مردسالاری
مردسالاری: مفهومی است که در آن مردها قدرت و حاکمیتی فراوان نسبت به زنها دارند و در انگلیسی از واژهٔ mencracy در مفهوم مردسالاری استفاده می شود. پدرسالاری(Patriarchy) زیر مجموعهٔ مردسالاری به حساب میآید؛ یعنی مردسالاری کلیتر و مفهومیتر از پدرسالاری است.
مردسالاری، نامی است برای نظام و ساختاری که از راه نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ِ خود، زنان را زیر سلطه دارد.[۱]
گاه به جای واژهٔ مردسالاری از واژهٔ پدرسالاری استفاده میشود که کار درستی نیست، زیرا پدرسالاری تنها به برخی از جنبههای این نظام اقتدار مردانه و به گروه خاصی از مردان اشاره میکند.[۱] در زبان انگلیسی برای هر دوی پدرسالاری و مردسالاری از واژهٔ «Patriarchy» استفاده میشود.[۲]
میزان قدرت مردان نسبت به زنان در جوامع مختلف، متفاوت است. با این حال در تمام این جوامع مردسالار، مردان سهم بیشتری از مزایای اجتماعی همچون قدرت، ثروت و احترام دارند. تداوم قدرت نظام مردسالاری ناشی از دسترسی بیشتر مردان به مزایای ساختارهای قدرت در درون و بیرون از خانواده و همچنین واسطهٔ تقسیم کردن این مزایای اجتماعی در جامعه است.[۱]
واژهٔ مردسالاری در فمینیسم مفهوم مهمی است. هر یک از گرایشهای فمینیستی برای توصیف زیرِ سلطه بودن زنان به یکی از ویژگیهای مردسالاری اشاره میکنند. فمینیستهای سوسیالیست و فمینیستهای مارکسیست مردسالاری را بیشتر در جنبههای مادی و در رابطه با سرمایهداری بررسی میکنند و معتقدند شیوهٔ تولید سرمایهداری به وسیلهٔ تقسیم کار جنسی ِ مردسالاری تقویت میشود و مناسبات طبقاتی سرمایهداری و تقسیم کار جنسی یکدیگر را تشدید میکنند. فمینیستهای رادیکال مردسالاری را با سلطهٔ مردان یکی میدانند و معتقدند چون زنان از نظر جنسی کمارزشتر شمرده میشوند، «طبقهٔ مرد» بر «طبقهٔ زن» حاکم است. فمینیستهای روانکاو که مفاهیم روانکاوی را بهکار میگیرد معتقدند شکلگیری جنسیت زنانه و مردانه و معیارهای کاذب ناشی از آن، عامل ایجاد نظام مردسالاری و حذف زنان از تاریخ است.[۱]
جستارهای وابسته[ویرایش]
منابع[ویرایش]
|
|||||||||||