شیخیه
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
| در بیطرفی این مقاله یا بخش اختلاف نظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
شیخیه اسم يكي از مكتبهاي معروف شيعه جعفري دوازده امامي است، نام شيخي براين گروه از مسلمانان بدليل پيروي آنها از مرحوم شيخ احمد بن زين الدين احسائي اطلاق شده وي كه بنيان گذار مكتب شيخي يا المدرسة الشيخية است در سال ١١٦٦ قمري در منطقه الاحساء در عربستان متولد شده و ازعلماي بزرگ و معروف شيعه است و نظريات او در مورد معاد و معراج با جسم لطيف تري موسوم به جسم هورقليائي معروف و باعث اظهار نظرهاي گوناگون شده ، هورقليا به معني ملك ديگر اشاره به عالمي است بالاتر و لطيف تر از عالم اعراض، شيخ در همه بيانات خود به فرمايشات و احاديث ائمه شیعه استناد ميكرد و حكمت او متكي به بیانات پیامبر اسلام و جانشینان او بود.
معروف ترين كتب شيخيه عبارتند از: شرح الزيارة الجامعة الكبيرة - شرح العرشية - شرح المشاعر - شرح آية الكرسي - دليل المتحيرين -ارشاد العوام - الفطرة السليمة - طريق النجاة - فصل الخطاب - الكتاب المبين - مصباح السالكين - ينابيع الحكمة - صواعق البرهان - زينبية - اسرار الشهادة - اجتهاد و تقليد - فهرست - التقليد - دوستي دوستان و کتاب مكتب شيخي نوشته پروفسور هانري كوربن فرانسوي.[۱]
پس از شیخ احمد احسائی مؤسس این مذهب، شاگرد او سید کاظم رشتی و پس از وی حاج محمدکریمخان کرمانی جانشین او شدند. در اصطلاح شیخیه، شیخ احمد احسائی را «شیخ جلیل» و سید کاظم رشتی را «سید نبیل» میخوانند.
محتویات |
[ویرایش] سید کاظم رشتی
سید کاظم رشتی در جوانی در یزد به شیخ احمد احسائی پیوست و سپس به کربلا رهسپار شد و تا پایان عمر در آن شهر به تدریس و ترویج مکتب شیخیه مشغول بود. بالغ بر یکصد و پنجاه جلد کتاب و رساله نوشت که غالبا رمزآسا است. از جمله شاگردان وی، حاج محمد کریمخان کرمانی است.
[ویرایش] شیخیه کرمان
بعد از سید کاظم رشتی برخی از شاگردان وی حاج محمدکریمخان کرمانی را جانشین وی دانستند. این گروه به شیخیه کرمان معروف شدند. حاج محمدکریمخان مؤسس سلسله شیخیه کرمان است. از او بیش از ۲۰۰ جلد کتاب و رساله به جا ماندهاست که بیشتر مباحث آن در خصوص حکمت الهی شیعی است. حاج محمد کریم خان فرزند ابراهیم خان ظهیر الدوله والی کرمان است که پسر عمو و داماد فتحعلی شاه قاجار بود. پس از او دو پسر وی به نامهای حاج محمد خان و سپس حاج زینالعابدین خان به پیشوائی رسیدند و پس از آنها حاج ابوالقاسم خان(۱۳۱۴ - ۱۳۹۰ ه. ق.) فرزند حاج زین العابدین خان به پیشوائی رسید. پس از او فرزندش حاج عبدالرضاخان جانشین پدر شد که در سال اول انقلاب ایران بدست گروهی به نام الفتح کرمان ترور شد(۱۳۵۸ ه. ش.) و در حال حاضر پیشوایی بر عهده سید علی موسوی در بصرهاست. سید کاظم رشتی، حاج محمد کریم خان، حاج محمد خان و حاج زین العابدین خان در حرم امام حسین مدفون شدند. محل دفن حاج ابوالقاسم خان در حرم امام رضا و محل دفن حاج عبدالرضا خان در شهر کربلا میباشد. طرفداران این سلسله در حال حاضر بیشتر در شهرهای کرمان، تهران، خرمشهر، مشهد، شیراز، بصره و کربلا زندگی میکنند.
شیخیه کرمان را بنا به انتساب به مؤسس آن حاج محمدکریمخان، «کریمخانیه» نیز گفتهاند و رئیس این سلسله را «سرکار آقا» خطاب میکنند. از ویژگیهای این سلسله احترام و ادب خاص به اهل بیت پیامبر اسلام و همچنین در رفتارهای فردی شان با خود و دیگران میباشد.
[ویرایش] باقریه
«باقریه» پیروان میرزا محمد باقر همدانی بودند. او نخست نماینده حاج محمدکریمخان در همدان بودوپس از واقعه رمضان 1315 هجری قمری همدان وغارت اموال و بیتش در همدان توسط افرادی در همدان به جهت حفظ جان خود از همدان به تهران جهت عرض حال به حاکم زمان هجرت نمود ولی بدلیل نیافتن جواب دلخواه از حاکم کشور در پاسخ به دعوت فرستاده خود اقا سید هاشم لاهیجی به جندق رفت. او سالیان متمادی در جندق سکنی گزیده وبه تبیین احکام اسلام وبیان روشهای اهل بیت پرداخت در نائین و اصفهان و جندق و بیابانک و همدان ومشهدوتهران مقلدینی یافت. شرح غارت شیخیه همدان به تحریک آخوند ملا عبدالله در کتابی به نام تاریخ عبره(عبرت) لمن اعتبر که در سال 1316 یا 1317 قمری چاپ نوشته شده است.
[ویرایش] شیخیه آذربایجان
شیخیه آذربایجان پیرو حاج میرزا شفیع ثقةالاسلام تبریزی هستند. این شیخیه را «ثقة الاسلامیه» نیز گویند. پس از حاج میرزا شفیع، پسرش میرزا موسی و بعد از وی میرزا علی معروف به ثقة الاسلام دوم و پس از وی برادرش میرزا محمد به ریاست این طایفه رسید.
طایفه دیگر شیخیه «حجةالاسلامی» هستند که از میرزا محمد مامقانی تکفیر کننده سید علیمحمد باب و محکوم کننده او به مرگ در شهر تبریز پیروی میکنند. وی حجةالاسلام لقب داشت و از شاگردان سید کاظم رشتی به شمار میرفت.
دیگر شیخیه «عمیدالاسلامی» هستند که جمله ایشان با اختلاف مشرب از شیخیه تبریز به شمار میروند.
طایفه دیگر از شیخیه، «احقاقیه» هستند که پیرو آخوند ملاباقر اسکوئی میباشند. وی از بزرگان شیخیه در کربلا بود و پسران سید کاظم رشتی نزد او درس میخواندند و پس از درگذشت سید دعوی جانشینی او را کرد و چون کتابی به نام «احقاقالحق و ابطالالباطل» در رد حاج محمدکریمخان کرمانی نوشت، فرزندان او نام خانوادگی خود را «احقاقی» گرفتند. این طایفه در آذربایجان و کربلا و کویت زندگی میکنند و پیشوای ایشان آقا شیخ رسول احقاقی است.[۲]
[ویرایش] عقاید
شیخیه اصول دین را منحصر در چهار اصل شناخت خدا، نبوت، امامت و رکن رابع میدانند.
- به اعتقاد شیخیه رکن چهارم دین شناختن شیعیان کامل است و آنها واسطه در بین شیعیان و امام غایب هستند و جمیع فیوض بواسطه آنها از امام به مردم میرسد و البته معتقدند این شیعیان کامل در حال حاضر بدلیل عدم اقتضای زمانه بشخصه معروف نیستند و رکن رابع اعتقاد نوعی بوجود چنین شخصی در زمان غیبت است. در احادیث تعداد آنها ۳۰ نقیب و هفتاد نجیب ذکر شدهاست. نقبا و نجبا در هر زمانی در محضر حجت زمان بودهاند. بعنوان مثال سلمان در زمان رسول الله (ص)و اباالفضل در زمان سید الشهدا و نواب اربعه در زمان غیبت صغری. شیخیه آذربایجان به این اصل اعتقاد ندارند. اصل رکن رابع را حاج محمدکریم کرمانی بیان کردهاست چون اگر چه این اصل در کلام شیخ و سید هم بوده ولی مجمل و در لفافه بودهاست و بعداً بمصلحت زمان واضح تر تبیین شدهاست شیخیه کرمان را که پیرو حاج محمدکریمخان هستند «رکنیه» نیز میخوانند.
- شیخیه معاد و عدل را از اصول دین میدانند ولی معتقدند اعتقاد به خدا و رسول ضرورتا مستلزم اعتقاد به قرآن و از جمله تعلیمات آن عدل و معاد است. عدل یکی از صفات ثبوتی خداوند است، اگر آن را اصل اصیل بشماریم چرا سایر صفات ثبوتی از قبیل علم، قدرت، حکمت و غیره رااز اصول دین نشماریم و اصلادرشمردن اصول دین بین علما اختلاف بوده چون هیچ تقسیم بندی صریحی از ائمه در این باره نرسیده و همه اینها تقیسمات علما در زمانهای مختلف بر حسب وضعیت هر زمان است و اختصاصی به شیخیه ندارد
- شیخیه میگویند معاد جسمانی وجود دارد اما بعد از انحلال جسم، عنصری که باقی میماند جسم لطیفی است که به اصطلاح ایشان جسم هورقلیایی است. هورقلیا که ظاهراً کلمه سریانی است، همان قالب مثالی میباشد که از اصطلاحات فلسفی شیخ احمد احسایی است. وی میگوید: آدمی را دو جسم است، یکی مرکب از عناصر زمانی که به منزله اعراض جسم حقیقی است و آن مانند جامهای است که انسان آن را میپوشد و از تن بیرون میآورد و آنچه پس از مرگ میپوسد و از میان میرود همین جسم است. دیگر سرشتی است که آدمی از آن آفریده شده و زمانی نیست و از عالم هورقلیا است و در گور او باقی خواهد ماند و آنچه آدمی در روز رستاخیز به هیات آن زنده خواهد شد همین جسم مثالی است و ثواب و عقاب اخروی مربوط به همین جسم میباشد. بازگشت ارواح مردم در کالبد لطیفی است که از جسم دنیوی آنها لطیفتر است؛ گرچه در مقایسه با عالم برزخ و قیامت، جسم محسوب میشود.
- شیخیه معراج جسمانی پیامبر را میپذیرند ولی معتقدند که پیغمبر در هر فلکی از افلاک، جسمی متناسب با جرم و جسم آن فلک برای خود گرفت. و این اختلافات نظری نیز مخصوص شیخیه نیست.
- یکی از اختلافات شیخیه با دیگر شیعیان نحوه نماز خواندن در مزار ائمهاست. شیخیه در هنگام نماز در حرم پیغمبر و امامان از لحاظ ادب و احترام طوری میایستند که قبر میان ایشان و قبله واقع شود. و استدلال به حدیث (الامام لا یتقدم و لا یساوی) بر این طریقه خود میکنند و در احترام به ائمه زنده و مرده ایشان بسیار اهتمام میورزند
مخالفان ایشان معتقدند شیخیه درباره مقام ائمه راه غلو پیمودهاند و برای آنها مقام خدایی قائل شدهاند زیرا قبر امام را قبله قرار میدهند در حالی که این مطلب از جهت احترام به ائمه و استناد به احادیث واقع شدهاست. گاه شیخیه شیعیان مخالف خود را «بالاسریه» و خود را «پشتسری» میخوانند. البته شیخیه برای عقاید خود نسبت به امامان به زیارات رسیده از اهل بیت خصوصا زیارت جامعه کبیره استناد میکنند.[۳]
[ویرایش] منابع
- ↑ مکتب شيخي - المدرسة الشيخية - Shaykhi School
- ↑ مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی
- ↑ مکتب شیخی - شیخیه
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||