استدلال
استدلال، ترکیب قانونمند قضیه(های) معلوم برای رسیدن به قضیه(های) تازه است. در استدلال، ذهن بین چند قضیه، ارتباط برقرار میکند تا از پیوند آنها، نتیجه زاده شود و بهاینترتیب نسبتی مشکوک و مبهم به نسبتی یقینی تبدیل شود.[۱]
[ویرایش] انواع استدلال
- تمثیل
تمثیل سرایت دادن حکم یک موضوع به موضوع دیگر به دلیل مشابهت آن دو به یکدیگر است.
- استقرا
استقرا نوعی استدلال است که در آن ذهن از جزء به کل سیر میکند. یعنی چند مورد جزئی را مشاهده میکند و سپس یک حکم کلی میدهد. مثلا در چند مورد آب را حرارت میدهیم و میبینیم که در صد درجه سلسیوس میجوشد و از این نتیجه میگیریم که هر آبی در صد درجه سلسیوس میجوشد.
- قیاس
اما وقتی ذهن از قضیههای کلّی به نتیجههای جزئی میرسد و به عبارت مختصرتر از کلّ به جز میآید، آن را قیاس مینامند. مثال:
«۱. سقراط انسان است.
۲. هر انسان فانی است.
۳. پس سقراط فانی است.»
در استدلال قیاسی از حداقل دو قضیهٔ درست، ضرورتا و بدون هیچ تردیدی قضیهٔ درست دیگری به نام نتیجه به دست میآید.
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویس
- ↑ روحالله عالمی. منطق. چاپ دوم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی، ۱۳۸۹.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||