اخلاق اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

خوی اسلامی اخلاقی است که در چارچوب اسلام است. اخلاق اسلامی سه بخش اصلی دارد:

  1. رابطه با خدا: کارهایی که آدمی باید در برابر خدا بکند، مانند نماز و روزه و دعا
  2. رابطه با مردم: برخورد فرد و رفتارهایش با مردم و دیگر اعضای جامعه، مانند رفتار نقش‌های خانواده و دوستی. عموما منظور از اخلاق اسلامی بیشتر این بخش است.
  3. رابطه با خود: چارچوب برخورد انسان با خودش، مانند حسد (رشک) و چگونگی غذا خوردن

خوی اسلامی بهداشت اسلامی و احکام اسلام و دیگر چیزهای از این دست را نیز در بر می‌گیرد.

در کل ویژگی‌های اخلاقی در اسلام بسیار مهم است، به گونه‌ای پیامبر اسلام فرمود: «(به عربی: إنّما بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَكارِم الأخلاق[۱] یعنی «تنها برای به انجام رساندن خلق و خوی گرامی برانگیخته شده‌ام».

تأثیر بخشش بر روابط خانواده[ویرایش]

اهمیت بخشش

عفو و بخشش، یعنی روح گذشت از کوتاهی دیگران و نادیده گرفتن خطاهای آنان، نمونه ای از اخلاق نیک و بزرگی روح و نیز از آداب معاشرت است؛ زیرا در زندگی کمتر کسی دیده می شود که حقی از او تباه نشده و دیگران حرمت او را نشکسته باشند.

شرط پایداری زندگی اجتماعی نیز عفو و گذشت است. اگر همه مردم در گرفتن حقوق خویش دقیق و جدی باشند و از کوچک ترین لغزش دیگران چشم نپوشند، زندگی، بسیار تلخ خواهد شد و روح صفا و صمیمیت به کلی رخت برخواهد بست.

ازاین رو، خداوند عالم در قرآن به ما دستور «عفو» و «صفح» داده است، «وَلْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا»[1] عفو حالتی است که چنانچه انسان آن را داشته باشد، با وجود دیدن عیب ها و اشتباه های دیگران، از آن می گذرد، ولی اگر کسی صفح را داشته باشد، دارای سعة صدر می شود. در نتیجه، بدی ها کاستی ها و خطاهای دیگران را هرگز نمی بیند. حضرت رسول(ص) به عتبه فرمود: «می خواهی تو را خبر دهم به افضل اخلاق اهل دنیا و آخرت؟ نزدیکی کن به هر که از تو دوری کند و بخشش کن بر کسی که تو را محروم سازد و گذشت کن از آن کسی که بر تو ظلم نماید»[2] و روایت می کنند که حضرت موسی(ع) عرض کرد: «پروردگارا! کدام یک از بندگان تو نزد تو عزیزترند؟ فرمود: آن که در وقت قدرت و توانایی ببخشد».[3]

و همین قدر فضل و شرافت از برای عفو و بخشش کافی است که از نیکوترین صفات پروردگار است و در مقام ستایش، او را به این صفت زیبا یاد می کنند. امام زین العابدین(ع) در مناجات خود می گوید: «انت الذی سمیت نفسک بالعفو فاعف عنی؛ تویی که خود را بخشنده نام برده‌ای، پس از من در گذر.»[4]

بدیهی است گذشت و خطاپوشی، از ویژگی های نیکویی است که باید مرد و زن در کانون خانواده، پایبندی به آنها با یکدیگر رفتار کنند، همچنان که این خصلت در سیره ائمه معصوم و انبیای الهی(ع)، جلوه تام دارد. آنان بسیار با گذشت و خطا پوشند. نمونه هایی چون گذشت امام حسن مجتبی(ع) از مرد شامی و بزرگداشت و سیر نمودن وی است. همچنین چشم پوشی حضرت یوسف(ع) از گناه برادرانش و زلیخا، سرمشقی است برای روندگان راه اولیای خدا. یوسف پیامبر از ستم بزرگی که برادرانش در حق او کردند، در اوج عزت و قدرت، با بزرگواری و جوانمردی گذشت کرد و به آنان فرمود: «شما مرا عزیز مصر کردید». از جرم زلیخا نیز گذشت و سال های سخت زندان را فراموش کرد.

برخی از آثار پرخیر و برکت گذشت و بخشش در روابط زوجین و دیگر اعضای خانواده عبارتند از:

1. آمرزش گناهان و افزایش ایمان[ویرایش]

چشم پوشی و بخشش، از نشانه های ایمان و مکارم اخلاق است. کسی که خطاهای دیگران را نادیده بگیرد، خدای متعال نیز از گناهان او می گذرد و او را مشمول رحمت و آمرزش قرار می دهد:

وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ. (نور: 22)

بنابر این آیه و دیگر آیات، مربوط دراین باره صبر و خویشتن داری و فرو نشاندن خشم در برابر بدی ها و خطاهای دیگران، به ویژه نزدیکانی که همه روزه ساعت های زیادی را کنار آنها سپری می کنم، آمرزش حضرت حق را به دنبال دارد.

از طرفی وقتی همسر و فرزندانتان به سبب خوش رفتاری تان، از شما راضی باشند، بدانید که در زمره بهترین مسلمان ها هستند؛ زیرا رسول خدا(ص) بارها می فرمود:

خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهله.[5]

بهترین شما آنهایی هستند که برای زنان خود بهترند و من بهترین شما هستم درباره همسرانم.

و نیز در حدیثی دیگر می خوانیم: «هرکس محبتش به همسر خود بیشتر باشد، ایمانش به خداوند زیادتر است».[6]

2. عفو مایه صفا، صمیمیت و سرافرازی[ویرایش]

بسیاری از وقت ها که خود انسان دچار خطا و کاستی می شود، از اطرافیان و خانواده انتظار گذشت دارد، درحالی که در برخورد با دیگران ذره ای گذشت و چشم پوشی از خود نشان نمی دهد. کسی که انتظار دارد دیگران خطاهای او را نادیده بگیرند، خود نیز باید از بدی های آنان بگذرد و لغزش هایشان را نادیده انگارد تا از جرم و کوتاهی او درگذرند. اگر کسی بدی های اعضای خانواده را با بدی پاسخ گوید و انتقام جویی کند، با این گونه برخورد، کینه و دشمنی آنها را برمی انگیزد، ولی هرگاه بدی را با نیکی و نرمی پاسخ گوید، می تواند از این راه، طرف مقابل را شرمسار و آگاهانه همراه خود سازد و کینه و دشمنی او را به دوستی و رأفت تبدیل کند، چنان که خداوند در قرآن می فرماید:

وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنّهُ وَلِیٌ حَمیمٌ. (فصلت: 34)

و نیکی با بدی یکسان نیست. [بدی را] به آنچه خوب تر است دفع کن. آن گاه کسی که میان تو و میان او و دشمنی است، گویی دوستی یکدل می گردد.

همچنین، در حدیثی از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «عفو و بخشش را شیوه خود قرار دهید؛ زیرا بخشش و گذشت جز بر عزت انسان نیفزاید. پس در برابر یکدیگر گذشت داشته باشید تا خدا شما را عزیز کند».[7]

در روایت دیگری از آن حضرت آمده است «هرگز مردی از ستمی که بر او رفته است، درنمی گذرد، جز اینکه خدا بر عزتش بیفزاید».[8]

بدین ترتیب، با کمی بخشش و نادیده گرفتن خطای دیگران، می توان به آسانی فضایی آکنده از صمیمیت و دوستی را ایجاد کرد و بر عزت و احترام خود و خانواده افزود. پس هرگاه با خطاهای یکدیگر روبه رو شدید، چشمه های زلال رأفت و گذشت، بر قلب هایتان جاری کنید و سنگ ریزه های خطا و عیب دیگران را از آن بروبید تا نهال عشق و محبت، در کانون گرم خانواده تان جوانه بزند و زندگی ای سراسر شور و حال و معرفت و معنویت هدیه بگیرید.

3. تهذیب نفس[ویرایش]

محیط خانه می تواند محلی برای سلوک و عروج و تکامل مرد و زن و نیز فرزندان باشد، به ویژه اگر سعه صدر داشته باشند. بدون تردید، هرگاه کسی به انسان ستمی روا می دارد، حس انتقام جویی او را برمی انگیزد. ولی انسان نباید اسیر هواها و غرایز حیوانی باشد، بلکه باید با هوای نفس و خواسته دل بستیزد و به وسوسه های شیطانی توجهی نکند؛ زیرا انسان والاتر از این است که پایبند این گونه غرایز شیطانی باشد.

چون این گونه رفتار کردن با کسی که به انسان ظلم کرده، کاری است بس بزرگ و باارزش، قرآن دراین باره می فرماید:

وَ ما یُلَقّاها إِلاّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقّاها إِلاّ ذُو حَظٍّ عَظیمٍ. (فصلت: 35)

و این [خصلت] را جز کسانی که شکیبا بوده اند، نمی یابند و آن را جز صاحب بهره ای بزرگ، نخواهند یافت.

چه خوب است که هیچ یک از افراد خانواده، سبب رنجش قلب دیگری نشوند. بهتر است با هم قرار بگذارند که هرگاه یکی عصبانی می شود، دیگری کاملاً سکوت کند، حرف های او را هیچ به دل نگیرد و مهار خود را به دست خشم و هیجان منفی ندهد تا آزرده خاطر شود.

4. آرامش فرد و خانواده[ویرایش]

چشم پوشی، گذشت و مقابله به مثل نکردن در برابر بدی ها، برای خانواده، آرامش و سلامت به ارمغان می آورد و موجب می شود آنان در کانونی پر از صلح و صفا زندگی کنند و در پی آن، کودکانشان را با تندرستی و نشاط رشد دهند.

اگر می خواهید فرزندانتان از نظر روحی سالم باشند، باید در خانه «سخت گیری» و «بهانه جویی» نکنید، از «منفی نگری» بپرهیزید، «سعه صدر» داشته باشید و در رابطه با همسر و فرزندانتان از خود، گذشت و نرمی نشان دهید. نگذارید سخنان تند و نیش دار و کردار بد، صفا و دوستی و محبت را از میان ببرد و زمینه را برای رشد دیگر اختلاف ها، کدورت ها و نابسامانی ها فراهم سازد. یادمان باشد همه اتفاق هایی که پیش چشم فرزندانمان در محیط خانه رخ می دهد، در رفتارشان بازتاب می یابد و فراموش نکنیم که قرار است، ما با همسرمان سال های سال زندگی کنیم، پس بخشش، بزرگ منشی و سعه صدر را در رفتار و کردارمان رعایت کنیم تا کم کم در مراحل بعدی از اشتباه های همسرمان نیز کاسته شود.

به یقین، شیرینی، صفا و معنویت خانواده، رهین همین بخشش ها و ازخودگذشتگی هاست و در سایه آن، استحکام و تثبیت نظام خانواده امری حتمی خواهد بود.[9]

حقوق بشر[ویرایش]

در زمینه حقوق بشر، فقهای اولیه اسلامی تعدادی از مفاهیم حقوقی پیشرفته را معرفی کردند که مفاهیم مدرن مشابه در این زمینه را پیش بینی کرد. از جمله مفاهیم اعتماد خیریه و امانتداری از اموال، مفهوم برادری و همبستگی اجتماعی، مفهوم کرامت انسانی و شأن و منزلت کار، مفهوم قانون ایده آل، محکوم کردن رفتار ضد اجتماعی، اصل برائت، مفهوم "امر به معروف" (دستگیری از تنگدستان) و مفاهیم به اشتراک گذاری، مراقبت، جامعه گرایی، حقوق کاری عادلانه، قرارداد عادلانه، تجارت صادقانه، رهایی از ربا، حقوق زنان، حریم خصوصی، سوء استفاده از حقوق، شخصیت حقوقی، آزادی فردی، برابری در مقابل قانون، وکیل، عدم عطف به ماسبق، برتری قانون، استقلال قضایی، قضاوت بی طرفانه، حاکمیت محدود، تحمل، و مشارکت دموکراتیک است. بسیاری از این مفاهیم به واسطه ارتباط با اسپانیای اسلامی و امارت سیسیل و از طریق جنگ های صلیبی و ترجمه های لاتین قرن دوازدهم در در اروپای قرون وسطی به تصویب رسید.

مفهوم حق مسلم در فقه و قانون اولیه اسلامی یافت شد که حکمران را از: "حق دور کردن افراد خود از حقوقی که در فرد به عنوان یک انسان ذاتی است"، منع کرد. حاکمان اسلامی نمی توانستند حقوق خاصی را بر این اساس که "آنها به دلیل این واقعیت تبدیل به حقوق شده اند که توسط یک قانون و از یک منبع که هیچ حاکمی نمی تواند مورد سوال یا تغییر قرار دهد، اعطا شده اند" از افراد خود بگیرند. شواهدی وجود دارد که قاعده بندی جان لاک از حقوق مسلم و حکومت مشروط، که در قرون پیش تر در قانون اسلامی حضور داشتند، همچنین ممکن است متاثر از قوانین اسلامی (از طریق حضور وی در سخنرانی های ارائه شده توسط ادوارد پوکوک، استاد مطالعات اسلامی) باشد.

در قوانین اولیه اسلامی دو مجموعه از حقوق بشر را به رسمیت شناخت. علاوه بر حقوق مدنی و حقوق سیاسی (تحت پوشش اعلامیه جهانی حقوق بشر)، قانون اسلامی همچنین دسته دیگری را به رسمیت شناخته است: حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. این شاخه آخر در سنت حقوقی غربی تا زمان میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در سال ۱۹۶۶، به رسمیت شناخته نشده بود. حق حفظ حریم خصوصی، که در سنت حقوقی غرب تا دوران مدرن به رسمیت شناخته نشده بود، در قوانین اسلامی، از زمان صدر اسلام شناخته شده بود. در زمینه حقوق زنان، زنان به طور کلی، تا سده های ۱۹ و ۲۰، تحت قوانین اسلامی از حقوق قانونی بیشتری نسبت به سیستم حقوقی غرب برخوردار بودند. برای مثال، "زنان متاهل فرانسوی، بر خلاف خواهران مسلمان خود، از محدودیت های ظرفیت قانونیشان رنج می بردند که تنها در سال ۱۹۶۵ برداشته شد. "نوح فلدمن"، استاد حقوق دانشگاه هاروارد، می نویسد: مانند تبعیض جنسی، نظام رویه قضایی هر گونه حقوق مالکیت و یا در واقع شخصیت حقوقی جدا از شوهران را برای زنان متاهل منع کرد. زمانی که بریتانیا قانون خود را به مسلمانان به جای شریعت اعمال کرد، مانند برخی از مستعمرات، نتیجه محرومیت زنان متاهل از مالکیت بود، که قانون اسلامی همیشه به آن ها عطا کرده بود - پیشرفت کند به سوی برابری جنسیتی پروفسور جان مدیسکی از دانشکده حقوق دانشگاه کارولینای شمالی، در مجله قانون کارولینای شمالی، مقاله "ریشه های اسلامی نظام رویه قضایی"، می نویسد:

در حوزه معنوی دین اسلام شیوه ای که در آن یک عمل از نظر اخلاقی خوب یا بد ارزیابی می شود، از نحوه ارزیابی همان عمل در حوزه مادی قوانین اسلامی که از لحاظ قانونی معتبر و یا نامعتبر است، کاملا متفاوت بود. قانون اسلامی دنیوی بود، نه معنوی... بنابراین سیستمی متمرکز بر تضمین این که یک فرد عدالت دریافت کند، نه این که یک فرد خوب باشد.

کنت لئون اوستورگ، حقوقدان فرانسوی، شرح زیر را در سال ۱۹۲۷ بر پایه قانون اسلام کلاسیک نوشت:

آن دسته از متفکران شرقی قرن نهم که اصول حقوق بشر را بر اساس الهیات خود، درک از حقوق آزادی فردی و مصونیت شخص و اموال، با آن شرایط بسیار نوشته اند، قدرت عالی دراسلام و یا خلافت را، مبتنی بر یک قرارداد با دلالت بر شرایط صلاحیت و کارآمدی، و لغو آن در صورت عدم پوشاندن جامه عمل به شرایط قرارداد، توصیف کرده اند. نسخه انسانی شفاف سازی شده قانون جنگ که نسخ جوانمردانه متخاصمین خاص در جنگ جهانی اول را خجل خواهد نمود؛ که دکترینی از تحمل غیر مسلمانان را که شدیدا به لیبرال معتقد است، تشریح می کند، که غرب ما باید هزاران سال قبل صبر می کرد تا اصول معادلی تصویب رسد.

برخی از محققان پیشنهاد کرده اند ایده "منشور تعریف وظایف یک حاکمیت نسبت به افراد خود، و همچنین افراد نسبت به حاکمیت"، که منجر به "پیدایش سازه های اروپایی حقوقی" و توسعه ماگنا کارتا شده، ممکن است توسط جنگجویان صلیبی بازگشته و متاثر از آنچه که در لوانت در مورد نظام حاکم، منتشر شده توسط صلاح الدین، آموخته بودند، بوجود آمده باشد. همچنین پیشنهاد شده است که "بسیاری از درک غرب از لیبرالیسم در قانون، اقتصاد و جامعه، ریشه در اسلام قرون وسطی دارد."

یکی دیگر از نفوذ قوانین اسلامی در قانون اروپا، اصل برائت است که توسط شاه لویی نهم، پادشاه فرانسه، پس از بازگشت او از فلسطین، در زمان جنگهای صلیبی، به اروپا معرفی شد. پیش از این، روال قانونی اروپا شامل قضاوت با مبارزه و یا قضاوت با مصیبت بود. در مقابل، قانون اسلامی از آغاز آن بر اصل برائت قرار داشت که توسط شیعیان بر علیه حکومت خلیفه عمر در قرن هفتم آغاز و توسط امامان شیعه تایید شد. دیگر آزادی ها و حقوق در نظام حقوقی اسلام بر اساس قرآن از زمان پیامبر اسلام به رسمیت شناخته شده، اما در جهان غرب تا مدت ها به رسمیت شناخته نشد، شامل "حق دانستن، انتخاب دین و عقیده، خواندن و نوشتن، حق قدرت و حتی حق انتخاب دولت." .[۲]

پی‌نوشت[ویرایش]

  1. نهج‌الفصاحة (مجموعهٔ کلمات قصار حضرت رسول (ص)، ترجمهٔ ابولقاسم پاینده، تهران: دنیای دانش, 1382 (میلادی) 
  2. ترجمه از ویکی پدیای انگلیسی (توسط اخوان)،.

[1]. نک: نور: 22.

[2]. کافی، ج 2، ص 107، ح 2.

[3]. ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج 5، ص 319.

[4]. صحیفه سجادیه، دعای 16 (تضرع در طلب عفو از عیوب).

[5] من لا یحضره الفقیه، ص 324، ج 5.

[6]. وسائل الشیعه، ج 14، ص 11.

[7]. اصول کافی، ج 2، ص 108، ح 5.

[8]. مجمع البیان، ج 1، ص 505، ذیل آیه 133 آل عمران.

[9]. خانواده در اسلام، صص 144 و 145؛ باقر شریق قریشی، نظام خانواده در اسلام، ترجمه: لطیف راشدی، سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.

[10]. عباس قمی، سفینة البحار، بیروت، دارالمرتضی، ج 2، ص 207.