خط اوستایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

در دورهٔ ساسانیان، الفبایی از الفبای زبوری[۱] و پهلوی ساخته شد و اوستا بدان نوشته شد. این الفبا را الفبای اوستایی و دین دبیره نامیده‌اند. این خط که جنبهٔ آوایی یا فونتیک دارد، هم برای نوشتن متن اوستا، و هم در مواردی برای نوشتن فارسی میانه یا تلفظ متون فارسی میانه که به خط پهلوی کتابی بودند استفاده می‌شد.

خط اوستایی[ویرایش]

یک شیوهٔ نوشتاری که در زمان ساسانیان (۲۲۶ تا ۶۵۱ پس ازمیلاد) به منظور نوشتن زبان اوستایی ایجاد شد. یکی از پیامدهای جنبی آن، نوشتن پازند، نوشتارهایی به زبان فارسی میانه که اساساً توضیحات زند بر متن اوستا بود، با آن بود. در متون کهن زرتشت، از این الفبا به دین دبیره یا دین دبیری یاد شده‌است که به زبان فارسی میانه یعنی «خط دینی».

تاریخچه[ویرایش]

ایجاد الفبای اوستایی به دلیل نیاز به درست نوشتن متون اوستایی بود که تا آن زمان توسط افراد از بر می‌شد و سینه به سینه به نسلهای بعد منتقل می‌گشت. مجموعه متونی که امروزه کتاب مقدس زرتشت را تشکیل می‌دهند نتیجه گردآوری آن در سده چهارم میلادی، شاید در دوران شاپور دوم ساسانی (۳۰۹ تا ۳۷۹ میلادی)، است. این احتمال می‌رود که زبان اوستایی تنها یک کار تک منظوره برای گردآوری اوستا بوسیله ساسانیان بوده باشد.

این کار، که نمایانگر نوآفرینی (revival) آیین مزدا و بنیان نهادن راست دینی (orthodoxy) سختگیرانه مرتبط با قدرت سیاسی است، احتمالاً در اثر تمایل به عرض اندام بیشتر در برابر بوداییان، مسیحیان، و مانویان اجرا شد که دین و آیینشان بر پایهٔ کتاب بود[۱]. در مقابل، روحانیت زرتشتی قرنها بود که به از برکردن کتاب مقدس از طریق گوش دادن به یک آموزگار روحانی خو گرفته بود که این آموزگار سخنان زرتشت را برای شاگرد آنقدر می‌خواند تا شاگرد با تکرار و همخوانی با وی، سخنان و نواخت (ریتم چگونگی خواندن (صرف)) را از بر شود. سپس این کار را همین شاگردان بعدها برای شاگردان دیگر تکرار می‌نمودند و به همین روش برای نسلها خواندن و نگهداشتن کتاب مقدس انجام می پذیرفت. این کار ضروری بود چرا که روحانیت زرتشتی اداکردن درست و دقیق و نواخت (cadence) نماز را یک پیش شرط لازم‌الاجرا می‌دانست. افزون بر این، ضرورت ازبرخوانی نیایش (liturgy) همراه با مناسک و تشریفات مذهبی جایی برای نوشتن چیزی باقی نمی‌گذاشت.

با این وجود، توانمندی برای درست نوشتن اوستا یک سود داشت: در دوران ساسانی واژه‌های زبان اوستایی تقریباً برای مردم نامفهوم گشته بود که همین منجر به آماده کردن متون زند گردید (برگرفته از واژه اوستایی "زینتی" (zainti) به معنای "فهمیدن"). زند، تفسیر و ترجمه نوشته‌های مقدس است. توسعه الفبای اوستایی این امکان را فراهم آورد تا یادداشتها و تفسیرهای مرتبط با متن در میان نوشته‌های کتاب افزوده شود. پیامد مستقیم این کار یک تفسیر همگون و استاندارد از نسک اوستا بود که تا به امروز باقی‌مانده‌است. از دیدگاه پژوهشی، این متنها بغایت ارزشمند هستند چرا که اگر نمی‌بودند نوشته‌ها بندرت حفظ می‌شدند.

متون زرتشتی سده‌های نهم تا دوازدهم میلادی پیشنهاد می‌کند که در زمانی مجموعه بسیار بزرگتر از ادبیات زرتشتی وجود داشته اما این متون، در صورت وجود، تا کنون از میان رفته‌اند و بنابراین خطی که برای نوشتن آنها بکار رفته ناشناخته‌است. این پرسش که آیا چیزی مشابه با نمونه ساسانی در دوران اشکانی نیز وجود داشته‌است یا نه در تمام سده نوزدهم مینوخرد پژوهشگران را مشغول به خود کرد. حقیقت اوستای اشکانی هر چه که باشد، شواهد زبان شناختی نشان می‌دهد که چنانچه حتی چنین چیزی وجود هم می داشته از آنجاییکه هیچ شکل زبان شناختی در نسخه‌های قدیمی که بتوان با قاطعیت آنرا نتیجه نادرست نویسی دانست و همچنین اینکه موارد شک برانگیز دیگر بسیار کمیابند و در واقع به طور پیوسته‌ای رو به کاهش، نمی‌توانسته‌است آنچنان تاثیر عملی در بر داشته باشد[۱]. اگرچه وجود یک کهن الگوی (Archetype)اشکانی ناممکن نیست نقش نداشتن آن در خط اوستایی به اثبات رسیده‌است.

ریشه‌شناسی و الفبا[ویرایش]

خط پهلوی که خط اوستایی بر آن استوار است، خط رایج برای نوشتن زبانهای گوناگون ایرانی میانه بود، ولی برای نوشتن زبان دینی که نیازمند دقت فراوان بود بسنده نبود چرا که پهلوی یک ابجد ساده شده هجایی با ۲۲ نماد (حرف) بود که بیشتر آنها مبهم بودند (بدین معنا که دارای بیش از یک صدا بودند). در مقابل، اوستایی یک خط کامل با نویسه‌های (کاراکتر) روشن و رسا برای صداها بود و اجازه ابهام زدایی آوایی چندصداییها (allophone) را می‌داد. این الفبا شامل شماری از نویسه‌های بر گرفته از پهلوی شکسته (a, i, k, t, p, b, m, n, r, s, z, š, xv) بود حال آنکه برخی از نویسه‌ها (ā, Y) تنها در پهلوی دینی موجود بود (در پهلوی شکسته y , k دارای نویسه یکسان هستند)[۲]. به نظر می‌رسد که برخی از آواها مانند Ə از حروف کوچک یونانی گرفته شده باشد[۲]. O اوستایی شکلی ویژه از l پهلوی است که تنها در نشانه‌های آرامی موجود است. برخی از حروف (مانند: ŋ́, ṇ, ẏ, v) نوآورانه هستند[۳].

خط اوستایی، مانند خط پهلوی و آرامی از راست به چپ نوشته می‌شود. در خط اوستایی حرفها به هم جسبیده نیستند و خطوط پیوند (انواع استاندارد عبارتند از: sk, šc, št, ša)کمیاب بوده و خاستگاه ثانویه دارند[۲]. فاسی[۴] رویهمرفته ۱۶ خط پیوند را فهرست می‌کند ولی بیشتر آنها در پی تلاش برای زیبا نویسی (کشیدن دم حروف) ایجاد شده‌اند.

واژه‌ها و بخش نخستین ترکیبها بوسیله نقطه جدا می‌شوند. گذشته از اینها، نشانگذاری (punctuation) در دستنوشته‌ها ضعیف بوده یا اصلاً وجود ندارد، و از اینرو کارل فردریش گلدنر در دهه ۱۸۸۰ یک روش نشانگذاری استاندارد را برای نوشتن درست کرد. در این شیوه، که او بر اساس آنچه خود یافته بود آن را توسعه داد، سه نقطه به شکل یک یک سه¬گوش نقش دونقطه، نقطه بند، پایان جمله و پایان بخش را بازی می‌کند که در واقع با اندازه نقطه‌ها و اینکه یک نقطه در بالا و دونقطه در پایین و یا برعکس دو نقطه در بالا و یک نقطه در پایین قرار بگیرد تعیین می‌شود. دو نقطه بالا و یکی پایین، با افزایش اندازه نقطه، نشان دهنده دو نقطه، نقطه بند، پایان جمله و پایان بخش می‌باشد. یک نقطه در بالا و دو نقطه در پایین به معنای پایان جمله و بخش نگریسته می‌شود[۶][۱].

نویسه‌ها[ویرایش]

در مجموع، الفبای اوستایی ۳۷ بیصدا (Consonant) و ۱۶ صدادار (Vowel) دارد. دو رویهٔ رونویسی برای اوستایی موجود است، روش قدیمی کریستین بارتلوما (Christian Bartholomae) و شیوه نوتر کارل هافمن (Carl Hoffmann).

ویژگی‌ها[ویرایش]

این الفبا برای هر یک از آواهای اوستایی یک نشانه دارد. نشانه‌های الفبایی جدا از هم نوشته می‌شده و در هر جای کلمه که می‌امده یک صورت داشته‌است. خط اوستایی در سده سوم میلادی برای نوشتن اوستا ابداع شد. این خط، از خط پهلوی برگرفته شده ولی از آن کامل‌تر است و دارای ۴۸ حرف است و از راست‌به‌چپ نوشته می‌شود. این خط بسیار کامل است و نه مانند خط فارسی کنونی در نوشتن واج‌های صدادار بی تفاوت است و نه مانند خط لاتین برای نوشتن برخی از واج‌ها مانند kh = خ، ch = چ، gh = ق، و sh = ش در انگلیسی یا sch = ش، در آلمانی نیاز به کنارهم‌چینی چند واژ دارد.

منابع[ویرایش]

  1. زرشناس، زهره، 1382،زبان و ادبیات باستانی ایران، دفتر پژوهشهای فرهنگی،ص 22.

^ a b c Kellens 1989, p. 36. ^ a b c Hoffmann 1989, p. 49. ^ Hoffmann 1989, p. 50. ^ Fossey 1948, p. 49. ^ The Zarathushtrian Assembly ^ Singing the Gathas in Avestan ^ Everson & Pournader 2007, p. 4

جایگزینی با خط فارسی امروز[ویرایش]

امروزه برخی از پژوهشگران براین باورند که باید خط فارسی کنونی را که برگرفته از خط عربی است، با خط اوستایی ایرانی جایگزین نمود. از آن دسته ابراهیم پورداوود است. ایشان در بخش «دین‌دبیره» از کتاب «اوستا» چنین می‌نویسند:

چندی است که در ایران به کاستی‌های دبیرهٔ عرب برخورده و درصدد چارهٔ آن هستند. دسته‌ای طرفدار اصلاح همین دبیره (الفبا)ی کنونی هستند، دسته‌ای دیگر می‌خواهند که آن را به کناری گذاشته و دبیرهٔ لاتین را اختیار کنند. نتیجهٔ کار طرفداران اصلاح دبیرهٔ کنونی تا آن مقداری که به نظر نگارنده رسید بی مصرف و مضحک است. البته دبیرهٔ لاتین بسیار ساده و کامل است ولی گزینش آن از برای کشوری که همهٔ شئونات ملی خود را باخته‌است و تنها دارای یک زبان شکسته‌است صلاح نمی‌باشد.

همه کس می‌داند که به واسطهٔ دبیرهٔ عرب این همه واژگان سامی به فارسی راه یافته‌است به گونه‌ای که تنها یک سوم واژگان ما آریایی است «این آمار استاد پورداود برای چند ده سال پیش است و هم اکنون با تلاش سره گویان ارجمند دست کم پنجاه درصد واژگان زبان فارسی معیار، آریایی است.». فردا پس از برگزیدن دبیرهٔ لاتین دسته دسته واژگان زبان‌های اروپایی به زبان ما راه خواهند یافت و صدها واژه مانند رولیسیون، کونستیسیون، پارلمان، کاندیدات، کمیسیون، بودجه و... با همان دبیرهٔ لاتین و املای درست فرانسه نوشته می‌شود: revolution , Constitution , Parlement , Candidate, Commission, budget,....

با این ترتیب زبان آلودهٔ ما آلوده تر خواهد شد. همان گونه که اندیشمندان ما می‌خواهند که با تغییر دبیره به دانش و آگاهی ما بیفزایند باید پیشرفت دادن ملیت مان را نیز در نظر داشته باشند. باید به گونه‌ای عمل کنند که از درخت کهنسال ما، دوباره شاخ و بری سر زند نه آن که تیشه به ریشهٔ آن رسد. ملیت ما باید دوش به دوش هم با شیمی و فیزیک و هندسه پیشرفت کند نه آن که یکی از آن‌ها فدای دیگری گردد. یگانه راه نجات ایران زنده نمودن سنت ملی آن است. چه خوب است که ترقی خواهان ما در تغییر الفبا نیز به «دین دبیره» که به فتوای دانشمندان اروپایی خاورشناس یکی از دبیره‌های خوب به شمار می‌رود نظری افکنند و این الفبای ساده و آسان را که در مدت چند ساعت می‌توان یاد گرفت به کلی فراموش نکنند. گذشته از آن که دین دبیره برگزیدهٔ نیاکان ماست به وسیلهٔ آن می‌توانیم خدمات شایانی به زبان و ملیت خود بنماییم و نفوذ واژگان عربی و ترکی و اروپایی در فارسی کم تر خواهد شد؛ همان گونه که در پارینه، دبیرهٔ عرب واژگان سامی را داخل زبان ما کرد در آینده «دین دبیره» واژگان فراموش شدهٔ (پارسی) را دوباره به یاد ما خواهد آورد و نیز به تلفظ درست واژگان فارسی که به واسطهٔ کاستی دبیرهٔ عرب دگرگون شدند موفق خواهیم شد، از آن جمله‌است نام خود میهن ما «ایران» که تا چند سدهٔ گذشته تلفظ درست آن Eran محفوظ بود

منابع[ویرایش]

  1. زرشناس، زهره، 1382،زبان و ادبیات باستانی ایران، دفتر پژوهشهای فرهنگی،ص 22.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]