بکتاشیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

در زمره دوازده‌امامی‌های شیعه
علویان

Alevisme.png
چهره ها

علی-محمدشاه اسماعیل
یونس امرهپیر سلطان ابدال
حاجی بکتاش والی

دوازده امام

یکمین علی · دومین علی
سومین علی · چهارمین علی
پنجمین علی · ششمین علی
هفتمین علی · هشتمین علی
نهمین علی · دهمین علی
یازدهمین علی · دوازدهمین علی

باورها

حق-علی-محمد
چهار درانانسان کامل
قرآنبویروک
وحدت وجود
ظاهرباطن

آداب و رسوم

روزهسماعموسیقی
زکاتواسطهتقیه
دوشکونلوک میدانی

ساختار رهبری

دده‌هامرشدپیر
رهبردرگاهجم
خانه جمباباها

آیین‌ها

نوروزعاشورا
خضر روز

طریقت‌ها

بکتاشیقزلباش

رویدادها

کشتار سیواس


بَکتاشیه، طریقتی که خود را منسوب به حاجی بکتاش ولی زاهد خراسانی می دانند. ولی این دقیقاً به معنی ایجاد این مذهب به دست وی نیست. بسیاری پیدایش این مذهب را به دست فردی به نام بالم سلطان می دانند.

این طریقه از آناتولی شروع شد و بر اثر برخورداری از حمایت رسمی دولت عثمانی و در پی کشورگشایی‌های آن، به شبه جزیره بالکان و از آنجا به آلبانی راه یافت و بعدها خانقاههای بکتاشیه در آنجا ساخته شد. راهیابی این فرقه به شبه جزیره بالکان، در اسلام آوردن ساکنان آنجا سهم عمده‌ای داشت. امروزه بکتاشیه علاوه بر آلبانی و به طور محدود در ترکیه، در میان مردم سوریه، مصر، ترکهای مقیم اروپا و نیز مناطق آلبانیایی نشین و مسلمان مقدونیه و کوزوو رواج دارد.

بکتاشیه پس از حاجی بکتاش[ویرایش]

در سده های چهاردهم و پانزدهم میلادی حاجی بکتاش در سرزمین آناتولی شهرت و احتمالاً مریدانی داشته است، ولی این امر به معنی وجود طریقتی به نام بکتاشی در آن دوران نیست . سرآغاز واقعی فرقه بکتاشی، به عنوان یک طریقت منسجم و سازمان یافته، به اوائل سده دهم هجری / شانزدهم میلادی و به فردی به نام بالِم سلطان متوفی 1516 م می رسد که در میان بکتاشیان به ”پیر ثانی“ معروف است . درباره زندگی بالم سلطان، که معاصر سلطان بایزید دوم عثمانی و شاه اسماعیل اول صفوی بود، اطلاعات مستند تاریخی در دست نیست . جان برج محققی که درباره بکتاشیه تحقیق مفصلی نموده بالم سلطان را بنیانگذار سازمان منسجم بکتاشی، به معنای دقیق کلمه ،می داند. معهذا، در دو دهه نخستین سده شانزدهم هنوز فرقه بکتاشی وزن و اهمیتی نداشت .[۱]


بکتاشیه و ارتش ینی چری[ویرایش]

برخی منابع عثمانی و بکتاشی، پیدایش قشون ینگی چریک یا همان ینی چری ها را به زندگی حاجی بکتاش مربوط می کنند. این ادعا نمی تواند صحت داشته باشد زیر ا قشون ینگی چریک در نیمه د وم سده چهاردهم میلادی پدید شد یعنی یک قرن پس از حاجی بکتاش که قطعاً قبل از سال 1295 درگذشته بود از طرفی مهم ترین شورش بکتاشی ها در سال 933 ق در ولایت قرامانیه رخ داد، رهبری این شورش را فردی به نام قلندر چلبی به دست داشت که خود را از تبار حاجی بکتاش می خواند. مورخین شورش قلندر چلبی را سخت ترین شورشی می دانند که در زمان تهاجم سلیمان قانونی به اعماق قاره اروپا در آناتولی رخ داده بود که اتفاقا به وسیله قوای ینی چری سرکوب شد.ولی سده های هفدهم و هجدهم میلادی که این طریقت گسترش بسیاری در آناتولی یافت و در همین دوران، به تدریج طریقت بکتاشی در میان ینی چریان گسترش یافت، بسیاری از ینی چریان به عضویت این طریقت درآمدند و از اوائل سده هیجدهم دراویش بکتاشی در مقام مرشد دینی و پیشنماز واحدهای قشون ینی چریک جای گرفتند . در اواخر سده هیجدهم، پیوند ینی چریان با طریقت بکتاشی بدانجا رسید که سلطان سلیم سوم در دومین سال سلطنتش ینی چریان را پسران حاجی بکتاش (حاجی بکتاش اوغوللری) و مریدان حاجی بکتاش (حاجی بکتاش کوچیکلری)خطاب کرد.

سلطان محمود دوم همزمان با اصلاحات غرب گرایانه در این عثمانی ، پس از سرکوب و انحلال خونین قشون ینی چری، در سال 1826 طریقت بکتاشی را نیز منحل کرد . علت این اقدام پیوند بکتاشیان با ینی چریان بود. محمود برای تحقق این هدف اجتماع بزرگی را از علمای استانبول و سران فرقه های دراویش نقشبندیه ، مولویه ، خلوتیه ، سعدیه و قادریه گرد آورد و این جمع به تکفیر بکتاشی ها نظر داد . بلافاصله، سران بکتاشی دستگیر شدند؛ سه تن از ایشان - قا ینچی بابا، آقاسی زاده بابا و صالح بابا - به قتل رسیدند و سایر رهبران طریقت تبعید شدند . در میان این تبعیدیان ابراهیم بابا نیز حضور داشت که به عنوان ”وکیل“ حاجی بکتاش شناخته می شد. این سرکوب بر اساس سلسله مراتب در فرقه بکتاشی نبود بلکه تنها عناصر نامطلوب اعدام و تبعید شدند نه برجسته ترین ایشان . به علاوه، برخی از کسانی به اتهام بکتاشی گری گرفتار و تبعید شدند. شمار اعضای این طریقت را در زمان انحلال آن به دست محمود دوم حدود هفت میلیون نفر می داند. ظاهرا بکتاشیان با فرقه های مخفی یهودی در عثمانی و نیز شورش شابتای زوی نیز رابطه داشتند.فرقه بکتاشی در فروپاشی دولت عثمانی نیز نقش مؤثر داشت و به این دلیل تا مدت ها پس از استقرار جمهوری ترکیه امید می رفت که، برخلاف سایر فرقه های دراویش، منحل نشود . معهذا، در 20 نوامبر 1925 مجلس عالی جمهوری ترکیه قانون شماره 677 را تصویب کرد که طبق آن تمامی فرقه های دراویش منحل، زاویه ها و تکایا تعطیل، و داشتن عناوینی چون شیخ و بابا و سید و مرشد و خلیفه و دده و چلبی ممنوع شد.در این زمان تعداد اعضای فرقه یک میلیون نفر تخمین زده می شد.باانحلال فرقه های دراویش در ترکیه، مرکز فرقه بکتاشی به آلبانی انتقال یافت ومورد حمایت حکومت وقت آلبانی قرار گرفت . زاغ شاه (احمد زاغولی) دیکتاتور وپادشاه آلبانی که خود به فرقه بکتاشی گرایش داشت، ”ده ده" فرقه بکتاشی را شخصا منصوب می کرد. در 1937در آلبانی 150 تا 200 هزار بکتاشی میزیستند که 15 تا 20 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دادند . در دوران استقرار حکومت کمونیستی در آلبانی، شهر دیترویت در ایالات متحده آمریکا به مرکز فرقه بکتاشی بدل شد. در این دوران، رهبری فرقه را بابا رکسب به دست داشت که در سال 1944 از آلبانی به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرده و اولین تکیه بکتاشی را در این کشور تأسیس نموده بود. بر طبق آمار سال 2002 یک پنجم مسلمانان آلبانی بکتاشی مذهب و بقیه اهل تسنن هستند[۲]

تشکیلات درونی بکتاشیه[ویرایش]

فرقه بکتاشی دارای سلسله مراتب درونی است که محققین آن را بسیار شبیه به سلسله مراتب [[فراماسونری و طریقت [[شوالیه های معبد می دانند. اولین رتبه د ر فرقه بکتاشی ”عاشق“ است که در واقع هوادار فرقه محسوب می شود . رتبه دوم ”محب “ است. او ”عاشقی“ است که طی مراسم خاصی به عضویت فرقه درمی آید. سومین رتبه "درویش“ است . ”درویش“ به طور حرفه ای زندگی خود را وقف فرقه می کند . معمولاً" محب“ پس از ده سال یا بیشتر خدمت در فرقه ”درویش“ می شود . این زمان ثابت نیست. چهارمین رتبه ”بابا“ است . ”درویش“ طی مراسم خاصی ”بابا“ می شود و تکیه واملاک فرقه در یک ناحیه معین در مالکیت ”بابا“ قرار می گیرد. پنجمین رتبه ”خلیفه “است که بر فعالیت باباهای یک منطقه نظارت می کند. در رأس این سلسله مراتب ”دده“جای دارد که در دوران عثمانی در تکیه مرکزی بکتاشی ها در قریه حاجی بکتاش می زیست. در پیرامون دده ، هشت بابا حضور دارند که به همراه دده شورای اجرایی فرقه را تشکیل می دادند.[۳]


عقاید[ویرایش]

حُب اهل بیت پیامبر اسلام، بخصوص علی. به عقیده آنان حق، محمد و علی سه صورت برای بیان یک حقیقت‌اند.

  • به نظر بکتاشیان، بعضی از آئینها جای عبادت‌های شرعی را می‌گیرند، مانند: هر صبح و شام صلوات فرستادن بر دوازده امام، خواندن دعای «نادعلی»، خودداری از نوشیدن آب در دهه اول محرم، اعتراف کردن به گناهان نزد بابا (شیخ) پس از محرم، بزرگداشت نوروز
  • اخلاق از نظر بکتاشیه در این جمله خلاصه می‌شود: «دستت را بی آزار، زبانت را رازدار و کمرت را استوار نگه دار.»

جستارهای وابسته[ویرایش]


منابع[ویرایش]

  1. یهودیان مخفی و طریقت بکتاشی،عبدالله شهبازی ص 2
  2. یهودیان مخفی و طریقت بکتاشی،عبدالله شهبازی صص 3-13
  3. یهودیان مخفی و طریقت بکتاشی،عبدالله شهبازی ص 11