عرفان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
Shahada.svg

مجموعه مقاله‌های
اسلام

اصول

توحید
نبوت
معاد

اصول خاص تشیع

امامت عدل

فروع

نماز روزه زکات
حج جهاد

فروع خاص تشیع

خمس
امر به معروف
نهی از منکر
تولی تبری

منابع اسلامی

قرآن عقل
سنت (حدیث)

شخصیّت‌ها

محمد
علی فاطمه
اهل بیت
خلفای راشدین
امامان شیعه
صحابهٔ محمد

مذهب‌ها

تسنن تشیع تصوف

مذاهب فقهی

جعفری شافعی
حنفی مالکی
حنبلی مذاهب دیگر

مذاهب کلامی

امامیه
اسماعیلیه خوارج
مرجئه اشاعره
معتزله مذاهب دیگر

علوم اسلامی

حدیث تفسیر
فقه کلام
فلسفه عرفان

تاریخ اسلام

امویان عباسیان
فاطمیان مملوکان
عثمانیان صفویان
آخرالزمان

جغرافیای اسلام

مکه مدینه
بیت‌المقدس
کوفه نجف
کربلا سامرا
کاظمین مشهد
بغداد دمشق
عربستان یمن
عراق شام
ایران مصر
اندلس شمال آفریقا
آسیای میانه هندوستان

Maghribi Kufic2.jpg

درگاه اسلام
 ن . ب . و 


عرفان دانشی است که موضوع آن معرفت خداوند و راه‏های نیل به آن است. و به عبارتی، شناخت خداوند در درون خویش و تسلیم شدن به او و عشق ورزیدن به او با عقل و دل و جان می‌باشد.

عرفان در اصطلاح عبارت است از معرفت قلبی که از طریق کشف و شهود, نه بحث و استدلال , حاصل می‌شود و آن را علم وجدانی هم می‌خوانند. کسی را که واجد مقام عرفان است عارف گویند.

از نگاهی دیگر عرفان نه علم است نه تکنیک عرفان طرز نگاه به خود به آفریننده و جهان دور و بر است.و در یک جمله عرفان قدرت تجزیه و تحلیل و برداشت از جهان درون وبرون و دیروز و امروز و فرداست هر قدر این نگاه را درونی تر و بدون سفسطه و بازی با کلمات ارج نهیم وبشناسانیم و حد و مرزی برای آن چه از نظر جنسیت و دین و جغرافیا و سواد و سن قائل نشویم که در اصل نیز بر این موضوع مترتب نیست آنرا رواج داده‌ایم.


عرفان از نظر لغوی به معنی شناختن، شناسایی و آگاهی است. عرفان یعنی شناخت خداوند.عرفان علمی است جهت شناختن حق تعالی و اسما و صفات او. شناخت خداوند به دو روش ممکن می‌شود. یکی به روش استدلال یعنی از اثر پی به وجود موثر بردن و از صفات به ذات پی بردن که علما به این روش عمل می‌کنند.وروش دیگر صاف و خالص نمودن باطن و روح می‌باشد که این، روش اولیا و عارفان می‌باشد.اجرای این روش فقط از طریق اطاعت و عبادت قلبی است.عرفا اعتقاد دارند که برای رسیدن به حقیقت عارف باید مراحلی را سپری نمایدتا نفس به اندازه ظرفیتش از حق آگاه شود. مبنای کار عرفا کشف و شهود و سیر می‌باشد.*

برای دیگر کاربردها صوفیان (ابهام‌زدایی) را ببینید.

تصوف (یا صوفی‌گری) فرقه‌ای اسلامی است و طریقه عملی عرفان یا همان خدا شناسی می‌باشد. صوفیان آفریننده هستی را دارای هیچیک از صفاتی که ما می‌شناسیم نمی‌دانند و او را بالاتر از هر پندار و توصیفی می‌دانند. تصوف در معنی لغت به روش و طریق طی کردن راه جستجوی حق را گویند. و فردی را که در این راه قدم می‌گذارد صوفی می‌گویند.


فهرست مندرجات

[ویرایش] شکل گیری و گسترش

شکل گیری جنبش صوفیگری و دراویش تقویت و گسترش شاخه غیر مسلحانه از مبارزات طولانی مردم ایران علیه سلطه گران عرب بود، که بر مزار جنبشهای شکست خورده سه قرن پیشین بنا نهاده شد. این جنبش که بیشتر عرفانی و مقاومت منفی بود از حلاج (زادهٔ ۲۴۴ هجری) و شبلی و دیگران آغاز و تا دوره سلطان سهاک بنیانگزار نوشتاری مکتب و دین اهل حق یارسان در قرن هفتم و هشتم هجری قمری ادامه داشت. حلاج دقیقا در ایامی ظهور نمود و شعار انا الحق سر داد که دین و دولت با تبانی همدیگر، در برابر مردم ایستاده بودند. حلاج به عقل انسان ارزش و اعتبار می‌دهد و تاکید می‌کند: “آنچه می‌گویم با دیده عقل بنگر...“

از تأثیرگذارترین صوفیان ایرانی و اسلامی می‌توان به بایزید بسطامی(در سال‌های ۱۶۱ تا۲۳۴ می‌زیسته)، ابوسعید ابوالخیر، جنید بغدادی، مولوی، سعدی، عطار نیشابوری، جامی و شاه نعمت الله ولی اشاره کرد.

همچنین از عارفانی که هم اکنون در قید حیات می‌باشند می‌توان علی اکبر خانجانی را نام برد.

صوفیان کسانی بوده‌اند که در راه طریقت قدم زده‌اند. برای تصوف و اینکه از چه کلمه‌ای مشتق شده‌است مطالب بسیاری نگاشته‌اند که از جمله از صوف به معنی پشم یا از صوفیای یونانی به معنی حکمت و فلسفه و... گرفته شده‌است و یا اختصار کلمات ترک و توبه و تقوا - صبر و صدق و صفا - ورد و ود و وفا - فرد و فقر و فنا نیز می‌دانند. اما خود صوفیان معمولاً گرفتار این بحث در لغات و کلمات نیستند و هدف صوفیه تزکیهٔ درون و طی مراحل سلوک تا رسیدن به خداوند و خالق هستی است.درک این نکته که همهٔ موجودات یک حقیقت واحد دارندو برای درک این موضوع و بینش آن باید مراحل سلوک را مرحله به مرحله طی کنند تا از خودی خود فانی شده و به مرحلهٔ لقا برسند. در نظر صوفیه و عرفا عشق مفهوم وسیعی دارد. آنها عشق را امانت بزرگ و ناموس الهی می‌دانند و بر این اعتقادند که خداوند انسان را از عشق خلق کرد و او اولین عاشق و اولین معشوق است. به قول مولوی:

کرد فضل عشق انسان را فضول زین فزون جویی ظلوم است و جهول

همچنانکه هر مذهب و دینی فرقه‌های مختلفی دارد صوفیه نیز دارای انشعبات زیادی شده‌است و علت آن هم این است که بعدها که تصوف رونق گرفت و مفاهیم زیبا و عمیق آن بین عوام پخش شد عده‌ای برای اینکه خود را از خوان آن بهره مند کنند به تصوف رو آوردند بدون اینکه درک درستی از آن داشته باشند.

[ویرایش] تعریف عرفان و تصوف از دیدگاه شیخ بهایی

صوفیان در سماع

«ابولفضائل» شیخ بهایی در کتاب کشکول می‌نویسد: تصوف علمی است که در آن از ذات احدیّه و أسماء و صفاتش از آن حیث که رساننده مظاهر منسوباتش به ذات اویند، بحث می‌کند.

مسائل تصوف، نحوه صدور کثرت از ذات احدی و نحوه رجوع کثرت به ذات و بیان مظاهر اسمای الهی و نعوت رباّنی و کیفیّت رجوع اهل الله و نحوه سلوک و مجاهدات و ریاضاتشان و بیان نتیجه هر یک از اعمال و اذکار در دنیا و آخرت بر وجه ثابت در نفس الامر است. مبادی تصوف شناخت حدّ و تعریف و غایت آن و اصطلاحات قوم را در این علم دانستن است.

[ویرایش] ‌تاریخچه

در حقیقت خود صوفیان آغازی برای صوفی گری و درویش مسلکی خود قایل نیستند و چنانچه در اشعار بزرگان این مسلک آمده آنها پیدایش این تفکر و یا بقولی اعتقاد قلبی خود را از زمان پیدایش جهان و یا قبل از آن هنگام پیدایش آدم (به تعبیر قرآن) می‌دانند.به تعبیر دیگر آنها رابطه بین خود و خدا را عشق حقیقی نامیده و آغاز آن را با خلق بشر همراه می‌دانند.


آدم نبود و من بدم...


از ازل پرتو حسنش ز تجلی دم زد *** عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد


دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند *** گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند


پیش از آن کادم نبود و نام آدم کس نبرد *** در دماغ عاشقان بودست ازین سودا خمار


مطلب طاعت و پیمان ز من باده پرست *** که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست


من هماندم که وضو ساختم از چشمه عشق *** چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست


و....

فی الواقع معنای این تفکر این است که عشق از موهبات و نعمات غیر مادی است که در خلقت بشر وجود دارد و بهترین حالت ممکن آن هنگامیست که صرف خالق این عشق و بشر گردد مانند رابطه زیبایی و هنر و هنرمند.

به دلایل ذکر شده نمی‌توان تاریخ دقیقی جهت پیدایش یا شکل گیری جریان تصوف یا همان عرفان قایل شد چرا که در مسیر تاریخ با نامهای گوناگون ولی هسته و معنایی ثابت حرکت نموده‌است و همیشه کسانی که انگیزه کشف ناشناخته‌ها را در وجود خود داشته‌اند آنرا در هر جا و مکانی پیدا نموده‌اند.متاسفانه اندیشه‌های مغرضانه و قدرت طلب در طول تاریخ بدلیل اینکه این مسلک انسان را به سوی آزادگی و آگاهی راهنمایی می‌کند همواره نگران بوده و سعی در تخریب آن با روشهای گوناگون کرده‌اند مانند نسبت دادن صوفیه به جریانهای خارجی یا اتفاقات تاریخی تا بتوانند علتی و آغازی جهت پیدایش آن پیدا کنند لذا هیچگاه موفق به این کار نشده‌اند زیرا همانطور که ذکر شد نعمت غیر مادی و معنوی در هر جا و در هرکس می‌تواند بروز کند بطور مثال که افکار مولوی و دیگر بزرگان عرفان و تصوف شرقی را در آثار جدید عرفان غربی یا سرخپوستی پائولو کوئلیو و یا دروس دانشگاه‌های معتبر جهان هم دید.

یکی‌ از ترانه‌هایی‌ که‌ پائولو کوئلیو سروده‌ است‌:

من‌ ده‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ دنیا آمدم‌.

روزی‌، درخیابان‌، درشهر،

پیرمردی‌ را دیدم‌، نشسته‌ برزمین‌،

کاسه‌ی‌ گدایی‌ درپیش‌، ویولونی‌ در دست‌،

رهگذران‌ باز می‌ماندند تا بشنوند،

پیرمرد سکه‌هارا می‌پذیرفت‌، سپاس‌ می‌گفت‌،

و آهنگی‌ سرمی‌داد،

و داستانی‌ می‌سرود،

که‌ کمابیش‌ چنین‌ بود:

من‌ ده‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ دنیا آمدم

و دراین‌ دنیا هیچ‌ چیز نیست

که‌ قبلا نشناخته‌ باشم‌.

از بزرگان صوفیه نظیر شیخ ابوالحسن خرقانی نیز در مورد ریشه عرفان تحقیق کرده و متوجه شده که عرفان، در گذشته، یعنی قبل از اسلام هم در شرق وجود داشته ولی به لحاظ سند نتوانسته ریشه‌های عرفان قبل از اسلام در ایران را پیدا کند شیخ ابوالحسن خرقانی توجهی به کیش زرتشتی نداشته‌است و مسلما پیدا کردن ریشه‌های عرفان، در ایران، قبل از اسلام، بایستی کیش زرتشتی را هم در نظر گرفت.

[ویرایش] تصوف از کتاب حدائق السیاحه

التصوف

در کتاب غوالی اللئالی ابن جمهور اللحساوی که ملا محمد باقر در فهرست بحار الانوار نسبت آن کتاب را به ابن جمهور داده‌است روایت شده که قال امیر المومنین (ع) التصوف احرف تاء و صاد و واو و فاء و التاء (ترک و توبه و تقی و الصاد صبر و صدق و صفاء و الواو ورد و ود و وفاء و الفا فرد و فقر و فناء یعنی حضرت سرور اولیا علی مرتضی (ع) فرمود که تصوف کسی راست که متصف باشد بمعنی چهار حرف بترتیب حروف که مجموع آن دوازده وصف شود پس می‌آید که شخص مسمّی به این اسم بصفات دوازده گانه موصوف باشد تا آنکه موضوع له حقیقی این لفظ تواند بود و هر کس که جامع صفات مذکوره نباشد اطلاق این بر او مجاز خواهد بود مانند آنکه شخص مبتدی که تحصیل علم می‌کند و او را ملا گویند.

۱. ترک ۲. توبه ۳. تقوی

۴. صبر ۵. صدق ۶. صفا

۷. ورد(ذکر) ۸. وُد ۹. وفا

۱۰. فرد ۱۱. فقر ۱۲. فناء


و ترتیب اوصاف مذکوره و تحصیل آن اول ترک هوا و توبه نمودن و رجوع کردن از معاصی که صادر شده و تحصیل مرتبه تقوی است و هر مرتبه موقوف است به حصول مرتبه ماقبل پس تا آنکه سه مرتبه اول حاصل نشود داخل در مراتب مرتبه ثانیه نمی‌گردد و این موافق است با آیه کریمه (ان اولیاء و الا المتقون) زیرا که صبر و صدق و صفا از اخلاق حمیده از اوصاف اولیاء است و این مرتبه ثانیه‌است اولی از مرتبه ولایت و معرفت است و مسمّی بعین الیقین و اول ظهور آثار ولایت و تصرف است. ورد وُدّ وفا که در مرتبه ولایت و معرفت می‌باشد پس از حصول مرتبه اول و ثانیه‌است اولی از مرتبه شریعت و آن را صدق الیقین گویند و مرتبه چهارم که فرد و فقر و فناست و مرتبه سیم از ولایت و معرفت است و آن مرتبه مسمّی بحق الیقین است. هر گاه در این حدیث به‌نظر صافی تأمل کرده شود جمیع آنچه مشایخ صوفیه در بیان منازل و سلوک در کتب خود ضبط نموده و قرار داده‌اند استنباط می‌توان نمود زیرا که چهار حرف عبارت است از چهار مرتبه سیر و سلوک و اسفار و مقام مجملاً آنکه:

۱- سیر الی الله ۲- سیر مع الله ۳- سیر فی الله ۴- سیر فی الخلق

۱- مقام شریعت ۲- مقام طریقت ۳- مقام معرفت ۴- مقام حقیقت

۱- عالم ناسوت ۲- عالم ملکوت ۳– عالم جبروت ۴- عالم لاهوت

۱- علم الیقین ۲- صدق الیقین ۳- عین الیقین ۴- حق الیقین

در آنکه دوازده وصف در مراتب اربعه حضرت قطب الاولیاء (ع) فرموده اشارتی است لطیف و کفایتی است شریف یعنی صوفی نمی‌باشد مگر اینکه شیعه اثنی عشری بوده باشد و از اینست که در میان صوفیه مشهور و در کتاب مشایخ مسطور است که انتساب هر یک از سلسله صوفیه بحضرت سرور اولیاء‍‍‍‍ و یا به یکی از ائمه هدی (ع) منتهی می‌شود. و جهت توضیح مذکور می‌شود که سید شریف محقق در حاشیه شرح مطالعه فرموده و ترجمه آن این است: بدانکه بدرستی سعادت عظمی و مرتبه کبری از برای نفس ناطقه انسانی معرفت صانع است تعالی و تقدس با آنکه از برای اوست. صفات کمالیه و منزه‌است از صفات نقایص امکانیه و آنچه صادر می‌شود از صانع از آثار در دنیا و آخرت بالجمله معرفت مبد‍أ و معاد که کمال نفس ناطقه‌است و از طریق تحصیل آن به دو وجه میسر است. یکی بطریق نظر و استدلال اگرملازم و متابع ملت انبیایند در هر زمان و هر ملت پس ایشان را متکلم گویند و اگر تابع و ملت نبی زمان خود نیستند ایشان را حکما و مشائی نامند و دیگر به طریق ریاضت و مجاهده اگر ریاضت و مجاهده ایشان به قانون و قرارداد نبی زمان است ایشان را صوفیه خوانند. مراد آن نیست که به همین لفظ بعینه گفته باشند زیرا که این لفظ عربی است مثلاً در میان جماعتی که تکلم با عبری وسریانی و یا غیر آن هر یک فرقه متصف به این اوصاف را به لفظی که بر قانون خود از برای اشیاء قرار داده‌اند موصیفین به اوصاف را به کلمه‌ای تسمیه می‌نمودند که در لغت عرب صوفی است و آن سه لفظ دیگر بدین طریق و اگر ریاضت و مجاهده ایشان موافق قانون و قرارداد نبی آن زمان نیست ایشانرا حکمای اشراقی گویند و بدین مضمون نیز محقق طوسی در بعضی کتب خود بیان نموده‌است. بنابراین تقسیم و تعریف اهل ریاضت و مجاهده تابع شریعت را صوفی می‌گفته‌اند پس وضع این لفظ از برای این فرقه از آدم الی یوم القیامه‌است پس صوفی اطلاق می‌شود به مرتاض مجاهد مطلق که موافق قواعد شریعت مقدسه‌است. جمعی گفته‌اند که التصوف صدق التوبه یعنی تصوف بازگشت راست و درست است بخدای متعالی.

الحاج زین العابدین شروانی قدس اله سره العزیز




[ویرایش] عرفان و تصوف و جایگاه آن در اسلام

عرفان در لغت به معنی «شناخت» است و اصطلاحا به «شناخت خدا» در صورتی که عاشقانه باشد، گفته می‌شود.عارف محبوس شناخت‏های استدلالی خشک درباره خدا و صفات او نیست، بلکه خدا را روح حاکم بر سراسر وجود و همه هستی میبیند. عارف در صدد است همچون قطب عارفان و امیر مؤمنان که فرمود:«ما رأیت شیئا الاّ رأیت الله قبله و بعده و معه» همیشه شاهد حق تعالی باشد و گاه فریاد بر می‌آورد که: به دریا بنگرم دریا ته وینم تو بینم به صحرا بنگرم صحرا ته وینم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا ته ونیم

عرفان دو نوع است؛ نظری و عملی. عرفان نظری؛ مجموعه معارفی درباره شناخت خدا و نقش او در هستی و ارتباط انسان با خدا و شناخت ابعاد الهی انسان و منازل و مقامات سلوک و سفر انسان الی الله و امثال آن است. عارفان بزرگ در طول تاریخ صدها کتاب عرفانی تألیف کرده و به یادگار گذاشته‏اند؛ از مثنوی ملای رومی گرفته تا منطق الطیر عطار. اما در بین همه آثار عرفان نظری برخی کتب مقام عالی را در حوزه‏های علمیه کسب کردند که اکنون متن درسی حوزه علمیه قم و دیگر حوزه‏های بزرگ است؛ مانند:

۱ ـ فصوص الحکم، محی الدین عربی، با شرح قیصری؛

۲ ـ تمهید القواعد، صائن الدین ابن ترکه؛

۳ ـ مصباح الانس، ابن فناری.

رهبر انقلاب معاصر ایران آیت الله خمینی هم علاوه بر تحصیل این کتاب‏ها و تدریس آن تعلیقه‏ای بر فصوص الحکم نگاشته‌است و تجلیل وی از محی الدین در نامه‏ای که به گورباچف نوشت، نشانه احترام و اهتمامی است که او به ایشان داشته‌است. عرفان عملی، سلوک رفتاری و تلاش‏های مستمر یک سالک است که با مناجات‏های فراوان در خلوت وجَلْوت و تخلق به اخلاق فاضله، همچون زهد و دوری از دنیا و رفق و محبت به خلق و مانند آن حاصل می‌شود تقوا وپرهیزگاری و دوری از گناهان و عمل به دستور و تکالیف دینی نقش عمده‏ای در صفای قلب ایفا می‌کند. از میان چهره‏های برجسته عرفان در چند دهه اخیر می‌توان از مرحوم قاضی بزرگ استاد عرفا و علامه طباطبایی و نیز مرحوم سید احمد آشتیانی در تهران و مرحوم الهی قمشه‏ای و مرحوم فاضل تونی و مرحوم آیة ا...بهاءالدینی و مرحوم آیة‏ا... رفیعی قزوینی و مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی مرحوم آیة ا... شاه آبادی و مرحوم آیت الله ملا سلطان گنابادی و از بین معاصران استاد علامه حسن زاده آملی و آقایان سلطانحسین تابنده گنابادی ، دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه و آیة‏ا... جوادی آملی و آیة‏ا... بهجت را نام برد. برای اطلاع بیشتر می‌توانید به کتاب‏های ذیل مراجعه نمایید:

۱ ـ مقدمه‏ای بر عرفان و تصوف دکتر سجادی

۲ ـ برنامه سلوک در نامه‏های سالکان نشر دارلفکر

۳ ـ عرفان نظری دکتر یحیی یثربی

۴ ـ بشارة المومنین , ولایتنامه و سعادتنامه از حاج ملا سلطانمحمد بیدختی

۵ ـ نفحات الانس احمد حاجی

۶ ـ آشنایی با عرفان و تصوف , شریعت، طریقت و عقل از دکتر تابنده

۷ ـ الحمات و العرفان آیة‏ا... جوادی آملی

۸ ـ عارف و صوفی چه می‌گوید جواد تهرانی

۹ ـ مجموعه مقالات عرفان ایران دکتر سید مصطفی آزمایش

تصوف اسلامی

کلمه تصوف شاید به خاطر پشمینه پوشی عارفان و زهد و دوری از لطیف پوشی و یا به خاطر تلاش به جهت کسب صفای باطن و یا به خاطر صفه نشینی جمعی از اصحاب زاهد و بی سرمایه پیامبر اکرم(ص) در مدینه انتخاب شده‌است. نخستین بار این کلمه درباره «ابوهاشم صوفی» (متوفی ۱۵۰ هجری) به کار برده شد و برخی آغاز کاربری این کلمه را از «حسن بصری» می‌دانند. تصوف روشی از اندیشه و عمل است که باطن آن را عرفان و عبادت و مناجات و زهد و رفق تشکیل می‌دهد وظاهرش را آداب خاص عبادی و اوراد و اذکار مخصوص هر فرقه و لباس پوشی و زینت مخصوص و اهتمام به شغل‏های دنیوی و شرکت در جلسات مخصوص، ذکرهای دسته جمعی خانقاه‏ها و تبعیت مطلق و به قول خود اهل تصوف عاشقانه به مرشد و پیر طریقت. این ویژگیها به صورت جامع مشخصه‏های تصوف است؛ گرچه نوع آداب و اذکار و رفتار هرفرقه‏ای از صوفیه با فرقه‏های دیگر متفاوت است. تصوف اسلامی به روایت عامه از قرن دوم هجری در بین مسلمانان نمودار شد که شاید عرفان واقعی اسلام به همراه رهبانیت مشترکا موجب پیدایش صوفیه شدند. جمعی از صوفیان بزرگ تاریخ اسلام عبارتند از: ابوهاشم صوفی، سفیان توری، حسن بصری، ابراهیم ادهم، فضیل عیاض، معروف کرخی، ذوالنون مصری، بایزیدبسطامی، جنید بغدادی، حسین بن منصور حلاج، ابوالحسن خرقانی، ابوسعید ابوالخیر، باباطاهر همدانی، خواجه عبدالله انصاری، شیخ بهایی، عین القضات همدانی، امام محمد غزالی، شیخ احمد جامی، عبدالرحمن جامی، شیخ عبدالقادر گیلانی، شیخ نجم الدین کبری، شیخ عطا، شیخ شهاب الدین سهروردی، مولانا جلال الدین، سعدی، فخرالدین عراقی، فیض کاشانی، صفی الدین اردبیلی، شاه نعمت الله ولی و... فرقه‏ها: تصوف در اسلام به صدها فرقه بزرگ و کوچک تقسیم شده که معمولاً هر فرقه بزرگ به چندین فرقه کوچک منشعب شده است؛ لذا ده‏ها فرقه صوفی شیعه داریم و ده‏ها فرفه صوفی سنی. معروف‏ترین آن فرقه‏ها عبارتند از: قادریه، نقشبندیه، چَشتیّه، کبرویّه، نعمت اللهی‌ها، نوربخشیه، حیدریه، ملاقبیّه و بکتاشیّه. که غیر از (گروه چهارم و هشتم) بقیه در ایران وجود دارند. نقد تصوف: تصوف از آن جهت که مشتمل بر عرفان و تزکیه نفس است، ستوده، اما بسیاری از فرق آن بدلیل انحراف از خط اصلی و شفاف آن دچار نواقصی گردید و همچنان که عالم نمایان و روحانی نمایان در اسلام باعث انحراف خیل عظیمی از دوستداران راه حق شده در تصوف نیز صوفی نمایان ضربات سهمگینی بر پیکره این مسلک وارد کرده و موجب بدنامی سایرین گشته‌اند لذا از ضایعاتی که فرقه‌های منحرف آن و در واقع صوفی نمایان به اسلام وارد کرده‌اند به شرح ذیل است:

۱ ـ آداب خرافی و رسم‏ها و سنت‏ها

۲ ـ بسیاری از مرشدانِ به ظاهر آراسته شیادانی هستند که خانقاه و مجالس آن را دکان قرار داده‏اند؛

۳ ـ بی توجهی و یا کم مهری نسبت به شریعت و احکام و تکالیف دینی و رساله‏های عملیه و تقلید از مراجع تقلید؛

۴ ـ دوری و عدم انجام وظایف انقلابی و سیاسی به بهانه دوری از دنیا و مشاغل دنیوی.


البته به دور از انصاف است که همه فرق صوفیه را با اتهامات بالا مورد موخذه قرار داد چرا که سلاسلی از صوفیه در ایران (مانند سلسله نعمت اللهی گنابادی) وجود دارند که نه تنها هیچ یک از صفات بالا در آنها دیده نمی‌شود بلکه از حیث خوشنامی و رعایت آداب شریعتی و اجتماعی بزرگان و مریدان آن بین عامه شهره می‌باشند و همیشه چه از سوی حکومتهای مختلف و چه از دید علمای دینی و چه مردم عادی همیشه قابل احترام و الگوی شهروند متعهد و وظیفه شناس با عقاید اقلیت را داشته‌اند.

جهت آگاهی بیشتر به مقاله ذیل برگرفته شده از سایت www.encyclopaediaislamica.com توجه فرمائید :

تصوف، عنوان قسم عمده‌ای از سلوک باطنی دینی در عالم اسلام. این مقاله شامل بخشهای زیر است: ۱) واژگان ۲) تصوف از ابتدا تا پایان قرن ششم ۳) تصوف در ایران بعد از قرن ششم ۴) تصوف در آسیای مرکزی و قفقاز ۵) تصوف در شبه قارة هند ۶) تصوف در جنوب شرقی آسیا ۷) تصوف در چین ۸) تصوف در آسیای صغیر و بالکان ۹) تصوف در اندلس ۱۰) تصوف در مصر ۱۱) تصوف در آفریقا ۱۲) تصوف اسلامی در غرب ۱۳) مستشرقان و تصوف ۱۴) نقد تصوف

[ویرایش] منابع