علم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


علم[۱] (واژه‌ای عربی از ریشه علم به معنای آموختن) ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی.[۲][۳][۴][۵] یک معنای قدیمیتر و نزدیک که امروزه هنوز هم به کار می‌رود متعلق به ارسطو است و دانش علمی را مجموعه‌ای از آگاهیهای قابل اتکا می‌داند که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند. (بنگرید به بخش تاریخ و ریشه‌شناسی)[۶]

تاریخ علوم[ویرایش]

از عصر کلاسیک علوم به عنوان یک نوع دانش با فلسفه ارتباط نزدیکی داشتند. در اوایل عصر مدرن دو کلمه علم و فلسفه در زبان انگلیسی به جای هم به کار برده می‌شدند. در قرن ۱۷ میلادی فلسفه طبیعی (که امروز علوم طبیعی نامیده می‌شود) به تدریج از فلسفه جدا شد.[۷][۸] با این حال علم همچنان کاربردی وسیع برای توضیح آگاهیهای مطمئن در مورد یک موضوع داشت. به همین ترتیب هم امروزه در عصر مدرن همچنان برای موضوعاتی همچون علم کتابداری و یا علوم سیاسی به کار می‌رود.

در عصر مدرن، علم معادل علوم طبیعی و فیزیکی به کار می‌رود، لذا محدود به شاخه‌هایی از آموختن است که به پدیده‌های دنیای مادی و قوانین آنها می‌پردازد. این هم‌اکنون معنای غالب علم در کاربرد روزمره‌است.[۹] این معنای محدودتر از علم که خود بخشی از علم شده‌است، تبدیل به مجموعه‌ای از تعریفهای قوانین طبیعت شده که بر مبنای مثالهای اولیه‌ای همچون قانون کپلر، قوانین گالیله و قوانین حرکت نیوتن بنا شده‌اند. در این دوره رایجتر شد که به جای فلسفه طبیعی علوم طبیعی به کار رود. در طی قرن نوزدهم میلادی کلمه علم بیش از پیش مرتبط ب مطالعه منظم دنیای طبیعت شد، شامل فیزیک، شیمی، زمین‌شناسی و زیست‌شناسی. این منجر به قرارگیری مطالعات تفکر انسان و جامعه در یک برزخ زبان‌شناسی شد. که در نهایت منجر به قرارگیری این مطالعات دانشگاهی در زیر عنوان علوم اجتماعی شد. به همین ترتیب هم امروز قلمروهای بزرگی از مطالعات منظم و دانش وجود دارند که زیر سرفصل کلی علم قرار دارند، همچون علوم کاربردی و علوم صوری.[۱۰]

به طور کلی اطلاعات مجموعه‌ای از داده‌های خام و پردازش نشده‌است. پردازش اطلاعات، تولید علم می‌کند، و علمی که روشش تجربی و نتایجش آزمون پذیر و موضوعش جهان خارج باشد، علم تجربی است.

مفهوم دیگر علم در زبان فارسی[ویرایش]

علم در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسی اش (Science) به کار می‌رود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش (Knowledge) است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیده‌ها، روابط و غیره‌است، اعم از اینکه مربوط به حوزه مادی و طبیعی باشد و یا مربوط به علوم معنا و ماوراء الطبیعه. در این تعریف قواعد روش علمی برای دستیابی به آن دانش الزامی نیست و علم شامل مجموعه‌ای از آگاهی‌ها، دانش‌ها و معلوماتی است که انسان توانسته از طریق روش‌های گوناگون تا به امروز به آنها آگاهی پیدا کند. اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم حدیث و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.

در مقابل مفهوم علم به‌طور خاص وجود دارد که معادل واژه انگلیسی Science است که از ریشه لاتینی «ساینتیا» به معنای دانستن گرفته شده‌است و متناظر با آن بخشی از دانش بشری است که از طریق روش‌های تجربی حاصل شده‌است و قواعد علوم تجربی بر آن حاکم است.[۱۱]

علم از دیدگاه صوفیه[ویرایش]

  • جواد نوربخش (پیر سلسله نعمت اللهی و روانپزشک): صوفیه به علوم ظاهری و رسمی که شرط اصلی آنها تقلید و تکرار است توجهی ندارند، و علومی را اصیل می‌خوانند که از طریق صفای نفس و تهذیب اخلاق و گشاده‌دل حاصل می‌شود.

آنان معتقدند که علم ظاهری موجب شک و تردید می‌گردد و خود حجاب اکبر است، تنها علمی مفید فایده است که انسان را به حق نزدیک سازد، و لذا علم مورد نظر آنها، علم عشق و حال است، نه دانش قیل و قال.[۱۲]

علم که از قلم آید از آن چه خیزد، علم آن است که حق بر دل ریزد.[۱۴]

علم آلت صید بنده است، زیرا به وسیله علم است که انسان به دام بندگی خدا کشیده می‌شود.[۱۶]

علم چیست از ذره قافی کردنست تا ابد گردش طوافی کردنست
علم و مال و منصب و جاه و قران فتنه آرد در کف بد گوهران
  • شاه نعمت الله ولی: علم در بدایت علم شرعی است حاصل به استفاده و تواثر، و در نهایت شهود حق ذاته بذاته، این را عین الیقین می‌خوانند و کمال مقام احسان می‌گویند.[۱۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. فرهنگستان زبان و ادب فارسی از علم به عنوان معادل واژهٔ انگلیسی Science استفاده کرده‌است. برای نمونه food science علوم غذایی، crop science علوم زراعی و information science علم اطلاعات معادل‌سازی شده‌اند. «واژه‌های مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی». وب‌گاه فرهنگستان. بازبینی‌شده در ۲۹ آذر ۱۳۹۰. 
  2. "Online dictionary". Merriam-Webster. Retrieved 2009-05-22. "knowledge or a system of knowledge covering general truths or the operation of general laws especially as obtained and tested through scientific method ... such knowledge or such a system of knowledge concerned with the physical world and its phenomena" 
  3. Popper ۲۰۰۲, p. ۳.
  4. Wilson, Edward (1999). Consilience: The Unity of Knowledge. New York: Vintage. ISBN 0-679-76867-X. 
  5. Ludwik Fleck (1935), Genesis and Development of a Scientific Fact reminds us that before a specific fact 'existed', it had to be created as part of a social agreement within a community.
  6. ارسطو, ca. 4th century BCE "اخلاق نیکوماخوسی Book VI, and Metaphysics Book I:".  "In general the sign of knowledge or ignorance is the ability to teach, and for this reason we hold that art rather than experience is scientific knowledge (epistemē); for the artists can teach, but the others cannot." — Aristot. Met. 1.981b
  7. Consider, for example, آیزاک نیوتن (۱۶۸۷) اصول ریاضی فلسفه طبیعی
  8. Andrew Janiak (13 October 2006). "Newton's Philosophy". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 19 March 2011. "Fully understanding Newton means avoiding anachronistically substituting our conception of philosophy in the twenty-first century for what the early moderns called 'natural philosophy'. To be sure, the latter includes much that we now call 'science', and yet it clearly includes much else besides...Newton may have provided physics with its paradigm...Newton's scientific achievement was in part to have vanquished both Cartesian and Leibnizian physics; in the eighteenth century, and indeed much of the nineteenth, physics was largely a Newtonian enterprise." 
  9. Oxford English Dictionary
  10. ماکس برن (1949, 1965) Natural Philosophy of Cause and Chance points out that all knowledge, including natural or social science, is also subjective. Page 162: "Thus it dawned upon me that fundamentally everything is subjective, everything without exception. That was a shock." See: intersubjective verifiability.
  11. عبدالکریم سروش. علم چیست، فلسفه چیست.. حکمت، ۱۳۷۵. ۳. 
  12. فرهنگ نوربخش، اصطلاحات تصوف، دکتر جواد نوربخش، جلد ۵، تهران ۱۳۷۸، ص ۱۲۷،
  13. به نقل از: فرهنگ نوربخش، اصطلاحات تصوف، دکتر جواد نوربخش، جلد ۵، تهران ۱۳۷۸، ص ۱۲۷،
  14. رسائل خواجه عبدالله انصاری، به کوشش محمد شیروانی، ص ۲۹
  15. به نقل از: فرهنگ نوربخش، اصطلاحات تصوف، دکتر جواد نوربخش، جلد ۵، تهران ۱۳۷۸، ص ۱۲۸،
  16. شرح و ترجمه کلمات قصار باباطاهر، به اهتمام دکتر جواد مقصود، ص ۳۴۸
  17. به نقل از: فرهنگ نوربخش، اصطلاحات تصوف، دکتر جواد نوربخش، جلد ۵، تهران ۱۳۷۸، ص ۱۲۸
  18. مصیبت نامه، عطار نیشابوری، به کوشش دکتر واصل نورانی، ص ۴۵
  19. رسائل شاه نعمت الله ولی، به کوشش دکتر جواد نوربخش، خانقاه نعمت اللهی تهران، ج ۴، ص ۱۷۷