اساس
نشان اساس | |
پرچم اساس | |
| |
| دید کلی سازمان | |
|---|---|
| بنیانگذاری | ۱۹۲۵[۱] |
| برچینش | مهٔ ۱۹۴۵ |
| گونهٔ سازمان | سازمان حزبی و شبهنظامی با کارکردهای پلیسی، امنیتی و نظامی |
| حوزهٔ قدرت | آلمان نازی و اروپای تحت اشغال آلمان نازی |
| ستاد | برلین، عمدتاً در مجموعهٔ ویلهلماشتراسه و پرینتسآلبرشتاشتراسه[۲] |
| کارکنان | حدود ۸۰۰٬۰۰۰ عضو در سپتامبر ۱۹۴۴، شامل ۵۹۴٬۴۴۳ نفر در وافن-اساس[۳] |
| فرماندهی مسئول |
|
| سازمان بالادست | حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان اسآ، تا ژوئیهٔ ۱۹۳۴ |
| سازمانهای زیردست |
|
اساس یا شوتساشتافل (آلمانی: Schutzstaffel، بهمعنای تقریبی «یگان حفاظت») سازمانی وابسته به حزب نازی بود که در ۱۹۲۵ بهعنوان نیروی محافظ آدولف هیتلر و رهبران حزب شکل گرفت و تا فروپاشی آلمان نازی در ۱۹۴۵ به مجموعهای گسترده از تشکیلات حزبی، پلیسی، اطلاعاتی، اردوگاهی و نظامی تبدیل شد. اساس تا تابستان ۱۹۳۴ از نظر سازمانی تابع اسآ بود، اما پس از شب دشنههای بلند استقلال یافت. در دورهٔ رهبری هاینریش هیملر، که از ۱۹۲۹ تا واپسین روزهای حکومت نازی رایشسفورر-اساس بود، این سازمان به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب سیاسی، سیاست نژادی، ادارهٔ اردوگاههای کار اجباری، اشغال سرزمینهای اروپایی و اجرای هولوکاست بدل شد.[۱][۴]
اساس یک سازمان یکپارچه با یک کارکرد ثابت نبود. آلگماینه اساس بخش عمومی و حزبی آن را تشکیل میداد، وافن-اساس نیروی رزمی آن بود و اساس-توتنکوپففربانده در نگهبانی و ادارهٔ اردوگاهها نقش داشت. اسدی دستگاه اطلاعاتی اساس بود و از ۱۹۳۹ در اداره اصلی امنیت رایش در کنار پلیس امنیت، شامل گشتاپو و پلیس جنایی، قرار گرفت. در همان حال پلیس نظم ساختار جداگانهٔ خود را حفظ کرد. از ۱۹۳۶ هیملر همزمان رئیس اساس و رئیس پلیس آلمان بود و این همپوشانیِ مقامها سبب شد تشکیلات حزبی اساس و نهادهای پلیسی دولت بهطور فزایندهای درهم تنیده شوند، هرچند پلیس آلمان هرگز بهطور کامل و رسمی در اساس ادغام نشد.[۵]
اساس و دستگاه پلیسی وابسته به رهبری آن در قتل جمعی یهودیان اروپا، سرکوب و کشتار گروههای دیگر، بهرهکشی از نیروی کار اجباری و مجموعهای از جنایتهای جنگی نقشی محوری و هماهنگکننده داشتند. این مسئولیت به معنای آن نیست که جنایتهای حکومت نازی تنها به دست اساس انجام شد. ارتش، وزارتخانهها و نهادهای دولتی، ادارههای اشغال، راهآهن، نیروهای پلیس و همکاران محلی نیز در بخشهای مختلف سیاست کشتار و اخراج مشارکت داشتند.[۶] دادگاه نظامی بینالمللی نورنبرگ پس از جنگ بخشی از اساس را در تعریف حقوقی خود «سازمان جنایتکار» اعلام کرد. حکم دادگاه این عنوان را به اعضایی محدود میکرد که با آگاهی از استفادهٔ سازمان برای ارتکاب جنایتهای مقرر در منشور، داوطلبانه عضو شده یا در آن باقی مانده بودند یا شخصاً در چنین جنایتهایی مشارکت داشتند و افرادی را که بدون امکان انتخاب به خدمت فراخوانده شده و مرتکب این جرایم نشده بودند مستثنا میکرد.[۷]
پیدایش و صعود، ۱۹۲۳–۱۹۳۴
[ویرایش | اشتراکگذاری]ریشههای اساس به واحدهای کوچک محافظ حزب نازی در مونیخ بازمیگردد. در ۱۹۲۳ واحدهایی مانند Stabswache و سپس Stoßtrupp Hitler برای حفاظت از هیتلر و نشستهای حزب تشکیل شدند. پس از شکست کودتای مونیخ در نوامبر همان سال، حزب نازی و تشکیلات وابسته به آن ممنوع و این واحدها منحل شدند. پس از بازسازی حزب در ۱۹۲۵، هیتلر بار دیگر یک گروه محافظ ایجاد کرد که طی همان سال نام Schutzstaffel را گرفت. اساس در آغاز تشکیلاتی کوچک در درون اسآ بود و وظایف آن عمدتاً حفاظت از هیتلر، سخنرانان و اجتماعات حزب و نمایش انضباط و وفاداری در مراسم سیاسی بود.[۸][۱]
رهبری سازمان در سالهای نخست میان یولیوس شرک، یوزف برشتولد و ارهارد هایدن جابهجا شد. نقطهٔ تعیینکننده در ژانویهٔ ۱۹۲۹ بود که هیتلر، هیملر را در حالی به مقام رایشسفورر-اساس منصوب کرد که کل سازمان حدود ۲۸۰ عضو داشت. هیملر رشد کمی اساس را با گزینش ایدئولوژیک و انضباط سازمانی پیوند زد. شمار اعضا در پایان ۱۹۳۲ به حدود ۵۲ هزار نفر رسید و تا پایان ۱۹۳۳، پس از به قدرت رسیدن نازیها، به حدود ۲۰۹ هزار نفر افزایش یافت.[۴] در همین دوره دو حوزهای که بعداً برای قدرت اساس تعیینکننده شدند پدید آمدند. هیملر در ۱۹۳۱ اسدی را برای گردآوری اطلاعات دربارهٔ مخالفان و رقبا ایجاد کرد و در همان سال اداره اصلی نژاد و اسکان اساس را برای نظارت بر معیارهای نژادی اعضا و خانوادههای آنان گسترش داد.[۱]
به قدرت رسیدن هیتلر در ژانویهٔ ۱۹۳۳ امکان داد وظایف اساس از حفاظت حزبی فراتر رود. اعضای آن در سرکوب مخالفان و گسترش نظام بازداشت سیاسی مشارکت کردند، اما اسآ همچنان از نظر شمار اعضا و قدرت خیابانی بسیار بزرگتر بود. این موازنه در تابستان ۱۹۳۴ تغییر کرد. در جریان پاکسازی رهبران اسآ و دیگر مخالفان در شب دشنههای بلند، واحدهای اساس و پلیس در بازداشت و کشتن شماری از قربانیان نقش مستقیم داشتند. هیتلر پس از این پاکسازی اساس را از تابعیت اسآ خارج کرد و آن را تشکیلاتی مستقل در حزب قرار داد که هیملر در رأس آن مستقیماً به هیتلر پاسخ میداد.[۷][۴] همزمان، کنترل شبکهٔ متمرکز اردوگاههای کار اجباری و نگهبانان آنها بهتدریج در دست اساس تثبیت شد و هستههای نیروی مسلح اساس نیز توسعه یافتند.[۹]
ساختار، ایدئولوژی و گسترش قدرت
[ویرایش | اشتراکگذاری]هیملر اساس را نه فقط دستگاهی اداری، بلکه جمعی ایدئولوژیک میدید که اعضای آن باید بر پایهٔ تصور نازی از «خلوص نژادی»، سلامت جسمی، پیشینهٔ خانوادگی و وفاداری سیاسی گزینش شوند. ادارهٔ نژاد و اسکان، از جمله، درخواست ازدواج اعضای اساس را بررسی میکرد و از آنان شواهدی دربارهٔ تبار خانوادگی میخواست. این سیاستها بخشی از کوشش گستردهتر حکومت نازی برای تبدیل طبقهبندی نژادی به معیار حقوق، تابعیت و ارزش اجتماعی بود. در سالهای جنگ، تجربه و روشهای اداری همین نهادها در ارزیابی و طبقهبندی جمعیتهای مناطق اشغالی و برنامههای آلمانیسازی به کار رفت.[۱][۱۰]
اساس برای مشروعیتبخشیدن به این جهانبینی شبکهای از آموزش، پژوهش و آیینهای سازمانی نیز ساخت. مؤسسهٔ آننربه که در ۱۹۳۵ با پشتیبانی هیملر تأسیس شد، پژوهشهای باستانشناسی، مردمشناسی و تاریخی را در خدمت تصورات نژادی و ملیگرایانهٔ نازی قرار داد و در مواردی به پژوهشهای شبهعلمی و بعدتر به فعالیتهای جنایتکارانه پیوند خورد.[۱۱] آموزش افسران، تبلیغات داخلی، نظام رتبهها و نمادها و تأکید بر وفاداری شخصی به هیتلر در ایجاد هویت سازمانی اساس نقش داشتند. با این حال تصویر اساس بهعنوان یک «فرقه» کاملاً جدا از جامعه میتواند گمراهکننده باشد. اعضا از محیطهای اجتماعی و حرفهای گوناگون میآمدند و قدرت سازمان نیز از پیوند آن با دستگاه دولت، پلیس، اقتصاد و ارتش ناشی میشد، نه تنها از انسجام درونی آن.[۱۲]
از نظر تشکیلاتی، اساس به مجموعهای از شاخهها و «ادارههای اصلی» تقسیم شد که مرز میان آنها همیشه ثابت نبود. آلگماینه اساس شبکهٔ عمومی اعضا و ساختار منطقهای را دربر میگرفت. وافن-اساس نیروی رزمی شد و توتنکوپففربانده نگهبانی اردوگاههای کار اجباری را بر عهده داشت. اسدی کار اطلاعاتی انجام میداد و ادارههایی مانند ادارهٔ نژاد و اسکان، ادارهٔ اصلی اقتصادی و اجرایی و ادارهٔ اصلی امنیت رایش وظایف تخصصی داشتند. گسترش زمان جنگ شمار کل افراد منتسب به اساس را به سطحی بسیار فراتر از دورهٔ پیش از جنگ رساند. بررسی آماری خود اساس در سپتامبر ۱۹۴۴ حدود ۸۰۰ هزار نفر را ثبت میکرد که ۵۹۴٬۴۴۳ نفر آنان در وافن-اساس و حدود ۲۰۰ هزار نفر در آلگماینه اساس قرار داشتند. این آمار همچنین بخشی از کارکنان اردوگاهها را دربر میگرفت و نباید آن را با شمار اعضای فعال یک شاخهٔ واحد برابر دانست.[۳]
پلیس، امنیت و اردوگاهها
[ویرایش | اشتراکگذاری]
یکی از منابع اصلی قدرت اساس، درهمتنیدگی آن با پلیس بود. هیملر در دههٔ ۱۹۳۰ مرحلهبهمرحله کنترل پلیسهای ایالتی را به دست آورد و در ۱۷ ژوئن ۱۹۳۶ هیتلر او را به ریاست پلیس آلمان منصوب کرد. از آن پس هیملر همزمان رایشسفورر-اساس و رئیس پلیس بود. پلیس امنیت زیر نظر راینهارت هایدریش شامل گشتاپو و پلیس جنایی میشد و پلیس نظم نیز در ساختار اصلی جداگانهای اداره میشد. این سازمانها از نظر حقوقی بهسادگی «شاخههای اساس» نبودند. پیوند اصلی از راه جمعشدن مقامها در دست هیملر، عضویت گستردهٔ فرماندهان پلیس در اساس و ایجاد ساختارهای مشترک فرماندهی پدید آمد. حتی تا ۱۹۳۹ بسیاری از مأموران ردهپایین پلیس عضو اساس نبودند.[۵]
این پیوند در سپتامبر ۱۹۳۹ با ایجاد اداره اصلی امنیت رایش یا RSHA نهادیتر شد. ادارهٔ جدید، که هایدریش ریاست آن را بر عهده داشت، اسدیِ حزبی را با پلیس امنیت دولتی در ساختاری هفتادارهای گرد آورد و به یکی از مهمترین مراکز برنامهریزی و اجرای سرکوب، اطلاعات و سیاستهای نژادی در داخل رایش و سرزمینهای اشغالی تبدیل شد.[۱۳] در سطح منطقهای نیز فرماندهان عالی اساس و پلیس و فرماندهان پلیس امنیت و اسدی، نیروها و نهادهای مختلف را هماهنگ میکردند. حاصل، دستگاهی با حوزههای مسئولیت همپوشان بود که گاه میان مقامهای اساس، پلیس، حزب و دستگاه اداری رقابت ایجاد میکرد، اما در سرکوب مخالفان و اجرای سیاستهای اشغال امکان بسیج همزمان قدرت حزبی و دولتی را فراهم میساخت.[۵]
کنترل اردوگاههای کار اجباری مسیر دیگری برای گسترش قدرت اساس بود. نخستین اردوگاههای ۱۹۳۳ به دست مجموعهای از اسآ، پلیس و مقامهای محلی ایجاد شدند، اما هیملر و تئودور آیکه بهتدریج نظام اردوگاهی را متمرکز کردند و اردوگاه کار اجباری داخائو به الگویی برای اردوگاههای بعدی تبدیل شد. پس از ۱۹۳۴ فرماندهی اردوگاهها و نگهبانی روزمره در دست افسران اساس و توتنکوپففربانده قرار داشت، در حالی که پلیس امنیت اختیار رسمی صدور دستور بازداشت، آزادی یا اعدام را حفظ میکرد.[۹] در طول جنگ، اردوگاهها علاوه بر بازداشت و قتل به منابع گستردهٔ کار اجباری تبدیل شدند. اداره اصلی اقتصادی و اجرایی اساس از ۱۹۴۲ مدیریت اقتصادی اردوگاهها و تخصیص نیروی کار زندانیان را در مقیاسی وسیع هماهنگ کرد و با صنایع دولتی و خصوصی همکاری داشت. پژوهش مایکل تاد آلن نشان داده است که بهرهکشی اقتصادی و کار اجباری نه فعالیتی حاشیهای، بلکه بخشی از گسترش بوروکراتیک و اقتصادی اساس در سالهای جنگ بود.[۱۴]
وافن-اساس و جنگ جهانی دوم
[ویرایش | اشتراکگذاری]
شاخهٔ رزمی اساس از واحدهای مسلح کوچکی پدید آمد که پیش از جنگ برای حفاظت، وظایف ویژه و خدمت نظامی سازمان یافته بودند. SS-Verfügungstruppe و واحدهای توتنکوپف بخشی از هستهٔ تشکیلاتیای شدند که از ۱۹۴۰ بهطور معمول وافن-اساس نامیده میشد. این نیرو از نظر اداری، جذب نیرو و انضباط زیر فرمان اساس بود، اما یگانهایش در عملیات رزمی معمولاً زیر فرمان تاکتیکی ارتش قرار میگرفتند.[۷][۱۵] یگانهای اولیه در تهاجمهای آلمان در اروپای غربی و سپس در جبههٔ شرقی شرکت کردند و با ادامهٔ جنگ، وافن-اساس از چند واحد منتخب آلمانی به مجموعهای بزرگتر و ناهمگونتر از لشکرها و واحدهای گوناگون گسترش یافت.
گسترش وافن-اساس بهویژه پس از افزایش تلفات جنگی و نیاز آلمان به نیروی انسانی سرعت گرفت. معیارهای گزینش اولیه بهتدریج کاهش یافت و سازمان از داوطلبان و سپس سربازان وظیفه و نیروهای غیرآلمانی و خارجی استفاده کرد. در سپتامبر ۱۹۴۴ شمار ثبتشدهٔ پرسنل وافن-اساس به ۵۹۴٬۴۴۳ نفر رسیده بود.[۳] بنابراین توصیف همهٔ وافن-اساس بهعنوان یک نیروی نظامی یکدست یا همواره «نخبه» با تحول واقعی آن سازگار نیست. برخی یگانها از آموزش، تجهیزات و تجربهٔ رزمی بیشتری برخوردار بودند و برخی دیگر در سالهای پایانی با کمبود آموزش و تجهیزات روبهرو بودند. رابطهٔ آن با ورماخت نیز هم رقابتی و هم وابسته بود. ارتش فرماندهی عملیاتی بسیاری از یگانها و پشتیبانی میدانی آنها را بر عهده داشت، در حالی که رهبران اساس میکوشیدند حوزهٔ نظامی خود را گسترش دهند.[۱۵]
وافن-اساس افزون بر نقش رزمی در جنایتهای جنگی و سیاستهای کشتار نیز مشارکت داشت. واحدهای آن در جبهههای مختلف اسیران جنگی و غیرنظامیان را کشتند و در عملیات موسوم به ضدپارتیزانی که اغلب با کشتار غیرنظامیان همراه بود شرکت کردند. اعضا و واحدهای این شاخه همچنین در تیراندازیهای جمعی و نگهبانی اردوگاههای کار اجباری حضور داشتند و جابهجایی پرسنل میان وافن-اساس، نظام اردوگاهی و دیگر تشکیلات اساس رخ میداد.[۱۵] از این رو تفکیک اداری میان شاخهٔ نظامی و شاخههای پلیسی و اردوگاهی برای فهم ساختار سازمان ضروری است، اما این تفکیک نباید به این برداشت بینجامد که وافن-اساس از نظام سرکوب و سیاست نژادی اساس جدا بوده است.
هولوکاست و سیاست اشغال
[ویرایش | اشتراکگذاری]پیش از جنگ، اساس در کنار نهادهای دیگر حزب و دولت برای بهدستگرفتن نقش اصلی در سیاست ضدیهودی رقابت میکرد. اسدی در ۱۹۳۴ بخشی ویژه برای «مسئلهٔ یهود» ایجاد کرد و آدولف آیشمن و همکارانش در ۱۹۳۸ در وین سازوکاری برای واداشتن یهودیان اتریش به مهاجرت و مصادرهٔ بخشی از داراییهای آنان ایجاد کردند. در جریان شب بلورین در نوامبر ۱۹۳۸، نیروهای اساس و پلیس در هدایت و اجرای خشونت و بازداشت جمعی یهودیان مشارکت کردند و حدود ۳۰ هزار مرد یهودی به اردوگاههای کار اجباری فرستاده شدند.[۶] در ژانویهٔ ۱۹۳۹، هرمان گورینگ به هایدریش مأموریت داد طرحهای متمرکزتری برای سیاست حکومت در قبال یهودیان تدوین کند. این روند نشان میدهد که نقش اساس در سیاست ضدیهودی پیش از آغاز جنگ نیز رو به گسترش بود، هرچند هنوز با وزارتخانهها و مراکز قدرت دیگر رقابت داشت.
پس از حملهٔ آلمان به لهستان و بهویژه آغاز عملیات بارباروسا در ژوئن ۱۹۴۱، این سیاست از آزار، اخراج و تمرکز جمعیت به قتل جمعی در مقیاس قارهای گسترش یافت. آینزاتسگروپن، که عمدتاً از پرسنل اساس و پلیس تشکیل شده و مستقیماً تابع RSHA بودند، پشت خطوط ارتش آلمان در اتحاد شوروی حرکت میکردند. آنها با پشتیبانی دیگر واحدهای پلیس، نیروهای کمکی محلی و در مواردی واحدهای ارتش، یهودیان، مقامهای شوروی، روماها و دیگر گروههای هدف را در تیراندازیهای جمعی کشتند. تا بهار ۱۹۴۳ آینزاتسگروپن و دیگر واحدهای اساس و پلیس بیش از یک میلیون یهودی و دهها هزار نفر از دیگر گروههای هدف را کشته بودند. در بابی یار در نزدیکی کییف، بیش از ۳۴ هزار یهودی تنها در ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱ به دست نیروهای آلمانیِ درگیر در عملیات کشتار شدند.[۱۶]

از اواخر ۱۹۴۱ و در ۱۹۴۲، دستگاه اساس و پلیس نقشی محوری در هماهنگی راهحل نهایی یافت. هایدریش در کنفرانس وانزه در ژانویهٔ ۱۹۴۲ نمایندگان وزارتخانهها و سازمانهای مختلف را برای هماهنگی سیاست اخراج و قتل یهودیان اروپا گرد آورد و دفتر آیشمن در RSHA سازماندهی بسیاری از اخراجها را با پلیسهای محلی، وزارت حملونقل و راهآهن هماهنگ میکرد.[۶] اساس اردوگاههای کشتار و شبکهٔ اردوگاههای کار اجباری را اداره میکرد و نیروهای آن در انحلال گتوها، از جمله سرکوب خیزش گتوی ورشو، نقش داشتند. در اردوگاه آشویتس نزدیک به یک میلیون یهودی به دست نظام اردوگاهی تحت فرمان اساس کشته شدند که حدود ۸۶۵ هزار نفر آنان بلافاصله پس از ورود در اتاقهای گاز به قتل رسیدند.[۶] با این حال اجرای هولوکاست به همکاری طیفی گسترده از نهادهای حکومت آلمان، ارتش، دستگاه حملونقل، حکومتهای متحد و نیروهای کمکی در کشورهای اشغالی متکی بود. نقش متمایز اساس و پلیس در این میان، رهبری، سازماندهی و هماهنگی بخش بزرگی از فرایند کشتار بود، نه انحصار همهٔ اجزای آن.[۶]
فروپاشی و محاکمه پس از جنگ
[ویرایش | اشتراکگذاری]با عقبنشینی آلمان از ۱۹۴۴، دستگاه اساس نیز زیر فشار شکست نظامی قرار گرفت، اما سرکوب و کشتار تا واپسین ماههای جنگ ادامه یافت. هنگام تخلیهٔ اردوگاهها، نگهبانان اساس دهها هزار زندانی را در زمستان ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ به راهپیماییهای مرگ و انتقالهای اجباری فرستادند و هزاران نفر در اثر گرسنگی، بیماری، سرما یا کشتار جان باختند.[۱۷] در همان زمان برخی فرماندهان اساس کوشیدند با متفقین غربی راه مذاکرهای جداگانه پیدا کنند. هیملر نیز در واپسین روزهای آوریل ۱۹۴۵ از طریق واسطهها پیشنهاد تسلیم به غرب را مطرح کرد. هیتلر پس از اطلاع از این اقدام او را از سمتهایش برکنار کرد و کارل هانکه را آخرین رایشسفورر-اساس نامید. با تسلیم آلمان در مه ۱۹۴۵، ساختار مرکزی اساس فروپاشید.[۱۷]
در دادگاه نورنبرگ، دادستانی خواستار اعلام اساس بهعنوان سازمانی جنایتکار شد و دادگاه تاریخ سازمان، نقش آن در اردوگاهها، سرکوب، جنگ و قتل جمعی را بررسی کرد. حکم نهایی جنایتکاربودن را به گروهی از اعضای رسمی اساس اطلاق کرد که با آگاهی از استفادهٔ سازمان برای ارتکاب جنایتهای جنگی و جنایت علیه بشریت عضو آن شده یا در آن باقی مانده بودند یا شخصاً در این اعمال مشارکت داشتند. کسانی که به اجبار و بدون امکان واقعی انتخاب به عضویت درآمده و مرتکب این جرایم نشده بودند از این تعریف کنار گذاشته شدند.[۷] این تمایز حقوقی با مسئولیت گستردهٔ تشکیلات اساس ناسازگار نبود، بلکه محدودهٔ مسئولیت کیفری جمعی را برای اهداف دادگاه مشخص میکرد.
پژوهش پس از جنگ اساس را نه دستگاهی کاملاً مستقل و قادر مطلق، بلکه بخشی مرکزی از نظامی از قدرتهای همپوشان در حکومت نازی بررسی کرده است. اساس برای بسیاری از اقدامات خود به همکاری وزارتخانهها، ارتش، صنایع، راهآهن، پلیسهای عادی و ادارههای اشغال وابسته بود و همزمان با همین نهادها بر سر اختیار و منابع رقابت میکرد.[۵][۱۲] قدرت آن دقیقاً از توانایی پیوندزدن ایدئولوژی نژادی حزب به ابزارهای اجرایی دولت، پلیس، جنگ و اقتصاد ناشی میشد. پس از ۱۹۴۵ شماری از رهبران ارشد اساس در نورنبرگ و دادگاههای بعدی محکوم شدند، اما بخش بزرگی از افرادی که در ساختارهای اساس و پلیس در آزار و کشتار مشارکت داشتند هرگز محاکمه نشدند.[۱۷]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 5 "The SS (Schutzstaffel)". Holocaust Encyclopedia (in انگلیسی). United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ "History before 1945". Topography of Terror Documentation Center (in انگلیسی). Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 Christensen, Claus Bundgård; Poulsen, Niels Bo; Smith, Peter Scharff (8 ژوئن 2023). "Fall and Obliteration". Cambridge Core (in انگلیسی). Cambridge University Press. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 "Schutzstaffel (SS)". LeMO (in آلمانی). Deutsches Historisches Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 4 "SS and Police". Holocaust Encyclopedia (in انگلیسی). United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 4 5 "SS and the Holocaust". Holocaust Encyclopedia (in انگلیسی). United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 4 "Nuremberg Trial Proceedings Vol. 22: Judgment on the SS". The Avalon Project (in انگلیسی). Yale Law School. 30 سپتامبر 1946. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ Weale, Adrian (2010). The SS: A New History (in انگلیسی). Little, Brown. ISBN 9781408703045.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 "SS and the Camp System". Holocaust Encyclopedia (in انگلیسی). United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ Burleigh, Michael; Wippermann, Wolfgang (1991). The Racial State: Germany 1933–1945 (in انگلیسی). Cambridge University Press. ISBN 9780521398022.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ "Das „Ahnenerbe" der SS". LeMO (in آلمانی). Deutsches Historisches Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 Longerich, Peter (2013). Heinrich Himmler: A Life (in انگلیسی). Oxford University Press. ISBN 9780199651740.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ "Reichssicherheitshauptamt". LeMO (in آلمانی). Deutsches Historisches Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ Allen, Michael Thad (2005). The Business of Genocide: The SS, Slave Labor, and the Concentration Camps (in انگلیسی). University of North Carolina Press. ISBN 9780807856154.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 "Waffen-SS". Holocaust Encyclopedia (in انگلیسی). United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ "Einsatzgruppen and other SS and Police Units in the Soviet Union". Holocaust Encyclopedia (in انگلیسی). United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 "SS: Decline, Disintegration, and Trials". Holocaust Encyclopedia (in انگلیسی). United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved 16 اوت 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Allen, Michael Thad (2005). The Business of Genocide: The SS, Slave Labor, and the Concentration Camps (in انگلیسی). University of North Carolina Press. ISBN 9780807856154.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - Burleigh, Michael; Wippermann, Wolfgang (1991). The Racial State: Germany 1933–1945 (in انگلیسی). Cambridge University Press. ISBN 9780521398022.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - Longerich, Peter (2013). Heinrich Himmler: A Life (in انگلیسی). Oxford University Press. ISBN 9780199651740.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - Weale, Adrian (2010). The SS: A New History (in انگلیسی). Little, Brown. ISBN 9781408703045.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- مدخل اساس در دانشنامهٔ هولوکاست موزهٔ یادبود هولوکاست ایالات متحده
- مدخل اساس در موزهٔ تاریخی آلمان
- مرکز اسناد «توپوگرافی ترور» در برلین