جووانی جنتیله
جووانی جنتیله | |
|---|---|
جنتیله در دهه ۱۹۳۰ | |
| رئیس آکادمی سلطنتی ایتالیا | |
| دوره مسئولیت ۲۵ ژوئیه ۱۹۴۳ – ۱۵ آوریل ۱۹۴۴ | |
| پادشاه | ویکتور امانوئل سوم |
| پس از | لوئیجی فدرزونی |
| پیش از | جوتو داینلی |
| وزیر آموزش عمومی | |
| دوره مسئولیت ۳۱ اکتبر ۱۹۲۲ – ۱ ژوئیه ۱۹۲۴ | |
| نخستوزیر | بنیتو موسولینی |
| پس از | آنتونینو آنیله |
| پیش از | الساندرو کاساتی |
| سناتور پادشاهی | |
| دوره مسئولیت ۵ نوامبر ۱۹۲۲ – ۵ اوت ۱۹۴۳ | |
| گمارنده | ویکتور امانوئل سوم |
| اطلاعات شخصی | |
| زاده | ۲۹ مهٔ ۱۸۷۵[۱] کاستل وترانو، پادشاهی ایتالیا |
| درگذشته | ۱۵ آوریل ۱۹۴۴ (۶۸ سال) فلورانس، پادشاهی ایتالیا |
| علت مرگ | ترور با شلیک گلوله |
| آرامگاه | کلیسای سانتا کروچه، ایتالیا |
| حزب سیاسی | حزب ملی فاشیست (۱۹۴۳–۱۹۲۳) |
| همسر(ان) | ارمینا نودی (ا. ۱۹۰۱) |
| فرزندان | ۶، شامل فدریکو جنتیله |
| محل تحصیل | مدرسه عالی نرمال پیزا[۲] دانشگاه فلورانس[۲] |
| امضا | |
پیشینه فلسفی | |
| دوره | فلسفه قرن بیستم |
| حیطه | فلسفه غرب |
| مکتب | ایدئالیسم مطلق |
علایق اصلی | متافیزیک، دیالکتیک، پداگوژی |
ایدههای چشمگیر | ایدئالیسم بالفعل، فاشیسم، حلول (روش درونماندگاری)[۳] |
جووانی جنتیله (ایتالیایی: Giovanni Gentile؛ ۳۰ مهٔ ۱۸۷۵ – ۱۵ آوریل ۱۹۴۴) یک آموزششناس، فیلسوف و سیاستمدار ایتالیایی بود که از تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۲۲ تا تاریخ ۱ ژوئیه ۱۹۲۴ سمت وزارت آموزش عمومی ایتالیا را بر عهده داشت.
او در کنار بندیتو کروچه، یکی از نمایندگان اصلی ایدئالیسم ایتالیایی در فلسفه ایتالیا بهشمار میرفت و همچنین سیستم فکری خود را ابداع کرد که آن را «ایدئالیسم بالفعل» یا «فعلیتگرایی» مینامید که از آن به عنوان «حد نهایی ذهنی سنت ایدئالیسم» توصیف شده است. جنتیله که توسط خودش و بنیتو موسولینی به عنوان «فیلسوف فاشیسم» توصیف شده بود، در فراهم کردن پایههای فکری فاشیسم ایتالیایی، بهویژه از طریق نوشتن مانیفست روشنفکران فاشیست در سال ۱۹۲۵ و بخشی از «دکترین فاشیسم» در سال ۱۹۳۲ به همراه موسولینی، تأثیرگذار بود. او همچنین به همراه جووانی ترکانی در تأسیس مؤسسه دایرةالمعارف ایتالیا کمک کرد و نخستین ویراستار آن بود. اگرچه نفوذ سیاسی او با تلاش موسولینی برای اتحاد با کلیسای کاتولیک در اواخر دهه ۱۹۲۰، رو به کاهش گذاشت، امّا او حتی پس از آتشبس ۱۹۴۳ با متفقین، یک فاشیست وفادار باقی ماند و به دنبال موسولینی وارد جمهوری سوسیال ایتالیا شد. جووانی جنتیله در سال ۱۹۴۴ توسط پارتیزانهای جنبش مقاومت ایتالیا ترور شد.
زندگی
[ویرایش | اشتراکگذاری]اوایل زندگی و حرفه
[ویرایش | اشتراکگذاری]جنتیله در کاستل وترانو ایتالیا متولد شد. جنتیله از روشنفکران ایتالیایی دوران یکپارچگی ایتالیا مانند ماتزینی، روزمینی، جیوبرتی و اسپاونتا الهام گرفته بود. او «خودسازی» را از آنها وام گرفته بود، امّا به شدت تحت تأثیر و راهنمایی مکاتب فکری ایدئالیستی و ماتریالیستی آلمانی، یعنی کارل مارکس، هگل و فیشته قرار داشت و با آنها در آرمان ایجاد یک دکترین علم، نظریهای برای ساختار دانش که هیچ فرضی را در نظر نمیگیرد، مشترک بود. فریدریش نیچه نیز بر او تأثیر گذاشت.[۴] در مذهب، او خود را (به نوعی) کاتولیک معرفی میکرد و بر میراث مسیحی ایدئالیسم بالفعل تأکید داشت. جنتیله از خداناباوری خود تنها در اشاره به اتهام الحاد که علیه او مطرح شده بود، سخن گفت؛[۵][۶] اگرچه تا پایان عمر بر این باور بود که از نظر فرهنگی کاتولیک است.[۷]
او در سال ۱۸۹۸، در رشته ادبیات و فلسفه فارغالتحصیل شد.
جنتیله در طول دوران تحصیل خود در سمتهای مختلفی خدمت کرد، از جمله:
- استاد تاریخ فلسفه در دانشگاه پالرمو (۲۷ مارس ۱۹۱۰)
- استاد فلسفه نظری در دانشگاه پیزا (۹ اوت ۱۹۱۴)
- استاد تاریخ فلسفه در دانشگاه رم (۱۱ نوامبر ۱۹۱۷) و بعدها به عنوان استاد فلسفه نظری (۱۹۲۶)
- کمیسر مدرسه عالی نرمال پیزا (۱۹۳۲–۱۹۲۸) و بعداً به عنوان مدیر آن (۱۹۴۳–۱۹۳۲)
- معاون رئیس دانشگاه بوکونی در میلان (۱۹۴۴–۱۹۳۴).
جنگ جهانی اوّل
[ویرایش | اشتراکگذاری]جنتیله تا پیش از آغاز جنگ جهانی اول، عمدتاً درگیر سیاست نبود. او خود را یک لیبرال محافظهکار به سبک کاوور میدانست و بیشتر به نوشتن در مورد مسائل آموزشی میپرداخت.[۸] با این حال، مانند بسیاری از ایتالیاییها، جنگ آغاز مشارکت فعالتر او در سیاست بود و پس از نبرد کاپورتو در سال ۱۹۱۷، علناً از مداخله ایتالیا در جنگ حمایت کرد.[۹] او جنگ را به عنوان ظهور یک ایتالیای جدید میدید که باید با «ایتالیای بیخیال و تنبل» که «بهخاطر طبیعت بزدل، فردگرایی، حس ذوق ضعیف و تمایلش به انزوا در خودخواهی شخصیاش شناخته میشد» مبارزه کند و آن را نابود کند؛ این فرصتی بود برای تکمیل یکپارچگی ایتالیا و حفظ آرمانهای آن.[۱۰]
با وجود حمایت پرشورش از جنگ، او همچنان در انتقاد از ملیگرایان افراطی مانند انریکو کورادینی و انجمن ملیگرایان ایتالیا به دلیل رد لیبرالیسم توسط آنها، سرسخت بود.[۱۱]
جنتیله به لیبرال دموکراسی اعتقاد داشت و نخستوزیر جدید، فرانچسکو ساوریو نیتی را به دلیل تعهدش به بهبود اقتصاد ملی میستود.[۱۲] با گذشت دوران پس از جنگ، جنتیله هیچ نشانهای از انقلابی معنوی در جامعه لیبرال ایتالیا که به آن امیدوار بود، ندید و بهطور فزایندهای سرخورده شد. او در سال ۱۹۲۰ از فعالیتهای سیاسی کنارهگیری کرد و تا زمان به قدرت رسیدن بنیتو موسولینی در سال ۱۹۲۲ در راهپیمایی به سوی رم[۱۳] که در آن زمان دکترین فاشیستی تا حد زیادی کامل شده بود، به سیاست بازنگشت.[۱۴]
ایفای نقش در فاشیسم
[ویرایش | اشتراکگذاری]وزیر آموزش عمومی، ۱۹۲۴–۱۹۲۲
[ویرایش | اشتراکگذاری]در سال ۱۹۲۲، به توصیه بندیتو کروچه که خود از قبول سمت وزیر آموزش عمومی امتناع کرده بود، جنتیله به عنوان وزیر آموزش عمومی در دولت بنیتو موسولینی منصوب شد.[۱۵] کابینه، اگرچه به شدت راستگرا بود، امّا عمدتاً غیرحزبی بود و حضور جنتیله، در کنار چندین غیرفاشیست برجسته دیگر، به عنوان نشانهای از آشتی و بازگشت به قانون و نظم تلقی میشد. او رسماً در سال ۱۹۲۳ به حزب ملی فاشیست پیوست.[۱۶]
او در مقام وزیر آموزش عمومی، اصلاحاتی را در سال ۱۹۲۳ بنیان نهاد که نخستین اصلاح عمده در نظام آموزشی ایتالیا از زمان یکپارچگی ایتالیا بود.[۱۷] با وجود فقدان هرگونه سیاست آموزشی اساسی قبل از به قدرت رسیدن فاشیسم در ایتالیا، این اصلاحات نخستین اصلاحات مهم رژیم فاشیستی بود و موسولینی آن را به عنوان «فاشیستیترین اصلاحات» توصیف میکرد.[۱۸]
این طرح که بر اساس ایدههای ایدئالیستی فلسفی و نخبهگرایانه محافظهکارانه بنا شده بود، برای کمک به شکلگیری نخبگان جدید جامعهٔ فاشیستی و کاهش تعداد فارغالتحصیلانی که بازار کار را اشباع میکردند، طراحی شده بود.[۱۹]
هدف دیگر این اصلاحات، بهبود رابطهٔ رژیم فاشیستی با کلیسای کاتولیک بود. این قانون، آموزش مذهبی را در مدارس ابتدایی اجباری میکرد، به مدارس خصوصی (بهویژه کاتولیک) و دولتی امتیاز یکسانی میداد و به هر دو اجازه میداد تا برای ورود به آموزش عالی، آزمونهای صلاحیت یکسانی را بگذرانند. اینها عناصر مهمی از برنامه حزب مردمی کاتولیک بودند و به عنوان بخشی از برنامه گستردهتر امتیازات موسولینی به واتیکان، نقش زیادی در تقویت نظر کاتولیکها در مورد رژیم فاشیستی داشتند.[۱۷] با این حال، این طرح آنقدر پیش نرفت که کلیسا را کاملاً راضی کند.
این اصلاحات شامل تلاش برای محدود کردن تعداد معلمان زن در مدارس بود که بخشی از کمپین گستردهتر فاشیسم ایتالیا علیه فمینیسم قلمداد میشد و پیشنهاد میکرد:
زنان نه از نظر اخلاقی و نه از نظر ذهنی، توان تدریس در مدارسی را که طبقهٔ حاکم کشور را تشکیل میدادند، ندارند و هرگز نخواهند داشت.[۲۰]
این اصلاحات همچنین مقرر کرد که ایتالیایی تنها زبانی باشد که در مدارس دولتی استفاده میشود و این امر به شدت بر استقلال اقلیتهای غیر ایتالیاییزبان بهویژه در مناطقی که پس از جنگ جهانی اول در پیمان سن ژرمن-آن-له ضمیمه ایتالیا شدهاند، تأثیر گذاشت.[۲۱]
تحت اصلاحات جنتیله، سیستم مدارس متوسطه بهطور قابل توجهی سازماندهی مجدد شد. مدارس فنی که طبقه متوسط برای پیشرفت تحصیلی به آنها متکی بود و تعداد دانشآموزان آنها از سال ۱۹۰۰ به سرعت افزایش یافته بود، منحل شدند. به جای آنها «مدارس تکمیلی» یا مدارس آموزش عمومی وجود داشتند که امکان ورود به دانشگاه یا ادامه تحصیل را فراهم نمیکردند.[۲۲] ورود به رشتههای خاص، مانند علوم و مهندسی، به سایر مدارس متوسطه تخصصی محدود شد. برنامه درسی نیز با تأکید بر علوم انسانی و بهویژه فلسفه، از نو تنظیم و آموزش زبان لاتین نیز بهطور گستردهتری ارائه شد.[۲۳]
تعداد دانشآموزان تحت سیستم جدید جنتیله با موفقیت کاهش یافت. تعداد دانشآموزان دبیرستانی بین سالهای ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۷–۱۹۲۶ از ۳۳۷٬۰۰۰ به ۲۳۷٬۰۰۰ نفر کاهش یافت و تعداد دانشجویان دانشگاهها از ۵۳٬۰۰۰ نفر در سالهای ۱۹۲۰–۱۹۱۹ به ۴۰٬۰۰۰ نفر در سالهای ۱۹۲۹–۱۹۲۸ کاهش یافت. همچنین ثبتنام در مدارس فنی و مدارس تکمیلی که جایگزین آنها شده بودند، از سال تحصیلی ۱۹۹۲۳–۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴–۱۹۲۳ به نصف کاهش یافت.[۲۴]
این اصلاحات که سیستمی بسیار پیچیدهتر از قبل ایجاد کرده بود، با استقبال چندانی روبهرو نشد. پس از اینکه جنتیله در سال ۱۹۲۴ سمت خود را ترک کرد، این سیستم به تدریج توسط جانشینان او برچیده شد. «مدارس تکمیلی» در سال ۱۹۳۰ منحل شدند و در سال ۱۹۳۹، جوزپه بوتای، وزیر وقت آموزش و پرورش، تغییرات گستردهتری در سیستم آموزشی ایجاد کرد.[۲۵]
جنتیله در سال ۱۹۲۴ در جریان بحران ماتئوتی از سمت خود استعفا کرد.
پس از بحران ماتئوتی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در سال ۱۹۲۵، جنتیله ریاست دو کمیسیون قانون اساسی ایتالیا را بر عهده داشت که به تأسیس دولت یکپارچه فاشیسم کمک کردند و از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۹ عضو شورای عالی فاشیسم بود.[۲۶]

جووانی جنتیله توسط موسولینی و خودش به عنوان «فیلسوف فاشیسم» توصیف شده بود. او نویسنده پشت پرده بخش نخست مقاله «دکترین فاشیسم» (۱۹۳۲) منسوب به موسولینی بود. این اثر نخستین بار در سال ۱۹۳۲ در دایرةالمعارف ایتالیا منتشر شد، جایی که او ویژگیهای مشخصه فاشیسم ایتالیا در آن زمان را شرح داد که عبارت بودند از: کورپوراتیسم اجباری دولتی، پادشاهان فیلسوف، لغو نظام پارلمانی و خودکفایی. او همچنین مانیفست روشنفکران فاشیست را نوشت که توسط تعدادی از نویسندگان و روشنفکران از جمله لوئیجی پیراندلو، گابریله دآنونزیو، فیلیپو تومازو مارینتی و جوزپه اونگارتی امضا شد.
نفوذ سیاسی جنتیله در رژیم فاشیستی در اواخر دهه ۱۹۲۰ رو به افول گذاشت. او به دلیل اظهار نظرش مبنی بر اینکه فاشیسم یک جنبش اقلیت است و همچنین پس از پیمان لاتران بیشتر به حاشیه رانده شد و محبوبیت خود را از دست داد، زیرا اگر رژیم فاشیستی میخواست حمایت کلیسای کاتولیک را حفظ کند، ضدیت او با روحانیت دیگر مناسب نبود.[۲۷] با این حال، جنتیله به موسولینی وفادار ماند و حتی پس از سقوط رژیم فاشیستی در سال ۱۹۴۳ به حمایت از او ادامه داد و در تأسیس جمهوری سالو، دولت دستنشانده آلمان نازی، از او پیروی کرد و با وجود انتقاد از قوانین ضدیهودی آن، در دولت آن منصبی پذیرفت. جنتیله آخرین رئیس آکادمی سلطنتی ایتالیا (۱۹۴۴–۱۹۴۳) بود.[۲۸]
ترور
[ویرایش | اشتراکگذاری]
در ۳۰ مارس ۱۹۴۴، جنتیله به دلیل اعدام شهدای کامپو دی مارته توسط نیروهای جمهوری سالو و ترویج فاشیسم تهدید به مرگ شد. تنها دو هفته بعد، در ۱۵ آوریل ۱۹۴۴، برونو فانچیولاچی و آنتونیو ایگنستی، که هر دو متعلق به سازمان پارتیزانی کمونیستی «گروه میهنپرستان» (GAP) بودند، به اتومبیل پارک شده جنتیله که وی در آن حضور داشت، نزدیک شدند؛ در حالی که تپانچههای خود را پشت کتابی پنهان کرده بودند. وقتی جنتیله شیشه درب اتومبیل را پایین آورد تا با آنها صحبت کند، بلافاصله چندین گلوله به سینه و قلبش شلیک کردند و او را کشتند. فانچیولاچی چند ماه بعد، هنگام تلاش برای فرار از دستگیری کشته شد.[۲۹][۳۰]
ترور جنتیله جبهه ضد فاشیسم را دچار تفرقه کرد. این ترور توسط شاخه توسکانی کمیته آزادی ملی بهجز حزب کمونیست ایتالیا که ترور را تأیید و مسئولیت آن را بر عهده گرفت، رد شد.[۳۱]
جنتیله در کلیسای سانتا کروچه در فلورانس به خاک سپرده شد.[۳۲]
دیدگاههای فلسفی
[ویرایش | اشتراکگذاری]مبنای فلسفی جنتیله برای فاشیسم ریشه در درک او از هستیشناسی و معرفتشناسی داشت که در آن او توجیهی برای رد فردگرایی و پذیرش جمعگرایی یافت و دولت را به عنوان جایگاه نهایی اقتدار و وفاداری که خارج از آن فردیت معنایی نداشت (و به نوبه خود به توجیه بُعد تمامیتخواه فاشیسم کمک کرد) در نظر گرفت.[۳۳]
در حالی که در فلسفه آن زمان رایج بود که سوژه مشروط را انتزاعی و ابژه را ملموس ببینند، جنتیله (پس از هگل) عکس این را فرض کرد که سوژه ملموس و ابژه صرفاً انتزاعی است یا بهتر بگوییم، آنچه که بهطور مرسوم «سوژه» نامیده میشد، در واقع فقط ابژه مشروط است و سوژه حقیقی، فعل هستی یا ذات ابژه است.
جنتیله، به دلیل نظام فعلیتگرایانهاش، در زمان خود حضور فلسفی قابل توجهی در سراسر اروپا داشت. تأکید جنتیله بر دیدن ذهن به عنوان امر مطلق، نشانگر «احیای دکترین ایدئالیستی خودمختاری ذهن» توسط او بود. همچنین این امر، کار فلسفی او را به حرفه معلمیاش مرتبط میکرد؛ بنابراین، در ایدئالیسم بالفعل، آموزش و پرورش امری متعالی است و فرآیندی را فراهم میکند که از طریق آن امر مطلق آشکار میشود.[۲۸] ایده او در مورد حقیقتی متعالی و برتر از پوزیتیویسم، با تأکید بر اینکه همهٔ حالات احساس تنها به شکل ایدههایی در ذهن فرد هستند یا به عبارت دیگر، آنها ساختارهای ذهنی هستند، توجه ویژهای را به خود جلب کرد. مشاهداتی از این دست، برخی از مفسران را بر آن داشته است که فلسفه جنتیله را نوعی «نفسگرایی مطلق» بدانند که بیانگر این ایده است که فقط روح یا ذهن واقعی است.[۳۴]
جنتیله که بارها به نفسگرایی متهم شده بود، فلسفه خود را نوعی انسانگرایی میدانست که احتمال وجود هیچ چیز را فراتر از آنچه در ادراک با هم ترکیب شده است، نمیداد.
مراحل اندیشه جنتیله
[ویرایش | اشتراکگذاری]تعدادی از تحولات در اندیشه و حرفه جنتیله به تعریف فلسفه او کمک کرد، از جمله:
- تعریف ایدئالیسم بالفعل در اثرش، نظریه عمل ناب (۱۹۰۳)؛
- حمایت او از حمله به لیبی (۱۹۱۱) و ورود ایتالیا به جنگ جهانی اول (۱۹۱۵)؛
- اختلاف او با بندیتو کروچه بر سر اجتنابناپذیری تاریخی فاشیسم؛
- سمت او به عنوان وزیر آموزش و پرورش (۱۹۲۴–۱۹۲۲)؛
- باور او به اینکه فاشیسم میتواند تابع اندیشه فلسفی او شود؛
- کار او بر روی دایرةالمعارف ایتالیایی (۱۹۴۳–۱۹۲۵؛ چاپ اوّل در سال ۱۹۳۶ به پایان رسید)
تعریف و دیدگاه جنتیله از فاشیسم
[ویرایش | اشتراکگذاری]جنتیله فاشیسم را تحقق آرمانهای یکپارچگی ایتالیا،[۳۵] بهویژه آرمانهایی که توسط جوزپه ماتزینی[۳۶] و حزب راست تاریخی[۳۷] نمایندگی میشدند، میدانست.
جنتیله کوشید فلسفهٔ خود را مبنای فاشیسم قرار دهد.[۳۸] او خود را متعلق به سنت هگلی میدانست، امّا همچنین در پی فاصله گرفتن از دیدگاههایی بود که آنها را نادرست میپنداشت. او دیالکتیک هگل (ایده-طبیعت-روح) را نقد کرد و در عوض پیشنهاد داد که همه چیز روح است و این دیالکتیک در عمل ناب تفکر قرار دارد. جنتیله معتقد بود که برداشت مارکس از دیالکتیک، نقص اساسی کاربرد آن در نظامسازی است. از نظر یک نئوهگلی، مارکس دیالکتیک را به یک شیء خارجی تبدیل ساخته و بنابراین با تبدیل آن به بخشی از یک فرایند مادی توسعه تاریخی، آن را امری انتزاعی کرده بود. دیالکتیک برای جنتیله تنها میتوانست چیزی از اصول انسانی باشد، چیزی که بخش فعالی از تفکر انسان است. برای جنتیله، این یک سوژه ملموس بود و نه یک ابژه انتزاعی. جنتیله توضیح داد که چگونه انسانها به اشکالی فکر میکنند که در آن نمیتوان یک طرف از تضادی دوگانه را بدون مکمل آن تصور کرد.
«به سمت بالا» بدون «به سمت پایین» شناخته نمیشود و «گرما» بدون «سرما» قابل شناخت نیست؛ در حالی که هر کدام متضاد هستند، برای تحقق هر یک به دیگری وابستهاند. اینها آفریدههایی بودند که به صورت دیالکتیک فقط در تفکر انسان وجود داشتند و خارج از آن قابل تأیید نبودند و بهویژه نمیتوان گفت که در شرایطی خارج از تفکر انسان مانند ماده مستقل و جهانی خارج از ذهنیت شخصی یا به عنوان یک واقعیت تجربی وجود دارند، زمانی که به صورت یکپارچه و از دیدگاه ذهن انسان درک نشوند.
از نظر جنتیله، واقعیت خارجی قائل شدن برای دیالکتیک توسط مارکس اساساً یک عرفان بتوارانه بود. اگرچه وقتی از بیرون به این صورت نگریسته شود، نتیجه این میشود که مارکس میتواند در مورد اینکه دیالکتیک بهطور عینی در تاریخ وجود داشته است، ادعاهایی مطرح کند، به این معنی که پس از تطبیق نظر هر فرد با کل جامعه، نظر او در چه وضعیتی بوده است؛ یعنی، با چنین دیدگاهی، خود مردم میتوانند از نظر ایدئولوژیکی «عقبمانده» باشند و از وضعیت فعلی دیالکتیک عقب بمانند و خودشان بخشی از آنچه که بهطور فعال دیالکتیک را به شکلی که هست خلق میکند، نباشند.
جنتیله فکر میکرد این پوچ است و هیچ ابژه دیالکتیکی «مثبت» و مستقلی وجود ندارد. بلکه این دیالکتیک برای دولت طبیعی بود. به این معنی که منافع تشکیلدهنده دولت، دیالکتیک را از طریق فرایند زنده و ارگانیک داشتن دیدگاههای متضاد در درون آن دولت و وحدت یافتن در آن، میسازند.
این دیدگاه (تحت تأثیر نظریه هگلی دولت) نظام همبسته را توجیه میکرد؛ نظامی که در آن منافع فردی و خاص همهٔ گروههای واگرا باید شخصاً در دولت گنجانده و هر یک به عنوان شاخهای بوروکراتیک از خود دولت در نظر گرفته میشد و از نفوذ رسمی برخوردار میگشت. جنتیله، به جای اینکه معتقد باشد امر خصوصی به صورت ترکیبی در درون امر عمومی بلعیده شده است، آنطور که مارکس در دیالکتیک عینی خود میگوید، معتقد بود که امر عمومی و خصوصی بهطور پیشینی در یک دیالکتیک فعال و ذهنی با یکدیگر یکی هستند و یکی را نمیتوان بهطور کامل در دیگری گنجاند، زیرا آنها از قبل یکی هستند.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ "GENTILE, Giovanni - Enciclopedia". Treccani (in Italian). Retrieved 8 January 2026.
- 1 2 Gregor, 2001, p. 1.
- ↑ Gentile's so-called method of immanence "attempted to avoid: (1) the postulate of an independently existing world or a Kantian Ding-an-sich (thing-in-itself), and (2) the tendency of neo-Hegelian philosophy to lose the particular self in an Absolute that amounts to a kind of mystical reality without distinctions" (M. E. Moss, Mussolini's Fascist Philosopher: Giovanni Gentile Reconsidered, Peter Lang, p. 7).
- ↑ Forster, Michael N.; Gjesdal, Kristin (2015-02-05). The Oxford Handbook of German Philosophy in the Nineteenth Century (in English). OUP Oxford. ISBN 978-0-19-106552-1.
- ↑ Giovanni Gentile, Il mio ateismo e la storia del cristianesimo, Giornale critico della filosofia italiana, n. 3, 1922, pp. 325–28.
- ↑ James Wakefield, Giovanni Gentile and the State of Contemporary Constructivism: A Study of Actual Idealist Moral Theory, Andrews UK Limited, 2015, note 53.
- ↑ من مسیحی هستم. من مسیحی هستم؛ زیرا به مذهب روحانی اعتقاد دارم، امّا میخواهم فوراً اضافه کنم، برای جلوگیری از هرگونه سوءتفاهم: من کاتولیک هستم؛ نه از امروز. بهطور دقیق، من از ژوئن ۱۸۷۵ کاتولیک بودهام، یعنی از زمانی که در جهان بودهام.» نقل قولی از جی. جنتیله (۱۹۴۳) quoted in Ritrovare Dio: scritti sulla religione, p. 140, Rome, Mediterranee, 2021.
- ↑ Harris, H. S. (1960). The Social Philosophy of Giovanni Gentile. Urbana, London: University of Illinois Press. pp. 131. ISBN 978-0-252-74520-1.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Harris, H. S. (1960). The Social Philosophy of Giovanni Gentile. Urbana, London: University of Illinois Press. pp. 131, 135. ISBN 978-0-252-74520-1.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Gentile, Emilio (2009). La Grande Italia: the myth of the nation in the twentieth century. George L. Mosse series in modern European cultural and intellectual history. Madison, Wisconsin: University of Wisconsin Press. pp. 128–129. ISBN 978-0-299-22810-1.
- ↑ Harris, H. S. (1960). The Social Philosophy of Giovanni Gentile. Urbana, London: University of Illinois Press. pp. 133–134. ISBN 978-0-252-74520-1.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Harris, H. S. (1960). The Social Philosophy of Giovanni Gentile. Urbana, London: University of Illinois Press. pp. 149. ISBN 978-0-252-74520-1.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Harris, H. S. (1960). The Social Philosophy of Giovanni Gentile. Urbana, London: University of Illinois Press. pp. 153–154. ISBN 978-0-252-74520-1.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Sternhell, Zeev; Sznajder, Mario; Ashéri, Maia (1994). The Birth of Fascist Ideology. Princeton, NJ: Princeton University Press. p. 229. ISBN 978-0-691-04486-6.
- ↑ Mack Smith, Denis (1973). "Benedetto Croce: History and Politics". The Historical Journal (in English). 8 (1): 41–61. JSTOR 260068.
- ↑ Harris, H. S. (1960). The Social Philosophy of Giovanni Gentile. Urbana, London: University of Illinois Press. pp. 218. ISBN 978-0-252-74520-1.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - 1 2 Wolff, Richard J. (1980). "Catholicism, Fascism and Italian Education from the Riforma Gentile to the Carta Della Scuola 1922-1939". History of Education Quarterly. 20 (1): 3–26. doi:10.2307/367888. JSTOR 367888.
- ↑ De Grand, Alexander J. (2000). Italian fascism: its origins & development (3 ed.). Lincoln; London: University of Nebraska Press. p. 150. ISBN 978-0-8032-6622-3.
- ↑ De Grand, Alexander J. (2000). Italian fascism: its origins & development (3 ed.). Lincoln; London: University of Nebraska Press. p. 49. ISBN 978-0-8032-6622-3.
- ↑ De Grand, Alexander (1976). "Women under Italian Fascism". The Historical Journal (in English). 19 (4): 947–68. doi:10.1017/S0018246X76000011. JSTOR 2638244.
- ↑ Pergher, Roberta (2017-10-27). Mussolini's Nation-Empire. Cambridge University Press. pp. 63–64. doi:10.1017/9781108333450. ISBN 978-1-108-33345-0.
- ↑ Clark, Martin (2008). Modern Italy, 1871 to the present (3 ed.). Harlow: Pearson Longman. p. 331. ISBN 978-1-4058-2352-4.
- ↑ Clark, Martin (2008). Modern Italy, 1871 to the present (3 ed.). Harlow: Pearson Longman. p. 332. ISBN 978-1-4058-2352-4.
- ↑ De Grand, Alexander J. (2000). Italian fascism: its origins & development (3 ed.). Lincoln; London: University of Nebraska Press. p. 50. ISBN 978-0-8032-6622-3.
- ↑ Clark, Martin (2008). Modern Italy, 1871 to the Present (3 ed.). Harlow, England; New York: Pearson Education. p. 333. ISBN 978-1-4058-2352-4. OCLC 163594143.
- ↑ Gregor, A. James (2007). Giovanni Gentile: philosopher of fascism (4 ed.). New Brunswick, N.J.: Transaction. p. 2. ISBN 978-0-7658-0593-5.
- ↑ Denis Mack Smith, Modern Italy: A Political History, 1997, pp. 357
- 1 2 "Giovanni Gentile | Italian philosopher". Encyclopædia Britannica. Retrieved 2016-12-21.
- ↑ Turi, Gabriele (1998). "Giovanni Gentile: Oblivion, Remembrance, and Criticism". The Journal of Modern History. 70 (4): 913–933. doi:10.1086/235171. ISSN 0022-2801. JSTOR 10.1086/235171.
- ↑ "L'assassinio di Gentile - Vita e morte di Giovanni Gentile". Archived from the original on 21 April 2014.
- ↑ "E dopo 70 anni nuovi scenari dietro l'esecuzione di Gentile - la Repubblica.it". La Repubblica (in Italian). 24 April 2016. Retrieved 2022-09-26.
- ↑ "Giovanni Gentile". Italy On This Day. Retrieved 2020-04-16.
- ↑ "Mussolini – THE DOCTRINE OF FASCISM". www.worldfuturefund.org. Retrieved 2016-12-21.
- ↑ Gentile, Giovanni (1 January 2008). The Theory of Mind as Pure Act (in English). Living Time Press. ISBN 978-1-905820-37-5.
- ↑ "From Myth to Reality and Back Again: The Fascist and Post-Fascist Reading of Garibaldi and the Risorgimento" (PDF).
- ↑ M. E. Moss (2004) Mussolini's Fascist Philosopher: Giovanni Gentile Reconsidered; New York: Peter Lang Publishing, Inc. ; p. 58-60
- ↑ Guerraggio, Angelo; Nastasi, Pietro (20 January 2006). Italian Mathematics Between the Two World Wars. Springer. ISBN 978-3-7643-7512-6.
- ↑ The Philosophical Basis of Fascism By Sir Giovanni Gentile.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- فاشیسم
- اعضای سنای پادشاهی ایتالیا
- اعضای هیئت علمی دانشگاه پیزا
- افراد پادکمونیست اهل ایتالیا
- افراد در جمهوری سوسیال ایتالیا
- اهالی کاستل وترانو
- ایدئالیستها
- بیخدایان اهل ایتالیا
- تاریخنگاران فاشیسم
- درگذشتگان ۱۹۴۴ (میلادی)
- زادگان ۱۸۷۵ (میلادی)
- سیاستمداران ترورشده اهل ایتالیا
- سیاستمداران سده ۲۰ (میلادی) اهل ایتالیا
- ضدفراماسونری
- فاشیستهای اهل ایتالیا
- فیلسوفان سده ۲۰ (میلادی) اهل ایتالیا
- فیلسوفان قارهای
- فیلسوفان مسیحی
- فیلسوفان هگلی
- کشتهشدگان در ایتالیا
- مرگها به وسیله اسلحه گرم در ایتالیا
- نویسندگان فاشیست
- وزیران آموزش و پرورش ایتالیا
- وزیران دولت ایتالیا