نظریه انتقادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

نظریهٔ انتقادی جنبشی فکری-فلسفی و منتقد جامعه و فرهنگ در سرتاسر علوم اجتماعی و انسانی است. این اصطلاح دو معنای کاملاً مختلف و با ریشه‌های متفاوت دارد که یکی ریشه در جامعه‌شناسی و دیگری ریشه در نقد ادبی دارد. این نظریه از سوی متفکران مکتب فرانکفورت ارائه شد و تأثیر شگرفی بر اندیشه سیاسی، جامعه‌شناسی و اندیشه فرهنگی قرن بیستم بر جای گذاشت[۱].

از جمله آثار کلیدی که در بدو تولد این نظریه نگاشته شده است، مقاله "نظریه سنتی و نظریه انتقادی" اثر ماکس هورکهایمر است. در این مقاله هورکهایمر در مقابل نظریه سنتیِ مبتنی بر روش شناسیِ دکارت، نظریه انتقادی را مطرح می نماید. این نظریه نشات گرفته از عقاید مارکس است و بر نظریه های سنتی به دلیل عدم توجه به ساختارهای فراگیرتر اجتماعی که دانش از آنان تاثیر می گیرد و بر آنها تاثیر می گذارد خرده گرفته است[۲].


الگو:نظریه های انتقادی تعلیم وتربیت

'پست مدرنیسم در کلیت خود نوعینظریه انتقادی واعتراض علیه مدرنیسم است باظهورمدرنیسم اندیشه پست مدرنیسم وجود داشته است ،امارفتار پست مدرنیستی سابقه اندکی داردوتقریبااز دهه 1950باتحول وانقلاب درزمینه اطلاعاتی وارتباطی ،زندگی در برخی از کشورهای غربی رادستخوش تغییرساخته است.به نظرمیشل فوکو برنامه درسی مدرسه از نوعی قدرت مهلک یعنی قدرت انضباطی حمایت می کند .قدرت انضباطی از طریق پنهان وآشکار در برنامه درسی رسمی ودر اعمال قدرت مدیر،ناظم ومعلم وحتی در نظارت برفضا،پایگاه بندی وسیستم کنترل مدرسه است'[۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. نظریه انتقادی تأثیر شگرفی بر اندیشه سیاسی و اجتماعی قرن بیستم بر جای گذاشت
  2. دانشنامه فلسفه استنفورد، صفحه ماکس دورکهایمر..
  3. نظریه انتقادی برنامه درسی تالیف دکتر مصطفی قادری نوشته شده توسط ثریا خزایی دانشجوی کارشناس ارشدبرنامه ریزی آموزشی

نظریه تعلیم و تربیت انتقادی:

مدرسه بهترین مکان برای کنترل انسانی است.اگر در طی دوران تحصیل بتوان کنترل شاگردان را به دست گرفت،انها در دوران بزرگسالی به راحتی دست اموز میشوند.نظام قدرت برای تحقق چنین خواستی باید مدرسه را تماما در قبضه ی خویش داشته باشد.برای این کار علاوه برقوانین ومقررات دقیق،تدابیر دیگری برای پاییدن همه چیز لازم می اید.به عنوا مثال همانطور که فوکو اشاره میکند،در مدارس جدید بسیار دقت میشد که معماری مدرسه باید کنترل را تسهیل کند.فوکو نظام کنترل مدارس اروپایی در قرون اخیر را به میکروسکوپ رفتار تشبیه میکند.ساختمان مدرسه((مدرسه-ساختمان))نیز باید یک عامل تربیت باشد.انچه را که ((پاری-دوورنه))برای نظام مدرسه طراحی کرده وحتی کوچکترین جزییات ان را به گابریل معمار دیکته کرده بود ماشینی تربیتی بود....در سالن های غذاخوری سکویی تقریبا بلند برای قرار دادن میزهای بازرسان مدرسه تعبیه شده بود تا انان بتوانند تمامی میزهای دانش اموزان قسمت های خود را هنگام غذا خوردن ببینند .طی دهه های اخیر دوربین های مدار بسته در مدارس ومهدهای کودک،کار نظارت را دقیقتر ودایمی تر کرده است.تحقیقات اموزشی وتکنیک های کنترل و تغییر رفتار به شدت در محیطهای اموزشی رواج دارند،تا انحرافی از انتظارات مدرسه صورت نگیرد.از نظر فوکو مدارس،کارخانه ها وسایر ادارات مانند نظامی سراسر بین تلقی میشوند که مشغول توزیع ،تفکیک،رمزگذاری،انتظام و مشاهده ی افراد خود هستند.بر گرفته از کتاب نظریه تعلیم و تربیت انتقادی، مولف: دکتر مصطفی قادری، نوشته شده توسط: رقیه مرادی