عقل فعال

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
خدا

مفاهیم عمومی
ندانم‌گرایی • بی‌خدایی • ناخداباوری • دادارباوری
یکتاپرستی • یک‌ازچندپرستی • یکتاپرستی گزینشی
دوگانه‌پرستی • سه‌گانه‌پرستی • چندخدایی
خدافراگیردانی • همه‌خدایی • ضدخدایی


مفاهیم اختصاصی
واجب‌الوجود • خالق • معمار • عقل فعال • شیطان
حامی و رزّاق • لرد • پدر • موناد
یگانگی • وجود برتر •
شخصی • وحدت وجود • ثنویت
سه‌گانگی (تثلیث)
در ادیان ابراهیمی
(در بهاییت، در مسیحیت، در اسلام، در یهودیت)
در یافالی • در بوداییسم • در هندوییسم
در جینیسم • در آیین سیک • در آیین زرتشتی


ویژگی‌ها
عالم مطلق • قادر مطلق
حضور در همه جا در آن واحد • خیر اعلی • بسیط
مجرد • شخص‌وار • بزرگترین موجود قابل تصور


خدا و انسان
ایمان • نماز • عقیده • وحی
عرفان • توکل • متافیزیک
تصوف • جادو • علوم خفیه


یکی از مفاهیمی که از خدا طرح شده‌است؛ مفهوم عقل فعال(به انگلیسی: Demiurge) است.[۱][۲]

حکما براساس دلايلي معتقدند که در باطن جهان، موجودي واسطه قرار دارد که هم به ذات خود، شعور دارد و خويش را درک مي‌کند و هم به علت خويش و هم به معلولات خود اين موجود در هيچ ماده و جسمي حلول ندارد و به هيچ پيکري تعلق ندارد. فوق زمان و مکان است. از مبدأ خويش فيض مي‌گيرد و به جهان مي‌رساند. تمام ادراکها و شعورها و قدرتهاي اين جهان به فيض و مدد اوست و نظر به اينکه خود آگاه و غير ماده است، عقل ناميده مي‌شود و چون واسطه فيض بين مبدأ کل و جهان است و نيروئي فعال است آن را «عقل فعال» مي‌خوانند.[۳]

عقل فعال در نظر افلاطون[ویرایش]

عقل فعال در نظر افلاطون، خدایی نیست که جهان را از نیستی (به انگلیسی: Nihil) آفریده باشد؛ بلکه به آشفتگی ماده سازنده جهان، نظم بخشیده‌است.عقل فعال، فرمهای از پیش آماده را به مواد بی شکل ارائه می کند؛ یعنی همانند کاری که یک صنعتگر با مواد و مصالح خام انجام می دهد، و این گونه نیست که صور اشیا را از خود خلق کند و به آن‌ها بدهد.[۴][۵]

نظر حکمای مشاء[ویرایش]

در فلسفه ارسطو و هنگامی که آثار ارسطو در قرون اولیه اسلامی ترجمه می‌شد این اصطلاح به همراه اصطلاحاتی دیگر در قالب تفکراتی قرار گرفت که از یک سو متاثر از دین اسلام بود واز سویی دیگر در نظام فلسفه ارسطو ریشه داشت، فلسفه‌ای که از آن با عنوان " فلسفه مشاء" یاد می‌کنند. [۶]نظريه استناد موجودات به عقل دهم مربوط به حکماي مشاء است. آنان اعتقادي به عقول عرضي ندارند و هر آنچه در عالم ماده وجود دارد را به عقل واحدي که در سلسله طولي در آخرين مرتبه قرار دارد، استناد مي‌دهند.[۷]

عقل فعال در نظر فارابی[ویرایش]

فارابی در این رابطه می گوید : کسی که به مرتبه ی اعلای روحانی و معنوی می رسد می تواند میان روح خویش و عقل فعال جمع کند . یعنی بی واسطه به عقل فعال اتصال یابد و چون عقل فعال از علت اولی فیض می گیرد. پس چنین کسی به واسطه ی عقل فعال از مبدا اولی فیض خواهد گرفت. [۸]

عقل فعال در نظر ابن سینا[ویرایش]

ابن سینا خلقت را ناشی ازنفس اندیشه الهی می‌داند که خود اندیشه می‌کند وعلمی که وجود الهی به طور ابدی از خود دارد همان عقل اول است. عقل اول معلول آغازین و نیروی خلاق است که با اندیشه الهی یکی است وتنها از این طریق می‌توان با رعایت قاعده" الواحد لا یصدر عنه الا الواحد" از وحدت به کثرت رسید. خداوند هنگامی که به ذات خود می‌اندیشد، آفرینش براساس درجات و سلسله مراتب انجام می‌گیرد، بنابراین عمل آفرینش و عمل تعقل همانند هم هستند و هنگامی که درجات بالا در خود می اندیشند، درجات پایین تر هستی به‌وجود می‌آیند. از یک واجب الوجود که سرچشمه همه چیزهاست بنابر اصلی که ذکر شد بیش از یک وجود صادر نمی‌شود همان وجودی که ابن سینا عقل اول می‌نامد. عقل اول هنگامی که در خویش تامل می‌کند، وجود خدا را واجب می‌داند واز آن جهت که خود توسط واجب الوجود، پدید آمده ماهیت خود را نیز واجب می‌داند اما نفس ماهیت خود را وجود ممکن تعقل می‌کند واز این طریق عقل اول به سه بعد از معرفت دست پیدا می‌کند که عقل دوم و نفس فلک اول و جسم فلک اول از آن پدید می‌آیند. عقل دوم نیز همین عمل را انجام می‌دهد و از آن عقل سوم و جسم ونفس فلک دوم پدید می‌آید واین روند تا عقل دهم وفلک نهم که فلک قمر است، ادامه دارد اما از اینجا به بعد عقل دهم که همان عقل فعال است آن اندازه پاکی ندارد که از آن فلک دیگری به وجود بیاید؛ به همین جهت از آن تنها عالم کون و فساد و نفوس آدمی صادر می‌شود که این عالم عالم کثرت است و نفسی که این عالم را مستقیما هدایت می‌کند از عقل فعال صادر شده است و ذات واجب الوجود از آن جهت که به کلیات علم دارد و از هرگونه کثرت مبرا است تنها به واسطه عقول این جهان را هدایت می‌کند. جهان تحت فلک قمر، جهان تغییر وتبدل است و موجودات در این جهان به وجود می‌آیند و پس از مدتی فنا می‌شوند و زندگی خاکی که مدام در حال تغییر و دگرگونی است، آدمی را احاطه کرده است بنابراین هنگامی که مخلوقی می‌خواهد به وجود بیاید، عقل فعال صورتی از خود افاضه می‌کند تا وجود آن را امکان پذیر ‌سازد و چون آن مخلوق ازمیان برود و نیست شود، عقل فعال آن صورت را باز پس می‌گیرد و به درون خود می‌برد. به همین دلیل ابن سینا این عقل را " واهب الصور" یعنی بخشنده صورتها نامیده است. فارابی نیز عقل فعال را واهب الصور می‌گوید زیرا که معقولات در آن موجودند و عقل فعال معقولات را به عقل انسانی ارزانی می‌دارد و چون این معقولات همچون صور افلاطونی هستند برای همین نام آن را بخشاینده صورتها یا واهب الصور نامیده‌اند. [۹]

نظر فلاسفه اشراقی[ویرایش]

فلاسفه اشراقي که معتقد به عقول عرضي در آخرين مرحله از سلسله عقول طولي هستند، نظر حکمای مشاء را قبول ندارند و قائلند که هر کدام از اين عقول عرفي، نوعي از انواع مادي را ايجاد مي‌کند و امور همان نوع را تدبير مي‌کند. اين نظريه که از «مُثُل افلاطون» گرفته شده است، وجود افراد انسان و کمالاتي که به او مي‌رسد را به جوهري مجرد عقلي به نام «رب النوع يا مثال» انسان مستند مي‌کند.[۱۰]

عقل فعال در نظر هانری کربن[ویرایش]

هانری کربن متذکر می‌شود نباید از نظر دور داشت که آنچه در فلسفه قدیم در باب عقول دهگانه و نفوس افلاک مطرح شده است، مباحثی مربوط به علوم طبیعی نیستند بلکه با پیشرفتهای علمی این نظام طبیعی بی‌اعتبار شده است و این مباحث را باید از منظری نگاه کرد که هدفش تعالی انسان ودست یافتن به آسمان‌های ناپیدای معنوی و جغرافیای عرفانی است؛ همان طور که سهروردی در رساله روزی با جماعت صوفیان به همین نکته اشاره می‌کند: " آن کسانی که در آسمان و ستارگان نگرند سه گروهند: گروهی که به چشم سرنگرند و صحیفه‌ای کبود بینند، نقطه‌ای چند بر وی و این گروه عوامند. و گروهی آسمان را هم به دیده آسمان بینند و این گروه منجمانند. دیده آسمان ستارگان است و ایشان آسمان را به ستارگان بینند، گویند امروز فلان ستاره در فلان برج است پس این اثر کند. در فلان برج بر فلان قران است. اما کسانی که سر( رمز) آسمان و ستاره به چشم سر نبینند و نه به دیده آسمان الا به نظر استدلال، محققانند".[۱۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Set Cookies
  2. برهان صنع(2)
  3. مجموعه آثار. ج. سیزده. صدرا, 1374. ص 134. 
  4. Set Cookies
  5. برهان صنع(2)
  6. . http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/84581. بازبینی‌شده در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۴. 
  7. غلامرضا فیاضی. تعلیقات بر نهایه الحکمه. ج. چهارم. موسسه امام خمینی، 1382. ص 976. 
  8. دکتر محمود رامیار. تاریخ قرآن. ص 60. 
  9. . http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/84581. بازبینی‌شده در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۴. 
  10. غلامرضا فیاضی. تعلیقات بر نهایه الحکمه. ج. چهارم. موسسه امام خمینی، 1382. ص308. 
  11. . http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/84581. بازبینی‌شده در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۴.