ناهماهنگی شناختی
ناهماهنگی شناختی احساس ناخوشآیندی است که بر اثر شرایطی بوجود میآید که فرد به طور همزمان دارای دو اندیشهی ناهمساز باشد. نظریهی ناهماهنگی شناختی اظهار میکند که افراد رانهای برای کاهش ناهماهنگی دارند. آنها این کار را با تغییر در گرایشها، اعتقادها و کنشهایشان انجام میدهند.[۱] ناهماهنگی همچنین با توجیه کردن، متهم کردن و انکار کردن کاهش پیدا میکند. این نظریه از بانفوذترین و پُربررسی شدهترین نظریهها در روانشناسی اجتماعی است.
تجربه میتواند با انتظارات در ستیز قرار بگیرد همچون، برای مثال، در پشیمانی خریدار بعد از خرید یک چیز گرانقیمت. در حالت ناهماهنگی افراد ممکن است احساس شگفتی [۱]، ترس، گناه، خشم یا خجالت را تجربه کنند. افراد دچار سوگیری میشوند که فکر کنند انتخابشان درست بوده است، بدون توجه به وجود شواهدی علیه این فکر. این سوگیری به نظریهی ناهماهنگی، این قدرت پیشگویانهاش را میدهد که رفتارهای ویرانگر و غیر منطقی را روشن کند که در نبود این نظریه بسیار گیجکننده بودند.
پانویس [ویرایش]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیای انگلیسی، cognitive dissonance