انسان‌گرایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
De Catilinae coniratione Sallustii.jpg

انسان‌گرایی (اومانیسم) (به انگلیسی: Humanism) رویکرد تمرکز بر توانایی‌ها و دغدغه‌های انسان؛ در آزمایش‌های تجربی، مطالعات اجتماعی، پژوهش‌های فلسفی و خلق آثار هنری است.

واژهٔ Humanism (با H بزرگ) نهضت فرهنگی فکری است که در خلال دوران تجدید حیات فرهنگی (رنسانس) به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجستهٔ یونانی و رومی پدید آمده‌است. این واژه از واژهٔ لاتینی Humus به معنی خاک یا زمین اخذ شده‌است.

انسان‌گرایان میان مجردات در انتهای دوران باستان و در قرون وسطا، محققان و روحانیون، میان divinitas به معنی حوزه‌هایی از معرفت و فعالیت که از کتاب مقدس نشأت می‌گرفت و humanitas یعنی حوزه‌هایی که به قضایای عملی زندگی دنیوی مربوط می‌شده‌است، فرق گذاشتند. و از آنجا که حوزهٔ دوم، بخش اعظم الهام و مواد خام خود را از نوشته‌های رومی و به طور فزاینده یونان باستان می‌گرفت، مترجمان و آموزگاران این آثار که معمولاً ایتالیایی بودند خود را umanisti یا humanists نامیدند.

در برخی از موارد انسان‌گرایی در برابر خداگرایی قرار داده شده است[۱]. اما از نقطه نظر علمی، در آنتروپولوژی ارتباطی میان اومانیسم و خداناباوری وجود ندارد و ارتباط عمیقی میان خداباوری و اومانیسم در تاریخ یاد شده‌است، زیرا بنیانگذاران اومانیسم در «اروپا ی مدرن» که دکارت و کانت می‌باشند خود سرسخت‌ترین خداباوران هستند. سارتر در کتاب «اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر» (Existentialisme est un Humanism) کوگیتوی دکارتی را تنها نقطهٔ تمایز اگزیستانسیالیسم از بقیهٔ فلسفه‌ها و «تنها مبنای ممکن برای اومانیسم» می‌داند. برخی از انسان گرایی به عنوان ایمان به خدای حقیقی یعنی ایمان به خود انسان یاد می کنند.از نظر آن ها با این که یک ندای درونی در انسان می گوید که خدا هست ولی چون انسان آن را نمی‌بیند پس نباید در مورد آن اظهار نظر کرد فعلاً چیزی که هست و انسان می بیند خود انسان است و در واقع انسان همان خداست و به اندازه‌ی تمام انسان ها خدا وجود دارد.


معرفی انسان گرایی:

انسانگرایی به یک مکتب فکری اطلاق می شود که پیرامون آن معتقدند موجود انسانی با سایر گونه های حیات متفاوت است و دارای ظرفیت ها برخوردارنیستند. روابط بین فردی و تحقق خود یکی از موضوعات مهم در انسان گرایی است. فرض های انسان گرایی در تضاد با عقاید نظریه پردازان شرطی سازی عاملی است که با بر این باورند که همه رفتار های انسان ها نتیجه پیامد های رفتار است و نیز در تضاد با روان شناسان شناختی است که جست و جوگری یا ساخت معانی را عامل اصلی یادگیری انسان می دانند. حیطه های مورد علاقه انسان گرایان شامل مطالعه خود، انگیزش، زمینه – هدف و روابط میان فردی می شود. انسان گرایان دارای علایق و نظرگاههای متفاوتی هستند. دیدگاه های گروه اکثریت انسان گرا یان که انسان گرایان مدرن یا انسان گرایان طبیت گرا خوانده می شوند ریشه در دیدگاه های ارسطو و سقراط دارد. فلسفه انسان گرایی طبیعی به شدت تحت تأثیر فلسفه نوین گرایی قراردارد. ورود فلسفه طبیعت گرایی به فلسفه انسان گرایی باعث رد تمام دیدگاه های مابعدالطبیعه ای گشته است و روی استدلال علمی دموکراسی و همدردی انسانی و نیز حقوق طبیعی انسانی تاکید می کند. دیدگاه انسان گرایی دیدگاهی است که بر طبق آن انسان اشرف مخلوقات شناخته شده است و به دو شاخه تقسیم می شود: دیدگاه غیر دینی و دیدگاه دینی. در انسان گرایی غیر دینی اعتقاد بر این است که ماهیت منحصر به فرد انسان استعداد های بی همتای شخصی اوست که باید رشد کند و تحول یابد. انسان گرایان دینی نیز با پذیرش ویژگی های منحصر به فرد انسانها دین را عامل مهمی برای تحول درونی در انسان می دانند. لذا دیدگاه دینی و غیردینی به غیر از موضوع قبول یا انکار دین، وجوه مشترک بسیاری دارند. گروه های معتقد دینی با فرضیه های انکار خدا به شدت مخالف اند. آنان ریشه های فکری خود را از افلاطون و آگوستین و مذاهب مختلف گرفته اند. به اعتقاد آنها انسان گونه ای ممتاز و برتر از سایر گونه هاست. خداوند یا هستی برتر در مرکز هستی قراردارد. مریتین و دی کاردین دو مدافع اصلی رویکرد خدا پرستانه یا خدا محور هستند. از دیدگاه آنان انسان موجودی مادی و معنوی، خردمند و دارای آزادی اراده است و عالی ترین هدف انسان ان است که از روی اراده اجابت کنند، و مطیع قوانین الهی باشد(کتاب: بسترهای فهم برنامه درسی، تالیف: دکتر مصطفی قادری). نوشته: سمیرا کریمی

منابع[ویرایش]

  1. «اومانیسم»(فارسی)‎. وبگاه رشد. 

پیوند به بیرون[ویرایش]