علم کلام
| بخشی از مجموعه مقالههای: |
| اسلام |
| اصول |
|---|
| عدل |
| فروع |
|
نماز · روزه · زکات · حج · جهاد خاص تشیع: خمس · امر به معروف · نهی از منکر · تولی · تبری |
| منابع اسلامی |
|
قرآن · عقل · سنت (حدیث) |
| شخصیتها |
|
محمد · علی · فاطمه · اهل بیت · خلفای راشدین · امامان شیعه · صحابهٔ محمد |
| مذاهب |
| تسنن · تشیع · تصوف |
| علوم |
| فلسفه · عرفان |
| تاریخ |
|
امویان · عباسیان · فاطمیان · مملوکان · عثمانیان · صفویان · آخرالزمان |
| جغرافیا |
|
مکه · مدینه · بیتالمقدس · کوفه · نجف · کربلا · سامرا · کاظمین · مشهد · قم · شیراز · دمشق · جهان اسلام(کشورهای اسلامی) · |
| لباس های اسلامی |
|
حجاب اسلامی · چادر عربی · برقع · روبنده · دشداش · روسری · چادر · |
| فرهنگ و جامعه |
- برای کلام در معنای سیاسی و زبانی، مقالهٔ گفتمان را ببینید.
علم کَلام یا کلامشناسی دانشی در محدوده دین اسلام است که به بحث پیرامون اصول اعتقادی و جهانبینی دینی بر مبنای استدلال عقلی و نقلی میپردازد و به شبهههایی که در این زمینه مطرح میشود، پاسخ میدهد. علم کلام از علوم اسلامی است که بیشتر بر کاربرد عقل و علم در مسائل اعتقادی تکیه دارد تا باور تقلیدی. علم کلام معتقد به تحقیقی بودن باورهای اعتقادی است، نه تقلیدی بودن آنها.
این علم به پایههای اعتقادی در یک دین و مقابله و بحث با نظرات دیگر اندیشهها میپردازد. جُستارهایی مانند برهانهای اثبات وجود خدا، حدوث یا قدم جهان هستی، نبوت خاصه و نبوت عامه، عدل الهی، امامت، معاد و... در این رشته نظری بحث میشود. دانشمند علم کلام را «متکلم» مینامند. در آثار اسلامی، گاه از متألهین دیگر ادیان نیز به عنوان متکلم نامبرده شدهاست.
محتویات |
پیرامون واژه [ویرایش]
لغتنامهٔ دهخدا دربارهٔ علت نامیده شدن این علم بدین نام، چنین آورده است[۱]:
این علم را برای آن علم کلام خوانند که اولین اختلاف در کلام اللّه را مطرح و مورد مباحثه قرار داده و از مخلوق و غیر مخلوق بودن آن صحبت بمیان آوردهاند. (از الانساب سمعانی).
در دایره المعارف فارسی مصاحب در وجه تسمیه کلام آمده است:"در اینجا تاثیر دو زبان یونانی و سریانی را نباید فراموش کرد،زیرا در زبان یونانی لوگوس هم به معنای کلمه و هم به معنای کلام می آید و نیز به معنای استدلال و در زبان سریان واژه ملل(mallal) با مشتقات آن به معنای کلام و استدلال وارد شده.در زبان لاتین نیز واژه ثئولوژِ(theology) به معنای بحث درباره خداوند است که احتمال میرود در دوران نهضت ترجمه وارد حوزه علوم اسلامی شده باشد."
تفاوت علم کلام با فلسفه [ویرایش]
گرچه علم کلام و فلسفه الهی، هر دو بر مبنای استدلال عقلی(مسامحتا-مشترک لفظی است) استوار گردیدهاند، ولی تفاوتهایی میان آنها وجود دارد که به مهمترین آنها اشاره میشود:
- تفاوت از جهت موضوع بحث، به این معنا که موضوع بحث در علم کلام، عقاید دینی است، ولی موضوع بحث در فلسفه، مطلق وجود از آن جهت که موجود است میباشد.
- تفاوت از جهت روش، به این معنا که فیلسوف، بدون پیش فرض، به بحث و بررسی یافتههای عقلی پیرامون نظام هستی میپردازد، ولی متکلم، چهارچوب معینی را در زمینه عقاید و باورهای دینی در نظر میگیرد و تلاش میکند در پرتو عقل و نقل، اصول مورد نظر را به اثبات برساند.
- تفاوت از جهت نوع دلایل، به این معنا که فیلسوف، تنها از دلایل عقلی بهره میجوید، ولی متکلم برای اثبات اصولی مانند اثبات وجود خدا و توحید و اثبات نبوت، از دلایل عقلی استفاده میکند، و در زمینه اثبات اصولی دیگر مانند امامت، معاد و غیره، هم از دلایل عقلی و هم از دلایل نقلی بهره مند میگردد.
متکلم [ویرایش]
مُتَکَلِّمْ یا کلامشناس کسی است که با علم کلام و اصول آن، آشنا باشد.[۳]
لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ متکلم چنین آوردهاست[۴]:
عارف به علم کلام. (از اقرب الموارد). کسی را گویند که بعلم کلام و اصول آشنا باشد. این علم را برای آن علم کلام خوانند که اولین اختلاف در کلام اللّه را مطرح و مورد مباحثه قرارداده و از مخلوق و غیر مخلوق بودن آن صحبت بمیان آوردهاند. (از الانساب سمعانی). صاحبان علم کلام. و علم کلام علمی است که در آن مقدمات علم منقول را به دلایل عقلی ثابت کنند و دلایل رابه ادله عقلیه موجه سازند. اهل کلام. کلامی. آن که علم کلام داند. آن که توفیق میان فلسفه و دین خواهد. عالم بعلم کلام. دانای بعلم کلام. آن که فهم حقایق اشیاء خواهد به برهان با شرط مطابقت با دین. عالم به علم کلام. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). که حقایق اشیاء را با برهان و انطباق با احکام شرع درک کند و بدیگران تعلیم دهد از طریق خطابه و جز آن.
مذاهب کلامی [ویرایش]
مذاهب کلامی بسیاری در جهان اسلام مطرح شدهاست، ولی معروفترین آنها عبارتند از:
تاریخچه علم کلام در اسلام [ویرایش]
مذهب کلامی امامیه، به زمان اهل بیت باز میگردد. این مکتب در عصر امام محمد باقر متولد سال ۵۷ هجری، و امام جعفر صادق، متولد سال ۸۳ هجری، به اوج خود رسید.
در قرن دوم هجری، برخی از مکاتب عقلی کلامی دیگر، مانند مکتب «معتزله» پدید آمدند. مکتب معتزلة، توسط «واصل بن عطاء»، متوفای سال ۱۳۱ هجری بنیانگذاری شد. او با حسن بصری معاصر بود و در مجالس درس او شرکت مینمود، ولی از شیوه فکری وی کناره گیری کرد و حوزه کلامی دیگری را تاسیس نمود و بدین جهت، مکتب او «معتزله» نامیده شد؛ در حالی که پیروان این نحله، خود را «اهل التوحید و العدل» مینامیدند.
در قرن سوم هجری، مکاتب فکری و کلامی دیگری نیز، مانند مکتب «طحاویة» توسط «احمد ابن محمد ابن سلامة الطحاوی»، متولد سال ۲۲۹ هجری در مصر، و مکتب «اشعریة» توسط «ابو الحسن علیّ ابن اسماعیل اشعری»، متولد سال ۲۶۰ یا ۲۷۰ هجری در منطقه بین النهرین، و مکتب «ماتریدیة» توسط «ابومنصور ماتریدی»، متوفای سال ۳۳۳ هجری در سمرقند بوجود آمدند.
پانویس [ویرایش]
جستارهای وابسته [ویرایش]
سايت کلامی خالص براي رد فلسفه وعرفان به نام برهان نيوزwww.borhannews.com
منابع [ویرایش]
- کتاب «آشنایی با علوم اسلامی»، نگارش آیتالله مرتضی مطهری
| این یک نوشتار خُرد پیرامون اسلام است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
|||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||