عشق
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
| روابط صمیمانه |
|---|
|
گونههای روابط شوهر · همسر دوستپسر · دوستدختر دوستی · خویشاوندی معشوقه · Cicisbeo · Concubinage · Courtesan · رویدادهای روابط عاطفی احساسات و عواطف فعالیتهای انسانی سوء استفاده |
عشق لذتی اغلب مثبت است که موضوع آن زیبایی است [۱]، همچنین احساسی عمیق، علاقهای لطیف و یا جاذبهای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و میتواند در حوزههایی غیر قابل تصور ظهور کند.[۲]
عشق و احساس شدید دوست داشتن میتواند بسیار متنوع باشد و میتواند علایق بسیاری را همچون دلباخته شدن شامل شود.
در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی میتواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی میباشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلحدوستی و انسانیت در تطابق است.[۳] عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را میتوان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف انسانی دانست که فرد آنرا در یک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم میکند. با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو میکند: علاوه بر عشق رومانتیک که ملغمهای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق عرفانی و عشق افلاطونی، عشق مذهبی، عشق به خانواده را نیز میتوان متصورشد و درواقع این کلمه را میتوان در مورد علاقه به هرچیز دوست داشتنی و فرح بخش مانند فعالیتهای مختلف و انواع غذا به کار برد. «گراهام را دوست دارم».[۴]
محتویات |
[ویرایش] ریشهٔ واژه
- نوشتار اصلی: ریشه پارسی واژه عشق
در گذشته تصور میشد که واژهٔ عشق ریشهٔ عربی دارد. ولی عربی و عبری هر دو از خانوادهٔ زبانهای سامیاند، و واژههای ریشهدار سامی همواره در هر دو زبان عربی و عبری معنیهای یکسان دارند. و عجیب است که واژهٔ «عشق» همتای عبری ندارد و واژهای که در عبری برای عشق به کار میرود اَحَو (ahav) است که با عربی حَبَّ (habba) هم خانواده است. ولی دیدگاه جدید پژوهشگران این است که واژهٔ «عشق» از iška اوستایی[۵] به معنی خواست، خواهش و گرایش ریشه میگیرد که آن نیز با واژهٔ اوستایی iš به معنی «خواستن، گراییدن، آرزو کردن و جستوجوکردن» پیوند دارد. همچنین، به گواهی شادروان فرهوشی، این واژه در فارسی میانه به شکلِ išt به معنی خواهش، گرایش، دارایی و توانگری است. خود واژههای اوستایی و سنسکریت نام برده شده در بالا از ریشهٔ هندی و اروپایی(زبان آریاییان) نخستین یعنی ais به معنی خواستن، میل داشتن و جُستن میآید که شکل آن aisskā به چم خواست، گرایش و جستوجو است. گذشته از اوستایی و سنسکریت، در چند زبان دیگر نیز برگرفتههایی از واژهٔ هندی و اروپایی نخستین ais بازماندهاست.[۵]
فردوسی نیز که برای پاسداری از زبان فارسی از به کار بردن واژههای عربی آگاهانه و هوشمندانه خودداری میکند ولی واژهٔ عشق را به آسانی و باانگیزه به کار میبرد و با آن که آزادی سرایش به او توانایی میدهد که واژهٔ دیگری را جایگزین عشق کند، واژهٔ حُب را به کار نمیبرد.
در زبان فارسی به کسی که دارای احساس عشق نسبت به کسی دیگر است، دلدار و به کسی که مورداحساس عشق طرف دیگر است؛ دلبر یا دلربا میگویند.واژه عشق در ادبیات فارسی به ویژه ادبیات غنایی، پایگاه و اهمیتی ویژه و والا دارد و بسیاری از شاعران پارسی، درباه ی عشق و عاشقی، وصف معشوق و سختی های عاشقی، اشعاری با ارزش ادبی والا دارند.همچنین گاهی اوقات، این کلمه درباره عشق انسان به خدا نیز آمده است که در مقوله عرفان و مذهب می گنجد.[۶]
[ویرایش] بررسی معنی
اگر چه تعریف دقیق کلمه «عشق» کار بسیار سختی است و مستلزم بحثهای طولانی و دقیق است، اما جنبههای گوناگون آن را میتوان از طریق بررسی چیزهایی که «عشق» یا عاشقانه «نیستند» تشریح کرد. عشق به عنوان یک احساس مثبت (وشکل بسیار قوی «دوست داشتن») معمولاً درنقطه مقابل تنفر (یا بی احساسی محض) قرار میگیرد و در صورتی که درآن عامل میل جنسی کمرنگ باشد و یک شکل خالص و محض رابطه رمانتیک را متضمن باشد، با کلمه شهوت قابل قیاس است؛ عشق در صورتی که یک رابطه بین فرد ودیگر افراد را توصیف کند که درآن زمزمههای رمانتیک زیادی وجود دارد در مقابل دوستی و رفاقت قرار میگیرد؛ با وجود آنکه در برخی از تعاریف «عشق» بروجود رابطه دوستانه بین دو نفر در بافتهای خاص تاکید دارد.[۷]
«عشق» در معنای عام خود بیشتر به وجود رابطه دوستانه بین دونفر دلالت دارد. عشق معمولاً نوعی توجه واهمیت دادن به یک شخص یا شیء است که حتی گاهی این عشق محدود به خود نمی شود (مفهوم خودشیفتگی). با این وجود در مورد مفهوم عشق نظرات متفاوتی وجود دارد. عدهای وجود عشق را نفی میکنند. عدهای هم آنرا یک مفهوم انتزاعی جدید میدانند و تاریخ «ورود» این واژه به زبان انسانها و در واقع اختراع آن را طی قرون وسطی یا اندکی پس از آن میدانند که این نظر با گنجینه باستانی موجود در زمینه عشق و شاعری در تضاد است.[۸]. عده دیگری هم میگویند که عشق وجود دارد و یک مفهوم انتزاعی صرف نیست، اما نمیتوان آن را تعریف کرد و در واقع کمیتی معنوی و متافیزیک است. برخی از روانشناسان اعتقاد دارند که عشق عمل به عاریه سپردن «مرزهای خودی» یا «حب نفس » به دیگران است. عدهای هم سعی دارند عشق را از طریق جلوههای آن در زندگی امروزی تعریف نمایند.[۹]
تفاوتهای فرهنگی میان کشورها و اقوام مختلف امکان دستیابی به یک معنای عمومی و فراگیر درمورد کلمه عشق را تقریبا ناممکن ساختهاست. در توصیف کلمه عشق ممکن است عشق به یک نفس یا عقیده، عشق به یک قانون یا موسسه، عشق به جسم (بدن)، عشق به طبیعت، عشق به غذا، عشق به پول، عشق به آموختن، عشق به قدرت، عشق به شهوت، و یا عشق به انواع مفاهیم دیگر مد نظر باشد و افراد مختلف برای افراد و چیزهای مختلف درجه دوست داشتن متفاوتی را بروز میدهند. عشق مفهومی انتزاعی است که تجربه کردن آن بسیار ساده تر از توصیفش است. به علت پیچیدگی مفهوم عشق و انتزاعی بودن آن معمولاً بحث درمورد آن به کلیشههای ذهنی خلاصه میشود و درمورد این کلمه ضرب المثلهای زیادی وجود دارد، از گفته ویرژیل یعنی «عشق همه جا را تسخیر میکند» گرفته تا آواز گروه بیتلز یعنی «همه چیزی که به آن احتیاج داری عشق است». برتراند راسل عشق را یک «ارزش مطلق» میداند که در برابر ارزش نسبی قرار دارد.[۱۰]
[ویرایش] انواع
- عشق حیرانی - اصطلاح حیرانی (Agape) توسط مسیحیان اولیه (و به خصوص یونانیان، ریشه این کلمه یونانی است) برای اشاره به پذیرش بی قید و شرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شدهاست. این نوع از عشق بر اساس تصمیم و نه احساسات شکل میگیرد.
- عشق با وقار - نوعی رفتار مودبانه وموقرانه که در اواخر قرون وسطی در مورد خانمها و عاشقان آنها به کار میرفت.
- عشق دروغین - نوعی عشق نادرست با هدف کسب مادیات(می توان مفهوم عشق را برای این نوع، قائل نشد.)
- عشق جنسی (eros) - میل جنسی نسبت به یک فرد
- عشق به خانواده - عشق به افراد خانواده و مهربانی به آنها
- عشق آزاد - رابطه جنسی بر اساس انتخاب فرد که محدود به ازدواج نمیشود
- شیفتگی - در عهد جدید به معنای عشق احساسی مشروط به کار میرود یعنی «دوستت دارم چون...»
- عشق افلاطونی – یک رابطه نزدیک که درآن رابطه جنسی وجود ندارد یا سرکوب یا محدود شدهاست.
- عشق ظاهری - رابطه عاشقانهای که در آن پختگی لازم وجود ندارد و «راستین» نیست. این کلمه دارای بار معنایی منفی است و تاکید دارد که عشق در دوران جوانی معمولاً کمتر راستین و واقعی است.
- عشق به مذهب - تعهد و دوست داشتن خدا یا مذهب
- عشق رومانتیک ـ علاقهای که ترکیبی از صمیمیت و میل جنسی است
- عشق راستین - عشق بدون قید و شرط یا انگیزه خاص. دوست داشتن فرد فقط به خاطر خود و نه رفتارها یا عقایدش. همچنین به عشق بی قید و شرط اشاره دارد.
- عشق یک طرفه - مهرعاطفهای که یک طرفهاست
- شهوت - عاطفه بر اساس شهوت و تمایل به ارضای نفس.
- عشق لحظهای - عشقی که در لحظهای که فرد برای اولین بار با فردی تماس میگیرد به وجود میآید. از این عشق به مراتب در داستانها و ادبیات یاد شدهاست وبه “ love at first sight ” معروف است.
- عشق مستلزم فداکاری - فداکاری و گذشتن از جان یا چیز با ارزش دیگری برمبنای عشق.[۱۱]
- تقسیم بندی انواع عشق
1- اروس(eros): عشق شهوانی - عـشق بـه زیبایی - فاقد منطق - عشق فیزیكی كه بواسطه جذابیت و كشش های جسمانی و یا ابراز آن بطور فیزیكی نمایان میگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش میكند.
2- لودوس(ludus): عـشق تـفننی - ایـن عشـق بـیـشتـر مـتعلق به دوران نوجوانی میباشد - عشق های رمانتیك زودگذر - لودوس ابراز ظاهری عشق میباشد - كـثرت گرا نسبت به شریك عشقی - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمی گرداند -رابطه دراز مدت بعید بنظر میرسد.
3- فیلو(philo): عشق بـرادرانـه - عـشـقـی كـه مبتنی بر پیوند مشترك می باشد -عـشقی كـه بـر پـایـه وحـدت و هـمـكاری بـوده و هـدف آن دسـتـیـابی بـه منافع مشترك میباشد.
4- استورگ(storge): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگرانی نسبت به منافع مـتقابل - در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان می باشـد - صـمـیـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پایدار و بادوام - فقدان شهوت.
5- پراگما(pragma): عشق منطقی - این مختص افرادی است كه نگران این موضوع میباشند كه آیا فرد مقابلشان در آینده پدر یا مادر خوبی برای فرزندانشان خواهند شد؟ عشقی كه مبتنی بر منافع و دورنمای مشترك می باشـد - پـایـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا میباشد - همبستگی برای اهداف و منافع مشترك.
6-مانیا(mania): عشق افراطی - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگیز - شیفتگی شدید به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضایت از رابطه - مانند وسوسه میماند و میتـواند بـه احساسات مبالغه آمیز و افراطی منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.
7-اگیپ(agape): عشق الهی - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمایل انجام دادن كاری برای دیگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر
[ویرایش] دیدگاههای علمی
در طول تاریخ دو مقوله فلسفه ودین بیشترین مطالب را راجع به مفهوم عشق بیان کردهاند. درقرن گذشته روانشناسی در مورد عشق به وفور اظهار نظر کردهاست. امروزه علوم روانشناسی تکاملی، زیستشناسی تکاملی، مردم شناسی، علم اعصاب و زیست شناسی در مورد ماهیت عشق و عملکرد آن بحثهای زیادی را مطرح کردهاند. در مدلهای زیستشناسی مربوط به جنسیت، عشق به عنوان یک غریزه موجود در پستانداران همانند گرسنگی و تشنگی مطرح شدهاست. روانشناسی عشق را پدیدهای اجتماعی و فرهنگی قلمداد میکند. رابرت اشتنبرگ روانشناس معروف، مدل مثلثی عشق را مطرح کرد و عشق را شامل سه عنصر دانست: صمیمیت، تعهد و شهوت. افراد در مرحله صمیمیت رازها و جزئیات زندگی شخصی خود را برای یکدیگر بازگو میکنند. صمیمیت معمولاً در دوستی یا عشق رومانتیک بروز میکند. تعهد انتظار تداوم رابطه عاشقانه تا ابد است. شهوت یا رابطه جنسی سومین قالب عشق است که مهمترین پارامتر محسوب میشود. یلا این مدل را اندکی تغییر داد و شهوت را به دو جزء شهوت نفسانی و شهوت رومانتیک تقسیم بندی کرد.[۱۲]
[ویرایش] منشا شیمیایی
|
|
این نوشتار یا بخش، مفهوم کامل و روشن را نمیرساند. لطفاً با ویرایش کردن یا افزودن جزئیات بیشتر به بهبود مقاله کمک کنید و سپس این برچسب را بردارید. |
بر اساس شواهد علم اعصاب درهنگامی که فرد عشق خود را بروز میدهد، تعدادی عنصر شیمیایی در مغز فرد فعال میشوند. این مواد شیمیایی عبارتند از : تستسترون، استروژن، دوپامین، نورفینفرین، سروتونین، اکسیتوسین و وازوپرسین . درهنگام برقراری رابطه جنسی یا احساسات شهوانی میزان تستسترون و اوستروژن در مغز افزایش پیدا میکند. معمولاً دوپامین، نورفینفرین و سروتونین در مرحله جذب نظر فرد مقابل حضور پررنگ تری دارند. به نظر میرسد اوکسی توسین و وازوپرسین به روابط پردوام و قوی ارتباط دارند. در دسامبر ۲۰۰۵، دانشمندان ایتالیایی در دانشگاه پاویا متوجه شدند که وقتی فرد برای اولین بار عاشق میشود، میزان مولکولی که به عنوان NGF عامل رشد عصب شناخته میشود افزایش مییابد اما پس از یکسال ارتباط بین طرفین مقدار این مولکول به حالت اول بر میگردد. «سطح NGF در افرادی که عاشق بودند بسیار بیشتر بود (P<۰٫۰۰۱) [ به طور متوسط ۲۲۷(۱۴)Pg/ml ] و این مقدار در مورد افرادی که رابطه دراز مدتی را تجربه کردهاند و افرادی که هیچ ارتباط عاشقانهای نداشتهاند به ترتیب برابر [۱۴۹(۱۲)pg/ml], [۱۲۳(۱۰)pg/ml] بود. همچنین میان میزان NGF و شدت رابطه عاشقانه همبستگی معنی داری وجود داشت (r=۰٫۳۴ ,p=۰٫۰۰۷). درغلظت بقیه NTها هیچ تفاوتی مشاهده نشد. در ۳۹ مورد که فرد بعد از ۱۲ تا ۲۴ ماه هنوز رابطه عاشقانه را حفظ کرده بود اما به عقیده خودشان وضعیت روانی شان نسبت به زمان آشنایی تفاوت کرده بود سطح NGF کاهش یافته بود و تقریبا برابر سطح NGF گروه کنترل بود.»[۱۳]
[ویرایش] دیدگاههای فرهنگی
اگرچه در مورد تعریف عشق و ماهیت آن در بین فرهنگهای مختلف تشابهاتی وجود دارد و اغلب فرهنگها عشق را نوعی تعهد، دلسوزی، شفقت و شهوت میدانند که در همه انسانها وجود دارد، اما میان این فرهنگها اختلافاتی هم وجود دارد. برای مثال در هند که معمولاً ازدواج طبق روال تعریف شده و سنتی صورت میگیرد اعتقاد برآن است که عشق ضرورت اولیه برای ازدواج نیست و عشق پس از ازدواج به وجود میآید؛ درحالیکه در فرهنگ غرب عشق لازمه ازدواج است.
در ایران برای بیان پدیده عشق واژگان زیادی بچشم میخورد، که برخی از زمانهای دور وجود داشتهاست.درمتون اوستا و در گاثاها بارها ازمهر و دوستی سخن میان رفته و درمتون بجای مانده از زبان پارسی میانه هم وجود دارد.واژگانی مانند آغاشه در اشعار رودکی بچشم میخورد.مهر و عشق و آغاشه و شیفتگی و ایشکای و دلدادگی و شیدایی و سودا همه از واژگانی هستند که در ایران زمین برای پدیده عشق بکاررفته یا میرود.در اشعار هم بخشی از داستانهای شاهنامه یا اشعار نظامی گنجوی و خواجوی کرمانی و عیوقی و جامی و وحشی بافقی و اهلی شیرازی و ... به بیان داستانهای عاشقانه پرداخته و بسیاری شعرا هم به بررسی ماهیت عشق در حالتی جدا از اوصاف صوفیه کارکردهاند مانند حافظ و سعدی و باباطاهر و خیام و رودکی که هم غزل و هم رباعی عاشقانه و سوزناک دارند و هم به بررسی ماهیت و کاآمدی عشق پرداختهاند.در ادبیات صوفیه هم که راه رسیدن به خدا و حق پاکی و محبت است برای جذب در راه خدا و جدایی از دنیا علاقههای ذاتی به خدا را در درون خود میپروردند و به حالتی از جذب در راه حق میرسیدند که بدان عشق عرفانی میگفتندو اشعار بیشماری در همین مورد عشق سرائیدهاند که معشوق خود را خدا میدانستند.مولوی و عطار و ابوسعید ابی الخیر و سنایی غزنوی از این دسته شاعران هستند.پارهای از شاعران مدح گوی درباری در وصف ممدوحان خود از عبارات و مثلهای عاشقانه زیادی استفاده نمودهاند. انوری و عنصری و عسجدی و فرخی سیستانی هم ازین دست شاعران هستند.[۱۴]
[ویرایش] دیدگاههای مذهبی
عشق در ادیان اولیه ترکیبی از تعهد جاذبهای و عبادی به نیروهای طبیعت بود (مشرکان چند خدایی). بعدها در ادیان جدیدتر این جذبه به سوی اشیاء واحد و انتزاعی مانند خداوند، قانون، کلیسا، و دولت سوق پیدا کرد (تک خدایی). دیدگاه سوم در این زمینه به دیدگاه وحدت وجود معروف است وادعا میکند همواره بین آنکه میپرستد وآنکه پرستیده میشود تفاوت وجود ندارد. عشق حقیقتی است که ما بر اساس آن در طی زمان خود را ناصحیح به صورت موجودی منزوی تفسیر میکنیم.
[ویرایش] اسلام
قرآن در سورهٔ روم آیهٔ ۲۱ چنین آوردهاست:
و از نشانههای خداوند اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد، آری در این [نعمت] برای مردمی که میاندیشند قطعا نشانههایی است.
بر اساس دیدگاه مراجع شیعه، بیان عشق میان دختر و پسر (بدون منظور ازدواج) گناه است، چرا که ترس افتادن به گناه در میان است، اگرچه خواستگاری، بدون بیان عشق، برای ازدواج مانعی ندارد.[۱۵] تا وقتی که نگرانی از بروز گناه و فساد جنسی، در میان نباشد، داشتنِ صرفِ محبت و عشقِ قلبی (بدون اظهار آن) اشکالی ندارد.
از احادیث پیامبر اسلام است که: «اگر مرد به زن خود بگوید «تو را دوست دارم» هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمیشود و همواره در خاطر او باقی میماند»[۱۶]
[ویرایش] مسیحیت
|
|
این بخش از مقاله فاقد منبع و مأخذ است. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
در انجیل از عشق به عنوان مجموعهای از اعمال و رفتارها نام برده شدهاست که معنایی وسیعتر از ارتباط احساسی دارد. عشق مجموعهای از رفتارهای انسان است که انسان بر اساس آنها عمل میکند. در انجیل به افراد سفارش شده که علاوه بر معشوق خود و حتی دوستانشان دشمن خود را نیز دوست داشته باشند. در انجیل از این عشق فعال در قرنتی ۸-۴: ۱۳ سخن به میان آمدهاست:
عشق صبور است، عشق مهربان است. هرگز حسادت نمیکند، هرگز به خود نمیبالد، مغرور نیست. گستاخ نیست و خودخواه نیست، به سادگی خشمگین نمیشود، خطاهای دیگران را به خاطر نمیسپارد. عشق از همدمی با شیطان لذت نمیبرد بلکه دوست دار حقیقت است. همواره حافظ است، همواره به دیگران اعتماد دارد، همواره امیدوار است و همواره پانیدهاست. عشق هرگز شکست نمیخورد.
[ویرایش] مباحث مربوط به تعریف عشق
در اغلب لغت نامهها «عشق» به عنوان علاقه شدید یا انس قلبی تعریف میشود.[۱۷]
-
- به طور کلی «علاقه» یک حالت ذهنی یا احساسی است که در طی آن فرد برای کسی یا چیزی نگران و دلواپس است. همچنین توجه و علاقه به کسی همواره با عدم قطعیت مسئولیت پذیری و درک مخاطب همراه است و عامل ایجاد اضطراب است. مراقبت از اشیا مانند یک خانه معمولاً به صورت نگهداری و محافظت از آنها و یا پذیرش مسئولیت در قبال آنها همراه است.
- « دوستی » - رابطه یا همکاری مناسب بین دوفرد.
- « وصال » - ذوب شدن عاشق در معشوق؛ حالت نهایی عشق راستین.
- « خانواده » - افرادی که از طریق اصل و نسب با یکدیگر ارتباط دارند.
- « پیوند روحی » - رابطه بین فرد و فردی که جزئی از وجود وی است.
توماس جای اورد عشق رایک عمل اختیاری میداند که پاسخی احساسی به دیگران (مانند خدا) است و با هدف ارتقا شخصیت صورت میپذیرد. اورد تعریف خود را در زمینههای دینی، فلسفی، و علمی قابل استفاده میداند. عشق یعنی با خدا تنها شدن.
[ویرایش] همچنین رجوع کنید به
[ویرایش] پانویس
- ↑ بابک احمدی. «فصل دشواریهای تعریف هنر». در حقیقت و زیبایی. سال ۱۳۸۶. صفحه ۷۸. ISBN:۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۱۱۵-۰.
- ↑ هنر عشق ورزدیدن، ترجمه میترا میر شکار، تهران، نشر طاووس فرهنگ، چاپ دوم1387، ضمیمه مترجم
- ↑ انسان های عاشق، محمد رضا کلکوتی شبستری، کرمانشاه، انتشارات طاق بستان،1380، فصل اول:عشق چیست و عاشق کیست؟
- ↑ عاشقانه، مهوش بالارستمی، تهران، نشر گلفرش، چاپ سوم1385، ص 24
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ نوشتاری از محمد حیدری ملایری
- ↑ عاشقانه های ادبیات پارسی، محمد پارسافر، تهران، نشر گستان نو، چاپ دوم1388، مقدمه مؤلف
- ↑ فرهنگنامه لغات و تعاریف روابط انسانی، محمد رضا عابدین زاده-پروانه تقی نیا، تهران، نشر گلستانه، چاپ چهارم1377، ص 22
- ↑ شعر عاشقانه باستان
- ↑ روانشناسی روابط عاشقانه، محمد نوری و همکاران، تهران،1385، نشر نوین
- ↑ کلمات قصار برتراند راسل، به کوشش محمد کوثری استرآبادی، تهران، نشر نوین،1380، فصل هفتم:عشق و هنر
- ↑ زمینه روانشناسی هیلگارد-جلد دوم.|همچنین|:عشق، مفاهیم علمی و اجتماعی، محمد علی احمدی، تهران،1384، انتشارات آستان
- ↑ هنر عشق ورزدیدن، ترجمه میترا میر شکار، تهران، نشر طاووس فرهنگ، چاپ دوم1387، ضمیمه مترجم
- ↑ زیست شناسی حالات روانی، دکتر جورج سی.کلایسون، ترجمه احد حامدی، تهران، نشر آیینه وطن، چاپ دوم1383
- ↑ مضامین در ادب پارسی، گروه نویسندگان و کارشناسان، موسسه چاپ و انتشارات اقبال، چاپ دهم1388
- ↑ آیت اللّه سیستانی، س ۱ و ۵؛ آیت اللّه خامنهای، استفتاء، س ۷۷۹، ۶۴۰ و ۶۵۱؛ آیت اللّه صافی، جامعالاحکام، ج ۲، س ۱۶۶۱؛ آیتالله مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۴۹ و ۱۰۷۵.
- ↑ وسایل الشیعه – حر عاملی – ص ۱۰ جلد ۱۴.
- ↑ Oxford Illustrated American Dictionary (۱۹۹۸) + Merriam-Webster Collegiate Dictionary (۲۰۰۰).
[ویرایش] منابع
- Roger Allen, Hillar Kilpatrick, and Ed de Moor, eds. Love and Sexuality in Modern Arabic Literature. London: Saqi Books, ۱۹۹۵.
- Shadi Bartsch and Thomas Bartscherer, eds. Erotikon: Essays on Eros, Ancient and Modern. Chicago: University of Chicago Press, ۲۰۰۵.
- Helen Fisher. Why We Love: the Nature and Chemistry of Romantic Love
- ویکیپدیای انگلیسی
- ریشهی فارسی واژهی عشق
- دربارهی ِ ریشهی ِ واژهی ِ عشق
- بخش ریشهٔ واژه از نوشتاری از محمد حیدری ملایری
- فرهوشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
[ویرایش] پیوند به بیرون
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به عشق در ویکیگفتاورد موجود است. |
| معنای واژهٔ «عشق» را در ویکیواژه ببینید. |
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ عشق موجود است. |
|
||||||||||||||||||||
|
||||||||||
- ↑ بابک احمدی. «فصل دشواریهای تعریف هنر». در حقیقت و زیبایی. سال ۱۳۸۶. صفحه ۷۸. ISBN:۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۱۱۵-۰.
- ↑ هنر عشق ورزدیدن، ترجمه میترا میر شکار، تهران، نشر طاووس فرهنگ، چاپ دوم1387، ضمیمه مترجم
- ↑ انسان های عاشق، محمد رضا کلکوتی شبستری، کرمانشاه، انتشارات طاق بستان،1380، فصل اول:عشق چیست و عاشق کیست؟
- ↑ عاشقانه، مهوش بالارستمی، تهران، نشر گلفرش، چاپ سوم1385، ص 24
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ نوشتاری از محمد حیدری ملایری
- ↑ عاشقانه های ادبیات پارسی، محمد پارسافر، تهران، نشر گستان نو، چاپ دوم1388، مقدمه مؤلف
- ↑ فرهنگنامه لغات و تعاریف روابط انسانی، محمد رضا عابدین زاده-پروانه تقی نیا، تهران، نشر گلستانه، چاپ چهارم1377، ص 22
- ↑ شعر عاشقانه باستان
- ↑ روانشناسی روابط عاشقانه، محمد نوری و همکاران، تهران،1385، نشر نوین
- ↑ کلمات قصار برتراند راسل، به کوشش محمد کوثری استرآبادی، تهران، نشر نوین،1380، فصل هفتم:عشق و هنر
- ↑ زمینه روانشناسی هیلگارد-جلد دوم.|همچنین|:عشق، مفاهیم علمی و اجتماعی، محمد علی احمدی، تهران،1384، انتشارات آستان
- ↑ هنر عشق ورزدیدن، ترجمه میترا میر شکار، تهران، نشر طاووس فرهنگ، چاپ دوم1387، ضمیمه مترجم
- ↑ زیست شناسی حالات روانی، دکتر جورج سی.کلایسون، ترجمه احد حامدی، تهران، نشر آیینه وطن، چاپ دوم1383
- ↑ مضامین در ادب پارسی، گروه نویسندگان و کارشناسان، موسسه چاپ و انتشارات اقبال، چاپ دهم1388
- ↑ آیت اللّه سیستانی، س ۱ و ۵؛ آیت اللّه خامنهای، استفتاء، س ۷۷۹، ۶۴۰ و ۶۵۱؛ آیت اللّه صافی، جامعالاحکام، ج ۲، س ۱۶۶۱؛ آیتالله مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۴۹ و ۱۰۷۵.
- ↑ وسایل الشیعه – حر عاملی – ص ۱۰ جلد ۱۴.
- ↑ Oxford Illustrated American Dictionary (۱۹۹۸) + Merriam-Webster Collegiate Dictionary (۲۰۰۰).
- ↑ بابک احمدی. «فصل دشواریهای تعریف هنر». در حقیقت و زیبایی. سال ۱۳۸۶. صفحه ۷۸. ISBN:۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۱۱۵-۰.
- ↑ هنر عشق ورزدیدن، ترجمه میترا میر شکار، تهران، نشر طاووس فرهنگ، چاپ دوم1387، ضمیمه مترجم
- ↑ انسان های عاشق، محمد رضا کلکوتی شبستری، کرمانشاه، انتشارات طاق بستان،1380، فصل اول:عشق چیست و عاشق کیست؟
- ↑ عاشقانه، مهوش بالارستمی، تهران، نشر گلفرش، چاپ سوم1385، ص 24
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ نوشتاری از محمد حیدری ملایری
- ↑ عاشقانه های ادبیات پارسی، محمد پارسافر، تهران، نشر گستان نو، چاپ دوم1388، مقدمه مؤلف
- ↑ فرهنگنامه لغات و تعاریف روابط انسانی، محمد رضا عابدین زاده-پروانه تقی نیا، تهران، نشر گلستانه، چاپ چهارم1377، ص 22
- ↑ شعر عاشقانه باستان
- ↑ روانشناسی روابط عاشقانه، محمد نوری و همکاران، تهران،1385، نشر نوین
- ↑ کلمات قصار برتراند راسل، به کوشش محمد کوثری استرآبادی، تهران، نشر نوین،1380، فصل هفتم:عشق و هنر
- ↑ زمینه روانشناسی هیلگارد-جلد دوم.|همچنین|:عشق، مفاهیم علمی و اجتماعی، محمد علی احمدی، تهران،1384، انتشارات آستان
- ↑ هنر عشق ورزدیدن، ترجمه میترا میر شکار، تهران، نشر طاووس فرهنگ، چاپ دوم1387، ضمیمه مترجم
- ↑ زیست شناسی حالات روانی، دکتر جورج سی.کلایسون، ترجمه احد حامدی، تهران، نشر آیینه وطن، چاپ دوم1383
- ↑ مضامین در ادب پارسی، گروه نویسندگان و کارشناسان، موسسه چاپ و انتشارات اقبال، چاپ دهم1388
- ↑ آیت اللّه سیستانی، س ۱ و ۵؛ آیت اللّه خامنهای، استفتاء، س ۷۷۹، ۶۴۰ و ۶۵۱؛ آیت اللّه صافی، جامعالاحکام، ج ۲، س ۱۶۶۱؛ آیتالله مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۴۹ و ۱۰۷۵.
- ↑ وسایل الشیعه – حر عاملی – ص ۱۰ جلد ۱۴.
- ↑ Oxford Illustrated American Dictionary (۱۹۹۸) + Merriam-Webster Collegiate Dictionary (۲۰۰۰).