سربداران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سربداران

۱۳۳۲۱۳۸۶
 

ایران در دوران ملوک الطوایفی
پایتخت سبزوار
دولت نامشخص
شیخ، خواجه شیخ خلیفه مازندرانی
شیخ حسن جوری
عبدالرزاق باشتینی
وجیه الدین امیر مسعود
شمس الدین علی
خواجه یحیی کرابی
تاریخچه
 - تأسیس ۱۳۳۲
 - انقراض ۱۳۸۶

سربداران نام جنبشی از شیعیان ایران، در سده‌ی هشتم هجری بود.به دست شیخ خلیفه مازندرانی تشکیل وبه دست امیر تیمور گورکان ازپای درامد

تاریخچه[ویرایش]

پس از یکصد و بیست سال چیرگی قوم تاتار و مغول بر ایران و بسیاری از مناطق آسیا، جنبشی مردمی در باشتین و سبزوار خراسان علیه ستم و تعدی فرمان‌روایان مغول و عاملان آنان رخ داد. از تلاش پیگیر رهبران آزاده این قیام، منجر به تشکیل حکومت مستقل ملی و شیعه مذهب ایرانی در خراسان شد. مهم‌ترین ویژگی‌های این حکومت عبارت بود از: تنفر و انزجار از عنصر مغولی و تثبیت ایدئولوژی تشیع امامی.

رهبران جنبش[ویرایش]

شیخ خلیفه مازندرانی پایه گذاز و رهبر جنبش سربداران بود که مردم را تشجیع کرد و به مبارزه با حکومت مغول می‌پرداخت که بعدها این امر به دست شیخ حسن جوری افتاد.

حاکمان[ویرایش]

نخستین حاکم سلسلهٔ سربداران، «عبدالرزاق باشتینی» بود که به مدت دو سال و چهار ماه حکومت کرد. پس از وی، «برادرش وجیه الدین امیر مسعود» به حکومت رسید.[۱]

هنگامی که سربداران توانستند بر حاکم مغولی خراسان پیروز شوند حکومت مستقلی ترتیب دادند و سبزوار را مرکز خود ساختند.

امیرمسعود[ویرایش]

امیرمسعود با این که در مردم داری و مبارزه با حاکمان مغول و تثبیت حکومت سربداران، دارای موفقیت‌های بالایی بود، لیکن به خاطر اختلاف با شیخ حسن جوری و توطئه در قتل او، پایگاه مردمی خویش را از دست داد و حکومتش به تدریج رو به ضعف نهاد. به همین جهت سپاهش در نبرد با امرای مازندران متحمل شکست گردید و خود وی کشته شد.

بعد از امیرمسعود[ویرایش]

پس از مرگ امیر مسعود، ۱۰ تن دیگر از این سلسله به حکومت رسیدند که معروف‌ترین آنها عبارتند از:

  • شمس الدین علی. خواجه شمس الدین ازنزدیکان شیخ حسن جوری بود ودرعین حال دروقت قدرت کوشید تا تعادل لازم را میان سربداران ودرویشان ایجاد کند
  • خواجه یحیی کرابی. پس ازکشته شدن خواجه شمس الدین، سربداران یحیی کرابی را که از بزرگان واشراف بود وازامیران امیرمسعود به شمارمی آمد به حکومت رساندند.
  • خواجه علی مؤید.

پایان سلسله سربدران[ویرایش]

فقیه نامور شیعه شهید اول، معاصر با خواجه علی مؤید بود که در پی دعوت خواجه از وی، کتاب شریف «اللمعه الدمشقیه» را در فقه امامی تدوین و به همراه نماینده‌ای به سوی خواجه علی مؤید در سبزوار فرستاد. سرانجام در پی هجوم «امیر ولی» به سبزوار و محاصرهٔ چهار ماههٔ این شهر در سال ۷۸۳ قمری، خواجه علی مؤید، دست نیاز به سوی «تیمور لنگ گورکانی» دراز کرد، و از او یاری خواست. با تسلیم شدن خواجه علی مؤید به تیمور لنگ، پروندهٔ حکومت سربداران نیز برای همیشه بسته شد و منطقهٔ خراسان پس از ۴۶ سال رهایی از یوغ استعمار مغولان، مجدداً مقهور و مغلوب آنان گردید.از دلایل سقوط حکومت سربداران می توان به فاصله میان رهبران سربداران دروشیان بعد از مرگ شیخ حسن جوری اشاره کرد ومی توان کشته شدن اخرین رهبر دراویش به دست خواجه علی موید را مهر مختومی بر پرونده قیام سربداران دانست

سربداران مدت پنجاه سال در سبزوار و نواحی مجاور آن حکومت کردند.

تصوف و سربدران[ویرایش]

با آن که تصوف در ایران مدت‌ها صورت مقاومت منفی با وضع اجتماعی موجود داشت و به همین دلیل پس از مدتی حق حیات در جنب متشرعه یافت، با این حال پس از هجوم مغول و تاخت و تاز تیموریان و هنگامی که فقر و فاقه توده‌های مردم را در جامعه قرون وسطائی قرون هفتم و هشتم هجری از پای درمی آورد، دراویش در سبزوار و مازندران و آذربایجان جنبشی را که از یک طرف علیه حکام مغول و از طرف دیگر ضد فئودال‌ها و اشراف و روحانیان بود، رهبری کردند. در سال ۷۳۸ ه. ق. سربداران سبزوار را بتصرف در آوردند و علیه مغولان مکرر جنگیدند و دامنه حکومت خود را تا مازندران و گرگان توسعه دادند. سربداران دعوی داشتند که می‌خواهند کاری کنند که حتی یک تاتار تا قیام قیامت خیمه در خاک ایران نزند. به قول مؤلف روضات الجنات این گروه را از آن جهت سربداران گویند که گفتند:

«اگرتوفیق یابیم دفع ظلم ظالمان کرده باشیم والا سر خود را بردار ببینیم که دیگر تحمل تعدی و ظلم نداریم».

حاشیه[ویرایش]

از مجموعه مقاله‌های:
Gold cup kalardasht.PNG

تاریخ طبرستان

درگاه طبرستان P Tabaristan.svg ویکی‌پروژه طبرستان

قیام سربداران با آن که جنبشی محلی بود و مدت زیادی دوام نیافت، اما در تاریخ ایران اهمیتی خاص دارد، زیرا در پی این قیام و با نیرو گرفتن از پیروزی‌های آن بود که در نقاط دیگر نیز مردم روستاها سرکشی آغاز کردند. استقرار دولت مرعشیان در مازندران را باید یکی از بارزترین پی آمدهای حکومت سربداران دانست. امرای سربداران در اداره حکومت با یکدیگر اختلاف بسیار داشتند و بسیاری از آنان با توطئه یاران خود را از پای درآمدند. با این همه در مدت کوتاه حکومت ایشان، آبادانی بسیار صورت گرفت و خرابی‌های حمله مغول تا حد زیادی جبران شد. امیران سربدار در پی بهتر کردن زندگی روستائیان و طبقه محروم شهر بودند و به نوعی مساوات در تقسیم عواید و ثروت عمومی اعتقاد داشتند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Iranica، سرواژهٔ ʿABD-AL-RAZZĀQ BĀŠTĪNĪ.

منابع[ویرایش]