خلافت فاطمیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خلفای فاطمی)
پرش به: ناوبری، جستجو
بیشترین گستره سرزمین فاطمیان

خلافت فاطمی سلسله‌ای است که از سال ۹۰۹ (میلادی) به مدت تقریبی دو قرن (تا سال ۱۱۷۱ میلادی) بر بخش بزرگی از شمال آفریقا و خاورمیانه و دریای مدیترانه حکومت کرد. خلفای فاطمی پیشوایان شیعه اسماعیلی نیز بودند و نام سلسله آنان به نام فاطمه، دختر محمّد پیامبر مسلمانان، نامگذاری شده بود. آنان در قسمت مدیترانه‌ای خاورمیانه، بمدت بیش از دو قرن مؤسسِ دولتی بودند که به گسترشِ علم، هنر و بازرگانی علاقهٔ فراوان نشان می‌داد. قاهره پایتختِ مصر، توسط فاطمیان پایه‌گذاری شد. امپراتوری آنها یعنی بخش اولیه تاریخ اسماعیلی، تقریباً از ابتدای اسلام تا قرن یازدهم را در بر می‌گیرد. نخستین خلیفه فاطمی عبدالله المهدی و سه خلیفه فاطمی دیگر، یعنی القائم و المنصور و المعز لدین الله نام داشتند.

خلافت فاطمی در سال ۹۰۹ (میلادی) در شمال آفریقا بنیان نهاده شد و به زودی به سیسیل، مصر، فلسطین و سوریه گسترش یافت و در دوران حکومت هشتمین خلیفهٔ فاطمی، المستنصربالله (وفات ۱۰۹۴ (میلادی)) به اوج قدرت خود رسید. در طول این دورهٔ حدوداً دو قرنی، فاطمیان یک حکومت مرفّه همراه با شادابی عقلانی، اقتصادی و فرهنگی قابل ملاحظه‌ای را پدید آوردند.

دعوت خلفای فاطمی در سرزمین ایران در عهد سامانیان و غزنویان آغاز شد، اما در واقع به وسیله ناصر خسرو قبادیانی، شاعر معروف خراسان و مقارن با اوایل دوران سلاجقه این دعوت تا حدی به ثمر رسید. در ادامه با آن که خلفای مصر در جلب آل بویه سعی فراوانی کردند، اما در این زمینه توفیقی به دست نیاوردند، چنان که عضدالدوله دیلمی در اواخر عمرش همچنان در صدد تسخیر مصر و برانداختن خلافت فاطمی بود که اجل مهلتش نداد.

با وجود این، سالها پس از مرگ عضدالدوله، یک سردار ترک خلیفه عباسی به نام ارسلان بساسیری به اشاره و تحریک المستنصر، خلیفه فاطمی، علیه عباسیان شورید و بغداد را متصرف شد که در پی آن خلیفه القائم بامرالله را از آن جا بیرون کرد و سپس خطبه به نام امام فاطمی خواند (۴۵۰ ق / ۱۰۵۸ م). در آن احوال، خلافت عباسیان در معرض انقراض قرار گرفت، اما از حسن اتفاق، با ظهور طغرل‌بیگ سلجوقی و ورود او به بغداد ۴۵۱ (قمری)/۱۰۵۹ (میلادی) خلافت عباسیان از خطر سقوط حتمی نجات پیدا کرد. از آن پس، جلوگیری از نشر دعوت فاطمی و اهتمام در تعقیب اسماعیلیه، برای سلجوقیان ایران یک تکلیف و تعهد شد که تا پایان آن عصر نیز ادامه داشت.

دعوت قدیم فاطمیان[ویرایش]

مقارن همین ایام بود که «ناصر خسرو» از جانب المستنصر - خلیفه فاطمی - (18 / هجدهمین امام مسلمانان شیعه امامی اسماعیلی) برای نشر و دعوت فاطمی از مصر به خراسان بازگشت. اما اقدام او به نشر این دعوت با مخالفت شدید علما و حکام خراسان مواجه شد که این مخالفتها، عاقبت به خروج یا اخراج او از بلخ منجر شد «حدود ۴۵۳ ق / ۱۰۶۱ م». ولی با این وجود در مازندران ظاهراً پیروانی پیدا کرد که ناصریه خوانده می‌شدند. با این احوال در خراسان با تعصب عموم مردم رو به رو شد تا این که به ناچار در ناحیه بدخشان در کوههای یمگان متواری و سرانجام منزوی شد. با مرگ ناصر خسرو «۴۸۱ ق / ۱۰۸۸ م»، دعوت مستنصری - منسوب به خلیفه فاطمی المستنصر - که بعدها دعوت قدیمه تلقی شد، پایان یافت و دعوت نزاریه - دعوت جدید اسماعیلیه - در تعلیم و تبلیغ حسن صباح طنین افکند.

باید افزود که به خاطر روشنی در این مقاله و اشاعه برخی حقایق نگذار هست که به برخی موضوعات دیگر نیز اشاره گردد تا حق مطلب در این مقاله بهتر ادا گردد.

دین اسلام، آخرین دین و قرآن آخرین پیام نجات بخش الهی برای بشریت بود و این دین و کتاب توسط مبعوث شدن حضرت محمد (ص) به بشر ابلاغ گردید و پیامبر در طول 23 سال پیامبری خویش تمامی اصول و فروع و موضوعات اساسی دین را در آن زمان برای همگان گوشزد نموده و رساند و ابلاغ نمود. این را هم نباید فراموش کرد که در زمان آن حضرت، همه مسلمین یک امت واحد بودند.

بعد از رحلت پیامبر، انشعاب بزرگی بین مسلمین به وقوع پیوست و دو شاخه شیعه و سنی در درون اسلام ایجاد گردید که خود پیامبر معظم این موضوع را در دوران حیات خویش پیش بینی کرده بودند و حدیثی هست از پیامبر که فرمودند: دین برادرم موسی به 71 فرقه تقسیم شد، دین برادرم عیسی به 72 فرقه تقسیم شد و به زودی امت من نیز به 73 فرقه تقسیم می گردد...

و خود این دو انشعاب بزرگ در طول تاریخ به شعبات و تقسیمات و گروه ها و مذاهب فرعی دیگری منقسم گردیدند. از جزئیات این انشعابات می گذریم و فقط به خاطر روشنی انداختن در مورد نسب نامه خلفای و امامامن فاطمی و خلافت فاطمیان و مشروعیت آن به نسب نامه زیر اکتفا می کنیم:
1) امام علی (ع)
2) امام حسین (ع)
3) امام زین العابدین (ع)
4) امام محمد باقر (ع)
5) امام جعفر صادق (ع)
6) امام اسماعیل بن جعفر (ع)
7) امام محمد بن اسماعیل (ع)
8) امام وفی احمد (ع)
9) امام تقی محمد (ع)
10) امام رضی الدین عبدالله (ع)
11) امام محمد المهدی (ع)
12) امام القائم بامرالله (ع)
13) امام المنصور بالله (ع)
14) امام معز لدین الله (ع)
15) امام العزیز بالله (ع)
16) امام الحاکم بامرالله (ع)
17) امام الظاهر لاعزاز دین الله (ع)
18) امام المستنصر بالله (ع)
--> (انشقاق در مذهب شیعه اسماعیلیه - دو شاخه شدند: مستعلویه و نزاریه)
19) امام نزار (ع)
20) امام هادی (ع)
21) امام مهتدی (ع)
.
.
.
48) امام سلطان محمد شاه (ع) - آقاخان سوم
49) شاه کریم الحسینی (ع)، آقاخان چهارم - امام حاضر مسلمانان شیعه امامی اسماعیلی نزاری


رجوع کنید به: تاریخ و عقاید اسماعیلیه / دکتر فرهاد دفتری / ترجمه فریدون بدره ای

که خلافت فاطمیان از نظر نسب نامه مشروعیت خود را دارد و به حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) می رسد و افرادی چون ناصر خسرو که در زمان امام 18 شیعیان اسماعیلی می زیست برای امام زمان عصر خویش دعوت می کرد و سیدنا حسن بن صباح معروف به شیخ الجبل ثانی نیز بعد از اینکه خلافت فاطمیان به نیرنگ وزیر فاطمی به مستعلی که پسر امام مستنصربالله (ع) بود رسید در حالی که خود امام مستنصربالله (ع) امامت را به حضرت امام نزار (ع) نص کرده بود، به دعوت به نام امام برحق، یعنی امام نزار (ع) اقدام نمود و در ایران به هدایت امام عصر خویش دولت نزاری را به وجود آورد و فقط برای اهل بیت پیامبر و امام برحق از اهل بیت دعوت می کرد که خیلی ها این داعی و شخصیت بزرگ اسماعیلی را رهبر یا امام اسماعیلیان قلمداد می کنند که خود اشتباه و خطای بزرگی است و نظر به نسب نامه فوق، این دو شخصیت بزرگ جهان اسلام و اسماعیلی برای امام برحق عصر خویش دعوت می کردند.

و در اخیر ناگفته نباید گذاشت که تنها شاخه شیعه اسلام که از خود امام حی و حاضر دارد و تسلسل نسل شان از پدر به پسر به حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) می رسد، امامان شیعه امامی اسماعیلی نزاری می باشد.

دعوت جدید و حسن صباح[ویرایش]

جانشین المستنصر ۴۸۷ (قمری)/۱۰۹۴ (میلادی) بنا بر حکم آشکار خلیفه، پسر بزرگش نزار بود، اما امیر سپاه مصر که به مستعلی - پسر دیگر خلیفه - ارادت داشت، وی را به خلافت نشاند و او را امام مخصوص خواند. البته چون این قول، حکم آشکار خلیفه پیشین نبود به همین دلیل نمی‌توانست تمام اسماعیلیه را راضی و خشنود کند. نزار در ادعای جانشینی مغلوب و بعدها مقتول شد، به طوری که طرفداران او نیز به نوبه خود از اطاعت خلیفه مصر سرباز زدند. با آن که خلافت فاطمی در نسل مستعلی ادامه پیدا کرد؛ اما از آن پس فاطمیان در مصر دچار هرج و مرج شدند و در شام و ایران نیز با انشعاب مواجه گشتند. حسن صباح که در عهد حیات المستنصر برای نشر دعوت به ایران آمده بود ۴۷۳ (قمری)/۱۰۸۰ (میلادی) به هوا داری از نزاریه - طرفداران نزار، پسر خلیفه که از خلافت فاطمیان بر کنار ماند - به پا خاست به طوری که چند سال بعد، پس از دستیابی به قلعه الموت ۴۸۳ (قمری)/۱۰۹۰ (میلادی)، آن جا را پایگاهی استوار برای رهبری دعوت اسماعیلیه کرد.

فرمانرواها[ویرایش]

نام فرمانروا سال فرمانروایی
المهدی بالله ابومحمد عبیدالله ۲۹۷ق/۹۰۹م
القائم بامرالله ابوقاسم محمد ۳۲۲ق/۹۳۴م
المنصور بالله ابوطاهر اسماعیل ۳۳۴ق/۹۴۶م
المعز لدین‌الله ابوتمیم معد ۳۴۱ق/۹۵۳م
العزیز بالله ابومنصور نزار ۳۶۵ق/۹۷۵م
الحاکم بامرالله ابوعلی منصور ۳۸۶ق/۹۹۶م
الظاهر لاعراز دین‌الله ابوالحسن علی ۴۱۱ق/۱۰۲۱م
المستنصر بالله ابوتمیم معد ۴۲۷ق/۱۰۳۶م
المستعلی بالله ابوقاسم احمد ۴۸۷ق/۱۰۹۴م
الآمر باحکام‌الله ابوعلی منصور ۴۹۵ق/۱۱۰۱م
الحافظ لدین‌الله ابوالمیمون عبدالمجید ۵۲۴ق/۱۱۳۰م
الظافر بامرالله ابوالمنصور اسماعیل ۵۴۴ق/۱۱۴۹م
الفائر بنصرالله ابوقاسم عیسی ۵۴۹ق/۱۱۵۴م
العاضدلدین‌الله ابومحمدعبدالله ۵۵۵ق-۵۶۷ق/۱۱۶۰م-۱۱۷۱م

منابع[ویرایش]

  • Islam: Kunst und Architektur
  • الفاطمیون
  • کتاب: الفن الإسلامی أصوله فلسفته مدارسه، مؤلف: ابو صالح الألفی.
  • کتاب: الدولة الفاطمیة الکبری، مختارات من عارف تامر، المکتبة الفاطمیة (۳)، دار آل البیت، ط۱، ۲۰۰۷.
  • کتاب: تاریخ الخلفاء، مؤلف: عبد الرحمن أبی بکر سیوطی.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ خلافت فاطمیان موجود است.