسیار سود و زیان[۲۹]
همی‌رفت تا کشور خوزیان ز لشکر کسی را نیامد زیان[۳۰]

[ویرایش] اقتصاد و منابع طبیعی

در سال ۱۳۰۸ خورشیدی نخستین چاه نفت ایران توسط گروهی بریتانیایی به سرپرستی ویلیام ناکس دارسی در شهر مسجد سلیمان در خوزستان حفر و نفت از آن استخراج شد. این چاه که به «چاه شماره یک» مشهور است، نخستین چاه نفت در جهان است که از آن در مقیاس صنعتی نفت استخراج شده، و اولین گام در تاسیس صنعت نفت ایران و شرکت نفت انگلوپرشین بوده‌است. چاه شماره یک هم‌اکنون بصورت موزه تحت مدیریت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ایران (NISOC) اداره می‌شود. استان خوزستان غنی‌ترین استان ایران در زمینه‌ٔ منابع نفت و گاز است که در حال حاضر عمدهٔ درآمد کشور از راه صدور این دو محصول طبیعی حاصل می‌شود.

اهواز، مرکز صنایع پخش نفت و گاز در خوزستان و لرستان است. پالایشگاه آبادان و پتروشیمی بندر امام خمینی و پتروشیمی ماهشهر از جمله صنایع وابسته به نفت در این استان هستند.

کارخانجات ذوب و فولادسازی و محصولات آهنی و فولادی و لوله‌سازی از جمله صنایعی هستند که تأثیر به سزایی در اقتصاد منطقه و استان دارند. از جملهٔ این مجموعه‌ها می‌توان به لوله‌سازی خوزستان، گروه ملی صنعتی فولاد ایران، شرکت فولاد خوزستان، نورد کاویان اشاره کرد.

تا چندی پیش قابلیت کشتی‌رانی تجاری در رود کارون تا بندری در شهر اهواز وجود داشت و بخشی از بار ترانزیت تجاری از این راه منتقل می‌شد. اما در پی عدم رسیدگی این کاربرد درحال حاضر منتفی است و کشتی‌رانی تجاری عملاً انجام نمی‌گیرد. بندرهای آبادان و خرمشهر (با دسترسی از رود بهمن‌شیر) و ماهشهر و امام خمینی پیش از جنگ ایران و عراق از لحاظ تجاری اهمیت فراوانی داشتند و مجموعهٔ این بنادر با خط آهن خرمشهر-تهران مسیر پر اهمیتی برای حمل و نقل تجاری بود، اما در طول جنگ هشت ساله آسیب فراوانی دیدند و عملاً مخروبه و متروکه شدند و امروز با روندی بسیار کند به کسری از وضعیت سابق خود نزدیک می‌شوند.

آب فراوان رودهای کارون، کرخه و هندیجان، جراحی، مارون، اروند و دز که اکثراً جزو پرآب‌ترین رودهای ایران هستند و ساختار جلگه‌ای استان خوزستان، قابلیت بالقوه‌ٔ کشاورزی فراوانی در آن ایجاد کرده‌است. جدا از کشاورزی سنتی و نیمه مکانیزهٔ محصولات سنتی (مثل برنج، گندم، مرکبات و صیفی‌جات)، نیشکر هم به صورت صنعتی در قالب طرح توسعه نیشکر و صنایع جانبی استان خوزستان در ابعاد جغرافیایی وسیعی کاشته شده و مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

از جمله صنایع جانبی قدیمی نیشکر در خوزستان، مجتمع کاغذسازی هفت‌تپه‌است که از دیرباز با استفاده از ضایعات نیشکر به تولید کاغذ می‌پردازد.

[ویرایش] خوزستان در دوران باستان

«خوزستان» در دوران باستان، به‌ویژه، در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم می‌شد: بخش‌های شمال و شمال شرقی که انشان (انزان) نام داشت و سرزمینهای باصفا و کوهستانها و جنگلهای فراوانی را شامل بود، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه‌ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه‌ای سرسبز و پرآب بوده که به قاره‌ای کوچک و مستعد می‌مانست. بخش‌های جنوبی که «عیلام» نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و بشدت تحت تأثیر فرهنگ «میان‌رودان» بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می‌شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است.

«استرابون» جغرافی‌دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه‌های جهان می‌داند. زیرا رودخانه‌های زیادی این دشت را آبیاری می‌کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می‌ساخته‌است. شاید بر همین اساس بوده که عده‌ای بر این باورند که نام این سرزمین «هند» یا «اند» بوده که به معنی «جایی با آب‌های فراوان» است.

درباره آبادی مرکز خوزستان در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» تألیف «ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی» جهانگردی از بیت‌المقدس آمده‌است:

« «شوشتر در همه این سرزمین، خوشتر، استوارتر و مهم‌تر از آن شهری نباشد. نهر به دور آن می‌چرخد نخلستان و باغها آن را فرا گرفته‌اند. بافندگان ماهر پنبه و دیبا در آن بسیارند از همه شهرها برتر است، اضداد را در خود جمع و در نزد جهانیان شهرت دارد. و درباره‌اش گفته‌اند آن همچون بهشتی است. باغهایش پر از ترنج و انار خوب، انگور و گلابی عالی و خرما می‌باشد. بهشت خوزستان است دیبای آن را به مصر وشام می‌برند، مردمش با خوشی عمر می‌گذرانند.»  »

همچنین در سفرنامه «ابن بطوطه» جهانگرد مراکشی می‌خوانیم:

« «سر انجام به شهر تستر (شوشتر) رسیدم که در قلمرو اتابک و سر حد بین دشت وکوهستان است. شهری بزرگ، زیبا، خرم و دارای پالیزهای نیکو و باغهای عالی است این شهر محاسن زیاد و بازارهای معتبر دارد و از شهرهای قدیمی است. در دو طرف رودخانه باغ قرار دارد و محاذی دروازه دسبول مانند بغداد و حله جسری از کشتیهای کوچک درست کرده‌اند، میوه در تستر فراوان است، خیرات و برکات این شهر بسیار و بازارهای آن در خوبی بی‌مانند می‌باشد.»  »

وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون دانشگاه جندی شاپور در این استان دال بر اهمیت و رونق این منطقه‌است که استادان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده‌است. این دانشگاه را نسطوریان مسیحی عراقی به‌نام خانواده بختیشوع ایجاد کردند. این دانشگاه پزشکی که به دستور شاپور اول (۲۴۱-۲۷۱ م) بنیان نهاده شد. توسط شاپور دوم (ذوالاکتاف) مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت. دانشمندان و شاعران بزرگی همچون ابونواس حسن بن هانی اهوازی، که از ارکان شعر عرب است، عبداله بن میمون اهوازی، نوبخت اهوازی منجم و فرزندانش، جورجیس پسر بختشوع گندیشاپوری و شاعران عرب زبان شیعی، مانند ابن سکیت و دعبل خزائی که با اشعار خود ولایت و امامت را پاس داشته‌اند و زبان به مقاومت گشوده‌اند از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی می‌کرده‌اند.

[ویرایش] شهرستان‌های خوزستان

استان خوزستان دارای ۲۴ شهرستان و۵۴ شهر و۵۲ بخش و ۱۱۲ دهستان و ۳۸۸۰ آبادی مسکونی و ۲۵۱۴ آبادی غیر مسکونی می‌باشد. نگاه کنید به: فهرست کامل شهرهای خوزستان.


شهرستان های استان خوزستان
نام‌شهرستان جمعیت زبان
شهرستان اهواز ۱۳۱۷۳۷۷ عربی، فارسی، لری بختیاری
شهرستان دزفول ۴۲۰۰۰۰ فارسی (گویش دزفولی، لری بختیاری)
شهرستان امیدیه ۸۵۱۹۵ فارسی، عربی، لری بختیاری
شهرستان اندیکا --- لری بختیاری
شهرستان اندیمشک ۱۵۴۰۸۱ لری
شهرستان آبادان ۲۷۵۱۲۶ فارسی، عربی
شهرستان ایذه ۱۹۳۵۱۰ لری بختیاری
شهرستان باغ‌ملک ۱۰۳۲۱۷ لری بختیاری
شهرستان باوی(ملاثانی) --- عربی
شهرستان ماهشهر ۲۴۶۸۰۴ فارسی، عربی، لری بختیاری
شهرستان بهبهان ۱۷۲۵۹۷ فارسی، لری
شهرستان خرمشهر ۱۵۵۲۲۴ فارسی، عربی
شهرستان دشت آزادگان ۱۲۶۸۶۵ عربی
شهرستان رامشیر ۴۹۲۳۸ فارسی، عربی
شهرستان رامهرمز ۱۲۰۱۹۴ لری بختیاری
شهرستان شادگان ۱۳۸۲۲۶ عربی
شهرستان شوش ۱۸۹۷۹۳ عربی، لری
شهرستان شوشتر ۱۸۲۲۸۲ لری بختیاری، شوشتری
شهرستان گتوند ۵۸۳۱۱ لری بختیاری
شهرستان لالی ۳۵۵۴۹ لری بختیاری
شهرستان مسجدسلیمان ۱۶۷۲۲۶ لری بختیاری
شهرستان هفتگل --- لری بختیاری
شهرستان هندیجان ۳۵۹۳۲ فارسی، عربی
شهرستان هویزه --- عربی


[ویرایش] آیین‌ها و مردم

استان خوزستان از تیره‌های گوناگون انسانی را در بر می‌گیرد. همچنین با اینکه بیشینه مردم این استان مذهب شیعه دارند، از دیرباز پیروان دیگر آیین‌ها نیز در این استان زیسته‌اند و می‌زیند. در شهر اهواز گروه اندکی صابئین(در خوزستان به آنها صُبّی می‌گویند) در کرانه رود کارون ساکنند و بیشتر به کار زرگری مشغولند.

همچنین پیروان آیین‌های کهن زرتشتی و نیز کلدانی در این استان و به ویژه شهر اهواز زندگی می‌کنند که پس از انقلاب ۵۷ از شمارشان کاسته شده‌است. در شهر آبادان شماری از ارمنیان می‌زیند. این گروه تا پیش از انقلاب جمعیت بیشتری داشتند ولی امروزه تنها چند خانوار از اینان در شهرهای آبادان می‌زیند. همچنین گروهی از پیروان آیین بهایی[نیازمند منبع] در این استان زندگی می‌کنند. پیروان دیگر آیین‌ها و مردمان دیگری نیز در اینجا می‌زیسته‌اند که امروزه به جا نمانده‌اند. تا پیش از انقلاب شماری از پیروان آیین‌های هندو و سیک و... نیز در بخش‌های صنعتی این استان می‌زیستند که امروز تنها بازمانده معبدهایشان در شهر آبادان به جا مانده‌است.

[ویرایش] میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان

فهرست میراث فرهنگی، گردشگری و دیدنیهای دوران جنگ به تفکیک شهرستان

شهرستان آبادان

شهر آبادان


شهرستان اندیکا

شهرستان اندیمشک


شهرستان اهواز

شهر اهواز


شهرستان ایذه

شهر ایذه


شهرستان باغملک


شهرستان بهبهان

شهر بهبهان


شهرستان خرمشهر

شهر خرمشهر


شهرستان دزفول

شهر دزفول


شهرستان دشت آزادگان


شهرستان رامهرمز


شهرستان شادگان


شهرستان شوش

شهر شوش


شهرستان شوشتر

شهر شوشتر


شهرستان گتوند


شهرستان ماهشهر


شهرستان مسجد سلیمان

شهر مسجد سلیمان


شهرستان هندیجان


شهرستان هویزه

[ویرایش] مشاهیر استان خوزستان

برای دیدن اهالی سرشناس این استان رده:اهالی استان خوزستان را ببینید.

[ویرایش] خوزستان در جنگ ایران و عراق

این استان از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا آخرین روز جنگ ایران و عراق همواره صحنه عملیاتهای مختلف ایران برای بازپس گیری مناطق اشغال شده توسط نیروهای ارتش عراق بود. در آغاز جنگ شهرهایی چون آبادان، سوسنگرد، دزفول، اندیمشک، خرمشهر، و اهواز که مرکز استان بود مرتبا هدف حملات موشکی و توپخانه ارتش عراق قرار داشتند.

[ویرایش] باستان‌شناسی خوزستان

نوشتار اصلی: فهرست آثار باستانی استان خوزستان

شهرستان مسجد سلیمان

شهر باستانی ایذه (آیاپیر، آنزان، انشان، مالمیر)

آبادان

  • کلیسا آبادان
  • مسسجد رنگونیها
  • موزه آبادان
  • سینما تاج آبادان
  • خانه بچاری ها

[ویرایش] منبع و پیوند به بیرون

[ویرایش] منابع

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با استان خوزستان موجود است.
  1. . http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900910000020. 
  2. «تقسیمات کشوری». پورتال وزارت کشور. بازبینی‌شده در ‎۴ تیر ۱۳۹۰. 
  3. «تقسیمات کشوری». پورتال وزارت کشور. بازبینی‌شده در ‎۴ تیر ۱۳۹۰. 
  4. uxii
  5. susiana
  6. r.m.savory,"khuzistan",Encyclopedia of islam,vol 5,page 80,brill,1986
  7. Soucek, Svat. “Arabistan or Khuzistan”. Iranian Studies (Taylor & Francis, Ltd. on behalf of International Society for Iranian Studies) 17, no. 2/3 (Spring–Summer 1984): 195–213. 
  8. Encyclopædia Iranica,"IRAN v. PEOPLES OF IRAN (1) A General Survey"
  9. succeeding centuries
  10. iranica encyclopedia,"ʿARAB iv. Arab tribes of Iran"
  11. احمد کسروی، تاریخ پانصد ساله خوزستان، ص ۱۰۸
  12. جان.ر.پری؛ «کریم خان زند (تاریخ ایران بین سالهای ۱۴۷۱-۱۷۷۹) ترجمه محمدعلی ساکی، انتشارات نشر نو، تهران، ۱۳۶۸، ص ۴۹
  13. احمد کسروی، تاریخ پانصد ساله خوزستان، ص ۱۰۸
  14. احمد کسروی، تاریخ پانصد ساله خوزستان، ص ۲۵۷
  15. غلامحسین صدری افشار، نسرین حکمی، نسترن حکمی؛ «فرهنگ معاصر فارسی امروز»، فرهنگ معاصر، تهران، ۱۳۸۱، ص ۷۳۹
  16. جهانگیر قائم مقامی، مجله یغما، سال سوم شماره ۸ آبان ۱۳۲۹، ص ۱۸۰
  17. عبدالنبی قیم، پانصدر سال تاریخ خوزستان، درباره خوزستان،
  18. میرزا محمدصادق نامی موسوی اصفهانی؛ «تاریخ گیتی گشا در تاریخ زندیه»، ناشر اقبال، تهران، ۱۳۶۳، چاپ دوم، ص ۱۳۰
  19. حاج میرزا حسن حسینی فسایی «فارس نامة ناصری»، تصحیح و تحشیه دکتر منصور رستگار فسایی، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۷، جلد دوم، ص ۹۶۶
  20. جهانگیر قائم مقامی، ص ۱۸۲
  21. جهانگیر قائم مقامی، همان
  22. سرپرسی سایکس؛ «سفرنامه سایکس»؛ ترجمه حسین سعادت نوری، انتشارات لوحه، تهران، ۱۳۶۳، ص ۲۸۲
  23. جرج ناتیل کرزن؛ «ایران و قضیة ایران»؛ ترجمه غلامحسین وحید مازندرانی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۵۰، ص ۳۸۹
  24. جهانگیر قائم مقامی، یغما، همان
  25. عبدالنبی قیم، پانصد سال تاریخ خوزستان، درباره خوزستان، انتشارات اختران، ۱۳۸۸، تهران
  26. جهانگیر قائم مقامی، همان، ص ۱۸۳
  27. [http://books.google.com/books?id=mc4cfzkRVj4C&pg=PA415&dq=parthian+inscription+khuzestan&hl=en&ei=Uz_kTZ2NIIXw0gHW2MmaBw&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=8&ved=0CE4Q6AEwBw#v=onepage&q&f=false The archaeology of Elam: formation and transformation of an ancient Iranian ... By Daniel T. Potts]
  28. شاهنامهٔ فردوسی، به کوشش جلال خالقی مطلق، دفتر دوم، داستان جنگ هاماوران، بیت ۳۳۱
  29. شاهنامهٔ فردوسی، به کوشش جلال خالقی مطلق، دفتر ششم، شاپور ذوالاکتاف، بیت ۵۵۹
  30. شاهنامهٔ فردوسی، به کوشش جلال خالقی مطلق، دفتر هفتم، هرمزد نوشین‌روان، بیت ۵۷۱
  31. . http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=64389. 
ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌ریزی
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر