خویشاوندی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خانواده)
پرش به: ناوبری, جستجو
دسته‌ای از خویشاوندان (یک خانواده آمریکایی از تبار آلمانی/دانمارکی)

در جوامع انسانی به پیوندهای ژنتیکی (خونی) یا سببی (از راه ازدواج بستگان دیگر، یا بر اساس تعلق به گروهی خاص و قبول پایگاه اجتماعی خاص[۱]) خویشاوندی می‌گویند.

خانواده، گروهی خویشاوند است. ازدواج یا اتحاد مدنی رسمی‌ساز پیوندهای خویشاوندی است.

به مادر پدر دگرجنسگرا و یا دو مادر یا دو پدر همجنسگرا وفرزندان آنها خانواده میگویند. اگر هر یک از این افراد به صورت جدا از هم زندگی کنند، خانواده حساب نمی‌شود.

خانواده هسته‌ای، خانواده‌ای است که در آن یک زوج متأهل با فرزندان خود یا کودکانی که به فرزندی پذیرفته‌اند زندگی می‌کنند.

هر گاه خویشاوندانی غیر از یک زوج متأهل و فرزند آن‌ها در همان خانواده زندگی کرده، یا دارای روابط پیوسته و نزدیک با آن‌ها باشند، خانواده گسترده به‌وجود می‌آید.

نظام نام‌گذاری خویشاوندان در فارسی، بر پایهٔ «نظام توصیفی»[پانویس ۱] است، که با زبان‌های عربی، چینی، ترکی و بلغاری مشترک است. در این نظام نام‌گذاری، هم مذکر/مؤنث بودن لحاظ شده‌است، هم تفاوت بین خویشاوندان پدری و مادری، و هم تفاوت بین نسل‌ها.

در بیان رابطهٔ بین خویشاوندان، معمولاً کسرهٔ اضافهٔ بین دو کلمه حذف می‌شود؛ که آن‌را «فک اضافه» می‌نامند. برای نمونه به‌جای «پسرِ عمو» یا «زنِ دایی»، از «پسرعمو» و «زنْدایی» استفاده می‌شود.

محتویات

[ویرایش] نظام نام‌گذاری خویشاوندان

[ویرایش] خویشاوندان نَسَبی(خونی)

خویشاوندی نسبی عبارت است از خویشاوندی که از تولد یکی از دیگری حاصل شود و یا دو نفر که از یک منشا به وجود آمده باشند.

[ویرایش] خویشاوندان درجه یک

  • همسر (زن، شوهر)
  • والدین (پدر، مادر)
  • فرزند (پسر، دختر)
  • خواهر، برادر

[ویرایش] خویشاوندان درجه دو

[ویرایش] خویشاوندان عمودی(تباری)

  • جد(نیا): والدینِ والدین
    • پدربزرگ: پدرِ والدین
      • جدِّ پدری: پدر پدر
      • جدِّ مادری: پدر مادر
    • مادربزرگ: مادرِ پدر، مادرِ مادر
  • فرجد(جد اعلی): والدین جد، والدین پدربزرگ یا مادربزرگ، جدِّ والدین
  • نوه: فرزندِ فرزند
  • نتیجه: فرزند نوه، نوهٔ فرزند
  • نبیره: فرزند نتیجه، نتیجهٔ فرزند، نوهٔ نوه
  • ندیده(نبینه): فرزند نبیره، نوه نتیجه، نتیجهٔ نوه

[ویرایش] برادر و خواهر والدین

  • عمو: برادرِ پدر
  • دایی: برادرِ مادر
  • عمه: خواهر پدر
  • خاله: خواهر مادر

[ویرایش] فرزندِ برادرِ/خواهرِ والدین

  • عموزاده: پسرعمو، دخترعمو
  • عمه‌زاده: پسرعمه، دخترعمه
  • دایی‌زاده: پسردایی، دختردایی
  • خاله‌زاده: پسرخاله، دخترخاله

[ویرایش] فرزندِ برادر/خواهر

  • برادرزاده: پسر برادر، دختر برادر
  • خواهرزاده: پسر خواهر، دختر خواهر

[ویرایش] خویشان سببی(همسری)

خویشاوندی‌ای که ناشی از ازدواج باشد را سببی (یا همسری[۲]) می‌گویند.

[ویرایش] والدین همسر

  • پدرِ همسر: پدرزن، پدرشوهر(پدرشوی)
  • مادرِ همسر: مادرزن، مادرشوهر(مادرشوی)

[ویرایش] همسرِ فرزند، یا همسرِ خواهر/برادر

  • داماد: شوهرِ دختر، شوهر خواهر
  • عروس: زنِ پسر، زن برادر

[ویرایش] همسرِ برادرِ والدین

  • زن‌عمو، زن‌دایی: زن برادر والدین
  • شوهرعمه، شوهرخاله: شوهر خواهر والدین

[ویرایش] برادرِ/خواهرِ همسر

[ویرایش] همسر خواهرِ/برادرِ همسر

  • باجناغ/باجناق/هم‌ریش: شوهر خواهرزن
  • جاری: زن برادرشوهر
  • شوهر خواهرشوهر
  • زن برادرزن

[ویرایش] فرزند برادر/خواهر همسر

  • پسر برادرِ/خواهرِ همسر: پسر برادرزن، پسر برادرشوهر، پسر خواهرزن، پسر خواهرشوهر
  • دختر برادرِ/خواهرِ همسر: دختر برادرزن، دختر برادرشوهر، دختر خواهرزن، دختر خواهرشوهر

[ویرایش] همسرِ شوهر

هوو: هم‌شوی، زنِ دیگر شوهری که همزمان بیش از یک زن دارد

[ویرایش] خویشاوندان ناتنی

[ویرایش] همسر والدین از ازدواج ثانویه

  • ناپدری: شوهرِ [جدیدِ] مادر، شوهرننه
  • نامادری: زن‌پدر، زن‌بابا

[ویرایش] نافرزندی(فرزند همسر از ازدواج قبلی/دیگرش)

  • ناپسری: پسر ناتنی، پسرِ همسر (پسرِ زن، پسر ِشوهر)، ربیب
  • نادختری: دختر ناتنی، دخترِ همسر (دخترِ زن، دخترِ شوهر)، ربیبه

[ویرایش] فرزندِ ناپدری یا نامادری

  • نابرادری: برادر ناتنی؛ کسی که تنها از سوی پدر یا مادر برادر توست
    • برادر پدری(برادر اَبی، برادر صُلبی): پسری که با تو از یک پدر است و از یک مادر نیست
    • برادر مادری(برادر اُمّی، برادر بَطنی): پسری که با تو از یک مادر است و از یک پدر نیست
  • ناخواهری: خواهر ناتنی

تذکر: خواهر یا برادری را که با تو از یک پدر و مادر است را خواهر یا برادر تنی یا اَبَوینی(والدینی، پدری و مادری) گویند.

[ویرایش] انتقاد از مفهوم خویشاوندی

یکی از شدید ترین انتقادات به حوزه ی مطالعات خویشاوند، داشتن نگاه قوم مداری و اروپا مداری و در نهایت تکامل گرایی به پدیده ی خویشاوندی است. منتقدین اظهار می دارند، که خویشاوندی در قالب چنین نگاهی تنها ملاک خویشاوندی را رابطه ی خونی می دانند، از این رو کلیه ی روابطی چون روابط نسبی و سببی و خونی و برادری و خواهری، همگی در چارچوب رابطه ی خونی در نظر گرفته شده است. در حالی که روابط دیگری نیز وجود دارد.[۳] روابطی نظیر[۳]:

  • پیوند خویشاوندی توتمی: خویشاوندی توتمی یکی از انواع الگوهای روابط خویشاوندی است . بر اساس یافته های میدانی انسان شناسان، برخی جوامع که توتم دارند، توتم را جد مشترک خود قلمداد می کنند؛ بنابراین، چنین جوامعی یک نیای مشترک توتمی دارند. این نیای مشترک می تواند، حیوان یا گیاه باشد. داشتن جد مشترک، کلیه ی اعضای گروه را با یکدیگر همخون می کند؛ به همین علت برخی جوامع برون همسراند.
  • فرزندان « نامشروع»: فرزندان به اصطلاح « نامشروع» گرچه رابطه ی خونی یا رابطه ی نسبی با پدر و مادر خود دارند؛ اما در برخی فرهنگ ها، از نظر شرع و اخلاق اجتماعی و قوانین عرفی و حتی قوانین مدنی وضع شده، به رسمیت شناخته نمی شوند. حال آنکه در برخی فرهنگ های دیگر به رسمیت شناخته می‌شوند و میان آنها و فرزندان «مشروع» تفاوتی از نظر حقوقی و پذیرفته شدن در جامعه وجود ندارد. حتی در برخی فرهنگ ها به آنها ارج زیادی نیز می‌گذارند؛ بنا بر اظهارات «کریستین بارتلمه» شرق‌شناس و پژوهشگر آلمانی- در کتاب زن در دوران ساسانیان، فرزندان نامشروع را در آن دوران «پیک خدایان» می‌نامیده‌اند، چنین فرزندانی از حق و حقوق یکسانی با فرزندان دیگر برخوردار بوده‌اند، در رابطه با جوامع اروپایی نیز می‌توان به نمونه فرانسه اشاره نمود، که در حال حاضر اصطلاح فرزندان « نامشروع» از نظر قانونی پذیرفته نیست و قوانین مدنی جدیدی وضع شده‌است.
  • فرزندخواندگی: در برخی فرهنگ‌های دیگر، فرزندخوانده، یعنی کسی که هیچ‌گونه پیوند خونی یا زیستی با پدر و مادر خود ندارد، به طور مشروط و حتی نامشروط و تمام و کمال وارد کادر روابط خویشاوندی رسمی و پذیرفته شده می‌شود. نتیجه این که، قوانین اجتماعی و عرفی و شرعی و مدنی در بسیاری از موارد بر قوانین زیستی و طبیعی خویشاوندی چیرگی پیدا می‌کنند.
  • فرزندان حاصل از ازدواج میان دو زن: همچنین می‌توان از فرزندانی که حاصل ازدواج میان دو زن یا ازدواج میان زن با ارواح هستند، سخن گفت؛ چنین ازدواجی میان قبایل «نویر»ها در سودان وجود دارد، به هر حال بر طبق سنت های عرفی، حاصل چنین ازدواجی فرزندان پسری هستند، که از مزایای حقوق جامعه خود کاملا ً برخوردارند.
  • فرزندان متعلق به زوج همجنس گرا: ازدواج هایی میان زن و زن و نیز میان مرد و مرد به صورت کاملا ً قانونی، در اروپا و نیز بعضی ایالت های امریکا صورت می‌گیرد. این گونه خانواده‌ها تحت شرایطی اجازه می‌یابند، فرزندانی را به فرزندی بپذیرند؛ چنین فرزندانی، در این گونه خانواده‌ها از کلیهٔ حقوق مدنی برخوردارند.

(Cooper,Baba,1987 و Suzanne,1991 و Crawford,Sally,1987 ) بنابراین رابطهٔ خویشاوندی، رابطهٔ تنها زیستی یا بیولوژیکی نیست، بلکه بر اساس روابط اجتماعی و قوانین شرعی و عرفی تعریف و تعیین می‌شود. نتیجه آن که نمی‌توان گفت، خویشاوندی مجموعه‌ای با ساهختار مشخص و معین برای تمام فرهنگ‌هاست. از سوی دیگر، نمی‌توان خویشاوندی را به یک گروه اجتماعی صرف تقلیل داد. خویشاوندی مجموعهٔ پیچیده‌ای از روابط زیستی و اجتماعی ست. [۳]

[ویرایش] انواع دیگر خویشاوندی

[ویرایش] خویشاوندی شیری(رضاعی)

خویشاوندی‌ای که از طریق رضاع (شیر دادن با رعایت جهات شرعی) حاصل می‌شود.

[ویرایش] خوشاوندی از طریق فرزندخواندگی

پدرخوانده کسی است که فرزندی بیگانه را به سرپرستی پذیرفته‌است. برای رعایت محرمیت شرعی، این کار معمولاً با رضاع توسط یکی از خویشان نزدیک، یا ازدواج موقت(صیغه محرمیت) با یکی از نزدیکان همراه می‌باشد.

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] پانویس

  1. «نظام توصیفی» (خویشاوندی مدل سودانی) بر پایهٔ تعریف و تقسیم‌بندی لوئیس هنری مورگان در سال ۱۸۷۱.

[ویرایش] یادکرد

  1. اعزازی، ۱۳۸۵، ص۶۲
  2. فرهنگ پارسیمان، سرواژهٔ «نِسبَتِ سَبَبی».
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ انسان شناسی خانواده و خویشاوندی - تالیف منیژه مقصودی - نشر شیرازه - چاپ اول 1386 – ص 129-133

[ویرایش] منبع

  • صدری افشار، غ. - حکمی، نسرین - حکمی، نسترن، مهلا ع.فرهنگ فارسی امروز، ویرایش سوم، تهران: نشر کلمه، ۱۳۷۳خ، ص۸۴۰.
  • اعزازی، شهلا. جامعه‌شناسی خانواده: با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر. تهران: روشنگران، ۱۳۸۵. ISBN 964-5512-62-X. 
ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر