سیاست

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سیاست یا پالیسی به معنای دانشی است که از شهر (مدینه در عُرف فیلسوفان دوران اسلامی مانند فارابی) و مناسبات شهروندی (مدنی) بحث می‌کند.[۱] هم‌چنین سیاست به روندی گفته می‌شود که در آن شهروندان به اتخاذ یک تصمیم جمعی مبادرت می‌ورزند.[۲] به تعریف دیگر «سیاست فعالیتی اجتماعی است که با تضمین نظم در نبردهایی که از گوناگونی و ناهم‌گرایی ِ عقیده‌ها و منافع ناشی می‌شود، می‌خواهد به یاری ِ زور - که اغلب بر حقوق متکی است - امنیت بیرونی و تفاهم درونی ِ واحد سیاسی ویژه‌ای را تأمین کند.[۳][۴]

سیاست چیست؟[ویرایش]

سیاست در معنای عام: هرگونه راهبرد و روش و مشی برای اداره یا بهکرد هر امری از امور، (چه شخصی چه اجتماعی) است. و در معنای خاص: اموری است که مربوط به دولت و مدیریت و تعیین شکل و مقاصد و چگونگی فعالیت دولت باشد. کوشش برای نگهداری یا بدست آوردن قدرت یا کاربست قدرت دولت در جهت هدفها و درخواست‌های گوناگون. سیاست به معنای باستانی کلمه، دخالت در امر عمومی و به معنای جدید، شهر مدرن صنعتی است که کنشگرانش به سیستم سازمان دهنده آن مشروعیت می‌دهند.

در پاسخ به این پرسش که سیاست چیست، باید به نکته‌ای اشاره کرد و آن این است که این مفهوم در همهٔ جامعه، بستر وقوع سیاست به عنوان یک فعالیت علمی و نظری جامعهٔ انسانی است. مفهوم جامعه چنان در نزد علمای جامعه‌شناسی و مردم شناسان دیده می‌شود، از جمله مفاهیم قدیمی است که انسان‌ها به منظور رفع نیازها و رفع مشکلات خود به صرافت تجربه دریافته‌اند که با تشکیل جامعه بهتر می‌توانند بر مشکلات خود فائق آیند و نیازهای خود را مرتفع سازند، ضرورت پیدایش جامعه از سویی ریشه در انگیزه‌های غریزی و از سویی ریشه در رفتارها و اضطرارهای مادی دارند که انسان‌ها را احاطه کرده است، بشر ابتدایی با سیل مراحل تکامل زیستی و بیولوژیک خود به تدریج از غارها و کنام‌ها، که محل زیست و بود باش اصلی او به شمار می‌رفت خارج شده‌اند و یکجا نشینی در قالب گروه‌های متشکل از خانوارها را آغاز کردند، روند تکامل زیست شناسیک بشر نیز حکایت از حرکت به سمت تشکیل جامعه دارد. جامعه به عنوان بستر اساسی فرایند پرفراز و نشیبی را طی کرده است، انسان‌ها از تشکیل ابتدایی به قالب پیشرفت بیولوژیک و فیزیولوژیک کرده‌اند. برای مثال آنچه در گذشته‌های دور به انسان ۴ دست پا یا (Homo - neeptus) با گذر زمان طولانی به صورت انسان راست قامت (homo - erectus) درآمد. ۴ دست و پا بودن انسان شاید به دلیل شرایط زیستی و نوع فعالیت معیشتی او بود. به این معنا که او. در مرحلهٔ آغازین حیاط خود به جمع‌آوری دانه‌ها و گیاهان خوراکی (Food gathering/ collecting) می‌پرداخت. تا پیش از این مرحله انسان به عنوان موجود درخت‌زی (Tree living creature) بود اما به تدریج آنا در روی زمین به زندگی ادامه دادند (earth living creature). مرحلهٔ بعدی تکامل زیستی و بیولوژی انسان مرحله‌ای است که انسان به ابزار سازی روی می‌آورد و یاد می‌گیرد با استفاده از مواد و مصالح موجود در طبیعت ابزار و لوازم مورد نیاز خود را بسازد. حال انسان وارد مرحلهٔ دوم زندگی خود می‌شود، به این معنا که جدا از گردآوری و جمع‌آوری میوه‌های خوراکی به شکارگری روی می‌آورد. انسان در فرایند تکامل خود با زبان هم آشنا می‌شود و به تدریج مفهوم نطق در یکی از مراحل تکامل تاریخی هویت انسان را تغییر می‌دهد، انسان‌ها در ابتدا چیزی به معنای زبان نداشتند، آنچه وجود داشت به معنای زبان فریاد، سر و صدا و یا (Noisy- language) بود. به این ترتیب انسانی که توانست زبان و سر و صدا را به تدریج به صورت زبان کلامی و آوایی تبدیل کند به عنوان (Homo-logos) یا انسان ناطق شناخته شد. این انسان در مراحل تکامل بعدی جامعه را برمی‌گزیند و به صورت زیست اجتماعی تن در می‌دهد. بر این مبنا است که از او به عنوان (Homo- satitus) یاد می‌شود. این انسان که در ادبیات سیاسی از زمان ارسطو تا کنون از او به عنوان جانور ناطق، جانور اجتماعی، یاد می‌شود در بستر زیست اجتماعی خود به دلیل اختلاف سلیقه تنوع و تفاوت و اختلاف منافع با یکدیگر دچار اختلاف و درگیری می‌شود، بنابراین ضرورت پیدایش سیاست به عنوان ابزاری برای حل اختلاف‌ها سربرمی‌آورد یا توجیه می‌شود. و از این جاست که این انسان به تعبیر ارسطو به عنوان جانور سیاسی یا انسان سیاسی می‌شود.[۵]

منابع علم سیاست در ادبیات فارسی[ویرایش]

در عرصهٔ علوم سیاسی در زبان فارسی ما با منظومه‌های قدیمی و کهن مانند کارنامهٔ اردشیر بابکان، که به فارسی امروزی نیز موجود است، نامهٔ تن‌سر، یادگار زیران، خداینامه‌ها، و همین طور منابع دوران اسلامی مانند اخلاق ناصری خواجه‌نصیرالدین طوسی، آرا اهل مدینهٔ فاضله ابونصرفارابی، سیاست‌نامهٔ خواجه النظام‌الملک، آثار و کتاب‌های سیرالملوک، و یا نصایح‌الملوک، همین طور در دوران جدید، در قالب برخی از تاریخ‌ها، و یا منشعات‌ها، به عنوان منابع زبان فارسی در علم سیاست و سیاست تکوینی و تشریحی دانست. در زبان فارسی امروز هیچ اثر مستفلی در باب سیاست وجود ندارد بلکه بیشتر آثار منتشر شده فقط در تایید یا نفد آثار غربی نوشته شده که اصلاً قابل مقایسه با ارزش آثار قدیم نیستند. اگرچه امروزه آثار قدیم کاربردی برای سیاست در زمان کنونی ندارند اما از حیث استقلال کاملاً ارزشمند می‌باشند. در زبان فارسی امروز نیاز به تولید کتاب‌هایی در باب سیاست است که نگاه بومی داشته باشند در این راستا بجز مهندسی سیاست که در واقع می‌شود گفت اولین کتاب سیاسی کاملاً مستقل از منابع غربی است، اثر فابل ارائه دیگری وجود ندارد. استاد امرائی نویسنده این کتاب اثر ارزشمند خود را با نگاه بومی به دانش سیاست نوشته و در ان به بیان مباحث و ارئه مفاهیم و تعاریفی در حوزه سیاست می‌پردازد که از جنس نگاه غالب غربی نبوده و کاملاً منطیق بر ارزش‌های حاکم بر زبان و فرهنگ فارسی است.[۶]

سیاست در یونان باستان[ویرایش]

آزادی، فلسفه، و بویژه سیاست از نوآوری‌های اندیشهٔ یونانی است. واژهٔ سیاست در زبان‌های اروپایی به polis یا همان شهر یونانی برمی‌گردد. شهر یا polis یونانی، اگرچه اجتماعی انسانی بود، اما جامعه به معنای جدید این واژه، به گونه‌ای که در علوم اجتماعی به کار گرفته شده، نبود. شهر ایرانی، به خلاف جامعه، حوزهٔ مصالح عمومی بود و در بیرون قلمرو مناسباتی سامان می‌یافت که در حوزهٔ منافع خصوصی قرار داشت. در نزد یونانیان هر امر «سیاسی» در تعارض آن با «شخصی» و «خصوصی» تعریف می‌شد و امر «سیاسی»، مترادف «مشترک» و «عمومی» بود. امر «سیاسی» در قلمرویی قرار می‌گرفت که با شهر یونانی و شهروندان آزاد و برابر پیوند داشت و، به تدریج، امر «سیاسی» در تقابل آن با چیرگی گروهی بر گروهی دیگر تعریف شد.[۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ جواد طباطبایی، زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران، نشر کویر، ۱۳۸۷، ص ۲۲.
  2. امرائی، حسن. شهاب شهرزاد. مهندسی سیاست. شوکا، 1388. 
  3. ژولین فروند، سیاست چیست؟، عبدالوهاب احمدی، نشر آگه، ۱۳۸۴، ص۲۱۳.
  4. پرتال جامع سیاسی سیاست ما سیاست ما
  5. دکتر حسینعلی نوذری - فلسفه تاریخ، روش شناسی و تاریخنگاری فلسفه تاریخ، روش شناسی و تاریخنگاری
  6. دکتر حسینعلی نوذری - فلسفه تاریخ، روش شناسی و تاریخنگاری فلسفه تاریخ، روش شناسی و تاریخنگاری