قزلباش
قِزِلباش کنفدراسیونی از ایلهای شمال باختری فلات ایران در خاور ترکیه امروزی که پیروان طریقت صفوی بودند و شاه اسماعیل یکم به یاری آنها سلسله صفوی را پس از براندازی سلسله آق قویونلوها بنیانگذاری کرد. به طور کلی به ارتش ایران در زمان صفویان، قزلباش میگفتند جدا از نژاد و تبارشان.
محتویات |
[ویرایش] وجه تسمیه
لغت قزلباش از دو حرف ترکی قزل به معنی «طلائی و سرخ» و باش به معنی «سر» تشکیل یافته است. وجه تسمیه آن مربوط میشود به کلاه سرخی که پیروان این طریقت به سر داشتند و توسط شیخ حیدر - پدر شاه اسماعیل اول - برای صوفیان مرید ابداع شده بود.
[ویرایش] ایلات قزلباش
ایلات قزلباش از ایلات آذربایجان، ترک، کرد، تالش، تات و پارسی تشکیل شده بود. با پیوستن خانها و قبایل جنوب سبلان و ارسباران و مغان به قزلباشها و فرمانبری کامل آنها از شاه اسماعیل قدرت و توان ارتش ایران را که آن زمان قزلباش نامیده میشد، بالا برد و بعدها با پیوستن ایلها و قبایل کوچک قزلباشها به همدیگر ایل بزرگ شاهسون را تشکیل دادند. کنفدراسیون ترکمانهای (اویماق) اصلی قزلباش متشکل از هفت ایل بود به نامهای:
ایلات غیرترک قزلباش که تاجیک نامیده میشدند نیز شامل:[۱][۲]
- تالشها و تاتها
- لرها و لکها (مانند خاندان زند)
- گروها و خاندانهای مشخص کرد
- گروها و خاندانهای مشخص پارسی
- بردگان قفقازی مانند گرجیها، چرکس، ارمنیها، لازها، اوستیها و...
بعداً دو ایل از افغانستان نیز به این اتحادیه پیوستند. جامعه قزلباشها به عنوان یکی از طریقتهای علویگری در شرق آناتولی، هنوز وجود دارند که کردهای زازا بیشترین پیروان آن شمرده میشوند. شاه اسماعیل و اشعار او یکی از منابع دینی آنها به شمار میرود.
[ویرایش] ساختار سپاه قزلباش
نیروهای نظامی قزلباشها در درجه اول خود را متعهد به اطاعات از سران قبیله و خاندان (اویماق) خود میدانستند و حقوق و مواجب خود را نیز از این سران ایل دریافت میکردند. شاه عباس اول با تشکیل نیروهای شاهسون که تنها از شاه حقوق میگرفتند و تحت فرمان مستقیم گماشتگان شاه بودند در کنار تشکیل سپاه "غلامان خاصه شریفه" سعی در افزایش قدرت شاه در مقابل خودسریهای برخی امرای قزلباش داشت.
شاملوها و استاجلوها در زمان حکومت خاندان صفوی قدرتمندترین خاندانهای قزلباش بودند. مهمترین افراد نزدیک به شاه اسماعیل (اهل اختصاص) در ابتدای به قدرت رسیدن وی از شاملوها بودند و تا زمان شاه عباس اول، شاملوها قویترین و با نفوذترین قبایل قزلباش بودند. تکلوها پس از واقعه رویارویی با شاه تهماسب یکم و مطرود شدن آنها دیگر قدرت چندانی در میان قبایل قزلباش نداشتند و نفوذ خود را از دست دادند. افشارها و قاجارها ابتدا دارای قدرت و نفوذ کمی در ساختار قدرت بودند اما با زوال قدرت صفویان توانستند هریک برای مدتی خود را به عنوان قدرت اول کشور مطرح نمایند.
امرای قزلباش عموماً به عنوان امرای نظامی و حاکم ولایات تعیین میشدند اما معمولاً امور دیوانی و وزارت در حیطهٔ کاری آنها قرار نداشت. در زمان شاه عباس یکم از ادغام تعدادی از قزلباشها ایل شاهسون ایجاد شد. بالاترین مقام قزلباش، سپهسالار یا امیرالامرا بوده است.
[ویرایش] منابع
- عالم آرای عباسی، اسکندر بیک منشی.
- غفاریفرد، عباسقلی، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه، سازمان سمت، ۱۳۸۱.