ارتداد در اسلام
ارتداد اصطلاح فقهی به معنی خروج فرد مسلمان از دین اسلام است. ارتداد در لغت به معنی رجوع و بازگشتن دانستهاند و در قرآن هم بارها این مفهوم به کار رفتهاست.[۱]
محتویات |
[ویرایش] در قرآن و حدیث
ارتداد به معنی "بازگشتن از دین اسلام" در چند آیه از قرآن مطرح شده، از آن میان در سوره مائده (۵:۵۴)[آیه ۱] و محمد (۴۷:۲۵)[آیه ۲] ارتداد مورد نکوهش قرار گرفتهاست. در سوره بقره (۲:۲۱۷)[آیه ۳] با تفضیل بیشتری به موضوع پرداخته شده، و مجازات مرتد در آخرت، حبط اعمال و عذاب جاودان دانسته شدهاست. در منابع روایی، اعم از کتب حدیث شیعه و اهل سنت احادیثی چند از قول و فعل پیامبر و دیگر بزرگان دینی درباره مجازات مرتد نقل شدهاست.[۱]
انکعاس خفیفی برای مجازات در دنیای دیگر در احادیث وجود دارد. در عوض، ما احادیث زیادی داریم که در آن عنصر جدید اعدام را دارا است. ابن عباس حدیثی از گفته محمد نقل میکند: «کسی که دینش را عوض کرد را بکشید» یا «گردن بزنید». به استناد حدیث دیگری از ابن عباس و عایشه، «کسی که دینش را ترک کرد و از جماعت جدا شد» را اجازه دارند تا خونش را بریزند. ولی هیچ نوع توافقی از اول با نوع اعدام صورت نگرفتهاست. از این رو عکرمه (درگذشت ۱۰۶ ه. ق/۷۲۴ م) و انس بن مالک (درگذشت ۹۱ ه. ق/ ۷۱۰ م) علی را برای سوزانیدن مرتدان نقد میکردهاند.[۲] برطبق حدیثی بر پایهٔ گفتهٔ ابن عباس در نقد علی خلیفه چهارم(حکمرانی ۳۵ تا ۴۰ ه. ق/۶۵۶ تا ۶۶۱ م) کسی که کافران یا مرتدان(زنادیق جمع زندیق) را میسوزانیدهاست، تاکید کردهاست: «کسی که دینش را ترک کند، او را بکشید ولی با مجازات خدا- یعنی آتش (زدن)- کسی را مجازات نکنید.[۳] بر طبق حدیثی از عایشه، مرتدین باید کشته شوند، به صلیب کشیده شوند یا تبعید گردند.[۲]
[ویرایش] تحلیل فقهی
از نظر فقهی، در مجموع سه نوع ارتداد قابل فرض است: تحقق ارتداد با نیت و عزم صرف، ارتداد قولی و ارتداد فعلی؛ «تردد در کفر» نیز به صورت نخست ملحق شدهاست. از آنجایی که قفها مساله ارتداد را ضمن مباحث حدود مطرح میسازند، اثبات این جرم را نیز منوط به اقرار مجرم، یا شهادت شاهد میدانند.[۱]
انکار امر ضروری دین موجب ارتداد شناخته شدهاست، اما تحقق ارتداد به انکار ضروری مذهب مورد اختلاف است. شهید ثانی مخالفت با اجماع را مصداق انکار ضروریات نمیداند، مگر مخالفت با اجماع بر سر مسالهای که از ضروریات دین به شمار آید، و نیز اجماع مورد نظر میباید توسط اهل حل و عقد از مسلمانان تحقق یافته باشد. از طرف دیگر، صاحب جواهر نظریه صاحب کشف اللثام را مبنی بر اینکه مساله مورد انکار بر طبق اعتقاد منکر باید از ضروریات دین محسوب گردد و سپس انکار نماید و الا انکار به حساب نمیآید، مورد نقد قرار دادهاست و اعتقاد منکر را دخیل در تحقق عنوان ضروری دین نمیداند.[۱]
به گفتهٔ محقق داماد، به طور کلی از مجموع کلمات فقها چنین استنباط میشود که منزلت نزد فقیهان، خصوصاً فقهای امامیه، مقامی است برزخ بین اسلام و کفر که وی را بالاتر از کافر و فروتر از مسلمان میشمارند و از این رو چنین تعبیر میکنند که مرتد «فوق الکافر و دون المسلم» است.[۱]
[ویرایش] مرتد ملی و فطری
از نظر قفهای امامیه دو نوع مرتد وجود دارد: فطری و ملی. اگر مسلمان زادهای از دین خود روگردان شده، کفر ورزد، از نوع نخست به شمار میآید و اگر کافری پس از گرویدن به اسلام به کفر بازگردد، به عنوان مرتد ملی شناخته میشود. این تقسیم بندی نزد فقهای شیعه از آنجاست که بین دو نوع مرتد از نظر مجازات تفاوت قائل شدهاند، اما قفهای اهل سنت برای هر دو مجازات یکسانی مطرح کردهاند.[۱]
معیار فقهای امامیه برای تشخیص فطری بودن مرتد یکی از این عناصر است: انعقاد نطفه در خانواده مسلمان، ولادت از والدین مسلمان، بلوغ در دامان پدر و مادر مسلمان، صاحب جواهر مشروحاً به نقد نظریات مختلف پرداخته و عنصر «انعقاد نطفه» را ترجیح دادهاست؛ بر این پایه، اگر والدین طفل پس از انعقاد مرتد گردند، وی همچنان فطرتاً مسلمان خوانده میشود.[۱]
[ویرایش] حکم ارتداد
در کتب فقهی شرایطی برای مرتد منظور گشته که هدف از برشمردن آنها، بیان مصداق مرتد شرعی است که با فقدان هر یک از شروط، موضوع ارتداد شرعاً منتفی خواهد بود و مجازات به اجرا در نخواهد آمد. در منابع فقهی شیعه بلوغ، عقل، اختیار و قصد از شرایط اصلی ارتداد به شمار آمدهاست. از مکاتب اهل سنت، شافعیه نیز همین شرایط را منظور داشتهاند، اما مالکیه در مورد اشتراط بلوغ اختلاف نظر دارند و حنابله و حنفیه بلوغ را شرط نمیدانند. در هر حال با توجه به شرایط ذکر شده، مجنون، مُکره، مضطر و امثال آن هیچگاه مرتد شناخته نمیشوند.[۱]
[ویرایش] شیعه
قفهای امامیه علاوه بر قتل، عقوبتهای زیر را برای مردی که مرتد فطری است در نظر گرفتهاند: جدایی از همسر و تقیسم اموال بین ورثه. در کتب قفهی برخی جزئیات درباره این مجازاتها، چون مساله قبول توبه مرتد وعده وفات همسر مورد بررسی قرار گرفتهاند. ادله مورد تمسک در احکام این باب، علاوه بر اجماع، شماری از روایات هستند. اما چنانچه مردی مرتد ملی باشد، مهلتی برای توبه نمودن او مقرر است و تنها در صورت سرباز زدن از توبه مجازات میگردد. در صورت تکرار ارتداد برای بار سوم قتل او واجب است. مرتد ملی در صورت توبه از کفر خویش، از حکم محجور شدن از تصرف در اموال و فسخ عقد نکاح برکنار خواهد بود، گرچه تجدید عقد با زوجهاش نیاز به انقضای مدتی برابر عده طلاق دارد. تمام احکام یاد شده مربوط به مرد مرتد است، اما زنی که مرتد گردد در مورد مجازات وی از نظر قفهای امامیه تفاوتی بین مرتد ملی و فطری وجود ندارد.[۱]
[ویرایش] اهل سنت
فقهای مکاتب چهارگانه اهل سنت با یکدیگر موافق هستند که فرقی میان مرتد ملی و فطری نیست. در مورد مجازات مرتد نیز نسبت به مهلت دادن برای توبه و سپس قتل در صورت عدم توبه، تردید نمودهاند، اما نسبت به جزئیات این احکام نظیر وتجب بودن یا مستحب بودن مهلت برای توبه، چگونگی تقسیم اموال مرتد، اختلاف نظرهایی به چشم میخورد.[۱]
[ویرایش] حنفی
در دیدگاه حنفیه، مستحب است حاکم شرع، اسلام را بر مرتد عرضه نماید تا شبههاش برطرف گردد. مهلتی که برای توبه مرتد در نظر گرفته میشود، ۳ روز است که این ایام را در حبس سپری میسازد و اگر پس از انقضای مدت توبه نکرد، مجازات خواهد شد. البته حنفیان مهلت دادن به مرتد را تنها در دو صورت مستحب شمردهاند: حاکم امیدوار به توبه وی باشد، یا مرتد شخصاً تقاضای مهلت کند. زن مرتد به هیچ وجه کشته نمیشود و مجازاتش تنها حبس است. به طور کلی با نحقق ارتداد مالکیت مرتد از میان میرود تا هنگامی که شخص توبه کند؛ اما اگر کشته شد، اموال به دست آمده در زمان اسلامش به وارثان مسلمانش تعلق میگیرد و اموالی که در زمان ارتداد به دست آورده، به بیت المال میرسد.[۱]
[ویرایش] شافعی
بین شافعیان درباره وجوب دادن مهلت توبه و استحباب آن اختلاف نظر وجود دارد. قائلان به وجوب در اکثریتند و معتقدان به استحباب اقلیت را تشکیل میدهند. در خصوص مدت مقرر برای توبه مرتد نیز نظریات یکسان نیست. گروهی ۳ روز را مد نظر قرار داده، و عدهای آن را همان نخستین زمانها در محکمه محدود نمودهاند. با این حال، شافعیان به اتفاق آراء معتقدند که مرتد در صورت ابا کردن از توبه کشته خواهد شد و در این حکم بین زن و مرد تفاوتی نیست. در مورد اموال مرتد نیز برخی با تحقق ارتداد حکم به خروج اموال از ملک مرتد دادهاند و گروهی دیگر معتقدند که در صورت عدم توبه، چنین حکمی جاری خواهد بود؛ بر این پایه، در واقع با کشته شدن مرتد، کشف میگردد که اموالش از ملک وی خارج شدهاست. به هر حال اموال مرتد در صورت خلع ید وی به بیت المال سپرده میشود و هیچ وارثی حق ارث بردن از او را ندارد.[۱]
[ویرایش] حنبلی
فقهای حنبلی نسبت به وجوب دادن مهلت یا استحباب آن اختلاف عقیده دارد، اما در هر صورت مدت مهلت را همان ۳ روز دانستهاند. مرتد ایام مهلت را در حبس سپری میسازد و توبه او میباید از روی میل باطنی صورت پذیرد، اما اگر وی در اثر اکراه، تن به توبه دهد، جست و جو از حقیقت این توبه لازم نیست. نزد این فقیهان، مرتد در صورت نپذیرفتن توبه مجازات خواهد شد، و در این حکم بین زن و مرد تفاوتی نیست. حنبلیان سلب مالکیت از مرتد را جایز نمیشمارند ولی با تحقق ارتداد وی را از تصرف در اموالش ممنوع میسازند و در صورت کشته شدنش، تمامی اموال او را به بیت المال میسپارند.[۱]
[ویرایش] مالکی
از دیدگاه مذهب مالکی واجب است که حاکم شرع، اسلام را بر مرتد عرضه کند و از وی بخواهد تا توبه نماید. به مرتد ۳ روز مهلت داده خواهد شد تا دست از کفر خویش بشوید. این مهلت از روز اثبات کفر در محکمه شروع میشود، نه از روز کفر ورزیدن. ایام مهلت را مرتد در حبس سپری خواهد کرد، اما بدون اینکه مورد خشونت یا آزار قرار گیرد. خوراک و آشامیدنی به هزینه مرتد در اختیارش قرار خواهد گرفت. در اجرای این مجازات تفاوتی بین مرد و زن نیست؛ تنها تفاوتی که مالکیان برای زن مرتد قائل شدهاند این است که مهلت توبه وی گذشتن ایام عادت ماهانهاست تا شبهه وجود حمل نیز بر طرف گردد.[۱]
[ویرایش] نظرات گوناگون
[ویرایش] حسینعلی منتظری
- آیتالله حسینعلی منتظری در پاسخ به استفتایی دربارهٔ تغییر مذهب از اسلام به دیگر مذاهب گفتهاست که حکم ارتداد شامل کسانی که پس از تحقیق تغییر عقیده میدهند نمیشود. وی تصریح میکند که: «مجرد تردید و یا تغییر عقیده پس از تحقیق اگر اتفاق افتاد موجب اعدام نیست.» او میگوید که اعدام مرتد در جایی بودهاست که کسی مسلمان زاده بوده و «سپس از روی جحود (انکارِ ستیزه جویانه) و عناد برای ضربه زدن به اسلام» کافر شود[۴].
[ویرایش] سید محمد جواد غروی
- آیت الله سید محمد جواد غروی در کتاب خود چنین می نویسد که این حکم در قرآن نیست و در زمان رسول خدا و پس از او که رده پدید آمدند و مرتدان بسیار گشتند کسی از آنها به حکم پیامبر یا خلفاء دین به قتل نرسید. بنابراین مرتد را نمیتوان به قتل رساند زیرا خلاف اختیار و آزادی است که خدا به بشر اختیار فرموده است و همچنین اخبار ضِعاف وارده در قتل مرتد نه موجب علم است و نه ظن و شک بلکه با تدبیر و دقت معلوم می گردد که اخبار مجعوله مَنحوله مخالف کتاب عزیز است زیرا واجب محتوم آن بود که چنین حکمی اگر حق باشد در قرآن ذکر شود و حال آن که نه در قرآن و نه در عمل پیامبر نسبت به مرنتدین زمانش ذکری نیامده است[۵].
[ویرایش] آیه قرآن
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به ارتداد در اسلام در ویکیگفتاورد موجود است. |
- ↑ آیه ۵۴ مائده: ای کسانی که ایمان آوردهاید هر کس از شما از دین خود برگردد به زودی خدا گروهی [دیگر] را میآورد که آنان را دوست میدارد و آنان [نیز] او را دوست دارند [اینان] با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمیترسند این فضل خداست آن را به هر که بخواهد میدهد و خدا گشایشگر داناست
- ↑ آیه ۲۵ محمد: بیگمان کسانی که پس از آنکه [راه] هدایت بر آنان روشن شد [به حقیقت] پشت کردند شیطان آنان را فریفت و به آرزوهای دور و درازشان انداخت
- ↑ آیه ۲۱۷ بقره: از تو در باره ماهی که کارزار در آن حرام است میپرسند بگو کارزار در آن گناهی بزرگ و باز داشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج] و بیرون راندن اهل آن از آنجا نزد خدا [گناهی] بزرگتر و فتنه [=شرک] از کشتار بزرگتر است و آنان پیوسته با شما میجنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند و کسانی از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه میشود و ایشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود
[ویرایش] پانویس
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ محقق داماد 1375, pp. 443-444
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ Heffening، MURTADD، ۶۳۵-۶۳۶.
- ↑ Hallaq، apostasy، ۱۱۹-۱۲۲.
- ↑ جامی، مهدی. «آیت الله منتظری: هر تغییر مذهبی ارتداد نیست». بی بی سی فارسی. ۰۲ فوریه ۲۰۰۵. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۲۰۱۲-۰۶-۱۸. بازبینیشده در ۲۰۱۲-۰۶-۱۸.
- ↑ سید محمد جواد غروی، فقه استلالی در مسائل خلافی، 1377، نشر اقبال، تهران، بخش پنجم: حدود و تعزیرات، صفحه607
[ویرایش] منابع
- محقق داماد، مصطفی. «ارتداد». در دایرة المعارف بزرگ اسلامی. ج. ۷. تهران: بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ۱۳۷۵. ۴۴۳-۴۴۴.
- Griffel, Frank. “Apostasy”. Encyclopaedia of Islam, THREE. E. J. Brill, 2013. Retrieved 20 jan 2013.
- Hallaq, Wael. “apostasy”. In Encyclopaedia of the Qur'an. vol. 1. Leiden: E.J.Brill, 2001. 119-122. ISBN 90 04 11465 3.
- Heffening, Wilhelm. “MURTADD”. In Encyclopaedia of Islam. vol. 7. 2nd ed. Leiden: E.J.Brill, 1993. 635-636. ISBN 90 04 09419 9.
- Peters, Rudolph; De Vries, Gert J. J. (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams 17 (1/4): 1–25. DOI:10.1163/157006076X00017. JSTOR 1570336.
[ویرایش] پیوند به بیرون
- «آیات مربوط به ارتداد در قرآن کریم». پایگاه حوزه.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون اسلام است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |