مرام
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
مرام[۱] یا ایدئولوژی، به مجموعهای از باورها و ایدهها اطلاق میشود که بعنوان منبع توجیه اعمال، رفتار و انتظارات یک فرد عمل میکند. مفهوم مرام همچون بسیاری مفاهیم دیگر در حوزه علوم انسانی تعاریف متعددی را در طول تاریخ و در مکاتب متفاوت داشتهاست. واژه مرام نخستین بار توسط Destutt de Tracy فیلسوف و اشرافزاده فرانسوی دوران روشنگری به کار رفت [۲] تئون وندایک زبانشناس انتقادی برجسته هلندی تحقیقات زیادی راجع به مفهوم مرام داشتهاست. وی معتقد است که ایدئولوزی بعنوان نظامی از باورها تعاریف گوناگونی را داشتهاست اما آنچه در تمامی این تعاریف مشترک است این است که مرام در حافظه جمعی افراد قرار میگیرد و در نتیجه مرام جنبهای شناختی و روانی دارد.[۳]
همچنانکه اشارت رفت، مفهوم مرام در علوم انسانی مفهومی بسیار بحث انگیزاست.[۴]
با توجه به تعاریفی که در طول تاریخ و توسط مکاتب متفاوت از مرام شدهاست، میتوان برداشتهای موجود از مرام را در چهار دسته گنجانید:[۲]
۱. مرام نوعی اندیشه انحرافی کاذب است، مانند «آگاهی» سوژههای انسانی در جامعهٔ سرمایهداری. به بیان دیگر مرام نوعی آگاهی کاذب است که انسانها بر اساس آن عمل میکنند و خود نمیدانند که این آگاهی دروغین است. در حقیقت آنان اینگونه میاندیشند که آگاهند در حالیکه آگاهی آنان توسط سرمایه داران به آنان بطور ناخودآگاه تزریق شدهاست و انسانها خود از آن بیخبرند.
- این تعریف که از نظر معرفتشناسی منفی است، مشخصا از سوی مارکس و انگلس عنوان شدهاست و در متن مقدمه ۱۸۵۹ مارکس آمدهاست. همچنین در نظریههای پسامارکسیستیی نظیر مارکسیسم هگلی ِ گئورگ لوکاچ و نقد کارل مانهایم بر پیشداوریهای ماتریالیسم تاریخی حضور دارد.[۲]
۲. مرام مجموعهای است از نظرات، اعتقادات و نگرشها : مانند جهانبینی ِ یک طبقه یا گروه اجتماعی. این تعریف رویکردی جامعه شناختی به مفهوم مرام دارد و از این منظر معنایی خنثی و نسبی دارد و صرفا به جهان بینی اجتماعی افراد اطلاق میگردد.
۳. «مرام نظری» یک نظام فکری کم و بیش آگاهانه. در این تعریف مرام نظامی است از باورها که قسمتی از آن بصورت آگاهانه توسط فرد انتخاب میشود و قسمتی از آن بصورت ناخودآگاه در اجتماع توسط فرد کسب میشود.
- این تعریفی محدود از مرام است که تا دهه ۱۹۶۰ میلادی برداشت غالب از مقوله مرام در بحثهای فلسفی و سیاسی بود.[۲]
۴. «مرام عملی» که رسانهٔ کمابیش ناآگاهانهٔ رفتارهای مرسوم محسوب میشود. این تعریف ادامه تعریف مارکسیستی از مرام است با این تفاوت که مرام را آگاهی کاملا کاذب نمیداند بلکه قسمتی از آن را که ناآگاهانهاست را مسئول قسمتی از عملکرد انسانها در جامعه میداند.
- این تعریفی مبسوط است که توسط مارکس مطرح شدهاست و بعدها آنتونیو گرامشی و لویی آلتوسر آن را توسعه دادهاند. این برداشت، از دهه ۶۰ به بعد مقبولتر بودهاست.[۲]
[ویرایش] منابع
- ↑ واژههای مصوب فرهنگستان زبان و ادب پارسی، دفتر نخست تا چهارم، ۱۳۷۶ تا ۸۵
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ «مدخل مرام، از Kennedy, Emmet »..
- ↑ Van Dijk, T. A. 1998. Ideology: A multidisciplinary approach. London: Sage Publications Ltd.
- ↑ ویراسته مایکل پین. «مدخل مرام، از گریگوری الیوت». در فرهنگ اندیشه انتقادی، از روشنگری تا پسامدرنیته. ترجمهٔ پیام یزدانجو. چاپ چاپ نخست. تهران: نشر مرکز. ISBN 964-305-700-3..