معتزله
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
مجموعه مقالههای |
|
|---|---|
| اصول | |
| اصول خاص تشیع | |
| فروع | |
| فروع خاص تشیع | |
| منابع اسلامی | |
| شخصیّتها | |
|
محمد |
|
| مذهبها | |
| مذاهب فقهی | |
| مذاهب کلامی | |
| علوم اسلامی | |
| تاریخ اسلام | |
|
امویان • عباسیان |
|
| جغرافیای اسلام | |
|
مکه • مدینه |
|
یکی از جریان های اصلی کلامی در میان اهل سنت . اشاعره با اینکه با توجه به مبانی، در تقابل کامل بامعتزله قرار نمیگیرند و حتی فرقههایی از اهل سنت چون حنفی اختلافات بیشتری با آن دارند، به عنوان جریان رقیب اصلی معتزله محسوب میشوند.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تاریخچهٔ تشکیل
ظهور این مکتب در زمان بنی امیه و در دوران حکومت عبدالملک مروان به سال ۶۵ تا ۸۶ هجری قمری میباشد. ایشان طرفدار قدرت و حریت انسان بوده وآدمی را در رفتار و کردار خویش آزاد میدانند.اساسا مذهب معتزله مبتنی بر خردگرایی و آزاد اندیشی است. اینان ابتدا به اصحاب العدل و عدلیه شهرت یافتند. معتزله اعمال بندگان را به اختیار خودشان میدانستند از این جهت از طرف دشمنان به قدریه شهرت داشتند.
موسس فرقه معتزله ابوحذیفه واصل بن عطا الغزال است که شاگردحسن یصار بصری بود. وی متولد مدینه در سال ۲۱ هجری قمری است ودر سال ۱۱۰ نیز وفات یافتهاست. وی به رواج این اعتقاد پرداخت که هر کس مسئول رفتار خودش است و خداوند افعال بندگان را به خودشان واگذاشتهاست. در نظر ایشان اعمال بندگان به قدر(قدرت) انسان نسبت دارد. معتزله صفات ازلی خدا را عین صفات ذاتی او میدانند و معتقدند اگر جز این باشد باید مانند مشرکان به چند خدایی قائل باشیم که خلاف توحید و کفر است.
عمدهٔ طرفداران معتزله از ایرانیان ساکن بصره و کوفه بودند. ناگفته پیداست که تفویضی بودن مذهب زرتشتی تناقض آشکار با گرایش جبری امویان داشت و برای مسلمانان ایران این که خدا کسی را مجبور به کاری بکند عقلانی نمینمود.
[ویرایش] وجه تسمیه
گفته شده چون واصل بن عطاء حلقهٔ درس حسن بصری را رها کرد و حلقهٔ درس جدیدی بر اساس اعتقادات خود تشکیل داد این فرقه را فرقهٔ اعتزال (کنارهگیری) نامیدهاند.
همچنین گفته شده چون معتزله از جنگ جمل و صفین اعتزال( دوری) جستند به این نام شهرت یافتند. در جریان جنگ جمل و صفین بسیاری از صحابه از شرکت در جنگ تردید کردند. آنها از شرکت در جنگ دوری کردند.(اعتزال جستند.) میگفتند بر ما روشن نیست کدام یک از دو طرف حق و کدام یک باطل است. به پیروان خود میگفتند در فتنه عبدالله مقتول باش نه عبدالله قاتل. مهمترین معتزله ابوموسی اشعری و عبدالله بن عمر بودند.
[ویرایش] عقاید
از مهمترین عقاید معتزله یکی حادث (جدید) و مخلوق بودن قرآن و دیگری غیر قابل رویت بودن خداوند است. معتزله اصول اعتقادی خود را پنج اصل بر میشمرند:
[ویرایش] توحيد
توحید مراتبی دارد که عبارت است از:
- توحید ذاتی: مقصود آن است که خداوند شریک و همتایی ندارد.
- توحید صفاتی: یعنی صفات خداوند از نظر مفهوم متعددند، ولی از حیث مصداق و واقعیت عینی کثرت و تعددی در آنها نیست و همه عین یکدیگر و عین هم میباشند.
- توحید افعالی: یعنی همه آثار و افعالی که در گستره آفرینش تحقق مییابد، به حول و قوه الهی است.
- توحید در عبادت: بدین معنا که جز خدای یگانه کسی شایسته پرستش نیست.
از اقسام یاد شده آن چه مورد تأکید معتزله قرار گرفتهاست توحید صفاتی است که آننان هرگونه صفت زاید بر ذات را نفی میکنند. آنان معتقداند: خداوند به ذات خویش، عالم، قادر، و حیّ است، نه به واسطه علم، قدرت و حیات که صفات قدیمه و معانی قائم به ذات او هستند. نا گفته نماند که دفاع از توحید صفاتی از ویژگیهای معتزله نبوده، بلکه پیش از آنان امامان شیعه آن را تبیین و تحکیم نموده و سخنان آنان الهام بخش متکلمان امامیه و نیز معتزله گشتهاست.
[ویرایش] عدل
اشاعره معتقد بودند چون خدا انسان را آفریده هر جور که با وی برخورد کند عدل است. اگر همه را به دوزخ بفرستد گناهی نکرد و اگر همه را به بهشت بفرستد اشتباهی مرتکب نشده است. ولی معتزله می گفتند ستم و جور به خودی خود برای خداوند مناسب نیست و خدایی که حکیم است چنین کاری نمی کند و عدل به همان مفهومی که برای انسان است برای خدا هم هست. شیعه و معتزله هر دو مسئله عدل را قبول دارند.
[ویرایش] وعده و وعيد
از اعتقادات معتزله این است که خدا در عمل به وعده و وعیدهایش صادق است. وعد به معنای نوید پاداش و وعید به معنای تهدید به کیفر است. معتزله میگویند همان گونه که خداوند در نویدها و پاداشها به حکم ان الله لا یخلف المیعاد خلف وعده نمیکند، بلکه محال است خلف وعده نماید درباره کفر نیز تخلف نمیکند. تمام وعیدهایی که در قرآن نسبت به فاسقان و تبهکاران آمده عملی میشود، مگر این که در دنیا توبه کنند. این نظریه مخالف دیدگاه مرجئهاست که میگویند عفو الهی گستردهاست و شامل معصیت کاران میشود. گروههای غیر معتزله مانند امامیه که قایل به حسن و قبح عقلی هستند، وفای به وعد را واجب، اما وعید را غیر واجب میدانند، چون وعید حق خداوند بزرگ است و میتواند از حق خود درگذرد و آن عفو است. پس هر که را بخواهد عفو کند و هر که را بخواهد عقاب.
[ویرایش] منزلة بين المنزلتين
به این معنی است که فرد مرتکب گناه کبیره نه کافر است و نه مؤمن بلکه فاسق و مستحق آتش جهنم است. کفر و ایمان-بدین معنا که مرتکب گناه کبیره نه مؤمن است و نه کافر. آنان با این اصل باور خوارج و مرجئه را مردود میدانند، زیرا خوارج بر این باورند که ارتکاب گناه کبیره مساوی با کفر است و مرجئه میگفتند: اگر انسان از نظر عقیده و ایمان که امری قلبی است مسلمان باشد، چنان چه ایمان درست بود مانعی ندارد که انسان فاسد باشد. بدین ترتیب آنان میگفتند: حاکم هر چند گناه کند بر مقام خویش ـ حکومت ـ باقی است و اطاعتش واجب و نماز پشت سر او صحیح است. این دیدگاه نخستین نظریهای بود که معتزله آن را مطرح نمودند.
[ویرایش] امر به معروف و نهى از منكر
معتزله وجوب امر به معروف و نهی از منکر را کفایی و مشروط به شرایطی میدانستند و شدیدترین مرتبه آن (قتال) را از شئون حکومت و وظایف رهبری اسلامی میدانستند، در حالی که خوارج امر به معروف ونهی از منکر را مشروط به هیچ شرطی نمیدانستند، اما معتزله بر این باورند که شناخت معروف و منکر اختصاص به شرع ندارد، بلکه عقل نیز قادر است پارهای از معروفها و منکرات را درک کند و ثانیاً مشروط به وجود امام نیست، بلکه وظیفه عموم مسلمانان است.
[ویرایش] واکنش خلفا
در زمان بنی امیه، معتزله قدرت چندانی نداشت و خلفای بنی امیه نیز خیلی متعرض معتزله نمیشدند. آنها بیشتر حامی جریان مرجئه و درگیر با جریان خوارج بودند.البته به نظر برخی چون خنجی،بنی امیه از مخالفان معتزله محسوب میشدند به نحوی که یکی از بنی امیه دست و پای یکی از رهبران معتزله را قطع نمود و دستور داد تا وی را در سطل زباله انداختند تا جان داد. اما در زمان حکومت بنی عباس، به دلیل اینکه عقاید معتزله هماهنگ با سیاست های آنها بود، معتزله مورد حمایت دستگاه خلافت قرار گرفت و به ارج و منزلتی بالا دست یافت. در میان خلفای عباسی، از جملهمأمون به حمایت از معتزله پرداخت و مخالفان آنها (اشاعره) را تحت فشار قرار داده و به زندان انداخت. معتصم و واثق نیز روش مأمون را ادامه دادند. اما متوکل و قادر به مخالفت به معتزله پرداخته و با تحت فشار قرار دادن جریان عقل گرایی و از جمله معتزله،این جریان را در انزوا فرو گزاردند.
[ویرایش] گرایش مذهبی
معتزله را نباید صرفاً یک مذهب مستقل در نظر گرفت. رهبران معتزله از آغاز فقهی حنفی داشتند. در قرن 5 بسیاری از معتزله به مذاهب شیعی( عمدتا زیدیه) پیوستند و معتزله ی بصره نیز به اهل سنت پیوستند. از این رو در تاریخ معتزله ی متأخر را با نام شیعی معتزلی و سنی معتزلی می شناسیم. آن چنان که زمخشری می گوید در گذشته کسانی که به وعد و وعید و منزله بین المنزلتین اعتقاد داشتند معتزله می گفتند ولی در زمان های بعد معتزله شهرت کسانی شد که به عدل و توحید معتقد بودند.
[ویرایش] فرقههای منسوب به معتزله
۱- الحسنیه
۲- الواصلیه
۳- هذیلیه
۴- نظامیه
۵- بشریه
۶- الکعبیه
۷- هشامیه
۸- جبائیه
۹- جاحظیه
۱۰- معمریه
۱۱- خیاطیه
۱۲- مداریه
۱۳- شمامیه
۱۴- خابطیه
۱۵- هاشمیه
۱۶- اسکافیه
۱۷- اسواریه
۱۸- جعفریه
۱۹- حماریه
۲۰- عمرویه
[ویرایش] منابع
[ویرایش] لینکهای خارجی
[ویرایش] مراجع
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||