متافیزیک
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
متافیزیک لغتی است یونانی و مرکب است از دو کلمهٔ «متا» یعنی مابعد و «فیزیک» یعنی طبیعت و متافیزیک یعنی «مابعداطبیعه» و تفاوت آشکاری با «ماوراءاطبیعه» دارد. اما در بسیاری موارد به اشتباه به جای یکدیگر به کار میروند.
متافیزیک را ریشه فلسفه میدانند. محققان متافیزیک به بررسی علل اولیه میپردازند. پارمنیدس اولین کسی است که در زمینه متافیزیک بحث کردهاست. امروزه باز هم تحقیق درباره متافیزیک ادامه دارد. فلسفه مدرن چون مبتنی بر تجربه بود انتقادات زیادی را متوجه آن دانستهاست.
ارسطو برای چنین دانشی از سه نام بیشتر استفاده کرده است :حکمت /فلسفهی اولی/خداشناسی
ابنسینا این دانش را به بخش الهیات به معنای اعم و الهیات به معنای اخص تقسیم کرد.
کریستیان ولف اصطلاح هستی شناسی را برای معنای اعم در نظر گرفت و معنای اخص را متشکل از سه بخش دانست : خداشناسی و کیهان شناسی و روان شناسی. که موضوع آنها به ترتیب خدا، جهان و نفس است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] دلیل نامگذاری
این مباحث به این دلیل مابعدالطبیعه نام گرفت که در قرن اول پیش از میلاد، شخصی به نام آندرونیکوس رودسی، آثار ارسطو را جمع آوری و تنظیم میکرد. او کتابی را که امروزه به مابعدالطبیعه یا متافیزیک معروف است، بعد از کتاب طبیعت یا فیزیک قرار داد و به این جهت، اسم آن را متافیزیک گذاشت که در یونانی یعنی آنچه بعد از فیزیک (کتاب فیزیک) میآید. (وبه همین ترتیب، مابعدالطبیعه که لغتی عربی است، یعنی آنچه بعد از طبیعت میآید و هر دو واژه به یک معنا ست.) از آن پس، این نوع مباحث، مابعدالطبیعه یا متافیزیک و اصطلاحاتش، اصطلاحات مابعدالطبیعی نام گرفت. به طور کلی به تمام پدیدههایی که غیر قابل توضیح بوسیلهٔ قوانین حاکم بر دنیای مادی و فیزيکی باشند، متافیزيک گفته میشود. یعنی فراتر از قانون طبیعی. ممکن است پدیدههایی در گذشته وجود داشتند که از نظر عقلی محال به نظر میرسیدند، برای مثال سوراخ کردن فلزات بوسیلهٔ نور ولی محال بودن آن پدیده به خاطر عدم رشد کافی علم درآن زمان بود. به اینگونه پدیدهها متافیزیک گفته نمیشود. پدیدهٔ متا فیزیک، پدیدهای است که ماهیت و منشأ نیروی آن مشخص نباشد. اتفاق هر پدیدهای منوط به وجود نیرو و فاعلی است. نیروها در فیزيک مشخص هستند، ولی در متافیزیک نامشخص و مبهم. به عبارت بهتر نیروی متافیزیکی را نمیتوان فرمولبندی کرد. سوال مهمی که در اینجا ممکن است پیش بیاید این است که: پس چگونه یک نیروی متافیزیک در دنیای طبیعی بروز میکند و میتواند بر روی محیط اطرافش که مادی است تاثیر بگذارد، به گونهای که قابل مشاهده برای ما باشد.
[ویرایش] اساس متافیزیک
در تاریخ متافیزیک فیلسوفان مختلف مبانی متفاوتی را برای متافیزیک در نظر گرفتهاند. افلاطون، دکارت، اسپینوزا و لایپ نیتز عقل را ولی لاک و هیوم حس را مبنای متافیزیک خود قرار دادند. این که اساس متافیزیک عقل است یا حس یک ویژگی به فلسفهی یک متافیزیسین میدهد اما این که او متافیزیک خود را براساس یکی از این مبانی چگونه تغییر دهد یا مبانی دیگری به متافیزیک خود اضافه کند باعث میشود که متافیزیک او از آنچه قبلا مطرح شده تفاوت پیدا کند.
[ویرایش] تفاوت متافیزیک و الهیات
متافیزیک را ریشهٔ فلسفه میدانند و آن را از الهیات جدا میکنند. متافیزیک با الهیات تفاوت دارد. در الهیات مباحث مذهبی مطرح میشود و استناد به کتابهای مذهبی صورت میگیرد اما در متافیزیک توضیح پیدایش هستی بنابر استدلالهای متافیزیسین است و مبتنی بر بحثهای فلسفی است.
[ویرایش] جدایی متافیزیک از الهیات
در زمان پارمنیدس که او را پدر متافیزیک مینامند الهیات و متافیزیک در هم ادغام شده بود و بحث متافیزیک پارمنیدس با الهام از عالم غیب بود. افلاطون و ارسطو به ترتیب با مبنا قراردادن ایده و واقعیت و نیز با جدا کردن مباحث عالم غیب از متافیزیک الهیات یونانی را از متافیزیک به طور جزئی جدا کردند اما مفاهیم استعلایی هنوز در متافیزیک افلاطون وجود داشت. در قرنهای بعد با بحث صرف درباره وجود در معنای کلی آن متافیزیک به طور کامل از الهیات جدا شد.
[ویرایش] تنوع مباحث در متافیزیک
متافیزیک مبحثی دارای تنوع بسیار است که دیدگاههای فلسفی درباره وجود را شامل میشود اما از یک سو پیشینه در ادغام با الهیات دارد و از سوی دیگر جدا شدن از آن، متافیزیک را به سمت مباحث دیگری در فلسفه از جمله منطق گزارهها، فلسفه ذهن، فلسفه زبان و فلسفه تاریخ سوق داده است. نمونه این کوششها را میتوان در بررسی هستومندی زبان و تاریخ در آثار ویتگنشتاین و هگل یافت. گرایش مباحث متافیزیکی به این حوزهها به قدری زیاد است که امروزه واژههای متافیزیک تاریخ (Metaphysics of History) و متافیزیک زبان (Metaphysics of Language) در مباحث فلسفی بسیار رایج است. از آنجایی که مباحث متافیزیک دیگر از الهیات جدا شده نظرات ضد خدایی و ضد مذهبی فیلسوفانی مثل نیچه هم امروزه نوعی خاص از متافیزیک محسوب میشود.
[ویرایش] منابع
- Introduction à la métaphysique, Jean Grondin, Les presses de l'université de Montréal, 2004
- Metaphysic: In Three Books: Ontology, Cosmology, and Psychology by Hermann Lotze and Bernard Bosanquet, Kessinger Publishing, 2007
| موضوعات فلسفه |
| کلی | فلسفه شرقی · فلسفه غربی · تاریخ فلسفه: باستان · قرون وسطی · نوین · معاصر |
| فهرستها | مقالات فلسفه · فیلسوفان · ایسمهای فلسفی · جنبشهای فلسفی |
| شاخهها | زیباییشناسی · اخلاق · شناختشناسی · منطق · متافیزیک |
| فلسفهٔ | آموزش · جغرافیا · تاریخ · سرشت انسان · زبان · قانون · ادبیات · ریاضیات · ذهن · متا-فلسفه · فیزیک · سیاست · روانشناسی · دین · علم · علوم اجتماعی · فناوری · جنگ · اطلاعات · حقوق |
| مکاتب | آرمانگرایی · ابطالگرایی · اثباتگرایی منطقی · اثباتگرایی · افلاطونگرایی نو · افلاطونگرایی · اگزیستانسیالیسم · انسانگرایی · پدیدارشناسی · پراگماتیسم · پساساختارگرایی · پوچگرایی · تجربهگرایی · جبرگرایی · خردگرایی · رواقیگری · ساختارشکنی · ساختارگرایی · سودمندگرایی · شکگرایی · فراانسانباوری · فلسفه اصلاحگرا · پیشاسُقراطی · فلسفه تحلیلی · فلسفه زبان متعارف · فلسفه غیرانگلیسی اروپا · پسانوین · فمینیسم · کاربردگرایی · ماتریالیسم دیالکتیک · مادهگرایی · مُدَرسیگری · نسبیگرایی · نظریه انتقادی · مکتب فرانکفورت · هرمنوتیک · واقعگرایی · هستیگرایی · هگلیگرایی · خداانگاری · موقعیت گرایی |

