اردشیر بابکان
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
اَردِشیر بابَکان یا اردشیر یکم (در پارسی میانه: Arđaxšēr-i Pāpagān) (۲۲۶ - ۲۴۱ میلادی) بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی (۲۲۶ - ۲۴۱ میلادی) است.
اردشیر بابکان از سال ۲۰۶ تا ۲۴۱ میلادی فرمانروای شهر استخر بود. وی پس از پایان دادن به فرمانروایی اشکانیان در ایران، از سال ۲۰۸ تا ۲۴۱ فرمانروای ایران و در سالهای ۲۲۶-۲۴۱ شاهنشاه ایران. دودمانی که اردشیر بنیاد گذاشت، چهار سده بر ایران فرمان راندند تا اینکه این دودمان در سال ۶۵۱ بهدست عربها سقوط کرد.
[ویرایش] نام
نام اردشیر اردشیر در پارسی میانه بصورت اَرتَخشَتر بوده بمعنی شهریاری مقدس (اَرتَه = مقدس و خشَتر = شاه).[نیازمند منبع]
[ویرایش] پیشینه
اردشیر جوانترین پسر پاپک، روحانی بلندپایهٔ نیایشگاه آناهیتا در استخر بود. استخر شهری بود که پس از ویران شدن پارسه بهدست اسکندر مقدونی، در کنار آن پدید آمدهبود. پاپک پسر (یا تحتالحمایهٔ) فردی به نام ساسان بود. دودمانی که اردشیر بعدها بنیاد کرد به نام پدربزرگ او ساسانیان نام گرفت.[۱]
مادر اردشیر نیز رودَگ نام داشت و دختر حاکم محلی پارس بود.[۲]
ساسان، در زمان بلاش چهارم اشکانی احتمالاً فرمانروای استان پارس بودهاست.[۳] خاندان ساسان پارسی بودند و به گویشی از پارسی سخن میگفتند که اختلاف کمی با زبان پارتی (زبان فرمانروایان اشکانی) داشت.[۴]
همسر ساسان به نام رامبهشت یا دینگ از خاندان بازرنگی بود که حکومت محلی پارس را در دست داشتند. گوچهر شاه استخر که از خاندان بازرنگی بود در دورهای منصب دژبانی (ارگبذی) دارابگرد را به اردشیر بابکان داد.[۵]
بابک، پدر اردشیر، موفق شد در سال ۲۰۵، گوچهر را برکنار کند و از اردوان چهارم، شاهنشاه اشکانی بخواهد تا شاپور، پسر ارشدش را فرمانروای استخر کند. بابک کمی پس از آن درگذشت و شاپور شاه استخر شد.[۶]
اردشیر که بلندپرواز بود فرمانروایی برادر را نپذیرفت و قصد نبرد با وی را کرد اما در تاریخ آمده که شاپور پیش از درگیری چنین نبردی به علت فروریختن یک ساختمان کشتهشد و در پی آن اردشیر شاه استخر شد. اردشیر خود را «اردشیر پنجم پارس» لقب داد.[۷] و در آغاز کار با خویشاوندان خود از طایفهٔ بازرنگی به ستیز برخاست.[۸]
اردشیر بابکان احتمالاً از سالهای ۲۰۵-۲۰۶ آغاز به ضرب سکه ویژهٔ خود را کرد.[۹]
بابک که از شاهزادگان پارس و پدر اردشیر بود از سال ۲۰۸ میلادی برای یک شورش علیه اشکانیان آماده میشد. پسر او، اردشیر، سرانجام این شورش را علناً اعلام کرد. کشمکش میان دو گروه رقیب چندین سال ادامه یافت و نیروهای پارتی در سه نبرد از ساسانیان شکست خوردند. در واپسین این نبردها که نبرد هرمزدگان (۲۲۳-۲۲۴) نام دارد و در ۲۲۴ میلادی در دشت هرمزدگان رخ داد اردوان پنجم کشتهشد و ساسانیان پیروز شدند.[۱۰]
حکومت اشکانیان پیش از نبردهایی که با ساسانیان داشتند به دلیل اختلافات داخلی و جنگهای خارجی ضعیف شده بودند و در برابر رومیان کوتاه میآمدند، این باعث شد تا اردشیر به فکر تشکیل شاهنشاهی بزرگ و متمرکز، به سبک هخامنشیان در ایران بیفتد. اردشیر به مردم میگفت که حکومت ملوک الطوایفی موجب آشفتگی اوضاع ایران شدهاست و نیز رواج ادیان و آیینهای مختلف، دین زردشتی را تهدید میکند؛ او وعده میداد که اگر به قدرت برسد دین زردشتی را رسمیت خواهد بخشید و به جای شیوهٔ ملوک الطوایفی حکومت مرکزی مقتدری ایجاد خواهد کرد و وسعت مرزهای ایران را به قبل از حملهٔ اسکندر خواهد رسانید. اردشیر تقریباً به وعدههای خود عمل کرد.
او ابتدا طغیان دارابگرد را فرونشاند و به کرمان تاخت و پادشاه آنجا بلاش (ولخش) را گرفت و پسر خود اردشیر را والی آنجا کرد. آنگاه بسال ۲۲۳م. علم طغیان برافراشت، و پادشاهان خوزستان و عمان را مطیع خود کرد. اردوان قصد سرکوب کردن اردشیر کرد و به پادشاه خوزستان دستور داد اردشیر را بازدارد و به تیسفون فرستد ولی اردشیر پیشدستی کرد ابتدا شاذشاهپور شهریار اصفهان را شکست داد و کشت و آنگاه رو به اهواز نهاد و پادشاه خوزستان را از پای درآورد و ولایت کوچک میشان را (در دهانهٔ دجله و کرانهٔ خلیج فارس) فروگرفت. سرانجام نبرد بزرگی میان اردشیر و شاهنشاه اشکانی که خود فرماندهی سپاه را داشت در جلگهٔ هرمزدگان خوزستان درگرفت و در روز ۲۸ آوریل ۲۲۴ م. سپاه اشکانی شکست خورد و اردوان کشته شد. چندی بعد اردشیر پیروزمندانه وارد تیسفون گردید و در ۲۳ ژوئن سال ۲۲۶ (میلادی) در معبد آناهیتا در استخر یا در تنگهٔ نقش رجب تاجگذاری کرد و عنوان «شاهنشاه ایران» را برگزید، و ایران در تحت تسلط او درآمد. اما ارمنستان و گرجستان موقّتاً مستقل ماندند.
از نخستین کارهایی که اردشیر انجام داد ساختتن دژی در گور در پارس بود. وی این دژ را اردشیرخوَرّه (فر اردشیر) نامید که امروزه به شکل شهر فیروزآباد در جنوب خاوری شیراز وجود دارد.[۱۱]
اردشیر پس از تسخیر سگستان و ابرشهر (در خراسان) و مرو و خوارزم و بلخ قدرت خود را بر نواحی شرقی نیز بسط داد و پادشاهان کوشان (درهٔ کابل و پنجاب) و توران قزدار (در جنوب کویته) و مکوران (یا مکران) سفیرانی بحضور او فرستادند، و او را به شاهنشاهی شناختند. آنگاه به ایران بازگشت و معابد بسیاری در شهرهای ایران برپا کرد و به جنگ رومیان رفت؛ زیرا دولت روم که خبر سقوط اشکانیان را شنیده بود، فرصت را غنیمت شمرده و در امور ارمنستان دخالت میکرد. او قصد داشت در آنجا حکومتی دست نشانده ایجاد کند. اردشیر به قصد جنگ با رومیان در سال ۲۲۸ م. از فرات گذشت. قیصر روم، الکساندر سِوِر سه سپاه مأمور حمله به ایران کرد، اردشیر هر سه سپاه را درهم شکست و حرّان و نصیبین را گرفت و آنگاه روی به ارمنستان نهاد و خسرو پادشاه آنجا را شکست داد و کشت. پس از شکست دادن رومیان در مراسم تاجگذاری، همانند داریوش بزرگ گفت که به خواست اهورامزدا شاه ایرانیان میشود که مردمی نجیب و بزرگوار هستند و دروغ نمیگویند. مردم کرمان که اردشیر قبلاً در نظر داشت آنجا را پایتخت ایران کند به منظور نشان دادن خرسندی خود از پیروزی او بر اردوان و به شاهی رسیدنش، شهری را که در آن استان ساخته بود «به اردشیر» نامگذاری کردند. این شهر که نام آن از زمان چیرگی عربها بردسیر تلفظ میشود پیشتر روستای کوچکی بود که توسط اردشیر عمران و توسعه داده شده و به صورت شهر درآمده بود.
اردشیر در سال ۲۲۶ میلادی با لقب شاهنشاه ایران (به پهلوی: Šāhān šāh Ērān) در تیسفون تاجگذاری کرد و با این کار حکوکت چهارصدسالهٔ پارتیان به پایان رسید و دورهٔ چهارصدساله ساسانیان آغاز شد.[۱۲] ملکهٔ اردشیر که آذرآناهید نام داشت نیز در همین روز به عنوان شهبانوی شهبانویان تاجگذاری نمود.[۱۳]
اردشیر بابکان پس از بهدست گرفتن قدرت، به منظور پیوستگی روند امور کشور، هفت خاندان نیرومند زمان اشکانیان را از کار برکنار نکرد.[۱۴]
اردشیر برای تقویت بنیاد شاهنشاهی ایران کارهای مؤثری انجام داد، با رسمی کردن دین زردشت و تعقیب و کشتار شاهزادگان ساسانی بنیاد سلطنت و حکومت را استوار ساخت. کارهای بزرگ اردشیر را بشرح زیر میتوان خلاصه کرد:
- ایجاد مرکزیت و تبدیل پادشاهان محلی به نجبای درباری،
- جمعآوری اوستا که از روزگار بلاش یکم اشکانی آغاز شده بود،
- رسمی کردن دین زردشت،
- تقسیم مردم به طبقات،
- ایجاد آرامش و امنیت،
- زنده کردن سپاه جاویدان داریوش بزرگ،
- تخفیف کیفرها.
اردشیر پاپکان ملیگرایی ایرانی را بر محور آموزشهای زرتشت احیاء کرد. با پیروی از روش اردشیر، دیلمیان و صفویان بعدا ملیگرایی ایرانی را بر محور ایراندوستی و مذهب شیعه زنده کردند. اندیشه و سیاست اردشیر را در دو جمله خلاصه کردهاند: بجای آزادی دورهٔ اشکانی باید نظم و قانون واحدی حکمفرما باشد. دین و دولت بهم بستهاند، یکی بیدیگری نپاید.
نحوهٔ برآمدن اردشیر یکم و رسیدن او به پادشاهی در کتابی به نام کارنامه اردشیر بابکان که به زبان پارسی میانه به جای مانده به صورتی داستانوار و رمانتیک بیان شدهاست.[۱۵]
| سلف: اردوان پنجم اشکانی |
شاهنشاه ساسانی | جانشین: شاپور یکم |
|
|||||
[ویرایش] منابع
- تاریخ ایران باستان
- حسن پیر نیا. تاریخ ایران قدیم از آغاز تا انقراض ساسانیان.
- بویل.جی.آ.. تاریخ سیاسی ایران در ساسانیان.
- ↑ Herrmann, Georgina. 1977. The Iranian revival. Oxford: Elsevier-Phaidon, p.76
- ↑ An Introduction to the Empire of Sasanian Dynasty, By Dr. Gianpaolo Savoia-Vizzini, 2000
- ↑ همان.
- ↑ Balty, Janine. 1993. Hofkunst van de Sassanieden: het Perzische rijk tussen Rome en China (224 - 642); 12 februari tot 25 april 1993. Brussel: Gemeentekrediet. p. 32
- ↑ لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ بازرنگی
- ↑ DE MUNTKLAPPER: EUROPEES GENOOTSCHAP VOOR MUNT- EN PENNINGKUNDE vzw: Koninklijke Vereniging driemaandelijks tijdschrift - 53 - januari-februari-maart 2007, [http://74.125.77.132/search?q=cache:7hFlit_2L9kJ:www.egmp.nunaar.be/artikels/Muntkl53A.pdf+hormizdagan&cd=9&hl=nl&ct=clnk&gl=nl&client=firefox-a Ardashir, sahansah van het Sassanidische rijk en zijn muntslag]
- ↑ همان.
- ↑ لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ بازرنگی
- ↑ همان.
- ↑ Encyclopaedia Britannica: ancient Iran: Rise of Ardashīr I
- ↑ Shaw's Outline of Ancient History، بازدید: مه ۲۰۰۹.
- ↑ MacKenzie, David Niel (1998). "Ērān, Ērānšahr". Encyclopedia Iranica. 8. Costa Mesa: Mazda. http://www.iranica.com/newsite/articles/v8f5/v8f545.html.
- ↑ An Introduction to the Empire of Sasanian Dynasty, By Dr. Gianpaolo Savoia-Vizzini, 2000
- ↑ Balty, Janine. 1993. Hofkunst van de Sassanieden: het Perzische rijk tussen Rome en China (224 - 642); 12 februari tot 25 april 1993. Brussel: Gemeentekrediet. p. 32
- ↑ Boyce, Mary. 1975. A reader in Manichaean: Middle-Persian and Parthian. Acta iranica ; troisième série: Texts et mémoires, v.2. Téhéran-Lìege: Bibliothèque Pahlavi.

