ساختارگرایی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
ساختارگرایی (به انگلیسی: Structuralism) یکی از اندیش راه های رایج در علوم اجتماعی است. بر پایه این طرز فکر تعدادی ساختار باطنی و ناملموس، چارچوب اصلی در پشت پدیدههای ظاهری اجتماع را تشکیل میدهند. روش ساختارگرایی در نیمه دوم سدهٔ بیستم از سوی تحلیلگران زبان، فرهنگ، فلسفهٔ ریاضی و جامعه به گونهای گسترده بکار برده میشد. اندیشههای فردینان دو سوسور را میتوان آغازگاه این مکتب دانست. هرچند پس از وی ساختارگرایی تنها به زبانشناسی محدود نشد و در راههای گوناگونی بکار گرفته شد و مانند دیگر جنبشهای فرهنگی، اثرگذاری و بالندگی آن بسیار پیچیده است.
ساختارگرایی به دنبال راهی است برای شرح و گزارش پیوند درونیای که از طریق آن معنایی در یک فرهنگ ساخته میشود. کاربرد دوم آن که به تازگی دیده شده است در فلسفهٔ ریاضی میباشد. بر پایهٔ اندیشهٔ ساختارگرا معنا در یک فرهنگ از راه پدیدهها و کارکردهای گوناگونی که سامانه معنایی را میسازند، بارها پدیدار میشود. ساختارگرایی میتواند به پژوهش در ساختارهای نشانهمندی مانند آیینهای پرستش، بازیها، نوشتارهای ادبی و غیر ادبی، رسانهها و هر چه که در آن معنایی از درون فرهنگی بدست آید، بپردازد و ساختار آن را بررسی نماید.
[ویرایش] ساختارگرایان برجسته
- فردینان دو سوسور
- رومن جاکوبسون
- کلاد لی وای استراس
- رولند برتس
- ژاک لاکان
- لوئیس آلتوسر
- میشل فوکو
- جولیا کریستیوا
[ویرایش] منابع
Structuralism: With an Introduction by Jean-Michel Rabate, by John Sturrock, John Wiley & Sons, U.S.A, 1990
Structuralism and Since, by Sturrock, John, Oxford, 1979
| موضوعات فلسفه |
| کلی | فلسفه شرقی · فلسفه غربی · تاریخ فلسفه: باستان · قرون وسطی · نوین · معاصر |
| فهرستها | مقالات فلسفه · فیلسوفان · ایسمهای فلسفی · جنبشهای فلسفی |
| شاخهها | زیباییشناسی · اخلاق · شناختشناسی · منطق · متافیزیک |
| فلسفهٔ | آموزش · جغرافیا · تاریخ · سرشت انسان · زبان · قانون · ادبیات · ریاضیات · ذهن · متا-فلسفه · فیزیک · سیاست · روانشناسی · دین · علم · علوم اجتماعی · فناوری · جنگ · اطلاعات · حقوق |
| مکاتب | آرمانگرایی · ابطالگرایی · اثباتگرایی منطقی · اثباتگرایی · افلاطونگرایی نو · افلاطونگرایی · اگزیستانسیالیسم · انسانگرایی · پدیدارشناسی · پراگماتیسم · پساساختارگرایی · پوچگرایی · تجربهگرایی · جبرگرایی · خردگرایی · رواقیگری · ساختارشکنی · ساختارگرایی · سودمندگرایی · شکگرایی · فراانسانباوری · فلسفه اصلاحگرا · پیشاسُقراطی · فلسفه تحلیلی · فلسفه زبان متعارف · فلسفه غیرانگلیسی اروپا · پسانوین · فمینیسم · کاربردگرایی · ماتریالیسم دیالکتیک · مادهگرایی · مُدَرسیگری · نسبیگرایی · نظریه انتقادی · مکتب فرانکفورت · هرمنوتیک · واقعگرایی · هستیگرایی · هگلیگرایی · خداانگاری · موقعیت گرایی |

