مردم آمارد
| از مجموعه مقالههای: |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| از مجموعه مقالههای: |
| تاریخ گیلان |
|---|
| بخشها |
| اقوام |
| پیش از تاریخ |
| پیش از اسلام |
| پس از اسلام |
| خاندانهای حکومتگر |
| کتب تاریخی |
| مرتبط |
آمارد، اَمراد، آمار یا مرداها (به زبان سکایی: آمارد، Amard؛ به زبان پهلوی: آمویی، Amui) قومی آریایی و سکایی که در تبرستان زندگی میکردند. در کتاب گیلان (سال ۱۳۸۰) قوم آمارد قومی مستقل شناخته میشوند. شاید تاتها و دیلمیان و آموییان را بتوان فرزندان آنان دانست.[۱]. آماردها بنابر نظر ریچارد فرای (سال ۱۹۹۵) , آملی کوهرت (سال ۲۰۰۷) و دانشنامه ایرانیکا, یک قوم آریایی بودند[۲].
آماردها قومی نیرومند و جنگجو بودهاند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را بر آن نهادند. نام شهر آمل[۳] در مازندران را دگرگونشده نام آمارد دانستهاند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و «آمل» بدل شد.[۴]
محتویات |
پیشینهٔ تاریخی[ویرایش]
مردم این قبیله پیش از ورود آریاییها، در قسمتی از مازندران و گیلان کنونی زندگی میکردند. نام اصلی این قبیله آمو بود که در فارسی باستان به آمرد یا اَمرد به معنی زیانبخش و ویرانگر تبدیل شد. همچنین در برخی کتابها به آنها «مارد» نیز گفتهاند. آنها مردمی جنگجو و هنرمند بودند و با همسایگان خود در کشمکش دایمی بودند. هم اسکندر مقدونی با آنها جنگیدهاست هم فرهاد پنجم اشکانی که آنها را به سوی قفقاز در غرب دریای خزر راندهاست. برخی معتقدند شعبهای از قبیله آماردها در کنار رود جیحون میزیستهاند. نام آمو دریا از این قوم گرفته شدهاست. نام گذشتهٔ سفید رود گیلان نیز در قدیم آمرد یا آمادای بودهاست. یکی از مناطق باستانی مهم ایران که میتوان به این قوم نسبت داد تپهٔ مارلیک گیلان و تخته سنگهای کناریه رودهراز است. در آنجا هنر پیشرفته و زیبای سفالگری و زرگری آماردها برای ما به یادگار ماندهاست[۵].
عقیدهٔ مورخان[ویرایش]
دیاکونوف نام قدیم سفیدرود را آمِرد یا آماردوس ذکر میکند و مینویسد «منطقهٔ کوهستانی واقع در جنوب شرقی مسیر پایین رود ارس و نواحی مصب قزل اوزن که توسط قبایل کادوسیان و کاسپیها مسکون بوده مطیع ماد نگشته و جز آن سرزمین محسوب نمیشود[۶].[۷]
طبق تحقیقات باستانشناسی، استانهای ساحلی دریای خزر احتمالاً از ۷۵٬۰۰۰ سال پیش محل زیست انسان بودهاست. در ۱۳۳۰ ه. ش. کارلتون کون، باستانشناس آمریکایی، اسکلتهایی از انسان نئاندرتال را که ظاهراً نیای کهن اقوام ساکن کرانه دریای خزر بودهاست، در غارهای هوتو و کمربند واقع در مغرب بهشهر کشف کرد.
از جملهٔ این اقوام هرکانیان در گرگان، تَپوران در منطقهٔ کوهستانی البرز، و مَرداها در مازندران و حدود آمل[۸]، و کادوسیان[۹] در گیلان و مادها در[۱۰] بودند. آماردها که سرزمینشان بین محل استقرار اقوام تپور و کادوس نشان داده شده قبلا در جوار مرو ساکن بودهاند. قوم مزبور ظاهراً مهاجر و از تبار مرو بوده و قومی بادیه نشین بودهاند که به تاخت تاز در اراضی اقوام دیگر میپرداختند.
قوم اَمردا در کنار رود هراز سکنا گزیدند و شهر آمل پایتخت باستانی آنها بودهاست[۱۱] که اسم شهر آمل به احتمال بسیار زیاد از نام آنان گرفته شدهاست.[۱۲]
اسطورههای ایرانی[ویرایش]
در اساطیر ایرانی از پیکار میان آریاییان و دیوان
اشاره به این قوم در این ناحیه یاد شدهاست[۱۳] به گفتهٔ مورخان امروزی نیز این قوم در غرب مازندران کنونی و شرق گیلان میزیستند.[۱۴] پیش از مهاجرت آریاییها به فلات ایران و سکنا گزیدنشان، اقوامی در منطقه شمالی رشته کوه البرز و در حاشیه جنوبی دریاچه خزر شده است، که به آماردها معروف بودهاند.
نظر نویسندگان ایرانی[ویرایش]
- یحیی ذکاء در «کاروند کسروی» آوردهاست: آما، آماردان یا ماردان، در زمان لشکرکشی اسکندر مقدونی به ایران، این تیره در مازندران نشیمن میداشتند و آن هنگام هنوز قبایل تپوران به آنجا نیامده بودند، ولی سپس چنانکه از گفتههای استرابون پیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند.[۱۵]
رزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود، از مشرق به مرز هیرکانه[۱۶] و قسمتی به پارت، خراسان، از شمال به دریاچهکاسپین[۱۷] و از مغرب تا آن دست لنکران[۱۸] و از جنوب شرقی به کومیسین[۱۹] و از جنوب ری[۲۰] و جنوب غربی به کسپین[۲۱] و سرزمین مدی مرز مشترک داشت. «وی در جای دیگر مینویسد: در حدود چهار هراز سال پیش از میلاد انبوهی از مردم هندواروپایی در مسیر مهاجرت خود به سمت هندوکش و دستهای به سوی فلات ایران سرازیر و چون از خاک گرگان[۲۲] گذشتند و به سرزمین مَردها رسیدند، منطقه را سبز و خرم یافته، رحل اقامت افکندند؛ آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند». در این مختصر مجال نقد و بررسی موارد مذکور نیست. عقب مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریاییهای مهاجر و یا القاب دوا، تور و بربر، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تامل و نقد دارد.
- پورداود نوشتهاست: «آمیانوس Ammianus در حدود سال ۳۶۰ میلادی کتاب خود را نوشت: وی و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و اسکندر و سلوکیه و اشکانیان و ساسانیان از قومی به نام مردوی Mardoi یا آمردی Amardoi یاد میکنند که در سواحل دریای خزر میزیستند و تیرهای از همین مردم در آسیای مرکزی، نزدیکی مرو رود جیحون (آمویه) بسر میبردند.»
او در ادامه مینویسد: «نام شهر آمل یادگاری است از همین قوم که نام خود را به این سرزمین دادهاند»[۲۳] هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ، از اقوام تیبارینها، ماکروینها، موزیکانها و ماردها (آمرد) نام بردهاست.
و باز در ارتباط با دلیری و شجاعت آماردها در کتاب تاریخ طبرستان به نقل از یک دایرةالمعارف از کتابخانه دانش عمومی Library Of General Knowledge چاپ ۱۸۸۲ میلادی آمدهاست:
قسطنطین چهارم در ۶۸۶ میلادی سده هفتم دوازده هزار از مردیها را، که قبیلهای جنگجو و ایرانی نژاد بودند و در بخشهای شمالی دریای خزر میزیستند، برای سد و جلوگیری تاختنهای مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید.
در جنگ گوگمل در قلب قشون، داریوش سوم با تمام خانواده و نجبای ایرانی جای داشت که جنگ آوران هندی، کاری، آناپاست Anapast و تیراندازان ماردی گرداگردش صف بسته بودند. شواهد دیگری از قدرت جنگندگی این قوم در نبردهای ترموپیل، گوگمل و نیز دیگر نبردها با ساردها یا نیروهای بابل در دوره هخامنشیان موجود است.
پانویس[ویرایش]
- ↑ کتاب گیلان، جلد اول، انتشارات گروه پژوهشگران ایران، چاپ دوم، زمستان ۱۳۸۰ خورشیدی
- ↑ R.N. Frye, Ancient Central Asian History Notes,” Proceedings of the Second European Congress of Iranian Studies, (ISMEO, Rome), 185-90. Pg 188: "town of Amul on the Amu Darya and the Amul in Mazanderan, Iran, both of which may be traced back to the migration of an Iranian tribe called Amardi or Mardi " C. J. Brunner, "IRAN v. PEOPLES OF IRAN (2) Pre-Islamic", Encyclopaedia Iranica. [۱] "The Mardi nomads are named as one of the four predatory mountain peoples of the southwest discussed by Alexander’s admiral, Nearchus (Str. , 11.13.6; the others are non-Iranian)." Kuhrt, Amélie (2007). The Persian Empire: A Corpus of Sources of the Achaemenid Period. London: Routledge. ISBN 0-415-43628-1."For the Persian tribe of the Mardi, see 3, no.5. 3", pg 98. "town of Amul on the Amu Darya and the Amul in Mazanderan, Iran, both of which may be traced back to the migration of an Iranian tribe called Amardi or Mardi "
- ↑ آمل باستانی که در متون میخی آشور آمده با شهر کنونی آمل فرق داشته و در اینجا خلط مبحث شده است.
- ↑ جمعی از کاربران ویکیپدیا. «Amard» (انگلیسی). بازبینیشده در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۱.
- ↑ این تسمیه برازنهٔ قزل بونداها است.
- ↑ اینجا مرکز قبایل ماد بوده و منظور از آماردوس همان قبایل ماد است.
- ↑ کتاب گیلان – جلد اول- انتشارات گروه پژوهشگران ایران – چاپ دوم- زمستان ۱۳۸۰ خورشیدی
- ↑ به ظن قوی حاشیهٔ رود قزل اوزن
- ↑ در تالش
- ↑ جنوب البرز شرق زاگروس
- ↑ این آمل با شهر فعلی آمل کنونی فرق دارد. منابع میخی آشور در قرن هفتم پ. م. عنوان میکنند که شاه آشور با شاه ماد خشثریتی در زیر حصار شهر « آمل » دیدار کردند.
- ↑ (بارتولد ۲۳۳-۲۳۴)تاریخ باستان
- ↑ . حکیمیان، ۱۷،خواندمیر، ۲/۴۰۴،رابینو، ۵۸ابناسفندیار، ۱۸۱،زرینکوب، ۵۴۶،اقبال، ۴۰،رابینو، ۷۰،بارتولد، ۲۴۳،کرزن، ۲/۶۰۹؛ محبوبی اردکانی، ۴۱،فرهنگ جغرافیایی ایران، ۳/۲۵،کرزن، ۱/۵۰۲-۵۰۳؛ بارتولد، ۲۴۳-۲۴۴
- ↑ تاریخ مازندران، اسمعیل مهجوری
- ↑ ایران باستان مادها و آمردها
- ↑ ورگانا، هیرگانا، گرگان
- ↑ دراکسپین، کاسو، کازاک ( قزّاق)
- ↑ یا قفقاز
- ↑ قومس، دامغان
- ↑ رکا، رک، رغه
- ↑ قزوین
- ↑ ورکانا
- ↑ همانطور که گفته شد این آمل در مرز کشور ماد و آشور قرار داشت.
جستارهای وابسته[ویرایش]
منابع[ویرایش]
- [۲]
- آماردها اولین قوم ایرانی و جنگجو
- آمل خاستگاه آماردها
| این یک نوشتار خُرد پیرامون تاریخ است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |