پرش به محتوا

فاشیسم اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فاشیسم اسلامی[۱][۲] اصطلاحی است که به تندروهای مسلمان از طرف مخالفان آن‌ها که طیفی از اصلاح‌طلبان مسلمان و سیاستمداران غربی را دربرمی‌گیرد، گفته می‌شود. برخی فاشیسم اسلامی را به «جهادگرایی مسلحانه» و «اسلام رادیکالی» توصیف کرده‌اند.[۳]

برخی واژه فاشیسم اسلامی را ساختهٔ نویسندهٔ فرانسوی ماکسیم رودینسون برای توصیف انقلاب ۱۳۵۷ ایران می‌دانند.[۴]

روح‌الله خمینی مروج دکترین ضدغربی و غیرآزاد که به عنوان نمادی از فاشیسم اسلامی معاصر شناخته می‌شود.

حامد عبدالصمد در مورد فاشیسم اسلامی معتقد است که فاشیسم در صدر اسلام ریشه دارد. او در این مورد می‌گوید: «مسلمانان احساس می‌کنند از برگزیدگانند و به همین دلیل هم نسبت به دیگران احساس برتری دارند. این حس از کجا می‌آید؟ در قرآن چنین نوشته شده است. اینکه مسلمانان بر خود می‌دانند که دین‌شان را گسترش دهند و با دگراندیشان بجنگند، ابداع اسلام‌گرایان نیست، بلکه یک حکم قرآنی است. همچنین جهاد از صدر اسلام وجود داشته است. تصور رهبری کاریزماتیک و همچنین تصویری که از خدا در اسلام وجود دارد و اینکه با او نمی‌توان معامله کرد و نمی‌توان او را به چالش کشید، این‌ها همه در آیات قرآن آمده است. این تصور کودکانه که جهان از مؤمنان و کافران تشکیل شده است نیز از ابداعات اسلامگرایان نیست، بلکه از صدر اسلام وجود داشته و به همین جهت است که می‌گویم سرآغاز فاشیسم اسلامی را باید در صدر اسلام جست.[۵] هم فاشیسم و هم اسلام‌گرایی، زاده احساسی هستند که برآمده از شکست و تحقیر است. هدف هر دو جریان یکی است: برپا کردن یک امپراتوری و حاکمیت جهانی به عنوان یک حق مسلم و پیش فرض، فرجامی که نابودی همهٔ دشمنان، پیش‌شرط آن است. هر جا که فاشیسم اسلامی قدرت را تصرف کرد، مانند ایران، سودان، نیجریه، سومالی و غزه، دیکتاتوری‌های بی‌رحمی سر برآوردند که تا به امروز قدرت‌شان را حفظ کرده‌اند و هر جا که اسلام‌گرایان از «صندلی قدرت»، کنار زده می‌شوند، بلافاصله به تروریست تبدیل می‌شوند و کشورشان را زیر آوار خشونت و ویرانی مدفون می‌کنند، مانند الجزایر، افغانستان، مالی و لیبی[۶]

مفهوم

[ویرایش]

پیشینه و خاستگاه

[ویرایش]

تعریف و تاریخچه اصطلاح

[ویرایش]

اصطلاح «فاشیسم اسلامی» در فرهنگ لغت آمریکایی جدید آکسفورد به عنوان اصطلاحی که برخی از جنبش‌های اسلامی مدرن را با جنبش‌های فاشیستی اروپایی اوایل قرن بیستم برابر می‌داند، تعریف شده است.[۷] استفن شوارتز، نویسنده و روزنامه‌نگار، آن را «استفاده از دین اسلام به عنوان پوششی برای یک ایدئولوژی تمامیت‌خواه» تعریف می‌کند.[۸] رابرت پکستون، تاریخ‌دان، کاملاً با استفاده از این اصطلاح مخالفت است و آن را استفادهٔ نامناسبی از واژه «فاشیسم» برای توصیف افراط‌گرایان اسلامی می‌داند.[۹]

به گفتهٔ ویلیام سفایر،[۱۰] نخستین نمونه از اصطلاح «فاشیسم اسلامی» در مقاله‌ای در سال ۱۹۹۰ توسط مالیس روثون دیده می‌شود که به روشی اشاره داشت که دیکتاتوری‌های سنتی عرب از توسل به مذهب برای ماندن در قدرت استفاده می‌کردند.[۱۱][۱۲]

با این وجود، چیزی وجود دارد که می‌توان آن را یک مشکل سیاسی نامید که جهان اسلام را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برخلاف وارثان برخی دیگر از سنت‌های غیرغربی، از جمله هندوئیسم، شینتوئیسم و بودیسم، به نظر می‌رسد جوامع اسلامی به‌ویژه در نهادینه کردن اختلافات سیاسی با مشکل مواجه شده‌اند: حکومت اقتدارگرا، اگر نگوییم اسلام‌گرایی، از مراکش تا پاکستان یک قاعده است نه استثنا.[۱۳]

روثون شک دارد که خودش این اصطلاح را ابداع کرده باشد و اظهار می‌کند که انتساب این اصطلاح به او احتمالاً به این دلیل است که موتورهای جست‌وجوی اینترنتی از سال ۱۹۹۰ به بعد قدمت ندارند.[۱۴]

موارد استفاده

[ویرایش]

نخستین کاربرد شناخته‌شدهٔ اصطلاح فاشیسم اسلامی به سال ۱۹۳۳ برمی‌گردد، زمانی که اختر حسین، در حمله‌ای به محمد اقبال، تلاش‌ها برای استقلال پاکستان را نوعی فاشیسم اسلامی تعریف کرد.[۱۳] برخی از تحلیلگران، استفادهٔ مانفرد هالپرن از عبارت «توتالیتاریسم نئواسلامی» را که در کتابش با عنوان «سیاست‌های تغییر اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا» در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، به عنوان پیش‌زمینه‌ای برای مفهوم فاشیسم اسلامی می‌دانند، چرا که او اسلام‌گرایی را نوع جدیدی از فاشیسم می‌دانست.[۱۵] اثر هالپرن که در بحبوحه جنگ سرد نوشته شده است،[۱۶] تحلیلی از اخوان‌المسلمین در مصر ارائه می‌دهد و استدلال می‌کند که چنین جنبش‌های اسلام‌گرایانه‌ای مانعی در برابر رژیم‌های نظامی خاورمیانه هستند که از نظر او به نمایندگی از طبقهٔ متوسط جدید، قادر به مدرن‌سازی خاورمیانه بودند.[۱۷][۱۸]

ظهور اسلام‌گرایی

[ویرایش]

در سال ۱۹۷۸، همزمان با اوج‌گیری انقلاب ۱۹۷۹ در ایران و ابراز شور و شوق روشنفکران در فرانسه و سایر نقاط غرب برای آن، ماکسیم رودینسون، اسلام‌شناس مارکسیست فرانسوی، با این استدلال که اسلامی‌سازی سیاسی در ایران و سایر نقاط جهان اسلام، «نوعی فاشیسم کهنه» را تشویق می‌کند، با انقلاب ایران مخالفت کرد. به عقیدهٔ او در این نوع فاشیسم، دولت، نظارت اخلاقی تمامیت‌خواهانه‌ای را اعمال می‌کند و ناسیونالیسم و سوسیالیسم وارداتی غرب در قالب مذهبی قالب‌ریزی می‌شوند و جنبهٔ مترقی آن‌ها از بین می‌رود.[۱۹]

فاشیسم اسلامی در ایران

[ویرایش]

فاشیسم اسلامی در ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت. فاشیسم با ملی‌گرایی افراطی درآمیخته است ولی انقلاب ۱۳۵۷ فاقد ملی‌گرایی بود و شعار «نه شرقی، نه غربی» بازتاب استراتژی ملهم از اسلامیسم ایدئولوژیک تهاجمی بود. فاشیسم اسلامی در ایران متکی بر قرآن و ایدئولوژی شیعه‌گری است. رژیم خمینی، یک رژیم پوپولیستی توتالیتاریستی و دارای هدف سلطه‌گری است. این خصلت بازتاب ایدئولوژی استعماری اسلام و شوونیسم شیعه‌گرانه بود.[۲۰]

بر این اساس می‌توان ویژگی‌هایی را برای فاشیسم اسلامی در ایران برشمرد که عبارت‌اند از:

  1. نظام سیاسی حاکم بر ایران اهداف ملی‌گرایانه را دنبال نمی‌کند. اساساً این حکومت با مفاهیم ملی و ملی‌گرایی سر ناسازگاری دارد؛ زیرا تشکیل امت اسلامی را سمبل سیاسی اسلامی می‌داند.
  2. به هیچ عنوان در دایره حکومت‌های مدرن قرار نمی‌گیرد، بلکه با قرار داشتن بر فرضیه‌های پیشامدرن مذهبی با الزامات زندگی مدرن شامل احترام به حقوق و آزادی‌های اساسی و نیز اصول دمکراتیک با جدیت مخالفت است و فقط سعی می‌کند از ابزارهای مدرن در جهت تحکیم قدرت خود استفاده کند.
  3. فاشیسم اسلامی در ایران نسبت به رفاه‌گرایی کاملاً بی‌اعتنا است و مفاهیمی مانند عدالت اجتماعی را بر مبانی منسوخ و پیشامدرن کمک کردن به عنوان صدقه جست‌وجو می‌کند.
  4. با پیشرفت اقتصادی و توسعهٔ همه‌جانبهٔ ایران به‌ویژه با توسعهٔ اجتماعی و سیاسی مخالف است. آیین حکومتی جزمی و واپسگرا است و در برابر هر نوع مفهوم توسعه‌یافتگی انسانی قرار می‌گیرد.
  5. حکومت اسلامی ایران جنگ‌های شبکه‌ای را جایگزین جنگ‌های مستقیم تهاجمی پیشین کرده است تا بتواند نیات تأسیس امت اسلامی را در پشت آن‌ها پنهان کند.[۲۱]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. Defending the term "Islamofascism." - By Christopher Hitchens - Slate Magazine
  2. World War IV: The Long Struggle Against Islamofascism. Norman Podhoretz. Doubleday. 2007. ISBN 0-385-52221-5
  3. Islamofascism - New York Times
  4. Featured Article - WSJ.com
  5. «فاشیسم و اسلام سیاسی». رادیو زمانه. ۲۰۱۴-۰۴-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۷.
  6. «فاشیسم اسلامی چیست؟». سایت ملیون ایران. ۲۰۱۵-۰۱-۱۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۷.
  7. (Falk 2008)
  8. (Schwartz 2006)
  9. Paxton, Robert (31 August 2006). "What Is Islamofascism?". NPR. Retrieved 7 September 2024.
  10. (Safire 2006)
  11. (Hitchens 2007)
  12. Ruthven, Malise (8 September 1990). "Construing Islam as a Language". The Independent.
  13. 1 2 (Görlach 2011).
  14. (Ruthven 2012).
  15. (Kramer 2016)
  16. (Volpi 2009)
  17. (Bonney 2008)
  18. (Lee 2010)
  19. (Afary و Anderson 2010). Maxime Rodinson, 'The Awakening of Islamic Fundamentalism ("Intégrisme")?' Le Monde 6 December 1978
  20. «انقلاب، قدرت سیاسی و فاشیسم اسلامی». ایران لیبرال. ۲۰۲۴-۰۳-۰۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۸.
  21. «روان‌شناسی سیاسی فاشیسم مذهبی». ۲۰۲۱-۰۸-۰۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۷.

پیوند به بیرون

[ویرایش]