وظیفه
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
وظیفه یا تکلیف گاهی به مفهوم بسیار وسیع برای اشاره به اعمالی (یا حتی خودداری از اعمالی) بکار برده میشود که به وسیلهی قوانینی امر یا نهی میشود که بر حوزههای مهم زندگی اجتماعی حاکم بوده یا به عنوان قوانین حاکم بر هر نوع همکاری مورد قبول باشند.[۱]
انواع [ویرایش]
وظایف را میتوان به سه دسته تقسیم نمود[۱]:
- وظیفهی قانونی: هرگاه مقررات قانونی اشخاص را به انجام دادن عملی یا به خودداری از انجام آن ملزم سازند کلمهی تکلیف (وظیفه) مطرح میشود.
تکلیف و وظیفه به یک معنا نمی باشد و از سوی دیگر پیروی یا الزام موضوع ارزیابی تکلیف نمیباشد.
- وظیفهی اخلاقی: برای اشاره به هر گونه عملی بکار میرود که شخص برای انجام دادن یا انجام ندادنش دلیلی اخلاقی داشته باشد. برخی به این نحوهی کابرد خرده میگیرند که اخلاق دلایل گوناگونی را برای انجام عمل شامل میشود و باید کرداری را که صرفا به اعتبار پی آمدهایش اخلاقا پسندیدهاست یا به عنوان کاری فوق وظیفه شناسی یا قهرمانی گری اخلاقا قابل تحسین است، از وظایفی که معرف «حداقل» جوهر اخلاقی است و از طریق قواعد و مقررات استقرار یافتهی لازم برای زندگی اجتماعی مقرر شدهاند، متمایز کرد.
- وظیفهی سیاسی: این اصطلاح هرگاه برای اشاره به وظایف قانونی ماموران دولت (قوای مقننه، قضاییه، یا مجریه) بکار برده نشود که به موجب آن اغلب قانون «عمومی» نامیده میشود پیدد م یآند به وظیفهی (یا وظیفهی ادعایی) «شهروند در اطاعت از قانون» اشاره میکند. این وظیفهای است «اخلاقی» که با وظایف دیگر از این لحاظ تفاوت دراد که «دامنهی اعمالی که باید انجام داده شوند یا از انجام شان خودداری گردد نامستقیم با توجه به خواست اشخاص دیگری که اختیار قانونگذاری دارند مشخص میشود.» این وظیفه در اصل وظیفهی اطاعت یا سرسپردگی به یک «قدرت سیاسی» است.