پروپاگاندا
پروپاگاندا (به انگلیسی: Propaganda) یا پروپاگاند (به فرانسوی: Propagande) یا تبلیغات سیاسی[۱] یا جوسازی، ارتباطی است که عمدتاً برای تأثیرگذاری یا متقاعد کردن مخاطب برای پیشبرد یک برنامه استفاده میشود که ممکن است عینی نباشد و بهطور انتخابی حقایقی را برای تشویق یک ترکیب یا ادراک خاص ارائه دهد، یا گفتاری باشد تا برای ایجاد یک واکنش احساسی به جای پاسخ منطقی به اطلاعاتی که ارائه میگردد، استفاده شود.[۲]

تعریف
[ویرایش]در هر نظام سیاسی رسانههایی وظیفهٔ اطلاعرسانی را برعهده دارند. در نظامهای دموکراتیک، غیر از رسانهٔ رسمی و دولتی، دیگر رسانهها حوزهٔ واگویه کردن سیاستهای رسمی دولت نیستند. در چنین نظامهایی، بسیار دیده شده که رسانهای در مقابل سیاست رسمی دولت بایستد و برای آن نیز توبیخ نشود؛ امّا در نظامهای استبدادی از رسانههای دولتی گرفته تا رسانههای غیردولتی، از نظام آموزشی گرفته تا ابزار هنر و نهاد دین، همه در راستای اهداف ایدئولوژیک حکومت به کار گرفته میشوند؛ موضوعی که از آن میتوان به عنوان «ماشین پروپاگاندا» نام برد.[۳] پروپاگاندا ممکن است حقیقت را بگوید یا نیمی از حقیقت را یا حتی به کلّی دروغ بگوید. پروپاگاندا متکی به دستکاری افکار عمومی است. به آسانی هم قابل تشخیص نیست؛ زیرا سازندگانش با دقت پیامهایی را انتخاب میکنند که گاهی به نظر میرسد به نفع برخی آرمانها یا ارزشها هستند، در حالی که در واقع علیه آنها و برای زیر سؤال بردن آنها ساخته شدهاند.[۴]
پروپاگاندا را نباید «تبلیغ» معنا کرد. پروپاگاندا در سادهترین تعریف «جهت دادن» به اذهان عمومی با استفاده از تکنیکهای ویژه (مانند مغلطه، بزرگنمایی، کوچکنمایی، دروغ بزرگ، بمباران خبری، برچسب زدن، کلّیگویی، هراسافکنی و…) است. از این رو، پروپاگاندا را شاید بتوان «بوق تبلیغاتی» معنا کرد که هدف آن، ایجاد نوعی اطاعت کورکورانه در مردم است، نه اطلاعرسانی غیرجانبدارانه.[۳]
با این توصیف، در این نوع از تبلیغ، اطلاعرسانی بیطرفانه وجود ندارد. برعکس، هدف جهت دادن به اذهان عموم مردم به منظور نفوذ بر آنهاست. به بیان دیگر، پروپاگاندا عبارت است از «بسیج افکار عمومی» برای هدفی که دولت استبدادی به دنبال آن است؛ چه درست باشد و چه نادرست. در این روش از تبلیغ، واقعیتها بهطور گزینشی بیان و بازنمایی میشوند؛ بنابراین، پروپاگاندا شکلی از تبلیغ نیست که در آن اقناع مخاطب هدف باشد. در روش اقناعی حق پرسشگری و تشکیک، حقی شناختهشده برای مخاطب است، در حالی که در روش پروپاگاندا، شکلدادن به ذهن مخاطب آنگونه که دولت میخواهد، هدف است. این یعنی مخاطب باید آنگونه ببیند و بیندیشد که دولت میخواهد.[۳]
پروپاگاندا گونهای ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهتدار برای بسیج افکار عمومی از طریق تبلیغات، پخش و فرستاده میشود.[۵][۶] پروپاگاندا شکلی از ارتباط است که هدف آن تأثیر بر گرایش یک جمع یا جماعت همسو با موضع و دلیل دلخواه تبلیغگر سیاسی است. پروپاگاندا برخلاف تهیه اطلاعات غیرجانبدارانه، در اصلیترین معنای خود، دادن اطلاعات با هدف تأثیر جهتدار بر مخاطب است. در این راستا، اغلب اوقات، واقعیتها بهطور گزینشی بیان و بازنمایی میشوند (حتی اگر نادرستی آن بر گوینده روشن و آشکار باشد) تا از سوی مخاطب، واکنش و رفتاری احساسی و نه آگاهانه، سر بزند. نتیجهٔ این امر، تغییر گرایش دلخواه به سوی هدفی است که برای مخاطب هدفگیری شده و به منظور پیشبرد یک برنامهٔ سیاسی، در نظر گرفته شده است. علاوه بر این، پروپاگاندا میتواند در شکل یک نبرد و جنگافروزی سیاسی نیز تلقی شود.
پروپاگاندا شکلی از ارتباط است که با ترغیب یا اقناع متفاوت است؛ زیرا هدفش این است که به پاسخی دست یابد که قصد تبلیغگر را تداوم بخشد. اقناع یا ترغیب بهمثابه یک فعالکنندهٔ دوسویه عمل میکند و هدفش آن است که به نیازهای ترغیبکننده و ترغیبشونده پاسخ دهد. یک مدل تبلیغ (جوسازی) نشانگر آن است که چگونه میتوان عناصر اطلاعرسانی و ارتباط اقناعی را در تبلیغات با یکدیگر تلفیق کرد. پروپاگاندا ممکن است افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.[۷]
در قرن بیستم، اصطلاح انگلیسی پروپاگاندا اغلب با رویکردی کنترلکننده همراه بود، امّا از نظر تاریخی، پروپاگاندا یک اصطلاح توصیفی خنثی از هر مطلبی است که عقاید یا ایدئولوژیهای خاصی را ترویج میکند.[۲][۸]
بر اساس آمار مؤسسهٔ گالوپ که در سال ۲۰۱۲ میلادی در وبسایت گالوپ منتشر شد، اغلب کشورهای دیکتاتوری امّا در حال توسعه سعی در ایجاد یک فضای پروپاگاندا در عرصهٔ ملّی و حتی فراملّی داشتهاند و برای مردم و قومیت داخلی خود نیز از بسیج افکار عمومی، بازتاب اخبار حوادث غیرمترقبه در رسانهٔ ملّی انحصاری، پخش تلویزیونی آثار مرتبط با ایدئولوژی فراگیر، ترغیب و تشویق مردم عمدتاً ناراضی از عملکردهای حاکمیت و اذهان انقلابی یا ناآگاه و کمسواد به انتخاب افراد سیاسی (مانند رئیسجمهور و پارلمان، جناح، فراکسیون (ائتلاف)، حزب، ایدئولوژی (مرام سیاسی) استفاده میکنند. برخی از این رژیمها شدیداً به فکر تقویت قدرت نظامی و اطلاعاتی خود هستند و از این ابزارها برای سرکوب اعتراضات، آشوبها، ناآرامیها، احزاب اپوزیسیون (که البته معمولاً هیچکدام از کشورهای یکّهسالار دیکتاتوری، احزاب اپوزیسیون ندارند) نیز بهره میبرند. با این حال، در زمینهٔ تبلیغات و پروپاگاندای بینالمللی تقریباً همگی ضعیف و متوسط عمل کرده و میکنند؛ اگرچه این ارزشبخشی بیشتر در مقایسه با کشورهای توسعهیافتهٔ صنعتی مانند ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، چین، ژاپن، کره جنوبی، فرانسه و… انجام گرفته است و همچنین در مقایسه با کشورهای توسعهنیافته! مانند افغانستان و کره شمالی.
ریشه
[ویرایش]پروپاگاندا ریشه در تاریخ کلیسای کاتولیک دارد. در سال ۱۶۲۲، پاپ اوربان هشتم برای ترویج مسیحیت، در مناطق غیرمسیحی جهان گردهمایی تبلیغاتی به راه انداخت. در آن زمان کاتولیکها این کار را نوعی از آموزش برمیشمردند. در جنگ جهانی اول هم طرفهای جنگ از این روش برای تأثیرگذاری مثبت بر روی نیروهای خود استفاده میکردند. جفری کی هدن، جامعهشناس، استدلال کرده است که اعضای جنبش ضد فرقه و جنبش ضد فرقه مسیحی، رهبران را به استفاده گسترده از تبلیغات برای جذب پیروان و نگه داشتن آنها متهم میکنند. هدن استدلال کرد که اعضای سابق فرقهها و جنبش ضد فرقه متعهد به بد جلوه دادن این جنبشها هستند.[۹]
در دوران سلطنت ملکه ویکتوریا، علیه دشمنان امپراتوری، تبلیغات منفی میشد.[۱۰]
جنگ جهانی دوم نهتنها جنگ بمبها و گلولهها، بلکه جنگ واژهها و تبلیغات بود. پروپاگاندای نازیها ابتدا به قلم آدولف هیتلر در کتاب نبرد من طراحی و سپس توسط گوبلس و وزارت تبلیغات او اجرا شد. ایالات متحده آمریکا در ایجاد پروپاگاندای خود در جنگ جهانی دوم، به مجموعهای نه چندان منسجم از روانشناسان و سایر دانشمندان علوم اجتماعی، برای تقویت روحیهٔ ملّی و خنثی ساختن تأثیر تبلیغات آلمان نازی متکی بود.[۱۱] واژه propaganda (پروپاگاندا) واژهای نو لاتین و بازسازی شده از فعل لاتینی کهن propagere به معنی منتشر ساختن (لغت انگلیسی propagate از همین ریشه است) و برانگیختن است. امروزه تبلیغات، جزئی از ارتباطات عمومی است و هدف آن، دستیابی به مقاصد از پیش تعیینشده است.[۱۲]
برداشت عمومی
[ویرایش]در اوایل قرن بیستم، اصطلاح پروپاگاندا توسط بنیانگذاران صنعت نوپای روابط عمومی برای اشاره به افرادشان به کار میرفت. این اصطلاح که از ریشه لاتین gerundive به معنای «چیزهایی که باید منتشر شوند» ترجمه شده، در برخی فرهنگها خنثی یا حتی مثبت است، در حالی که در برخی دیگر بار معنایی به شدت منفیای پیدا کرده است. معانی ضمنی اصطلاح «پروپاگاندا» نیز میتواند در طول زمان تغییر کند. به عنوان مثال، در کشورهای پرتغالیزبان و برخی کشورهای اسپانیاییزبان، بهویژه در مخروط جنوبی، واژه «پروپاگاندا» معمولاً به رایجترین اصطلاحات فریبکارانه و اغواکننده رسانهای، یعنی «تبلیغات» اشاره دارد.[۱۳]

در زبان انگلیسی، پروپاگاندا در اصل اصطلاحی خنثی برای انتشار اطلاعات به نفع هر آرمان مشخصی بود. با این حال، در طول قرن بیستم، این اصطلاح در کشورهای غربی معنایی کاملاً منفی به خود گرفت و نمایانگر انتشار عمدی ادعاهای اغلب نادرست، امّا قطعاً «قانعکننده» برای حمایت یا توجیه اقدامات یا ایدئولوژیهای سیاسی بود. به گفتهٔ هارولد لاسول، این اصطلاح به دلیل سوءظن فزاینده عمومی نسبت به پروپاگاندا، پس از استفاده از آن در طول جنگ جهانی اول توسط کمیته اطلاعات عمومی در ایالات متحده آمریکا و وزارت اطلاعات بریتانیا، جذابیت خود را از دست داد. لاسول در سال ۱۹۲۸ در این باره نوشت: «در کشورهای دموکراتیک، به دفتر رسمی پروپاگاندا با نگرانی واقعی نگاه میشد؛ از ترس اینکه مبادا به اهداف حزبی و شخصی متمایل شود.»[۱۴]
روشها
[ویرایش]
- برچسب زدن (Name Calling): این روش به منظور برانگیختن وحشت یا تعصب افراد جامعه علیه یک گروه مخالف استفاده میشود. این روش باعث میشود که نیازی به ایجاد بحث استدلالی با گروههای مخالف نباشد. یکی از این روشها استهزای مخالفان با کاریکاتور است.
- شعارهای فریبنده (Glittering Generalities): در این روش سعی میشود که با دادن شعارهایی با مفهوم مبهم و کلّی، توجه افکار عمومی به پیام تبلیغگر جلب شود. این پیامها اغلب بر حول محور ارزشهایی همچون شرافت، دین، افتخار به میهن و میهنپرستی یا ارزشهای خانوادگی بیان میشود.
- حمله شخصی (Ad hominem): حمله کردن به شخصیت فرد (مثلاً اتهام روابط نامشروع یا خیانت به کشور)، به جای رد کردن منطقی افکار و سخنان او.
- تکرار (Ad nauseam): تکرار بیوقفهٔ یک حرف (بهویژه اگر یک شعار ساده باشد) باعث میشود که کمکم به عنوان یک حقیقت بدیهی پذیرفته شود. این روش اگر همراه با کنترل و سانسور رسانهها باشد، تأثیر بیشتری خواهد گذاشت.
- توسل به قدرتمندان (Appeal to authority): برای اثبات درستی یک سخن، به جای استدلال منطقی، به مرجعیت و اقتدار و محبوبیت گویندهٔ آن استناد میشود.
- توسل به ترس (Appeal to fear): القای ترس و نگرانی همگانی برای اینکه مردم با حکومت همراه شوند، همچون تأکید بر خشونت و وحشیگری دشمنان یا احتمال حملهٔ قریبالوقوع آنها.
- توسل به اکثریت (Bandwagon): القای این حس که اکثریت مردم پیرو این فرد یا حزب هستند و پیروزی آن قطعی است تا افراد برای همرنگ جماعت شدن یا برای رسیدن به پیروزی حتمی، به پیروان آن فرد یا حزب بپیوندند.
- دروغ بزرگ (Big Lie): بیان دروغی چنان بزرگ که هیچکس فکرش را هم نمیکند که کسی آنقدر بیشرم باشد که چنین گستاخانه حقیقت را تحریف کند، در نتیجه همگان آن دروغ را باور خواهند کرد.
- سیاه و سفید نمایی (Black-and-white fallacy): جلوه دادن اوضاع به گونهای که افراد تنها دو گزینه در برابر خود ببینند: یا دوست کامل بودن یا دشمن کامل بودن.
- حقیقت گزینشی (Selective truth): گفتن پیام تبلیغاتی، در ضمن حقایق گزینششده، به شکلی که مخاطب متوجه نشود که مورد هجوم تبلیغاتی قرار گرفته است.
- شرطیسازی (Classical conditioning): اگر مخاطب نسبت به «الف» واکنش خاصی داشته باشد، (مثلاً از آن بیزار باشد یا به آن علاقهمند باشد) در چنین صورتی اگر شرطیساز همواره «الف» و «ب» را همراه هم به مخاطب عرضه کند، مخاطب کمکم خصوصیت «الف» را به «ب» هم سرایت میدهد؛ بهطوری که حتی اگر «الف» نبود، مخاطب همان واکنش را نسبت به «ب» نشان میدهد. (از آن بیزار یا به آن علاقهمند میشود)[۱۵]
انواع
[ویرایش]این بخش به هیچ منبع و مرجعی استناد نمیکند. |
- پروپاگاندای سفید: در این نوع پروپاگاندا، منبع کاملاً مشخص و معین است و پیام به گونهای ارائه میشود که از دقت بالای اطلاعات برخوردار باشد. این نوع پروپاگاندا، نوعی ارتباط دوستانه برقرار میکند.
- پروپاگاندای خاکستری: در اینجا منبع، واضح و صریح نیست و اطلاعات دقیقی ارائه نمیشود. در این نوع پروپاگاندا، با اینکه جنگ تبلیغاتی برقرار نیست ولی صلح تبلیغاتی نیز حاکم نیست. اخبار، اعلامیه و اطلاعاتی که در آنها از عنوان یک منبع موثق، منابع مطلع و امثال آن استفاده میشود، در زمرهٔ پروپاگاندای خاکستری قرار میگیرند. تبلیغات علیه کمونیستها به هنگام حملهٔ اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، نوعی پروپاگاندای خاکستری بهشمار میرود.
- پروپاگاندای سیاه: نوعی از پروپاگاندا است که تلاش میکند که مفاهیم، منتسب به منابعی به نظر برسند که قرار است منبع حقیقی را بیاعتبار کنند و از این طریق به افکار مخالفان جهت میدهد.
هدف: کودکان
[ویرایش]
از میان تمام اهداف بالقوه پروپاگاندا، کودکان آسیبپذیرترین هدف هستند؛ چرا که آنان کمترین آمادگی را برای تفکر انتقادی و درک زمینهای مورد نیاز برای تشخیص اینکه آیا پیام، یک پروپاگاندا است یا خیر، دارند. توجهی که کودکان در طول رشد خود به محیط اطرافشان نشان میدهند، به دلیل فرایند توسعه درکشان از جهان، باعث میشود که پروپاگاندا را بدون هیچ تمایزی جذب کنند. همچنین کودکان بسیار تقلیدکننده هستند و مطالعات انجام شده در دهه ۱۹۶۰ نشان داد که تا حدی، جامعهپذیری، آموزش رسمی و برنامههای تلویزیونی استاندارد را میتوان به عنوان استفاده از پروپاگاندا با هدف القای عقاید در نظر گرفت. استفاده از پروپاگاندا در مدارس، در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ در آلمان نازی در قالب سازمان جوانان هیتلری بسیار رایج بود.
تبلیغات یهودستیزانه برای کودکان
[ویرایش]در آلمان نازی، سیستم آموزشی کاملاً برای شستوشوی مغزی جوانان آلمانی با ایدئولوژی یهودستیزانه به کار گرفته شد. از دهه ۱۹۲۰ به بعد، حزب نازی جوانان آلمانی را به عنوان یکی از مخاطبان ویژه خود برای پروپاگاندا و پیامهای تبلیغاتی خود هدف قرار داد.[۱۶] مدارس و متون درسی منعکسکننده آن چیزی بودند که نازیها قصد داشتند از طریق استفاده و ترویج نظریه نژادی در ذهن جوانان آلمانی القا کنند. یولیوس اشترایشر، سردبیر روزنامه «اشتورمر»، ریاست انتشاراتی را برعهده داشت که در دوران دیکتاتوری نازیها، کتابهای مصوری با تبلیغات یهودستیزانه را در مدارس آلمان توزیع میکرد. این کار با استفاده از اتحادیه معلّمان ملّی سوسیالیست انجام میشد. ۹۷٪ از کل معلّمان آلمانی در سال ۱۹۳۷ عضو این اتحادیه بودند.[۱۷]
این اتحادیه آموزش نظریه نژادی را تشویق میکرد. کتابهای مصوری مانند «به هیچ روباهی در دشت سبزش و به هیچ یهودی در سوگندش اعتماد نکن» و «در گیفتپیلز» (که به انگلیسی به عنوان قارچ سمی ترجمه شده است) بهطور گسترده برای کودکان توزیع شدند (بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نسخه از «به هیچ روباهی اعتماد نکن…» در اواخر دهه ۱۹۳۰ منتشر شد) و شامل تصاویری از یهودیان به عنوان شیطان، کودکآزار و دیگر چهرههای دارای بار اخلاقی منفی بودند. شعارهایی مانند: «یهودای یهودی به مسیح آلمانی خیانت کرد» در کلاس خوانده میشد. در طول برگزاری دادگاههای نورنبرگ، کتابهای «به هیچ روباهی در دشت سبزش و به هیچ یهودی در سوگندش اعتماد نکن» و «در گیفتپیلز» به عنوان اسناد و مدارک پذیرفته شدند؛ زیرا آنها اعمال و رفتارهای نازیها را مستند میکردند.[۱۸] در ادامه، نمونهای از یک مسئله ریاضی تبلیغاتی آمده است: «یهودیان در آلمان بیگانه هستند. در سال ۱۹۳۳، ۶۶٬۶۰۶٬۰۰۰ نفر در رایش آلمان ساکن بودند که از این تعداد، ۴۹۹٬۶۸۲ نفر (۰٫۷۵٪) یهودی بودند.»[۱۹]
نمونه
[ویرایش]از نمونههای پروپاگاندا میتوان به «سه چیز که خدا نباید میآفرید: فارسها، یهودیان و مگس» در حکومت صدام حسین اشاره کرد.[نیازمند منبع]
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ «تبلیغات سیاسی» [علوم سیاسی و روابط بینالملل] همارزِ «propaganda»؛ منبع: گروه واژهگزینی. دفتر پنجم. فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۷۶-۴ (ذیل سرواژهٔ تبلیغات سیاسی)
- 1 2 "Propaganda | Definition, History, Techniques, Examples, & Facts | Britannica". www.britannica.com (به انگلیسی). 2023-09-09. Retrieved 2023-10-15.
- 1 2 3 «جمهوری اسلامی و دستگاه پروپاگاندا؛ نماز جمعه». ایرانوایر. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۳-۰۵.
- ↑ «پروپاگاندا چیست؟ چیزی که احتمالاً فکر میکنید، نیست». ایرانوایر. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۳-۰۶.
- ↑ «پروپاگاندا دو هزار سال پیش چگونه بود؟». BBC News فارسی. ۲۰۲۰-۰۶-۱۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۶-۱۰.
- ↑ «پروپاگاندای اسلامی و شاهزادهای با گلولهای در دهان». رادیو فردا. ۱۳۸۹-۱۰-۲۱. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۶-۱۰.
- ↑ علوی، ۱۳۷۶، ص۱۸۲
- ↑ Cengage Advantage Books: Strategic Public Relations: An Audience-Focused Approach.
- ↑ https://web.archive.org/web/20060207042448/http://religiousmovements.lib.virginia.edu/cultsect/concult.htm
- ↑ "19th-century sculpture: Propaganda for the British Empire, or middle". The Independent (به انگلیسی). 2015-02-11. Retrieved 2020-06-10.
- ↑ پراتکانیس، ۱۳۸۰، ص۱۴۳
- ↑ دادگران، ۱۳۸۰، ص۴۹
- ↑ "English translation of Portuguese 'propaganda'". collinsdictionary.com. 30 October 2020. Retrieved 2 January 2024.
- ↑ Lasswell, Harold D. (1928). "The Function of the Propagandist". International Journal of Ethics. 38 (3): 258–268. doi:10.1086/intejethi.38.3.2378152. JSTOR 2378152. S2CID 145021449. pp. 260–261
- ↑ Garth Jowett, Victoria O'Donnell (2006), Propaganda and Persuasion (به آلمانی), SAGE, ISBN 978-1-4129-0898-6, retrieved 2020-06-10,
پروپاگاندا، تلاشی آگاهانه و سیستماتیک برای شکلدادن به ادراکات، دستکاری شناختها و هدایت رفتار به منظور دستیابی به پاسخی است که نیت مطلوب مبلغ را پیش میبرد.
- ↑ Goutam, Urvashi (2014). "Pedagogical Nazi Propaganda (1939–1945)". Proceedings of the Indian History Congress. 75: 1018–1026. ISSN 2249-1937. JSTOR 44158487.
- ↑ Corelli, Marie (May–June 2002). "Poisoning young minds in Nazi Germany: children and propaganda in the Third Reich". Social Education. 66 (4): 228. Archived from the original on 21 February 2021. Retrieved 22 February 2020.
- ↑ Mills, Mary. "Propaganda and Children during the Hitler Years". The Nizkor Project. Retrieved 22 February 2020.
- ↑ Hirsch, Herbert. Genocide and the Politics of Memory. Chapel Hill & London: University of North Carolina Press, 1995. p. 119.
- تکنیکهای پروپاگاندا بایگانیشده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine وبگاه دانشگاه جرج واشینگتن
- تبلیغ چیست ؟ وبگاه روزنامه تفاهم
- آشوری، داریوش (۱۳۷۳). دانشنامه سیاسی: فرهنگ اصطلاحات و مکتبهای سیاسی، تهران: مروارید.
- پراتکانیس، آنتونی و الیوت آرنسون (۱۳۷۹). عصر تبلیغات استفاده و سوءاستفاده روزمره از اقناع، ترجمه کاووس سیدامامی و محمدصادق عباسی، تهران: انتشارات سروش.
- دادگران، سید محمد (۱۳۸۰). مبانی ارتباط جمعی، تهران: انتشارات فیروزه.
- ضیایی پرور، حمید (۱۳۸۶). جنگ رسانهای، تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران.
- علوی، پرویز (۱۳۷۶). ارتباطات سیاسی، تهران: انتشارات ثانیه.
- Mecquial Denis (1972). Sociology of Mass Communications, p۴۲، Penguin Books
- Tylor.S.H.E. et al (1993), Social Psychology, Newjersy: Prentice Hal