جمهوری آذربایجان
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| Azərbaycan Respublikası جمهوری آذربایجان |
|||||
|
|||||
| شعار ملی: | |||||
| سرود ملی: سرود ملی جمهوری آذربایجان | |||||
| پایتخت - مختصات جغرافیایی |
باکو |
||||
| بزرگترین شهر | باکو | ||||
| زبان رسمی | ترکی آذربایجانی | ||||
| نوع حکومت | جمهوری الهام علیاف آرتور راسیزاده |
||||
| استقلال • اعلام استقلال • رسمیت استقلال |
از شوروی ۸ شهریور ۱۳۷۰ ۲۶ مهر ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) |
||||
| مساحت - کل - آبها (٪) |
۸۶،۶۰۰ km² (۱۱۳ام) ۱،۶٪ |
||||
| جمعیت - برآورد ۱۳۸۷ - تراکم جمعیت |
۸٫۷۳۰٫۰۰۰ (۹۱ام) ۹۷/km² (۱۰۰ام) |
||||
| تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) - کل - سرانه |
براورد ۱۳۸۶ ۶۵٫۵۲۳ میلیارد دلار (۷۷ام) ۸،۹۵۸ دلار (۸۸ام) |
||||
| شاخص توسعه انسانی (۱۳۸۶) | ۰٫۷۴۶ (۹۸ام) – میانه | ||||
| واحد پول | منات (AZN) |
||||
| منطقه زمانی - در تابستان (DST) |
|||||
| دامنه اینترنتی |
.az
|
||||
| پیششماره تلفن |
+۹۹۴
|
||||
جمهوری آذربایجان (به آذربایجانی: Azərbaycan Respublikası) کشوری در منطقهٔ جغرافیایی قفقاز و در گذرگاه اروپا و آسیای جنوب غربی و در کنار دریای خزر میباشد. پایتخت آن باکو است.
کشورهای همسایهٔ جمهوری آذربایجان عبارتاند از: ایران در جنوب، ارمنستان و ترکیه در غرب، گرجستان در شمال غربی، و روسیه در شمال. همچنین این کشور دارای مرز آبی با کشورهای ترکمنستان و قزاقستان در کنارهٔ دریای خزر نیز هست.
جمهوری خودمختار نخجوان که از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا مانده و استان خودمختار قرهباغ کوهستانی نیز واحدهای فدرال جمهوری آذربایجان هستند. ناحیهٔ قرهباغ و هفت بخش پیرامون آن واقع در جنوب غربی جمهوری آذربایجان در جریان جنگ قرهباغ، به اشغال نیروهای ارمنستان درآمدهاست.[۱][پیوند مرده]
نوع حکومت جمهوری آذربایجان، جمهوری پارلمانی چند حزبی با یک مجلس قانونگذاری است. جمهوری آذربایجان سکولار است و از سال ۲۰۰۱ به عضویت شورای اروپا درآمدهاست. بیشتر جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمان شیعه هستند. آمار بیطرف از جمهوری آذربایجان در رابطه با تنوع قومی وجود ندارد. در کنار زبان ترکی آذربایجانی (زبان رسمی)، زبانهای روسی، ارمنی، کردی، تالشی، تاتی، عبری، و لزگی نیز صحبت میشود.
فهرست مندرجات |
وجه تسمیه
آذربایجان بیشتر به مناطق شمال غربی ایران اطلاق میشد. در سال 1297 با فروپاشی روسیه تزاری در مناطق مسلمان نشین قفقاز جنوبی جمهوری دمکراتیک آذربایجان تشکیل شد و از آن پس برای این منطقه نام آذربایجان به کار گرفته شد.
جغرافیا
جمهوری آذربایجان در جنوب رشته کوههای قفقاز و شمال رودخانه ارس و در کنار دریای خزر واقع شدهاست. سه رشتهکوه قفقاز بزرگ در شمال، قفقاز کوچک در غرب، و کوههای تالش در جنوب این کشور را احاطه کردهاست. این کوهها 40 درصد از مساحت جمهوری آدربایجان را در برگرفته است[۲] و قله کوه بازاردوزو (Bazardüzü) با ارتفاع 4466 متر بلندترین نقطه آن است. نواحی میانی شامل جلگههای آران مرکزی، مغان و میل و سواحل دریای خزر کم ارتفاع و پست بوده و ارتفاع در پست ترین قسمت ۲۸ متر پایینتر از سطح دریاهای آزاد است. جمهوری آذربایجان یک کشور محاط در خشکی است. این کشور در پیرامون دریای خزر، که یک دریای بستهاست، واقع شده و طول خط ساحلی آن ۸۰۰ کیلومتر است.[۳] تنوع زیستی و گیاهی آذربایجان به دلیل تنوع آبو هوا بسیار زیاد است به گونه ای که تنها بیش از 4500 گونه گیاه در کوهستانهای آذربایجان دیده می شود.
مرزها
|
• ارمنستان: 1007کیلومتر |
• ایران: 765کیلومتر |
• گرجستان:480کیلومتر |
• روسیه: 390کیلومتر |
• ترکیه: 15 کیلومتر |
| روسیه(داغستان) | گرجستان | |||
| دریای خزر | ارمنستان ترکیه | |||
| ایران |
|
||||||||||||||||
آب و هوا
از لحاظ آب و هوایی، جمهوری آذربایجان دارای چندین نوع آب و هوای مختلف است. به طوری که از 11 ناحیه آب و هوایی 9 گونه ناحیه در آذربایجان وجود دارد.[۴] درجه هوای متوسط در مناطق جلگهای شمال و شرق کشور تا ۶ سانتیگراد در زمستان و 3۶ درجه سانتیگراد در تابستان میرسد، در حالیکه در مناطق کوهستانی غربی زمستانها تا ۹- در زمستان و ۱۲ درجه سانتیگراد در تابستان میرسد.پایین ترین دمای مطلق در اردوباد به میزان 33- درجه سانتیگراد و بالاترین دمای مطلق در جلفا به میزان 46 درجه سانتیگراد ثبت شده است.[۵] بطور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است در حالیکه منطقه جنوب شرقی آب و هوای مرطوب و ملایم تری دارد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختارنخجوان، دامنه کوههای قفقاز و ناحیه لنکران-آستارا و کوههای تالش بسیار مرطوب هستند.بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران و به میزان 1600 تا 1800 میلیمتر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان 200 تا 350 میلیمتر در آبشوران روی می دهد. مناطق مرکزی شامل جلگههای وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رود کورا و ارس آبرسانی میشوند.
تقسیمات کشوری
جمهوری آذربایجان به ۵۹ بخش، ۱۱ شهر و ۱ جمهوری خودمختار تقسیم شدهاست. جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۷ بخش است و بدین ترتیب، این کشور جمعاً به ۶۶ بخش تقسیم شدهاست.
علاوه بر این این کشور به ۱۰ ناحیه اقتصادی تقسیم شدهاست.هر ناحیه اقتصادی شامل چند بخش می باشد. نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان عبارتند از:
|
|
شهرهای مهم
| ردیف | نام شهر | جمعیت | ردیف | نام شهر | جمعیت | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 | باکو (Bakı) | 1,917,000 | 11 | خان کندی (Xankəndi) | 55,282 | |||||
| 2 | گنجه (Gəncə) | 323,760 | 12 | لنکران (Lənkəran) | 50,534 | |||||
| 3 | سومقاییت (Sumqayıt) | 282,280 | 13 | رسولزاده (Rəsulzadə) | 48,716 | |||||
| 4 | مینگچویر (Mingəçevir) | 100,778 | 14 | بیله جری (Biləcəri) | 45,678 | |||||
| 5 | قاراچوخور(Qaraçuxur) | 78,730 | 15 | مشتاغا(Maştağa) | 42,635 | |||||
| 6 | شیروان (Şirvan) | 76,648 | 16 | آغدام (Ağdam) | 42,587 | |||||
| 7 | نخجوان (Naxçıvan) | 75,972 | 17 | بردع (Bərdə) | 40,741 | |||||
| 8 | باکیخانوف(Bakıxanov) | 71,836 | 18 | خاچماز (Xaçmaz) | 40,391 | |||||
| 9 | شکی (Şəki) | 65,616 | 19 | جلیل آباد (Cəlilabad) | 39,974 | |||||
| 10 | یولاخ (Yevlax) | 57,449 | 20 | هوسان(Hövsan) | 38,675 | |||||
| توضیح: جمعیت شهرها بر اساس آمار سال 2009 می باشد | ||||||||||
جستار وابسته: فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
تاریخ
دوره پیش از تاریخ
سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل باز می گردد. کاوشهای غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثاری از زندگی بشر به قدمت 350 تا 400 هزار سال را نشان می دهد.[۶] سنگ نگاره های قبوستان نیز تاریخی 12 هزارساله دارند.
در قرن نهم قبل از میلاد سکاها در این ناحیه ای که هم اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می شود، سکنی گزیدند.به دنبال آنان مادها وسپس هخامنشیان به رهبری کوروش بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در منطقه آغاز شد اما در دوره هایی حاکمان محلی با دادن خراج حکومتهای محلی خود را برپا می داشتند.[۷]
دوره باستان
در فاصله قرن اول تا سوم میلادی رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند[۸] در این دوران پادشاهی مسیحی آلبانیای قفقاز پدیدار شد اما در سال ۲۵۲-۲۵۳ پس از میلاد به دست شاپور اول ساسانی افتاد.[۹] کشمکش برای بدست گرفتن کنترل منطقه بین رومیها ، پادشاهان ساسانی و حکام محلی ادامه داشت. و قدرت بین آنها دست به دست می شد.[۱۰]
به نوشته استرابون اهالی آلبانیای قفقاز از طوایفی که به ۲۶ زبان مختلف قفقازی صحبت میکردند تشکیل شده بود. برخی از این طوایف عبارت بودند از: اوتیها, گارگارها, سودهها (Sovde) , کاسپیها, موغها (مغ) , ساکاسینها, ماردها و آماردها , آریاکها و آناریاکها و قلها (Qel) و لقها.
دوره اسلام
در زمان ظهور اسلام سلسله مسیحی مهرانی ها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند.آنان همواره توسط ترکان خزر از شمل و اعراب از جنوب مورد تهدید واقع می شدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال 667 میلادی بر این ناحیه حاکم شدند. [۱۱]
شروانشاهان
از اواخر قرن دوم شمسی شروانشاهان حکومت منطقه آذربایجان را در دست گرفتند. آنان با آمدن سلجوقیان نیز بر مسند قدرت باقی ماندند.چرا که به آنان خراج می دادند.این سلسله تا زمان انقراضش در سال ۹۱۷ خورشیدی (۹۴۵ قمری) به دست شاه تهماسب یکم صفوی، در قسمتهایی از آذربایجان بویژه ناحیه شمال شرقی این جمهوری بصورت حاکمان محلی حکمرانی می کردند.
غزنویان و سلجوقیان
در اوایل قرن پنجم شمسی غزنویان بر قسمتی از منطقه مسلط شدند. آنان اولین حکومت ترک تبار در منطقه بودند که در تغییر ترکیب جمعیتی آذربایجان نقش عمده ای داشتند. بدنبال غزنویان سلجوقیان که حکومتی ترک تبار بودند بر منطقه حاکم شدند.این دوران ، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز می باشد. مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی میباشند.[۱۲]
حمله مغول و تیمور
در قرون سیزده و چهارده میلادی با هجوم مغولها و تاتارها(تیمور لنگ)سلسلههای محلی ور افتادند. در قرن پانزده میلادی خانات محلی تحت سلطه آق قویونلوها، تا به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی به قسمت عمده اران، شروان و قره باغ تسلط داشتند. آران و شروان (جمهوری آذربایجان) جزو اولین مناطقی بود که شاه اسماعیل یکم صفوی تحت سلطه خود در آورد. بعد از جنگ تاریخی چالدران این منطقه به اشغال ترکان عثمانی درآمد تا دو باره هشتاد سال بعد ایرانیان(شاه عباس) موفق به بازپسگیری این منطقه شدند.
افشاریه و قاجاریه
در قرون بعد تحت حکومت افشاریه و سپس این سرزمین در داخل حکومت قاجاریه قرار داشته که در نهایت در سالهای 1193 و ۱۲۰۷ خورشیدی در پی پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه از ایران جدا و به ضمیمهٔ روسیه تزاری شد.
سلطه تزارها بر آذربایجان
پس از انعقاد پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه تزارهای کنترل منطقه قفقاز را در دست گرفتند اما همچنان نفوذ فرهنگی و معنوی ایران و عثمانی در منطقه بیشر از نفوذ روسیه بود. در این دوره روسها سرمایه گذاری بسیار کمی در این ناحیه می کردند. اما با استخراج نفت توجه به آذربایجان بیشتر گردید و اقتصاد محلی رونق گرفت.[۱۳] در این دوره جمعیت شهر باکو به طور فزاینده ای افزایش یافت و مهاجران روس یک سوم جمعیت شهر را تشکیل می دادند. ارامنه نیز به عنوان عمال روسها در دوایر رسمی مشغول بودند. اینگونه تضادهای اجتماعی باعث وقوع شورشهایی در سال 1905 میلادی شد.[۱۴]
سقوط تزارها و استقلال آذربایجان
در آغاز قرن بیستم با رشد صنایع، تفکرات اصلاح طلبانه در آذربایجان شکل گرفت. در سال 1903 میلادی حزب چپگرای همت با هدف دفاع از زبان و فرهنگ آذربایجانی تشکیل شد. حزب کوچک بلشویک نیز وجود داشت که بیشتر تحت کنترل روسها و ارامنه بود.
در سال 1912 با انشعاب در حزب همت حزب مساوات شکل گرفت.به دنبال سقوط تزارها حزب بلشویک که متشکل از ارامنه و روسها بود سعی در تشکیل دولتی کمونیستی داشتند که با مخالفت مردم مسلمان و تشکیل ارتش اسلام این حرکت ناکام ماند سرانجام در روز 18 می سال 1918 جمهوری آذربایجان با عنوان جمهوری دمکراتیک آذربایجان توسط محمدامین رسولزاده رهبر حزب مساوات اعلام استقلال خود اعلام کرد.[۱۵][۱۶]
این حکومت اولین حکومت جمهوری در میان کشورهای مسلمان بود. تلاش جمهوری دمکراتیک آذربایجان برای آغاز گفتگوهای اتحاد با ایران باهجوم بلشویکها ناکام ماند و این کشور نوبنیاد تنها دوسال پس از کسب استقلال تحط سلطه اتحاد جماهیر شوروی درآمد.[۱۷]
در اتحاد جماهیر شوروی
از سال ۱۹۲۰ با پیروزی بلشویکها جمهوری آذربایجان یکی از جمهوریهای تشکیل دهنده اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.
استقلال مجدد
جمهوری آذربایجان در روز ۳۰ اوت ۱۹۹۱ در خلال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال نمود.
اقتصاد
جمهوری آذربایجان در مقایسه با جمهوریهای تازه استقلال یافته اطراف خود در اثر بهره برداری از منابع نفتی و سرمایه گزاری پس از استقلال توسعه بیشتری پیدا کردهاست. با وجود این بعد از استقلال این کشور، تورم فزاینده ناشی از آثار جنگ قرهباغ همراه با سیاستهای آزادسازی قیمتها و خصوصی سازی اقتصاد موجب شد که مردم جمهوری آذربایجان تحت فشارهای شدید اقتصادی قرار گیرند و قدرت خرید آنها به سرعت کاهش یابد ولی از سال ۱۹۹۶ میلادی، افزایش درآمدهای حاصل از قراردادهای نفتی بین المللی، روند رو به رشد سرمایه گذاری خارجی، اعتبارات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و مساعدت کشورهای اروپایی موجب شد تا اقتصاد نابسامان این کشور کمی رو به بهبود گذارد.
جمهوری آذربایجان برای ثبات بخشیدن به اوضاع اقتصادی با کمک صندوق بین المللی پول دو برنامهٔ اقتصادی را به اجرا درآورده و توانستهاست میزان تورم را کاهش دهد.میزان تورم در این کشور از ۴۱۱ درصد در سال ۱۹۹۵ میلادی به ۲۰ درصد در سال ۱۹۹۶ میلادی و ۷/۳ درصد در سال ۱۹۹۷ و صفر درصد در سال ۱۹۹۸ میلادی و (۵-) درصد در نیمه نخست سال ۲۰۰۰ میلادی کاهش یافتهاست.
انجام اصلاحات اقتصادی در این کشور و آزادسازی تجارت موجب پاگیری طبقه جدیدی از تجار و صاحبان صنایع با سرمایههای اندک شد.با این حال نباید فراموش کرد که این کشور در مرحله گذار از اقتصاد متمرکز کمونیستی به اقتصاد بازار است و هنوز بخشهایی از اقتصاد کشور به شیوه سابق اداره میشود.
در سال 2008 میلادی جمهوری آذربایجان بنا به گزارش بانک جهانی برترین کشور از نظر اجرای برنامههای اصلاحات اقتصادی بودهاست. و در رتبه نخست اصلاحات اقتصادی جهان قرار گرفت.[۱۸]
سیاست
بهدنبال استقلال، فعالیتهای سیاسی در جمهوری آذربایجان به شدت افزایش یافت. یکی از بزرگترین سازمانهای سیاسی اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان حول ملی گرایی ملی و دفاع در مقابل حملات ارمنستان تشکیل شد.این سازمان در مراحل بعدی حاوی فراکسیونهایی با اندیشههای پان ترکیستی نیز بودهاست. در اولین دوره انتخابات ریاستجمهوری ابوالفضل ایلچیبیگ با اندیشههای قومگرایانه این مقام رسید، بعد از انتخاب ایلچیبیگ وی به همراه وزیر کشور خود اسکندر حمیدف در چندین نوبت خواستار تشکیل ترکیه بزرگ که شامل تمام نواحی شمالی ایران میشد شدند. پس از شکستهای پیاپی در جنگ با ارمنستان، و شکست تقریباً تمامی سیاستهای وی، و چندین قیام خونین در چند شهر از جمله گنجه، حیدر علیاف رئیس وقت پارلمان طی یک کودتای بدون خونریزی قدرت را به دست آورد و ایلچیبیگ به تبعید فرستاده شد.
در زمان ریاستجمهوری وی و وپسرش روابط با ایران به تدریج گرم و گرمتر شد، تا جایی که روسای جمهور هر دو کشور در چندین نوبت به کشور یکدیگر سفر کردهاند، و جمهوری کنسولگریای نیز در شهر تبریز افتتاح کرد و علیاف پسر به آن شهر سفر کرده و با تجار آن دیدار کرد. موافقتنامههای زیادی نیز در زمینههای تجاری، ورزشی، فرهنگی و مرزی بین دو کشور بسته شدهاست. طبق این معاهدهها سفر به کل جمهوری خودمختار نخجوان و در بخش اصلی جمهوری تا چندین کیلومتر از مرز بدون ویزا امکانپذیر است و تقریباً تمامی احتیاجات نخجوان (گاز، برق، مواد غذایی و...) به علت بسته بودن مرز با ارمنستان از طریق ایران انجام میشود. درحال حاضر جریانات ضدایرانی تنها در بخشهایی از اپوزوسیون دولت این کشور دیده میشوند.
مسایل مورد مناقشه
در پی گسسته شدن اتحاد جماهیر شوروی و آغاز درگیریهای قومی، تعداد کثیری از ساکنان ارمنی منطقه قرهباغ با مداخله ارتش جمهوری ارمنستان موفق به کنترل این ناحیه و شش ناحیه غیر ارمنی نشین شدند. و دست به قتل و عام ترکهای شیعه زدند جمهوری قرهباغ که کنترل بیست درصد از اراضی جمهوری آذربایجان را دارد تا کنون توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشدهاست و از هر لحاظ تحت نفوذ و حاکمیت ارمنستان میباشد. در اثر این جنگهای حدود یک میلیون اهالی آذری و کرد و آذری جنگزده این منطقه بی خانمان گشته و تعداد کثیری هنوز در پناهگاههای موقتی و نیمه موقتی بسر میبرند.
ترکیب جمعیتی
آمارهای غیررسمی در جمهوری آذربایجان حدود تالشان را از 400000 تا 800000 ذکر میکنند و همچنین تعداد لزگینها را خیلی بیشتر از آمار رسمی[۱۹]. منابع نیز به حدود دویست هزار نفر کرد اشاره میکنند هرچند آمار رسمی تنها دوازده هزار نفر قائل است[۲۰].
در آمار اتنولاج 2008 نیز حدود تالشها هشتصدهزار نفر و حدود لزگینها نزدیک به 360000 در جمهوری آذربایجان ذکر شده است[۲۱].
حدود صد و بیست سال پیش بسیاری از اهالی باکو و محلهای اطراف آن پارسیزبان (تات) بودند[۲۲]. در آمار سال میلادی 1885، تعداد پارسیزبانان (تاتها) صد و بیست هزار نفر ذکر شده بود ولی در آمار سیاسی 1926، تعداد آنها 28500 ذکر شد و مابقی را "آذربایجانی" حساب کردند[۲۳].
| ترکیب قومی جمهوری آذربایجان بنابر آمار دولتی که مورد اختلاف است[۲۴] | |
|---|---|
| ترکهای آذری | 2/91٪ |
| لزگی | 2/2٪ |
| روس | 8/1% |
| ارامنه | 5/1% |
| تالشی | 1% |
| بقیه اقوام | 3/2% |
از جمعیت 8,238,672 نفری جمهوری آذربایجان 51% شهرنشین و 49% در روستاها زندگی می کنند.[۲۵] نرخ رشد جمعیت این کشور 0.762% است.
اما همانطور که گفته شده است جمهوری آذربایجان به اندیشه بسیاری از صاحبنظران جمعیت اقلیتهای خود را کم میشمرد[۲۶]. بنابراین تعداد واقعی تالشها و لزگینها و کردها و تاتها هنوز روشن نیست و آمارهای رسمی جمهوری آذربایجان با دیدگاه دانشمندان غربی[۲۷] و مدافعان حقوق بشر[۲۸] اختلاف فاحشی دارد. دکتر وارتان گریگوریان، ایرانشناس و اسلامشناس نامی نیز مقاله مهمی در رابطه با کم شماری اقلیتهای قومی بویژه تالشیان در جمهوری آذربایجان نوشته است [۲۹].
فرهنگ
فرهنگ مردم جمهوری آذربایجان بنا به موقعیت جغرافیایی و میراث تاریخی متأثر از فرهنگهای مختلف منطقه قفقاز و خاورمیانه از جمله فرهنگهای ایرانی، ترکی، روسی و اسلامی است. امروزه فرهنگ غربی با شدت بسیار رایج میگردد. بجز اکثریت آذربایجانی مردم ملتهای متفاوتی همچون ارمنیها، کردها و تالشیها در جنوب و شرق و لزگیها و یهودی هاو تاتها در شمال به رنگارنگی زبانها و فرهنگ رایج افزودهاند.نرخ باسوادی در این کشور در سطح استانداردهای اروپایی است و 98% جمعیت آن باسوادند.[۳۰]
برگزاری جشن نوروز و موسیقی سنتی موقام نشانههای نزدیکی و تأثیر ماندگار و تاریخی به فرهنگ ایرانی هستند. از لحاظ ادبیات نیز شعرایی مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی از خاک جمهوری آذربایجان فعلی بر خواستهاند و تأثیرهای اساسی در ادبیات فارسی داشتهاند.
معماری
هنر
سینما
رقص
موسیقی
جمهوری آذربایجان از لحاظ موسیقی غنی است، انواع موسیقی در این کشور رایج است:[۳۱]
- موسیقی جاز
- موسیقی خلق
- موسیق کلاسیک
- موسیقی معاصر
- موسیقی موغام
- موسیقی میخانهای
- موسیقی آشیق- عاشیق
- موسیقی سینمای آذربایجان
ورزش
آشپزی
دین و مذهب
پیرامون ۷۰ درصد مردم جمهوری آذربایجان شیعه هستند و کلاً ۹۳٫۴ درصد مردم این کشور مسلمان بوده و ۴٫۸ درصد مسیحی ارتدکس و بقیه (۲٫۴ درصد) پیرو کیشهای دیگرند.
در ضمن جمهوری آذربایجان پس از جمهوری اسلامی ایران، دومین کشوری در جهان است که اکثر جمعیت آن را شیعیان تشکیل میدهند[۳۲]
گالری تصاویر
|
نمایی از شهر باکو در شب |
قیزقالاسی در شهر باکو |
||
|
تندیسهایی برگرفته از اشعار نظامی گنجوی در موزه شهر گنجه |
|||
|
تالار شهر گنجه |
خیابان روبروی آکادمی علوم در شهر گنجه |
کاروانسرای شهر شکی |
|
|
کلیسای گرجی ساینگیلو در منطقه قاخ |
منطقه قره باغ |
روستای خینالیق در قوبا 5000 سال قدمت دارد |
|
|
جنگل آقدام |
|||
|
دریاچهای در منطقهٔ قبله |
صنایع دستی شهر قبله |
جستارهای وابسته
- آذریها
- ترکی آذربایجانی
- موسیقی آذربایجانی
- رقصهای آذربایجانی
- خوانندگان اهل آذربایجان
- جمهوری خودمختار نخجوان
- قرهباغ
- تیم ملی فوتبال آذربایجان
- جمهوری دمکراتیک آذربایجان
- فهرست مجلههای جمهوری آذربایجان
- فهرست روزنامههای جمهوری آذربایجان
- کانالهای تلویزیونی جمهوری آذربایجان
| در ویکیانبار منابعی در رابطه با موجود است. |
قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز):
جمهوری آذربایجان •
ارمنستان •
گرجستان
قفقاز شمالی (جنوب باختر روسیه):
چچن •
داغستان •
اینگوشتیا •
کاراچای-چرکسیا •
کاباردینو-بالکاریا •
سرزمین کراسنودار •
آدیغیه •
اوستیای شمالی-آلانیا •
سرزمین استاوروپول
|
|||||||
|
||||||||||
|
|||||||
|
|||||||
|
|||||||
منابع
- ↑ [۱]
- ↑ http://www.cac-biodiversity.org/aze/aze_biodiversity.htm
- ↑ http://www.azstat.org/publications/azfigures/2007/en/001.shtml#t1_2
- ↑ http://www.azhydromet.com/SRIH/Water%20Resurs.html
- ↑ http://www.azhydromet.com/SRIH/Water%20Resurs.html
- ↑ http://www.azer.com/aiweb/categories/magazine/42_folder/42_articles/42_azikhcave.html
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0014)
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0015)
- ↑ http://www.iranica.com/newsite/articles/v1f8/v1f8a022.html Iranica
- ↑ http://www.caucasianhistory.org/eng Caucasian Albania
- ↑ Cyril Toumanoff. Review of C. J. F. Dowsett's "The History of Caucasian Albanians by Movsēs Dasxuranci", Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 25, No. 1/3. (1962), p. 366
- ↑ http://books.google.com/books?id=-eMcn6Ik1v0C&pg=PA7&sig=njHz1tUfPk-uqSpdUzHIbL99wvg#v=onepage&q=&f=false
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0017)
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0018)
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0018)
- ↑ http://www.azstat.org/publications/azfigures/2007/en/001.shtml#t1_2
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0019)
- ↑ در گزارش بانک جهانی آمده است: جمهوری آذربایجان در رتبه نخست اصلاحات اقتصادي جهان
- ↑ In Azerbaijan, the Azeri presently make up over 90 per cent; Dagestani peoples form over 3 per cent, and Russians 2.5 per cent. 6 These figures approximate the official position; however, in reality the size of the Dagestani Lezgin community in Azerbaijan is unknown, officially put at 200,000 but according to Lezgin sources substantially larger. The Kurdish population is also substantial, according to some sources over 10 per cent of the population; in the south there is a substantial community of the Iranian ethnic group, of Talysh, possibly some 200,000 –400,000 people. … Where as officially the number of Lezgins registered as such in Azerbaijan is around 180,000 the Lezgins claim that the number of Lezgins registerd in Azerbaijan is much higher than this figure, some accounts showing over 700,000 Lezgins in Azerbaijan. These figures are denied by the Azerbaijani government, but in private many Azeris acknowledge the fact that the Lezgins – for that matter the Talysh or the Kurdish-population of Azerbaijan is far higher than the official figures… For the Lezgins in Azerbaijan, the existence of ethnic kin in Dagestan is of high importance. Nariman Ramazanov, one of the Lezgin political leaders, has argued that whereas the Talysh, Tats, and Kurds of Azerbaijan lost much of their language and ethnic identity, the Lezgins have been able to preserve theirs by their contacts with Dagestan, where there was naturally no policy of Azeri assimilation. …. The Lezgin problem remains one of the most acute and unpredictable of the contemporary Caucasus. This said, the conditions for a peaceful resolution of the conflict are present. No past conflict nor heavy mutual prejudices make management of the conflict impossible; nor has ethnic mobilization taken place to a significant extent. Hence there are no actual obstacles to a de-escalation of the conflict at the popular level. At the political level, however, the militancy of Sadval and the strict position of the Azeri government give cause for worry, and may prevent the settlement of the conflict through a compromise such as a freetrading zone. The Lezgin problem needs to be monitored and followed in closer detail, and its continued volatility is proven by the tension surrounding a recent Lezgin congress in Dagestan. (Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers : A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus . Richmond, Surrey, , GBR: Curzon Press Limited, 2000.)
- ↑ According to Thomas de Waal: Smaller indigenous Caucasian nationalities, such as Kurds, also complained of assimilation. In the 1920s, Azerbaijan's Kurds had had their own region, known as Red Kurdistan, to the west of Nagorny Karabakh; in 1930, it was abolished and most Kurds were progressively recategorized as "Azerbaijani." A Kurdish leader estimates that there are currently as many as 200,000 Kurds in Azerbaijan, but official statistics record only about 12,000.
- ↑ http://www.ethnologue.com/show_country.asp?name=Azerbaijan
- ↑ Gulistan-i Iram / ʻAbbāsqulī Āqā Bakikhānūf ; matn-i ʻilm - intiqādī bi-saʻy va ihtimam: ʻAbd al-Karīm ʻAlī-zādah [va dīgarān],Bākku : Idārah-ʾi intishārāt-i "ʻIlm", 1970. Original Persian: درصفحه 18 كتاب مذكور آمده است: هشت قريه در طبرسران كه جلقان و روكال و مقاطير و كماخ و زيديان و حميدي و مطاعي و بيلحدي باشد، در حوالي شهري كه انوشيروان در محل متصل به دربند تعمير كرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ايضا" در صفحه 19 كتاب ياد شده آمده است: محالات واقع در ميان بلوكينشماخي و قديال كه حالا شهر قبه است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شيروان و برمك و شش پاره و پايين بدوق در قبه و تمام مملكت باكو سواي شش قريه ي تراكمه، همينزبان تات را دارند... قسم قربي مملكت قبه سواي قريه ي خنالق كه رباني عليحده دارد و ناحيه ي سموريه و كوره دو محال طبرسران كه دره و احمدلو ميباشند به اصطلاحاتمنطقه، زبان مخصوص دارند و اهالي ترك زبان را مغول مينامند .
- ↑ “In the nineteenth century the Tats were settled in large homogeneous groups. The intensive processes of assimilation by the Turkic-speaking Azerbaijanis cut back the territory and numbers of the Tats. In 1886 they numbered more than 120,000 in Azerbaijan and 3,600 in Daghestan. According to the census of 1926 the number of Tats in Azerbaijan (despite the effect of natural increase) had dropped to 28,500, although there were also 38,300 “Azerbaijanis”with Tat as their native language.” (World Culture Encyclopedia: “Tats”, http://www.everyculture.com/Russia-Eurasia-China/Tats-Orientation.html accessed Dec, 2007) (Natalia G. Volkova “Tats”in Encyclopedia of World Culture, Editor: David Publisher, New York: G.K. Hall, Prentice Hall International, 1991-1996).
- ↑ http://www.uscis.gov/files/nativedocuments/azerba93.pdf
- ↑ http://www.intute.ac.uk/worldguide/html/819_people.html
- ↑ According to Hema Kotecha: The suppression of Talysh identity (predominant in the south) during the Soviet period led to a situation in which the Talysh ethnicity is unquantifiable (yet the population with the largest growth rate in the country). This is also partly due to a reluctance to claim Talysh identity (influenced by a stigma against publicly pronouncing non-Azerbaijani identity) and the diminishing use of Talysh language, except in places which are relatively remote and unintegrated. Nationalists seem fairly marginalised. ... The identification of people with their Talysh ethnicity was strongly suppressed under the Soviets, however, an apparently small cadre of so-called ‘nationalists’ seek to preserve and re-introduce the Talysh language and are demanding ‘cultural rights’. The Talysh language is Indo-Persian; ‘Talysh people’ cover a region straddling the Iranian border. According to the Talysh Cultural Centre in Lenkoran, 60% of Masalli is Talysh, only two villages in Lenkoran are Turkic, Astara is entirely Talysh and in Lerik only two villages are ‘Turkic’. There are also several Talysh-speaking settlements in Baku and on the Absheron peninsula as in the 19th century they migrated for employment in the oil industry and fisheries (according to the Lenkoran Talysh Cultural Centre a third of Sumgait is also Talysh). The ‘territory’ on which the Talysh are considered indigenous is described by one website as bounded by the river Viliash in the north, the river Sefidrud in the south and the west frontier, the Talysh mountains. They also state that the Talysh came under Turkish influence during the Middle Ages, but established a khanate (presumably headed by a Talysh) in the 17th century, with the capital first in Astara and later in Lenkoranon territory that was later divided along the Arexes between Russia and Iran in the early 19th century. In 1918 Lenkoran was the centre of a Russian military base which was created separate from the rest of the country on the sensitive border with Iran. Those who speak of ‘separatism’ describe this as its first instance, as the first Russian-sponsored autonomous region. In the early Soviet period there were Talysh-medium schools, a newspaper called ‘Red Talysh’, and several hundred Talysh language books published. By the end of the 1930s these schools closed and the ethnicity did not appear in official statistics; nationality was officially ‘Azerbaijani’. Representatives of the Talysh intelligentsia that were repressed (as were many through the Soviet Union) are remembered. During Elchibey’s short presidency each ‘rayon’ had its own Talysh cultural centre which are now almost all dissolved. .... According to a 1926 census, there were 77,039 Talysh in Azerbaijan SSR. From 1959 to 1989, the Talysh were not included as a separate ethnic group in any census, but rather they were included as part of the Turkic-speaking Azerbaijani's, although the Talysh speak an Iranian language. In 1999, the Azerbaijani government claimed there were only 76,800 Talysh in Azerbaijan, but this is believed to be an under-representation given the problems with registering as a Talysh. Some claim that the population of the Talysh inhabiting the southern regions of Azerbaijan is 500,000 .
- ↑ (Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers : A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus . Richmond, Surrey, , GBR: Curzon Press Limited, 2000.)
- ↑ Hema Kotecha, Islamic and Ethnic Identities in Azerbaijan: Emerging trends and tensions, OSCE, Baku, July 2006 [۲]
- ↑ مجله ایران شناسی دوره۳/(۱۳۷۱) بتسدا(Bethesda)آمریکا/ رویههای ۶۰۲ تا۶۱۱/ سرنوشت تلخ تالشها در آذربایجان شوروی-ادغام داوطلبانه! یا تقلب و تزویر/وارتان گریگوریان [۳] [۴]
- ↑ Ethnologue report for Azerbaijan
- ↑ Musiqi - AzeriMusic.Net
- ↑ ط¯ط± ط¬ظ…ظ‡ظˆط±غŒ ط¢ط°ط±ط¨ط§غŒط¬ط§ظ† ع†ظ‡ ظ…غŒâ€ڈع¯ط°ط±ط¯طں