حنبلی
|
|
|
|---|---|
|
جنبشهای فکری اهل سنت |
|
| ارکان دین اسلام |
|
|
سعید بن زید · زبیر · طلحه |
|
|
صحیح بخاری · صحیح مسلم · سنن نسائی |
|
|
مکانهای مقدس |
|
حنبلی نام یکی از شاخههای کیش سنی از دین اسلام است. واز مذاهب فقهی و از پیرو ابو عبدالرحمان احمد ابن حنبل از ائمه چهار گانه سنت و جماعت است. او به ترتیب زیر، چهارمین امام از ائمه اهل سنت است.
وی در سال ۱۶۴ هجری قمری در بغداد زاده شد و در سال ۲۴۱ درگذشت. ابن حنبل اهل حدیث بود و توجهی به رای نداشت. استناد او صرفاً به قرآن و حدیث پیامبر اسلام بود. محمد پسر عبدالوهاب، موسس وهابیت نیز مذهب حنبلی داشتهاست.
اصول [ویرایش]
مذهب حنبلی بر پنج اصل استوار است:
- کتابالله (قرآن)
- سنت رسولالله (محمد)
- فتوای صحابه پیامبر اسلام
- قول برخی از صحابه که موافق با کتاب باشد
- تمام احادیث مرسل و ضعیف
از مواردی که حنابله به آن اهمیت زیاد میدهند امر به معروف ونهی از منکر است.
فقه و اصول حنبل [ویرایش]
-
- فقه او از ویژگیهای ذیل برخوردار است:
الف - فتواهای احمدبن حنبل به احادیث و اخبار و آثار سلف صالح مستند بود. او براساس قول پیامبر و داوریهای آن حضرت و همچنین فتواهای صحابه - در مواردی که از نظرمخالفی اطلاع نیابد - فتوا میداد و آن چه را هم در آن اختلاف کرده بودند میآورد.
او گفتههای تابعین یا دیگران را که به آگاهی داشتن از روایات وآثار مشهور بودند بر فتوای خویش ارجحیت میداد.
ب - او از فرضها دوری میگزید و تنها درباره آن چه عملاً رخ دادهاست فتوا میداد. چرا که از نظر او فتوا و رای چیزی است که تنها در صورت ضرورت باید به سراغ آن رفت.
ج - این که او در درجه نخست به اخبار و روایات استناد داشت سبب نشد فقه او محدود یا اززندگی عملی مردم دور شود، چون مذهب او بیش از هر مذهب دیگری در امر تعاقد ومعاملات و تعهداتی که هر یک از طرفین برعهده دارند آزادی و سعه قائل است.
او در مذهب خود دو اصل را مبنا گرفته و پذیرفتهاست:
- اصل اولیه در عبادات بطلان است مگر آن که دلیلی بر صحت آمده باشد.
- اصل اولیه در معاملات و عقود صحت است مگر آن که دلیلی بر تحریم و بطلان رسیده باشد.
بنابراین اساس شیوه احمد ابن حنبل احترام نهادن و ملتزم شدن به هر شرطی است که طرفهای معامله بنهند مگر آن که از سوی شارع دلیلی بر حرمت آن شرط برسد.
د - او در جایی که به نصی یا اثری پذیرفته شده دست نمییافت براساس مصلحت فتوا میداد. او هر حکمی را که برای هدف هست به وسیلههای آن، و هر حکمی را که برای نتیجه هست به مقدمههای آن میداد و به این مساله آن اندازه دامنه و گسترش داد که در فقه پیش از او سابقه نداشت. او برخلاف شافعی که در باب معاملات و عقود دیدگاهی ظاهری دارد و آنها را تنها به همان عبارتهایی که حاکی از آنهاست تفسیر میکند و به انگیزهها و اهداف آنها نمینگرد، تنها به ظواهر و صورت مادی این پدیدارها نمینگریست و براساس انگیزهها و اهداف و نتایجی که برای این عقود و معاملات هست درباره آنها حکم میکرد.
منابع [ویرایش]
- دکتر: الشکعة، مصطفی. (الأئمة الأربعة) ، دار الکتاب اللبنانی، چاپ بیروت، سال انتشار ۱۹۸۵ میلادی به (عرب).
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||