اخلاق
|
|
پیشنهاد شدهاست که این مقاله یا بخش با اخلاقیات ادغام گردد (بحث). |
علم اخلاق شاخهای از علوم انسانی∗ است که موضوع آن ارزش (خوب بودن یا بد بودن) خویها و رفتارهای انسان است.[۱] در فلسفه اخلاق دربارهٔ خوب یا بد بودن یک امر چند گرایش وجود دارد. یک گرایش تنها در صورتی یک امر را خوب میداند که نتیجه(ها)یی دلخواه به همراه داشته باشد اما گرایشی دیگر بدون رد نتیجههای دلخواه خوب بودن یک امر را ذاتی میداند (از جمله بیشتر دینها). در اخلاق دینمدار این نتیجهها ممکن است در جهان ادعایی فرامادی نیز اتفاق بیافتند اما در اخلاق نا-دینمدار رخداد نتیجههای دلخواه برای مثلا جامعهٔ انسانی تنها در جهان مادی مد نظر است. در این اخلاق ریز الگوهای اخلاقی و اینکه چه اموری نتیجههایی دلخواه برای مثلا جامعهٔ انسانی دارند، ممکن است با اجماع روانشناسان و جامعهشناسان برجسته تعیین شود نه متولیان دین.[۲][۳]
محتویات |
[ویرایش] تاریخ
یکی از اولین کتابهایی که مستقلاً به علم اخلاق پرداخته است کتاب اخلاق نیکوماخوس اثر ارسطو است.
[ویرایش] اخلاق در لغتشناسی
از دیدگاه زبان عامی و فنی اخلاق به سه معنی به کار میرود∗
- خُلق یعنی خوی، طبع، سجیه، عادت∗، و جمع آن اخلاق است.
- صفت اخلاقی: عامل انجام یک عمل اخلاقی در شرایط خاص، به طور ناخودآگاه و شرطی∗ مثل بخشندگی و دروغگویی
- عمل اخلاقی: آن نوع عمل که بتوان در مورد خوب یا بد بودن آن قضاوت کرد. میتواند آگاهانه یا بی اختیار و عادتی(در اثر یک خلق) باشد . مثل یک بار بخشیدن و دروغ گفتن و ...
[ویرایش] ارتباط اخلاق با علوم دیگر
جایگاه اخلاق در نقشهٔ علم، در انتهاست
دسته بندی علوم توسّط خواجه نصیر الدین طوسی در آغاز کتاب اخلاق ناصری، جایگاه علم اخلاق را در بین سایر علوم چنین آورده:
- علومی که به شناخت موجودات میپردازند
- نظری: وجود موضوع آنها وابسته به حرکت ارادی انسان است.
- ما بعد الطبیعه: موضوعشان مجرد از ماده
- ریاضی
- ۴ قسم
- طبیعی
- ۸ قسم
- عملی: وجود موضوع آنها مستقل از حرکت ارادی انسان است «این علوم دانش به مصالح حرکات ارادی و افعال صناعی انسان هستند، به گونهای که احوال آنها را سازمان دهند و آنان را به کمال شایسته شان برساند.»
- تهذیب اخلاق: در مورد امور فردی بحث میکند
- تدبیر منزل: مربوط به گروه کوچکی که
- سیاست مدن: مربوط به جمعی است که در شهر، مملکت و مانند آن زندگی میکنند
- نظری: وجود موضوع آنها وابسته به حرکت ارادی انسان است.
[ویرایش] وابستگی
علم اخلاق مبادی اش را از علوم منطق، مابعدالطّبیعه(یعنی فلسفه) برای مبادی هستی شناختی، و علمالنّفس(انسان شناسی) و روانشناسی میگیرد. شاخهای از اخلاق که عهده دار تامین مبادی اخلاق است فرا اخلاق نام دارد. لذا فرا اخلاق یک علم درجه دوم است. یعنی چون بر اساس علم منطق علوم را باید بر حسب موضوع شان و نه محمول شان دسته بندی نمود؛ و موضوع فرااخلاق در علوم دیگر است؛ فرا اخلاق یک علم یا شاخهای از آن نیست.[۴]
[ویرایش] پیش درآمدی
علم اخلاق در فراهم آوردن مبادی علم حقوق و سیاست و تدبیر مُدُن نقش دارد. ارسطو، کتاب اخلاق نیکوماخوس اش را به عنوان مقدّمهای برای کتاب سیاست مُدُنش نوشته
علم اخلاق بعضی از مبادی دو علم تدبیر منزل و سیاست مدن را نیز تأمین میکند.
[ویرایش] شاخههای اخلاق
اخلاق به سه شاخهٔ کاملاً مجزا تقسیم میشود∗:
- فلسفه اخلاق که شاخهای از فلسفه∗ است و وظیفهٔ آن پاسخ به پرسش هایی از این قبیل بعنوان پایهٔ اخلاق نظری ست[۵]:
- اخلاق نظری که وظیفهٔ آن مطالعهٔ صفات و اعمال اخلاقی و پاسخ به انتظاراتی است از قبیل:
- شناسایی، دسته بندی و تعریف صفات و اعمال اخلاقی در حوزهٔ عمومی
- شناخت ریشهها و پیامدهای آنها
- قضاوت در مورد خوبی یا بدی صفات کلان (صفاتی که محدود به حوزهٔ خاصی از زندگی نیستند). این قسمت از اخلاق یک فن[۶] یا روش یا قانون یا باید و نباید است، نه یک علم. یعنی مربوط به آنچه باید، نه آنچه هست[۷][۸].
- شناسایی حوزههای خاص اخلاق∗.
- دادن قدرت استدلال در مورد خوبی یا بدی اعمال و صفات اخلاقی در حوزههای خاص به آموزنده.
- اخلاق عملی یا تربیت اخلاقی∗ فنی[۶] ست برای رسیدن از وضعیت مطلوب ناموجود به وضعیّت موجود مطلوب در اخلاق. از این نظر اخلاق اساس معنویت است[۹]؛ و انسانی که اخلاقی تر است، معنوی تر نیز هست∗. همچنین این قسم از اخلاق یک فن است[۶]. از مهمترین مسائل مطرح در این حوزه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
[ویرایش] توضیحات
- ^ علوم انسانی دستهای از علوم دانشگاهی اند که در آنها با روشهای عموماً تحلیلی، انتقادی و تفکری-تعمقی امور انسانی را مطالعه میکنند. این روشها معمولاً در تقابل با روشهای تجربی در علوم پایه و علوم اجتماعی قرار میگیرند. (ویکیپدیا)
- ^ که به هیچ وجه محدود به زبان فارسی و فرهنگ اسلامی نیست.
- ^ در روانشناسی در مورد معنای آن بحث میشود.
- ^ برای مطالعه در مورد عادت و شرطیسازی و یادگیری به کتاب روانشناسی عمومی، دکتر حمزه گنجی یا منابع مشابه رجوع فرمایید.
- ^ این شاخهها با هم اشتباه گرفته نمیشوند. اما از سویی در بسیاری از منابع قدیم اخلاق، علم اخلاق صرفاً به دومی و سومی اطلاق میشود (مانند معراج السّعاده)؛ و از سویی هم در متون غربی جدید از اخلاق صرفاً به عنوان شاخهای از فلسفه یاد میشود و قسمت دوم و سوم نیز گاه جزو آن میآید.
- ^ فلسفه مطالعهٔ مسائل کلی و اساسی پیرامون موضوعاتی چون وجود، آگاهی، حقیقت، عدالت، زیبایی، اعتبار، ذهن و زبان است. وجه افتراق فلسفه با راههای دیگر پرداختن به این پرسشها (راههایی نظیر عرفان و اسطوره) رویکرد نقّادانه و معمولاً سامانمند فلسفه و تکیهاش بر استدلالهای عقلانیاست. (ویکیپدیا)
- ^ اصطلاح فلسفی. رجوع شود به آشنایی با علوم اسلامی، جلد 1، اثر شهید مطهّری
- ^ اصطلاحی در علم منطق. رجوع شود به منطق کاربردی، اثر علی اصغر خندان
- ^ دو نوع جمله در علم زبان شناسی
- ^ مدرّسان گاه این قسمت را اخلاق کاربردی می خوانند. اما این نامی برای اخلاق اختصاصی نیست.
- ^ عرفان عملی مساوی اخلاق عملی نیست، بلکه صرفاً بهترین فن تربیت اخلاقی، آن هم در محدودهٔ اخلاق اسلامی ست. نه در قلمرو کلّی اخلاق.
- ^ به طور مشابه، در صنعت تولید دقّت اندازه ملاک کیفیت است. محصولی بهتر است، که در طی فرایند تولید، در ابعادی هر چه دقیق تر ساخته شده باشد.
- ^ تصوّر و تصدیق دو اصطلاح در علم منطق اند. رجوع شود به منطق کاربردی، اثر علی اصغر خندان
[ویرایش] منابع
لطفاً توجه شود که شماره پاورقی در مورد منابع و توضیحات مستقل از هم و از نظر ظاهر نیز متفاوت اند
- ↑ شورای کتاب کودک، فرهنگنامهٔ کودکان و نوجوانان، جلد 2 (الف)، اخلاق
- ↑ "Ethics." Microsoft® Encarta® 2009 [DVD]. Redmond, WA: Microsoft Corporation, 2008.
- ↑ Consequentialism (Stanford Encyclopedia of Philosophy)
- ↑ حمید - پارسانیا، منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - ۱۳۸۷ - شماره ۲۴۳، آبان باشگاه اندیشه (www.bashgah.net)
- ↑ احمد دیلمی و مسعود آذزبایجانی، اخلاق اسلامی، ویراست دوم، صفحه 17
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ محمدحسین طباطبایی، تقسیر لامیزان، جلد 1، صفحه554: اخلاق فنّی ست که...
- ↑ شهید مطهّری در کتاب انسان کامل، گفتار پنجم
- ↑ استاد جعفر سبحانی، اندیشه اسلامی 1، فصل اول:انسان و ایمان، عنوان "بعد معرفتی"، بحث "علوم عملی"
- ↑ اخلاق دارای درجات و مراتب زیادی بوده، و یکی از ارکان معنویت را تشکیل میدهد. از آنجا که مقصد نهایی، و غایی اخلاق همان انسان معنوی است، در سطوح بالا این دو به همدیگر رسیده و یکی میشوند. به بیان دیگر، معنویترین افراد اخلاقیترین هم هستند. (خبرگزاری مهر)
- ↑ احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، در اخلاق اسلامی، بخش 3، اولین پاورقی (صفحه 161)
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||