هرمنوتیک
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
هرمنوتیک (به انگلیسی: Hermeneutics) علم یا نظریهء تأویل است. علمی که مسئله فهم متون و چگونگی ادراک و فهم و روند آن را بررسی میکند.
[ویرایش] ریشه شناسی
هرمنوتیک، از کلمه یونانی Hermeneuein به معنای باز کردن و تفسیر مشتق شده و ریشه اصلی آن هرمس است که در اساطیر یونانی اختراع زبان و خط را به او نسبت دادهاند.هرمس پیامهای اغلب رمزی خدایان را برای میرایان تأویل می کرد. هرمنوتیک از آغاز با تأویل متون مقدس می آغازد و با فقه الغه نزدیکی زیاد دارد. مجادلات جنبش اصلاح طلبی بر سر این حکم کلیسای کاتولیک که تنها این کلیسا صلاحیت تأویل کتاب مقدس را دارد، با پافشاری پروتستانها بر خود بسندگی متن مقدس، به نتیجه رسید. پیکرهء کلی نظریه و عمل حاصل از این مباحثات، هرمنوتیک را پی ریزی کرد.
تنظیم تدریجی این مواد و تبدیل آن به یک روش شناسی برای تأویل متن، در اواخر سدهء نوزدهم شکل نظریهء فلسفی عام تری را به خود گرفت.[۱]
این واژه در فارسی به صورت هرمونتیک و هرمنوتیک نیز نوشته میشود.
[ویرایش] هرمنیوتیک در ایران
دکترمحمد مجتهد شبستری یکی از اولین کسانی است که هرمنیوتیک را وارد گفتمان روشنفکری نمود و در زمینه فهم متون دینی، به کار گرفت. " هرمنوتیک ، کتاب و سنت " اثری از ایشان است.
[ویرایش] منبع
- ↑ هرمنوتیک مدرن،بابک احمدی، مهران مهاجر،محمد نبوی
| موضوعات فلسفه |
| کلی | فلسفه شرقی · فلسفه غربی · تاریخ فلسفه: باستان · قرون وسطی · نوین · معاصر |
| فهرستها | مقالات فلسفه · فیلسوفان · ایسمهای فلسفی · جنبشها |
| شاخهها | زیباییشناسی · اخلاق · شناختشناسی · منطق · متافیزیک |
| فلسفهٔ | آموزش · جغرافیا · تاریخ · سرشت انسان · زبان · قانون · ادبیات · ریاضیات · ذهن · متا-فلسفه · فیزیک · سیاست · روانشناسی · دین · علم · علوم اجتماعی · فناوری · جنگ |
| مکاتب | اثباتگرایی منطقی · اثباتگرایی · ابطالگرایی · آرمانگرایی · افلاطونگرایی نو · افلاطونگرایی · انسانگرایی · پدیدارشناسی · پساساختارگرایی · پوچگرایی · تجربهگرایی · جبرگرایی · خردگرایی · رواقیگری · ساختارشکنی · ساختارگرایی · سودمندگرایی · شکگرایی · فراانسانباوری · فلسفه اصلاحگرا · پیشاسُقراطی · فلسفه تحلیلی · فلسفه زبان متعارف · فلسفه غیرانگلیسی اروپا · پسانوین · کاربردگرایی · ماتریالیسم دیالکتیک · مادهگرایی · مُدَرسیگری · نسبیگرایی · نظریه انتقادی · هرمنوتیک · هستیگرایی · هگلیگرایی |

