مردم گیلک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مردم گیلک
جمعیت کلی
۳[۱] تا ۴ میلیون[۲] (۲۰۰۶)
منطقه‌های پرجمعیت
استانهای گیلان و مازندران در ایران
زبان‌ها

گیلکی

دین و مذهب

اکثراً مسلمان شیعه

اقوام مرتبط

گیل یا گیلک، نام قومی ساکن کرانه‌های جنوب و جنوب غربی دریای خزر است که در استان‌های گیلان و غرب مازندران زندگی می‌کنند.

گیلک‌ها به یکی از زبان‌های هندو اروپایی از زبان‌های شمال غربی ایرانی صحبت می‌کنند. زبان این قوم گیلکی و محل سکونت‌شان از غرب به شهرستان رضوانشهر و از شرق به استان مازندران و شهر چالوس محدود می‌شود. درباره اسم گیلان و معانی واژه گیل و گلان، نظرات مختلفی ابراز شده‌است. لغت نامه دهخدا گیلان را ماخوذ از واژه "گیل" به اضافه پسوند "ان" دانسته و افزوده‌است در پهلوی Gelan به معنی مملکت گل‌ها و نزد یونانی‌ها Gelae بوده‌است.[۲]

در شمال استان تهران و قزوین به‌ویژه مناطق طالقان و الموت نیز، این اقوام حضور دارند. جمعیت گیلکها بر پایه برخی از منابع ۴ میلیون تن برآورد شده‌است.[۳]

مردمان کوه‌های مازندران، هنوز هم خود را گالش (تیره‌ای از گیلکان، و در واقع همان گیلک‌های کوه‌نشین) و زبان خویش را گِلِکی می‌نامند. (گویش مردم کلاردشت. ایران کلباسی)

گیلکان در قدیم، بر مبنای شیوهٔ تولید به سه دسته تقسیم می‌شدند:[نیازمند منبع]

  • ساکنان جلگه که کارشان کشاورزی آبی بود و بیشتر به کشت برنج و چای و بعدها باغ‌داری (مرکبات) می‌پرداختند که گیله‌مرد یا گیل نامیده می‌شدند.
  • ساکنان ارتفاعات گیلان و مازندران که بیشتر به کار کشاورزی دیم، گندم و جو مشغول بودند و کلایی نامیده می‌شدند.
  • و دستهٔ سوم گالش نامیده می‌شدند که دامدار بوده و کوچ‌نشین بودند. البته با پیشرفت تکنولوژی، امروزه گالش‌ها نیز یکجانشین شده و به طور کلی با تحول در شیوه‌های تولید، این تقسیم‌بندی تنها در حد عنوان باقی‌مانده و شیوهٔ زیستی گیلکی‌زبانان تحولات بسیاری کرده‌است.

پیشینه تاریخی[ویرایش]

گیلان در عصر باستان

اقوامی همچون کاسپیها و کادوسی‌ها و آماردها پیش از میلاد در کرانه دریای خزر ساکن بوده‌اند.[۴] دریای خزر نیز بر گرفته از همین قوم کاسپی می‌باشد.[۵] دانشنامه ایرانیکا، ذیل مدخل Caspians در مورد کاسپ‌ها یا کاسپی‌ها می‌نویسد که به طور کلی آنها در نزد پژوهشگران مردمانی پیشا هندو- اروپایی و پیشا ایرانی دانسته دانسته شده‌اند و برخی محققان مانند هرتسفلد آنها را با کاسی‌ها (Kassite) یکی دانسته‌اند. کاسی‌ها را یکی از اقوامی می‌دانند که در هزاره سوم پیش از میلاد وارد فلات ایران و بعدها در نواحی قزوین، همدان و به خصوص لرستان امروزی ساکن شدند. اما با بررسی نامهای کاسپی در اسناد آرامی که در مصر بتازگی یافت شده است[۶] و ریشه ایرانی حداقل بخشی از این نامها، دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد کاسپی‌ها را یا باید از اقوام ایرانی به حساب آورد و یا اقوامی که به شدت تحت تاثیر فرهنگ ایرانی بوده‌اند.[۷] همچنین رادیگر اشمیت در دانشنامه ایرانیکا کادوسیان را از تبار ایرانی میداند.[۸][۹]

گیل به زبان پهلوی «گل=Gel» و به تازی «الجیل» ثبت شده‌است، در نیمه اول قرن میلادی از طرف «کاپوس پلینوس» با نام «گلای Gelaee» معرفی شده‌است. خودزکو در کتاب تاریخ گیلان، به نقل از پلین-و-دوسنت کروآ و دنیس لوپری یه ژت قوم گیل را از اخلاف کادوس قدیم معرفی می‌کند. که از زمان ژوستینین امپراطور روم پس از دفع حمله آماردها بر ارتفاعات شرقی گیلان مسلط شده‌اند. درباره سلاح این قوم نیز گفته‌است عبارت بود از سپر و نیزه و شمشیری که از شانه آویزان می‌شد و سه زوبین و یک خنجر که به دست چپ می‌گرفتند. اریستوفن اقوام جنوب خزر را چنین معرفی می‌کند: از شرق به غرب هیرگانیان – مردها – اناریاکان – کادوس – البانی – کاسپی – اوتیان. استرابن، جغرافیدان عهد قدیم که د ر فاصله ۴۰ قبل از میلاد تا ۴۰ بعد از میلاد می‌زیسته و در کتاب ۱۱ فصل ۸ خود آورده‌است که: در نواحی شمالی کوه «پراخواتراس=همان سلسله البرز که حائل بین نجد ایران و گیلان و مازندران است» اقوام گلای Gelaee و کادوس Cadusi و ماردی و بعضی قبایل گرگانی زیست می‌کنند. و بدین ترتیب جایگاه گیل – گیلان را نشان می‌دهد.[۱۰]

استرابو سه بار از مردمی به نام گلای نام می‌برد. با این وجود سخن او درباره محل آنها متناقض است - یک جا آنها در شمال، آن سوی ارس و سایرس (کورا) در بین آلبانیاییها قرار داده می‌شوند. با این همه، گلای، همانند عیلامیان، نام شان را به گیلان، یک استان ایرانی دادند. نتیجتاً، به نظر می‌رسد که با وجودی که گلای توسط اراتوستنس یا پاتروکلس ذکر نشده‌اند، آنها همواره آنجا بوده‌اند. استرابو احتمالاً آنها را با تئوفانهای میتیلن، یک قدرت دیگر اشتباه گرفته‌است. در واقع پلینی، مشابهت گلای با کاوسیان را تایید می‌کند. مردم کاسپی، به مردم قدیم سرزمین، پیش از آمدن مادها تعلق داشتند. برخی از قبایل پیشا آریایی توسط مهاجمان از هم جدا شده، پراکنده شده و به کوهها رانده شدند. از جمله اینها کادوسیان بودند، که نشانیهای بسیاری از نام خود بر جای گذاشته‌اند، که بعضی از آنها خیلی گیج کننده‌اند. به طور مشابه، ماردها یا آماردها، که بخشهای پراکنده‌ای از آنها در شرق ارمنستان کشف شدند، در رشته کوههای مشرف به خزر و در زاگرس. این مشهود است که چهار مردمی که توسط پلیبیوس فهرست شده‌اند، تخصیص یک نقطه به خصوص برای استقرار شان را به چالش می‌طلبند. آنها همگی بازمانده‌های دوره پیشا آریایی تاریخ مادی هستند. کادوسیان ممکن است یک اصطلاح جامع باشد، و دیلمیان احتمالاً تحت عنوان دیگری در آثار موالفان دیگر ظاهر می‌شوند، و نامهای عمومی ماردها یا کادوسیان پایین تر قرار می‌گیرند.[۱۱]

استرابو بارها نام ماردها را در پیوند با کرانه‌های جنوبی دریای خزر ذکر می‌کند. او با اشاره به مردمی که در سراشیبیهای شمالی رشته کوه جنوب دریای خزر، می‌گوید: «همان طور که گفته‌ام، در دامنه شمالی اول گلای و کادوسیان و آماردها سکونت دارند، و برخی هیرکانیها، بعد از آنها قبایل پارتی.» به نظر می‌رسد که این نشان می‌دهد که ماردها در شرق کادوسیان (در گیلان) و در غرب هیرکانیها (در مازندران) می‌زیستند. استرابو در نقشه اش مشخصاً منطقه سفیدرورد را به آماردها تخصیص می‌دهد. علی حاکمی، که کلروز، در نزدیکی رودی به همین نام در نزدیکی دره سفیدرورد را کاوش کرده‌است، هم این بخش کشور را بر اساس یادداشتهای باستانی هردوت به ماردها تخصیص می‌دهد.[۱۲]

پلینی تاریخنگار یونانی اقوام گلای Gelae را با کادوسیها می‌شناسد که در قدیم ساکن گیلان بودند[۱۳]. به قول ایرانشناس و تاریخنگار ویلفورد مدلونگ، اقوام گلای Gelaee در حدود قرن دوم پیش از میلاد به نواحی جنوب کاسپین از قفقاز سرازیر شدند و احتمالاً جدا از کادوسیان بودند وبه تدریج جایگزین آنها گشتند. آنها سپس از ناحیه سفیدرود گذشتند و با دیلمیان جایگزین اقوام آماردی شدند[۱۴].

در کلیات بارتولد ج۱ بخش۱ ص ۶۵۴ جایگاه «گل»ها چنین ارائه شده‌است: از شرق به غرب «گل‌ها» بعد کادوس بعد مارها بعد کاس پی.[۱۵]

به نوشته ایرانیکا، به نظر می‌رسد گلای (گیلها) در قرن اول یا دوم قبل از میلاد، وارد منطقه جنوب ساحل کاسپین و غرب روخانه آماردوس (بعدها سفیدرود) شده باشند. پلینی آنها را با کادوسیها که قبلاً آنجا ساکن بودند مشابه می‌داند. به احتمال زیادتر آنها مردمان جدایی بودند، که شاید از منطقه داغستان آمدند و جانشین کادوسیان شدند. نتیجتاً آنها همچنین از رود آماردوس گذشتند، و به همراه دیلمیان جانشین آماردیها شدند. همچون دیلمیان، از آنها با عنوان سربازان کرایه‌ای شاهان ساسانی یاد شده‌است ولی به نظر نمی‌رسد تحت فرمانروایی مؤثر آنان در آمده باشند. گفته شده‌است که سلسله دبوئیان پیش از انتقال به تبرستان در گیلان ایجاد شده بود.[۱۶]

منابع[ویرایش]

  1. Middle East Patterns: Places, Peoples, and Politics By Colbert C. Held, John Cummings, Mildred McDonald Held,2005, page 119.
  2. Iran Provinces
  3. Joshua Project - Gilaki Ethnic People in all Countries
  4. The Caspians have generally been regarded as a pre-Indo-European, that is, a pre-Iranian, people and have even been identified by some scholars with the Kassites (e.g. , Herzfeld, loc. cit.). Onomastic evidence bearing on this point has now been discovered in Aramaic papyri from Egypt, in which several Caspians (Aram. kspy) are mentioned as belonging to the garrison there; their names, for example, *Bagazušta (see Grelot, pp. 101ff.), are, at least in part, unequivocally Iranian. The Caspians must therefore be considered either an Iranian people or strongly under Iranian cultural influence
  5. Iranica: The Caspian Sea (hē Kaspiā thálassa); the Caspian mountain(s) (tà Káspia órē, i.e. the Caucasus; Eratosthenes apud Strabo, 11.2.15); and the so-called Caspian Gates (hai Káspiai/Kaspiádes pýlai; q.v.) were all named after this people.
  6. بررسی نامهای کاسپی از اسناد آرامی یافته شده در مصر P. Grelot, “Notes d’onomastique sur les textes araméens d’Egypte,” Semitica 21, 1971, esp. pp. 101-17 .
  7. The Caspians have generally been regarded as a pre-Indo-European, that is, a pre-Iranian, people and have even been identified by some scholars with the Kassites (e.g. , Herzfeld, loc. cit.). Onomastic evidence bearing on this point has now been discovered in Aramaic papyri from Egypt, in which several Caspians (Aram. kspy) are mentioned as belonging to the garrison there; their names, for example, *Bagazušta (see Grelot, pp. 101ff.), are, at least in part, unequivocally Iranian. The Caspians must therefore be considered either an Iranian people or strongly under Iranian cultural influence. [۱]
  8. Rudiger Schmitt, "Cadusii" in Encyclopædia Iranica [۲]
  9. بررسی نامهای کاسپی از اسناد آرامی یافته شده در مصر P. Grelot, “Notes d’onomastique sur les textes araméens d’Egypte,” Semitica 21, 1971, esp. pp. 101-17 .
  10. سرتیپ پور، جهانگیر، نشانیهایی از گذشته دور گیلان و مازندران، صص. ۳۵ – ۳۷
  11. Anatolica: studies in Strabo,Syme, Anthony Richard Birley , Oxford University Press, 1995,pp. 73-74
  12. Marlik: the complete excavation report, Volume 1, Ezat O. Negahban, UPenn Museum of Archaeology, 1996,p.331 ,
  13. WILFERD MADELUNG - Gilan in Encyclopædia Iranica [۳]
  14. WILFERD MADELUNG - Gilan in Encyclopædia Iranica [۴]
  15. سرتیپ پور، جهانگیر، نشانیهایی از گذشته دور گیلان و مازندران، صص. ۳۵ – ۳۷
  16. The Gelae (Gilites) seem to have entered the region south of the Caspian coast and west of the Amardos River (later Safīdrūd) in the second or first century B.C.E. Pliny identifies them with the Kadusii previously living there. More likely they were a separate people, coming perhaps from the region of Dāḡestān, and superseded the Kadusii. Subsequently they also crossed the Amardos river and, jointly with the Deylamites (q.v.), supplanted the Amardi. Like the Deylamites, they are mentioned as mercenaries of the Sasanian kings but do not seem to have come under their effective rule. The dynasty of the Dabuyids (q.v.) is said to have originated in Gīlān before moving to Ṭabarestān. In 553, Gīlān is mentioned together with Āmol as the seat of a Nestorian bishop.
  • جنیدی، فریدون، زندگی و مهاجرت آریائیان، بنیاد نیشابور.
  • سرتبپ پور، جهانگیر، " نشانه‌هایی از گذشته‌های دور گیلان و مازندران"
  • میر ابوالقاسمی، "گیلان از آغاز تا مشروطه"
  • گروه پژوهشگران، کتاب گیلان