عاشیق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
قاوال بر روی تمبر
تصویری از گروه موسیقی عاشیق لار. تله کابین تبریز. نوروز ۱۳۹۰.
اسکناس بانکی ترکیه (۲۰۰۹) با تصویر یونس امره
شاه اسماعیل (1487-1524) معروفترین عاشیق عصر قدیم.
تمبر بزرگداشت عاشق علسگر
مدرسه عاشیقی در پایتخت ارمنستان
تمبری از دوران اتحاد جماهیر شوروی برای بزرگداشت دویست و پنجاه سالگی سایات نوا' .
تصویر جیوانی بر روی تمبر.
تصویر ۲۲ سالگی عاشیق رسول قربانی که در سال ۱۳۳۴ گرفته شده است.
چنگیز مهدی پور ,یک عاشق معاصر.
اجرای موسیقی عاشقی به مناسبت نوروز در باکو.
تمبری از دوران اتحاد جماهیر شوروی برای یادبود ۷۰امین سالگرد تولد سراینده آوازهای عاشیقی، صمد وورغون.
تمبری که در اتحاد جماهیر شوروی به مناسبت حماسه کور اوغلو منتشر شده است.

عاشیق ، عاشق یا آشیق (Azerbaijani: Aşıq, Turkish: Aşık‎, Armenian: Աշուղ, Georgian: აშუღი, English: ashugh , Greek: ασίκης) عارف و نغمه سرای سیاری است که ساز مینوازد و آواز میخواند. قبل از جا افتادن لغت عاشیق این صنف با کلمه ترکی‌ اوزان (ozan) شناخته میشد.[۱] عاشیقها اغلب در بداهه خوانی مهارت دارند و شعر و آهنگ تصنيف‌هاي خودشان را هم گاهی خود مي‌سازند.‌[۲][۳] نظائر عاشق‌های آذربایجان در میان دیگر ترک زبانان، با نام‌های «عاشوق»، «عاشیق»، «بامسی»، «باکسی» بخشی و … مشهور بوده‌اند و برخی اقوام و ملل غیر ترک نیز عاشق را با همین مشخصات و گاه با همین نام و گاه با نام‌های دیگر دارند. بخشیها و بخشوهای جنوب ایران و دیگر مناطق و نواحی ایران از آن جمله اند[۴] در طول تاریخ اقوام ترک، فرمانروایان همواره در سفرهای جنگی اوزانها را به همراه می‌بردند تا با بیان اشعار حماسی لشگریان را تشجیع کنند[۵].

تاریخچه[ویرایش]

سنت عاشقی در فرهنگ ترکی آناتولی،آذربایجان و ایران در عقاید شمنی ترکان باستانی ریشه دارد[۶][۷]. عاشق‌های قدیم با لغاتی مانند بخشی، دده (روحانی) و اوزان نامیده شده‌اند. انتقال شفاهی فرهنگ، ترویج ارزش‌ها و سننن فرهنگی از جمله وظایف این صنف بود. ٔبر اساس حماسه نامه دده قورقود ریشه عاشقها حد اقل به قرن هفتم میلادی می‌رسد. کتاب دده قورقود شامل ۱۲ داستان راجع به دوران مهاجرت اوغوزها، قبیله‌ای صحرا گرد از ترکان، از آسیای میانه به ترکیه و آذربایجان است.[۸] موسیقی عاشیقی به تدریج در طی این مهاجرت بزرگ و چالش‌های منتجه با ساکنین اصلی مناطق تکامل یافت. یکی از مولفه‌های این تکامل پذیرش ارادی اسلام توسط ترک‌ها بود. دراویش ترک، در تلاش برای گسترش دین بین همزبانان کوچ نشین خود، زبان توده‌ها و موسیقی توده‌ای را موثر یافتند. بدین‌ترتیب، موسیقی عاشیقی پا به پای ادبیات عرفانی رشد کرده و صیقل یافت. آغاز این همزیستی به زمان خواجه احمد یساوی می‌رسد.[۹]

برجسته ترین حادثه در تاریخ موسیقی عاشقی ٔبر تخت نشستن شاه اسماعیل صفوی (۱۴۸۷-۱۵۲۴) بود. شاه اسماعیل پادشاهی شاعر بود که با تخلص ختایی یک دیوان مثنوی در وصف حضرت علی سروده بود. این پادشاه خود را یک عاشیق به حساب می‌آورد،[۱۰] و چنان به این هنر وابسته بود که در شعری همراه داشتن ساز را جز ارکان اربعه انسانیت شمرده است:[۱۱]

Bu gün ələ almaz oldum mən sazım امروز سازم را به دست میگیرم،
Ərşə dirək-dirək çıxar avazım تا آوازم در افلاک طنین اندازد.
Dörd şey vardır hər qarındaşa lazım فریاد سر می‌دهم که آدمیت بر چهار رکن است:
Bir elm, bir kəlam, bir nəfəs, bir saz علم، کلام، نفس، و ساز.

بنا بر نظر فوأد کپرولو در زمان شاه اسماعیل لغت عاشیق جایگزین اوزان شد.[۱۲] در واقع میتوان گفت که در آذربایجان فرهنگ عاشیقی، در فرم کنونی، یادگار شاه اسماعیل صفوی است[۱۳].

با زوال سلسله صفوی فرهنگ ترکی در میان طبقه حاکمه ایران کمرنگ‌تر شّد. در عوض، هنر عاشقی در فرم داستانهای منظوم عامیانه در متن جامعه به بقای خود ادامه داد. در دوران سلسله پهلوی فرهنگ آذربایجان دچار رکود شد. با این‌حال، علی‌رغم ممنوعیت ضمنی نوشتن به زبان ترکی، موسیقی عاشقی تحمل میشد. عاشیقها در قهوه خانه‌های تبریز و ارومیه و شهرهای دیگر برنامه اجرا میکردند. در تبریز ساز عاشیق با بالابان [۱۴] و قاوال همراهی میشد ولی در ارومیه اجرای تکساز رایج بود.[۱۵] در دوره ده ساله بعد از انقلاب اسلامی موسیقی عاشقی، همانند دیگر موسیقیها، تا حدی ممنوع شّد. در سال‌های میانی دهه شصت، عاشیق رسول قربانی، که به سختی با پارچه فروشی زندگی می‌کرد، خوندن آوازهایی با مضامین مذهبی و انقلابی را آغاز کرد. دولت ایران بزودی به اهمیت تبلیغی این ژانر موسیقی پی برده و موسیقی عاشقی را ترویج کرد. در حال حاضر موسیقی عاشقی در اوج شکوفایی است.

موسیقی عاشقی در ارمنستان مسیر تکاملی ویژه‌ای طی کرده است[۱۶]. در این کشور موسیقی عاشقی از قرن ۱۶ به بعد رواج داشته است. مهمترین عاشق ارمنی سایات نوا' (۹۵-۱۷۱۲) بود، که هنر موسیقی دوره زمان خود را به حد کامل رساند.[۱۷]

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جمهوریهای تازه استقلال یافته در قفقاز و آسیای میانه بخشی از هویت فرهنگی خود را در سنت عاشقی جستجو کردند؛ اتفاقی که موقعییت اجتماعی عاشق‌ها را بالا برد. در نتیجه موسیقی عاشقی، با تجربه کردن نوع آوریها، با اجراهای حرفه‌ای مناسب برای محیطهای شهری سازگار شد. برای نمونه، در مسابقه آواز یوروویژن ۲۰۱۲، در بخشی از اجرای تیم‌ جمهوری آذربایجان آلات عاشیقی نواخته شدند. بعلاوه، در نتیجه تلاش‌های دولت جمهوری آذربایجان، سپتامبر ۲۰۰۹، هنر عاشقی آذربایجان در لیست معارف فرهنگی یونسکو قرار گرفت.[۱۸]

ضرورت‌های موسیقی عاشیقی[ویرایش]

استادی در هنر عاشیقی مستلزم توانایی همزمان در سخن (شامل شاعری و به یاد داشتن داستانهای عاشیقی) و نواختن ساز است. بر این اساس است که عاشیقها در توصیف هنر خویش جفت لغات ساز و سوز (söz) را با هم بکار میبرند. صمد ورغون، سراینده معروف آوازهای عاشیقی، در این باره می‌گوید،[۱۹]

Binələri çadir çadir قله‌های بیشمار مانند چادرها بر افراشته شده اند،
Çox gəzmişəm özüm dağlar من اغلب این کوهها را گشته ام.
Ilhamini səndən ali از شما کوهساران است که الهام میگیرد،
ءMənim sazim, sözim dağlar هم ساز من هم سخنم.

آلات موسیقی عاشیقی[ویرایش]

عاشیق‌ها در اجرای موسیقی خود از ۳ آلت موسیقی (ساز، بالابان و قاوال) بهره می جویند.

ساز عاشیقی، که عموماً با تک لغت ساز شناخته میشود، با قوپوز و چگور همخانواده است و از جهات زیادی به باغلاما شباهت دارد. ساز کاسه ای حجیم و نیمه گلابی، از چوب درخت توت، و دسته ای از چوب درخت گردو و یا زردآلو است که روی آن سیم و پرده ها را برای نواختن آهنگ های گوناگون نهانده اند. ساز عاشیقی با مضراب نواخته می شود. روی بسیاری از سازهای عاشیقی تزییناتی از جنس صدف ، استخوان یا پلاستیک های رنگی دیده می شود.[۲۰] ساز دارای ۲۰ پرده می‌باشد و از ۹ سیم تشکیل می‌گردد. در این آلت موسیقی هفت پرده اصلی و پنج نیم پرده وجود دارد. اولین پرده سیم اول ساز بر اساس اوکتاو «do» تنظیم می شود. پرده های این ساز بر اساس اوکتاو، به قرار زیر است:[۲۱]

  1. باش پرده/ اوکتاو/ اول صدای«Re»
  2. اورتا پرده / اوکتاو/ اول صدای «Mi be mal»
  3. شاه پرده / اوکتاو/ اول صدای«fa»
  4. ایاق دیوانی پرده/ اوکتاو/ اول صدای«sol»
  5. بایاق پرده/ اوکتاو/ اول صدای«La be mol»
  6. آیاق شاه پرده/ اوکتاو / اول صدای «si be mol»
  7. بئچه پرده / اوکتاو / اول صدای« do»

بالابان سازهای بادی با طول ۲۸۰ الی ۳۲۰ میلی متر است. این ساز ۹ سوراخ – یک سوراخ در قسمت زیرین ساز و هشت سوراخ در قسمت بالای ساز – دارد. وسعت صدای ساز از «sol» اوکتاو تا «do» اوکتاو دوم است. قاوال که از سازهای ضربی است از کشیدن پوست ماهی/ بز/ تلق بر روی دایره چوبی تشکیل می‌شود.[۲۱]

سروده‌های عاشیقی[ویرایش]

شایع‌ترین قالبهای شعری عاشیقها عبارتند از گرایلی ، قوشما و تجنیس.[۲۲] [۲۳]

گرایلی (Gəraylı)[ویرایش]

گرایلی از سه‌ تا پنج بند تشکیل شده است. هر بند چهار مصراع دارد، و هر مصراع دارای هشت هجا است. سه‌ مصراع هر بند با هم و مصراع آخر تمام بندها با همدیگر هم قافیه اند (... abcb, dddb, eeeb). در بند آخر، که مهربند نام دارد، سراینده تخلص خود را عنوان میکند. موضوع اشعار سروده شده در قالب گرایلی وصف زیبایها، طبیعت، و عشق است. نمونه:

Sallandı, yana yeridi Bir gözəl keçdi qarşıdan
Od saldı cana, yeridi Kiprik çaxdı, oğrun baxdı
... ...

قوشما (Qoşma)[ویرایش]

قوشما از سه‌، پنج، یا هفت بند تشکیل شده است. هر بند چهار مصراع دارد، و هر مصراع دارای یازده هجا است. سه‌ مصراع هر بند با هم و مصراع آخر تمام بندها با همدیگر هم قافیه اند (... abcb, dddb, eeeb). در بند آخر، که مهربند نام دارد، سراینده تخلص خود را عنوان میکند. قوشما، بسته به محتوی کلامی، انواع مختلف دارد که معروفترین آنها عبارتند از، استادنامه، وجودنامه، گزللمه (Gözəlləmə)، و قفل بند (Qıfılbənd). نمونه:

Doğru sözün, düz ilqarın görmədim Bivəfanın, müxənnəsin, nakəsin
Namusun, qeyrətin, arın görmədim Namərdin dünyada çox çəkdim bəhsin
... ...

تجنیس (Təcnis)[ویرایش]

تجنیس[۲۴] تجنیس بر مبنای هم قافیه کردن کلمات جناس (لفظاً یکی ومعناً مختلف) بنا شده است. تجنیس سه‌ نوع است: دداق دیمز (Dodaqdəyməz)، ایاقلی (Ayaqlı)، و جیغالی (Cığalı). نمونه:

Ya divani, ya da təcnis çal, a çal! Aşıq, götür doqquz telli sazını
Əsirgəmə, kəlləsindən, çal, a çal! Düşmən üçün seç qılıncın sazını
Qəmli aşıq qəlbin neçin döyünü? Yaxşı aşbaz tanır yaxşı düyünü
Bir ilmək yox, üçün möhkəm çal, a çal! Möhkəm bağla, açılmasın düyünü
Faydasızdır zər-qızıllar, axçalar Nə vaxtacan fələk mənə ax çalar?
Deyərlər ki, qoca aşıq, çal, a çal! Cavan Hüseyn, qara xəttin ağ çalar

بایاتی (Bayatı)[ویرایش]

بایاتی از انواع سروده های عاشیقی است كه رواجش در بين عامه مردم، بيش از ساير انواع ادبي است. هر باياتي چهار مصراع دارد وهر مصراع از ۷ هجا تشكيل مي‌شود. مصراعهاي اول، دوم و چهارم هم قافيه بوده و مصراع سوم آن آزاد است. دو مصراع نخست تمهیدی برای گفتن جان كلام در مصراعهای سوم و چهارم به كار گرفته شود. باياتي شباهت بسياري با دوبیتی[۲۵] دارد. باياتي برگرفته از نام قومي قديمي از اقوام »اوغوز« (ترك) يعني »بايات« (بيات) بوده است.[۲۶] بایاتیهای ساری عاشیق معروف هستند. [۲۷] نمونه:[۲۸]

Aşıq tərsinə quyon عاشیق را در خلاف جهت خاک کنید
Yüyün tərsinə quyon غسل داده بعد در خلاف جهت خاک کنید
Yaxşi nin qibləsinə رو به قبله یاخشی
Məni tərsinə quyon مرا خلاف جهت خاک کنید

مشاعره (دئیشمه)[ویرایش]

مشاعره در زبان ترکی دئیشمه (deyişmə) نامیده می شود، و در عمل نوعی مبارزه و دیالوگ دو آشیق به صورت پرسش و پاسخ است. به این نوع مبارزه در برخی نواحی ایران همچون ساوه و همدان، آچوب باغلَمه (açub bağleme) گفته می‌شود. در گذشته رسم بر این بود که در پایان این مبارزه عاشیق مغلوب سازش را به رقیبش تسلیم می‌کرد.[۲۹] نوع ساده تر و رایجتر دئیشمه مشاعره حروفی یا سوزلر دیشمه سی می باشد این نوع از مشاعره همانند مشاعره فارسی انجام می شود با این تفاوت که با ابیات ترکی انجام می شود نوع دیگری از دییشمه سچمه دیشمه (مشاعره گزینشی) نامیده می شود آشیق اول بیتی را خوانده و یک کلمه از بیت را مشخص می کند و خطاب به آشیق دوم می گوید سن دنه .... دن یعنی تو بگو از کلمه .... و آشئق دوم باید بیت را کامل کند. نوع سخت تر مشاعره یاریم یرپاق نامیده می شود و در آن آشیق مصرعی (یارپاق) از یک شعر را گفته و آشیق دوم باید مصرع (یارپاق) دوم همان شعر را همراه با ساز زدن بگوید[۳۰]. در تیر ماه ۱۳۹۰ شهرداری تبریز نخستین جشنواره عاشیقلار دئیشمه سی را بر‌گزار کرده و به نفرات برتر جایزه‌ای به نام جایزه عاشیق عباس توفارقانلی را تقدیم نمود.[۳۱]

در اینجا، بعنوان مثال، یک نمونه از مشاعره خسته قاسم و لزگی احمد را می‌آوریم.[۳۲]

خسته قاسم:

او کیمدریکی،اوتوزوندا، جواندیر آن چیست که در سی جوان است
اون بئشینده قوجالانی اولودور ولی پانزده اش پیر می نماید و فرتوت
اوندریکی دیلی آیری، سؤزو بیر آن چیست که زبانش مجزا ولی حرفش یکی است
اوهانسی دریادیر ایچی دولودور؟ آن کدام دریاست که پر و انباشته است؟

لزگی احمد:

او، آی دیرکی،اوتوزوندا جواندیر آن ماه است که در سی جوان است
او نبئشینده قوجالانی اولودور و در 15 اش پیر است و فرتوت
او قلم دیر، دیلی آیری، سؤزو ییر آنقلم است که زبانش جدا ولی حرفش معلوم است
علم دریاسی هر دریادان دولودر و ان دریای دانش است از هر بحری پرتر است

رفتار اجتماعی عاشیق[ویرایش]

موسیقی عاشقی در طی تکامل خود اصولی را تدوین کرده که انتظار می‌رود توسط عاشقها رعایت شود. این اصول در یکی از ساخته‌های عاشق علعسگر عاشق علعسگر خلاصه شده است[۳۳].

Aşıq olub diyar-diyar gezenin آنکه در لباس آشیقی جهانگرد شود،
Ezel başdan pürkamalı gerekdi همان اول پر کمالی بایدش
Oturub durmaqda edebin bile در نشست و برخاست آداب داند
Me'rifet elminde dolu gerekti در علم معرفت باید کامل باشد
Halqa heqiqetden metleb qandıra به خلق از معرفت چیزی آموزد
Şeytanı öldüre, nefsin yandıra با اغماض از نفسش شیطان سوزاند
El içinde pak otura, pak dura در بین خلق چشم پاک باشد،
Dalısınca xoş sedalı gerekdi طوری که در پشتش حرفی گفته نشود
Danışdığı sözün qiymetin bile موجز حرف زده قیمت کلمه را بداند
Kermesinden lel'i-gövher toküle جوری که از حرفش گوهر ببارد،
Mecazi danışa, mecazi güle در لفافه حرف زده و در لفافه بخندد
Tamam sözü müemmalı gerekdi گفتارش رمز گونه باشد
Arif ola, eyham ile söz qana همانند عارفان معنی ایهام بداند
Namehremden şerm eyleye, utana از نامحرم شرم کند
Saat kimi meyli Haqq'a dolana بسان عقربه‌ای دور حقٔ بچرخد
Doğru qelbi, doğru yolu gerekdi قلبی صاف و نیتی صاف داشته باشد
Elesger haqq sözün isbatın vere علسگر حاضر است حرف حقٔ را اثبات کند
Emelin melekler yaza deftere در حالی که ملائک اعمالش را ثبت می‌کنند
Her yanı istese baxanda göre و در حالی که هر عملش زیر نظر است
Teriqetde bu sevdalı gerekdi چرا که و در طریقت عشق قدم نهاده است.

آوازهای عاشیقی به مثابه زبان گویای اجتماع[ویرایش]

در فرهنگ کهن ترکها، قوشما به هر نوع شعری اطلاق می‌شد. با گذشت زمان مفهوم این کلمه به اشعاری محدود شد که عاشقها در آوازهایشان استفاده می‌کنند و مهارت در سرودن قوشما یکی از ارکان حرفه عاشیقی شد. برخی از قوشماها مورد پسند عامه قرار گرفته و به نسل‌های بعدی منتقل می‌شوند. در نتیجه، با بررسی قوشماهایی که تا عصر ما حفظ شده‌اند می‌توان امیال غالب توده ها را در اعصار گذشته مشخص کرد. [۳۴] بدین‌ترتیب، عاشیقها را میتوان زبان گویای توده‌های مردم به حساب آورد. این مفهوم را علیرضانابدل (اوختای)[۳۵] در شعری جاودانه ساخته است.[۳۶]

چال عاشيق سازيني، اوره گيم دولوب عاشیق سازت را بزن قلبم پر شده است
بعضاً اينسان ايچون درمان بو اولور گاهی این درمانی برای دردهای انسانست،
سازين نغمه لري آخسين كونلومه بگذار نغمه های سازت در روحم جاری شود
يوخسا چيچكلريم عطش دن سولور و گرنه شکوفه هایم از غم پلاسیده خواهد شد
چال عاشيق سازيني، بلكه سازيندا عاشیق سازت را بزن شاید در نغمه هایت
اومودسوز حياتا بير اوميد تاپيم برای ناامیدیهای زندگی امیدی بیابم
گل عاشيق سازيندا صبردن دانيش عاشیق بیا و در سازت از صبر بگو
بلكه دؤزمك درسين آغزيندان قاپيم... بلکه درس صبوری را از دهانت بقاپم ....
اينسان دردلريني گل سازيندا چال دردهای انسان را در سازت بنواز
دوزوملي عاشيق لاردان حكايت ائت از عاشیق های خوب حکایت کن
گل، بيزه آي عاشيق عشق درسي وئر بیا ای عاشیق بما درس عشق بده
اوميدسيز ساعاتدا درديميزه يئت در ساعات نا امیدی به دردمان برس.

شاید در تلاش برای آرامبخشی ناملایمت‌های اجتماعی، عنصر رئالیسم با تاکید بر عشق زمینی در آثار متاخر برجسته تر است. مثالی از عاشق مشهور قرن بیستم، عاشیق حسین جوان (با ترجمه شهربانو قایاقیزی):

چکیلیب قدرتدن قاشلارین گؤزل از طرف خدا ابروهایت زیبا نقش شده
کیمین اولاجاقسان یاری، بخته ور؟ خوشا آن‌کس که معشوقش تو باشی،
تؤکولوب گردنه ایپک ساچلارین گیسوی ابریشمی ات بر گردن ریخته
کیم هؤروپدو او ساچلاری بخته ور؟ خوشا آن‌کس که آن گیسو را تنیده
ته زه جه غنچه دن چیخیب یاناغین تازه از غنچه بیرون آمده گونه‌ات
شوق سالیب گردنه بلور بوخاغین غبغب بلورت بر گردنت نورافشانی کرده
نه شیرین دیر دیلین، قایماق دوداغین چه شیرین زبانت، خامه لبانت
شان چکیبدی یقین آری بخته ور ... حتماً زنبور آنجا شانی تنیده! .....

داستان‌های عاشیقی[ویرایش]

ایلهان باشگوز (İlhan Başgöz) کسی بود که داستان عاشیقی را تحت عنوان حکایه (Hikaye) در زبان انگلیسی جا انداخت.[۳۷] بر مبنای نوشته او، علی‌رغم آنکه حکایه عمدتاً منثور است ولی تعدد قطعات شعری در میانه متن ویژگی اساسی این سبک ادبی عامیانه می‌باشد. تعداد این قطعات ممکن است در برخی حکایت از صد تا فراتر برود. [۳۸] از آنجا که هنر عاشقی در اساس شفاهی است، تعداد داستان‌های عاشیقی باید از تعداد عاشق‌ها بیشتر باشد. با این‌حال، بعضی از داستان‌ها در طی زمان بر جسته تر شده و بصورت مکتوب در آمده‌اند. موضوع اصلی داستان‌های عاشیقی عشق زمینی، جنگ‌های حماسی، و یا ترکیبی از هر دو تاست. در روایت داستان‌های عاشیقی، علی‌رغم محیط اسلامی وقایع، قهرمانان زن ساز بدست گرفته و در نظر عمومی آواز میخوانند.

در ایران، قهوه خانه‌هایی‌ که به اجرای داستان عاشیقی اختصاص داشته باشند به بنام قهوه خانه عاشیقلار شناخته می‌شوند. معروفترین این نوع مکان‌ها قهوه خانه حسین تیرانداز در مقابل باغ گلستان تبریز بود. فعالین چپ در دهه پنجاه پای عاشیق عبدالعلی نوری و عاشیق حسن اسکندری را به این قهوه خانه باز کرده و آنجا را به محفل روشنفکری تبریز تبدیل کردند.[۳۹] قهوه‌خانه‌ كه سابقا اغلب محل مراجعه‌ي روستاييان بود به تدريج پر از دانشجويان و جوانان مي‌شد. حتي برخي از مسافريني كه به تبریز مي‌آمدند سراغقهوه خانه عاشیقلار را مي‌گرفتند. قهوه‌خانه‌ هميشه مملو از جمعيت بود. عاشیقها يكي پس از ديگري ساز بدست مي‌گرفتند و در ميان جمعيت جوان حاضر در قهوه‌خانه مي‌گشتند و آواز‌هاي مورد تقاضاي آنان را مي‌خواندند.[۴۰]

در زیر برخی از داستان‌های عاشیقی معروف لیست شده اند:[۴۱]

  • شاه اسماعیل، موسس سلسله صفوی، قهرمان یکی از مهمترین داستان‌های عاشیقی است. شاه اسماعیل داستانی فرد عاشق پیشه‌ای است که ساز را جایگزین شمشیر کرده است. داستان عمدتاً بر پانزده سالگی شاه اسماعیل متمرکز میشود. در طی روایت، شاه اسماعیل عاشق یک دختر ایلاتی ، به نام گلزار، میشود و هنگام جستجوی او دو معشوق دیگر به نامهای گلپری و عرب زنگی را نیز به دست می‌آورد.[۴۲]
  • کوراوغلو در مقام قهرمان یکی از مهمترین داستان‌های عاشیقی، خود یک عاشیق بود، چرا که در اکثر آوازهای این داستان، عاشیق راوی با گفتن آدیم کور اوغلو دی خود را به جای کوراوغلو مینشاند. . این داستان از آناتولی به کشورهای آسیای میانه پخش شده است و در طی این فر آیند به نحوی محتوای آن تغییر کرده است[۴۳]. در این داستان عشق رومانتیک با رفتاری رابین‌هود گونه آمیخته می‌شود. . یکی از نسخ این داستان، که بعنوان نسخه پاریس شناخته میشود، در باکو چاپ شده است. [۴۴] آهنگ ساز بزرگ آذربایجان، عزیر حاجی‌بیگف، اپرای معروفی بر مبنای داستان کوراوغلو ساخته است.
  • عاشق غریب Aşıq Qərib. لرمونتوف روس و آبوویان ارمنی، داستان عاشق غریب و شاه صنم را به صورت رُمان مدرن نوشته اند و سرگئی پاراجانف (Sergei Parajanov) با ساختن فیلمی این داستان را شهرت جهانی بخشیده است.[۴۵][۴۶]، داستان عاشق دوره گردی است که در طی سفری هفت ساله از عشقی زمینی به اوج عرفان می‌رسد. در اوایل دهه ۸۰ میلادی عاشق کماندار افندو اجرای یک ساعته‌ای از داستان را ضبط کرد. کاست مربوطه در مقیاس وسیع در ایران پخش شد و یکی از عوامل ترویج دوباره موسیقی عاشقی به شمار می‌آید.
  • اصلی و کرم (Kerem ile Aslı). داستان یک شاهزاده ترک است که عاشق دختری ارمنی می‌شود. اقوام دختر در مخالفت با این عشق فرامذهبی مهاجرت می‌کنند. کرم ۱۱ سال به دنبال اصلی می‌گردد. دست آخر، هنگامی که دو عاشق به هم میرساند، کرم تحت تاثیر طلسم پدر اصلی آتش می‌گیرد. آواز یانیخ کرم که فلبداهه توسط اصلی خوانده می‌شود یکی از ارکان هنر عاشقی است.[۴۷]
  • عاشق واله. داستان مشاعره عاشق واله (۱۷۲۹-۱۸۲۲) با عاشق زرنگار است.[۴۸] بنا به روايت حکایت ، در شهر دربند، عاشيقي به نام زرنگار زندگي مي‌كرد كه بسيار حاضر جواب و باسواد بود. هر عاشيق استاد كه به دربند مي‌آمد و با او مناظره مي‌كرد، مغلوب مي‌شد و به مجازات سختي گرفتار مي‌آمد. واله از استاد خود عاشيق صمد اجازه گرفت و به مناظره‌ي زرنگار رفت و بر او پيروز شد و او را به زادگاه خود آورد. در پایان داستان واله با زرنگار ازدواج می‌کند.[۴۹]
  • امیر ارسلان

عاشق‌های معروف[ویرایش]

  • قرن بیست و یکم:
    • چنگیز مهدی پور، متولد سال ۱۳۴۰ در روستای شیخ حسینلو، نشان درجه یک هنری کشور را کسب کرده است.[۵۰] چنگیز دو کتاب در زمینه موسیقی عاشیقی تالیف کرده است؛ آشیق هاوالاری [۵۱] و مکتب قوپوز [۵۲].
    • پریسا ارسلانی سال ۱۹۷۸ دراورمیه متولد شد. مدتها قبل از اینکه به خوانندگی حرفه ای بپردازد، نوازنده ساز شده بود. وی در چندین جشنواره ملی موسیقی ایران به عنوان نفر اول و پدیده جشنواره ها شناخته شد و به دریافت جوایز متعددی نایل شد. او در رشته آواز از کنسرواتوار ملی آذربایجان فارغ التحصیل شده است. [۵۳]
    • عاشیق حسین ساعی، متولد ۱۳۴۵، با شالها فعالیت در جایگاه پژوهشگر داستان ها و حکایت های قدیمی آذربایجان و عاشیق ها، 55 عنوان کتاب در این زمینه را به چاپ رسانده است.[۵۴]
    • سمیرا علیوا، متولد ۱۹۸۱ در باکو، یک عاشیق حرفه‌ای است و در دانشگاه دولت آذربایجان تدریس میکند. سمیرا به حفظ فرم سنتی موسیقی عاشقی پایبند است. [۵۵]
    • زولفیه عبادوا (Zülfiyyə Ibadova) در سال ۱۹۷۶ بدنیا آمد. او عاشقی پویا است و سبک منحصر به فرد خود را دارد. زولفیه آهنگهای زیادی ساخته از و علاقه‌مند به نوع آوری در زمینه ترکیب ساز با آلات دیگر می‌باشد.[۵۵]
    • فضائل مسکینلی ، متولد ۱۹۷۲، استاد مسلم ساز است. او در دانشگاه دولتی آذربایجان تدریس میکند.[۵۶]
    • کوثر علی شهبازی (سلجوق) در سال 1341 شمسی در روستای آغچه‌قشلاق (میانه) به دنیا آمد و در سنین نوجوانی همزمان با نقل مکان کردن به استان تهران شروع به یادگیری موسیقی عاشیقی نمود. به درخواست و پیگیری‌های عاشیق شهبازی برای نخستن‌بار بعد از انقلاب موسیقی عاشیق به رسمیت شناخته شد و در صدا و سیما پخش شد.[۵۷]
    • عاشیق محرم سلمانی در سال 1320 در روستای قاسم آباد ساوه متولد شد. وی از طرف مادری به شاهسون های مقیم منطقه و از طرف پدری به قفقاز منتصب است. از آخرین و چیره دست ترین نوازندگان و سازندگان چگور منطقه مرکزی ایران بود و در گروهی با نام عاشیق حوزونی فعالیت می کرد. از وی تنها یک کتاب در مقام ساز محبوبش به نگاره درآمد و دو کتاب شعر به فارسی و ترکی که هیچکدام در زمان حیاتش اجازه انتشار نیافتند. وی در بهار 1381 از دنیا رفت. وی از چهره های میراث فرهنگی استان مرکزی و ایران است.
  • قرن بیستم:
Kader böyle imiş böyle yazılmış تقدیر چنین بود چنین نوشته،
Gidiyorum kara gözlüm ağlama می روم ، چشم سیاهم گریه نکن
Mezarımız gurbet ele kazılmış مزارمان بر دیار غربت کنده شده
Gidiyorum dudu dilim ağlama می روم طوطی زبانم گریه نکن...
    • عاشیق حسین جوان یکی از سرشناسترین عاشیقهای قرن بیستم متولد آتی‌کندی قره‌داغ است. حسین جوان در سال ۱۹۱۶ چشم به جهان گشود. پدرش را در کودکی از دست داد و او را به قفقاز برد. حسین در 7 سالگی به مزدوری پرداخته و احشام دیگران را می چراند. در 1927 شاگرد عاشیق موسی (برادرزاده عاشق علعسگر ) شد. عاشیق موسی رموز عاشیقی و ادبیات شفاهی مردمی آذربایجان را به حسین آموخت. . عاشیق حسین در 1938 به تبریز آمد. چون در سال 1946 تئاتر ملی در تبریز تشکیل شد، او معاون مدیر این تئاتر بوده و نغمه های انقلابی را نیز اجرا می کرد. او در دهه هنر و ادبیات آذربایجان در مسکو، رهبر دسته عاشیقها بود و در 1958 درگذشت.[۵۹]
    • کماندار افندو متولد 22 اکتبر 1932 در شهر مارنئولی گرجستان می باشد. او از سنین پایین ساز زدن را شروع کرده و در سال 1959 نماینده عاشیق های آذربایجان شد.[۶۰] کماندار، در میان دوست دارن موسیقی عاشقی، بخاطر اجرای هنرمندانه داستان عاشق غریب معروف است.
    • عاشیق رسول قربانی که اکنون با عنوان "دده" در بین عاشق‌ها شناخته می شود، در سال ۱۳۱۲ در روستای عباس‌آباد قره داغ به دنیا آمد. وی فعالیت در عرصه موسیقی عاشیقی را از سال 1330 آغاز کرد و از سال 1343 در رادیو به اجرای موسیقی پرداخت. رسول از سال 1364 در جشنواره‌های مختلف موسیقی محلی داخلی حضور یافته و همچنین در فستیوال‌های خارجی در بیش از 15 کشور جهان روی صحنه رفته است.[۶۱] [۶۲] عاشیق رسول نشان هنری تبریز را دریافت کرده است.[۶۳] قرار است جشن بزرگدشت هشتاد سالگی رسول در فرهنگسری نیاوران بر‌گزار شود.[۶۴]
    • عاشیق درویش وهابزاده در سال ۱۳۰۲ در روستای کردلر (ارومیه) دیده به جهان گشود. او پای ثابت برنامه های موسیقی در رادیو اورمیه بود. عاشیق درویش در نهم مردادماه سال ۱۳۷۲ شمسی دار فانی را وداع گفت و در روستای زادگاهش به خاک سپرده شد. به عقیده کارشناسان، حیات امروزی موسیقی عاشیقی در بخش غربی آذربایجان مدیون فعالیتهای برجسته هنری این استاد است.[۶۵]
    • عاشیق محمد حسین دهقان در سال 1313 در روستای ایگدیر (ارومیه) به دنیا آمده، از8 سالگی انگشتانش ساز عاشیقی را لمس کرده (در دست گرفته) و از15 سالگی در مجالس و جشن های مردمی حضور یافته است.[۶۶]
    • عاشیق عبدالعلی نوری در سال 1318 در روستای جانانلو به دنیا آمد و در خرداد 1382 دار فانی را وداع گفت. عاشیق عبدالعلی، شاگرد عاشیق خیرالله بوده و در اکثر زمینه های شعر هجایی آذربایجانی از جمله بایاتی، قوشما، گرایلی و تابان آثاری از خود به یادگار گذاشته است. او بیش از ۵۰ سال فعالیت هنری در زمینه موسیقی عاشیقی داشت و به خاطر داشتن صدای دل‌انگیز دارای شهرت فراوانی بود. عاشیق عبدالعلی بعد از انقلاب توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بسیاری از فستیوال‌های داخلی و خارجی شرکت کرده و مقام‌های قابل توجهی به‌دست آورد. [۶۷][۶۸]
    • عاشیق حسن اسکندری در سال ۱۳۲۴ در روستای اوزوم‌کاللا به دنیا آمد. از سال ۱۳۳۵ در تبریز به فرشباف مشغول شّد و از سال ۱۳۴۳ در تهران به نانوائی پرداخت. در سال ۱۳۴۸ به تبریز بازگشته و هنر عاسیقی را پیشه کرد. از سال ۱۳۵۵ کنسرت‌های عاشیق حسن در دانشگاههای ایران پا می‌گیرد و تاکنون هم ادامه دارد.[۶۹] گروه عاشیق حسن در جشنواره موسیقی آوینیون فرانسه در 1370 به عنوان گروه برگزیده شناخته شد. او در 1375 به عنوان بهترین تنظیم کننده برنامه های موسیقی رادیو و تلویزیون و در 1379 و 1380 به عنوان بهترین خواننده و تنظیم کننده برای تولیدات رادیو و تلویزیون انتخاب شد.[۷۰] عاشیق حسن به همراه عاشیق رسول نشان تبریز را دریافت کرده است. [۶۳]
  • قرن نوزدهم:
    • عاشیق علی‌عسگر از مشهورترين عاشيقهاي همه ادوار است و شايد درست باشد كه او را به تنهايي بتوان يك مكتب در صنعت عاشيقي ناميد. در سال 1821 در روستای آق‌کلیسا در استان گغارکونیک سرزمین خانات ایروان متولد شد. [۷۱] سبک عاشق علعسگر احتمالاً در تکوین موسیقی عاشقی به فرم امروزی بیشترین سهم را داشته است. علعسگر در عین حال که برای آموزنده بودن ساخته‌هایش تلاش می‌کند، هرگز از توصیف زیباییهای دنیوی غافل نمی‌شود. او در معنای واقعی كلمه، خنیاگر زیباییهاست. در سرتاسر آفرینش ادبی و موسیقایی وی، نمی‌توان آهنگی و سروده‌ای یافت كه در آن از دلبر و دلبری و زیبایی سخن نگفته باشد.[۷۲] در اینجا یکی از محبوبترین ساخته‌های علعسگر را می‌آوریم:
جیلوه لنیب نه کارشیمدا دورموسان چه آراسته روبرویم ایستادی
اولوم سنه قوربان آی ساری کؤینک الهی که قربانت شوم ای پیراهن طلایی،
دویماق اولمور عشوه سیندن نازیندان از عشوه و نازت سیر نمی‌شوم
فره کهکلیک کیمی خوش آوازیندان از آواز خوش کبک مانندت
یئل ووروب روبندی آچیب اوزوندن باد نقاب را از چهراه ات کنار زد
ائله بیلدیم دوغدی گون آی اوزوندن فکر کردم که مهتاب و آفتاب از چهره ات تابید
اگر قدم قویوب بیر بیزه گلسن اگر قدم رنجه کنی و به خانه‌مان بیائی
یئرین وار گؤز اوسته آی ساری کؤینک ... روی تخم چشممان جا داری پیراهن طلایی ....
    • عاشیق جیوانی، (۱۸۴۶-۱۹۰۹)، با نام اصلی سروب ستپانی لوونیان (Serob Stepani Levonian، Սերոբ Ստեփանի Լևոնյան) در ارمنستان متولد شد و فعالیت‌های هنری خود را در تفلیس ادامه داد. آواز هایی را که او سروده است اغلب با مسائل اجتماعی مربوط می‌شوند. در زیر ترجمه مطلع یکی از این آوازها را می‌آوریم:[۷۳]
روزهای ملال آور غمگرفته مانند زمستان می‌آیند و میروند،
ما نباید افسرده شویم، آنها پایانی دارند؛ می‌آیند و میروند،
غم و اندوه ما نمی‌توانند سایه به سایه ما را تعقیب کنند،
'مانند مشتریان ایستاده در صف، آنها هم بالاخره میروند ...
  • قرن هیجدهم:
    • سایات نوا
    • عاشيق واله (Aşıq Valeh) در سال ۱۷۲۹ در روستای گلابلو، در شهرستان آقدام، بدنیا آمد. او در سال ۱۸۲۲ در روستای زادگاه خود درگذشت و در کنار همسرش، زرنگار، دفن شد. بر پايه‌ي سروده‌هاي واله، منظومه‌اي نيز به نام «واله و زرنگار» ساخته شده است. اين منظومه‌ چاپ شده است. در منظومه، برخي حادثه‌هاي زندگي عاشيق واله به صورت حكايات ضمني ترنم مي‌شود.[۴۹]
  • قرن هفدهم:
    • کاراجااوغلان
    • خسته قاسم (Xəstə Qasım) شاعر، عارف و فیلسوف قرن دوره افشاریه، (۱۷۶۰-۱۶۸۴ میلادی)، متولد و در گذشته تیکمه‌داش می‌باشد. او یکی از ستونهای استواری موسیقی عاشیقی است[۷۴]. موضوع اساسی شعر «خسته قاسیم»، غم، درد، حسرت و شكایت از ستم دوران است. انتخاب تخلص «خسته» نیز ظاهراً از همین‌جا ناشی است.[۷۵] خسته قاسیم، علاوه بر استادی در سرودن انواع قالبهای شعری کلاسیک همانند قصیده و غزل، قالبهای جدیدی را در ادبیات عاشقی وارد کرد. یکی از استادانه‌ترین تجنیسهای مستزاد (müstəzad) او، که در طی آن از معانی متضاد لغت یاسین (مشتق از نام سوره یس) استفاده میکند، بقرار زیر است:
İgid olan ixlas bağlar Yasinə Oxudum Quranı çıxdım Yasinə
Namərd boynu ya sına Aşıq deyər ya sına
Ya inciyə, ya sına Nanəcibə söz demə
Eşidənlər deyər, ay hayıf, hayıf Qasım ölər, ellər gələr yasına
    • ساری عاشیق ، ( Sarı Aşıq)، که در اواخردورۀ صفویّه زندگی میکرد، به «غریب عاشیق»، «ساری عاشیق» و «حق عاشیقی» معروف بود. بنظر میاید که وی در یکی از دهات شهرستان اهر به دنیا آمده، دوران جوانی خود را در قاراداغ به سر آورده و سپس به ایالت «زنگه زور» شمال کوچ کرده و در دهی به نام «قاراداغلی» ساکن شده است. عاشیقهای بعدی دربارۀ زندگی او منظومهای با نام «یاخشی و ساری» آفریده اند.[۷۶] بایاتیهای ساری عاشیق معروف هستند. [۷۷]
    • عاشیق عباس توفارقانلی یا تفارقانلی، Aşıq Abbas Tufarqanlı، در آذرشهر، که با نام تاریخی تفارقان شناخته میشد، بدنیا آمد و همعصر با شاه عباس صفوی است. داستان عاشیقی "عباس و گلگز" (Abbas və Gülgəz), با موضوع ماجراهای عاشقانه عاشیق عباس توفارقانلی، بسیار معروف است. در آوازهای این داستان عباس معشوق خود را با اشعار لطیفی توصیف میکند. از معروفترین آوازهای عباس "بینمز" با مطلع زیر است:[۷۸]
Ay həzarət, bir zamana gəlibdir ای آقایان شما را گویم از زمانه‌ای كه،
Ala qarğa şux tərlanı bəyənməz کلاغ سیاه بلبل زیبا را نمی‌پسندد
Oğullar atanı, qızlar ananı پسران پدر را، و دختران مادر را
Gəlinlər də qaynananı bəyənməz و عروسان مادر شوهر را نمی‌پسندند.
Dostun en güzeli bahçesine bir hoyrat girmiş رقیبی بدکردار به گلزار محبوبم آمد،
Korudur hey benli dilber korudur دلبرم، بوته‌ها خشکیدند، خشکیدند.
Gülünü dererken dalını kırmış به قصد چیدن گلی ساقه‌ها بر افکند
Kurudur hey benli dilber kurudur دلبرم، بوته‌ها خشکیدند، خشکیدند...
    • عاشیق قربانی، متولد روستای دریلو، همدوره شاه اسماعیل و در مرحله آغازین نهضت ادبی شاه ختایی قرار دارد. [۸۰] آوازة ماجراهای عاشیق قربانی با افسانه‌ها در آمیخته و منشاء داستانی گردیده بنام «عاشیق قربانی وپری» که زبانزد عاشیقان است.[۸۱] عاشیققربانی میتوانسته است ظریفترین و طبیعیترین احساسهای انسانی را بامهارتی استادانه به ساز و سخن وصف کند. شعر مشهورش که ردیف «بنفشه» دارد، از این نظر حائز اهمیت است:[۷۶]
تانری سنی خوش جمالا یئتیرمیش خداوند ترا زیبا آفرید
سنی گؤرن عاشیق، عاغلین ایتیرمیش دلباختگان خرد از دست فروهشتند،
ملكلرمی درمیش، گؤیدن گتیرمیش گویی ملائک تو را از آسمان چیده و آورده اند.
حاییف كه دریبلر آز بنفشه نی. حیف که عرضه کم بود و بنفشه‌ها را چیدند!
    • عاشق غریب (Aşıq Qərib) :از جزئیات زندگی این عاشیق اطلاعات زیادی در دست نیست. ظاهراً فرزند تاجری تبریزی بوده که بعد از مرگ پدر ثروت او را از دست داده و به تنگدستی افتاده است.
  • قرن چهاردهم:
    • قایگوسوز عبدال، (۱۳۴۱-۱۴۴۴)، سراینده آوازهای عامیانه بود. عنوان یکی از سروده‌های جالب او از وقتی عاشق شدم ریشم را تراشیده ام[۸۲] است.
  • قرن سیزدهم:
    • یونس امره ، (۱۳۲۱-۱۲۴۰ میلادی)، شاعر و عارف ترک یکی از نخستین افرادی بوده است که، بجای زبان فارسی یا عربی، به زبان مادری خود شعر نوشته است. تاثیر یونس امره در تکوین ادبیات عاشقی تا عصر حاضر ادامه داشته است. به این دلیل او را میتوان یکی از آشیقهای قدیم به حساب آورد. [۸۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Studies on the Soviet Union - 1971, Volume 11 - Page 71
  2. محمدرضا درویشی، دائرةالمعارف سازهای ایرانی، صفحهٔ ‍۲۳۰، مؤسسهٔ فرهنگی هنری ماهور، تهران، ۱۳۸۰
  3. دکتر ح.م.صدیق. «ادبیات عاشیق‌ها». سایت دوستداران دکتر حسین محمدزاده صدیق. 
  4. http://www.tribun.com/Tribun%20New/Aktuel/Akt122.pdf
  5. Mehmed Fuad Koprulu, Early Mystics in Turkish Literature, 2006, Taylor & Francis, p.258
  6. http://vlib.iue.it/carrie/texts/carrie_books/paksoy-6/cae05.html
  7. "ashik,shaman" - DASTAN GENRE IN CENTRAL ASIA; European University Institute, Florence, Italy (retrieved 10 August 2006).
  8. G. Lewis (translator), The Book of Dede Korkut, Penguin Classics(1988)
  9. AlMAD, Y. S. (2006). LITERARY INFLUENCE. Early Mystics in Turkish Literature. pp. lii–lvi. 
  10. Ekmeleddin İhsanoğlu (Editor), Culture and Learning in Islam, 2003, p. 282
  11. "SAZ". 
  12. Köprülü, M.F. (1962). Türk Saz Şairleri I. Ankara: Güven Basımevi. p. 12. 
  13. خبرگزاری آفتاب. محمدرضا درویشی: زبان عاشیق‌ها برای مردم بیگانه شده‌است.
  14. Kipp, N. (2012). Organological geopolitics and the Balaban of Azerbaijan: comparative musical dialogues concerning a double-reed aerophone of the post-Soviet Caucasus (Doctoral dissertation, University of Illinois at Urbana-Champaign).
  15. Albright, C.F. "ʿĀŠEQ". 
  16. The Concise Garland Encyclopedia of World Music, Volume 2, 2013, pp:851-852
  17. Rouben Paul Adalian, Historical Dictionary of Armenia, 2010, p.452.
  18. http://www.today.az/news/politics/56083.html
  19. A. Oldfield Senarslan, Women Aşiqs of Azerbaijan: Tradition and Transformation, 2008, ProQuest LLC., p. 44
  20. درویشی، محمد رضا. دائرةالمعارف سازهای ایران – ج اول. انتشارات ماهور، 1380. 
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ محمد رزاقی. «موسیقی عاشیقی زنجان». اویان نیوز، ۶ دی ۱۳۹۱. 
  22. «Ashiq poems- Proverbs and sayings». 
  23. «Aşıq şeiri». 
  24. «لغتنامه دهخدا: تجنیس». 
  25. «لغتنامه دهخدا:دوبیتی». 
  26. «موسيقی عاشيقی آذربايجان شرقی». موزه مجازی آثار معنوی ایران. 
  27. Hacər Ağayeva. «Sarı Aşıq». 
  28. ﺑﻬﺮﻧﮕﯽ، صمد. ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﻘﺎﻟﻪ های صمد ﺑﻬﺮﻧﮕﯽ. اﻧﺘﺸﺎرات روزﺑﻬﺎن، ۱۳۴۲. 
  29. نمایش و موسیقی در ایران، تحقیق و تألیف جهانگیر نصری اشرفی، تهران: انتشارات اَروَن، ۱۳۸۳
  30. «مشاعره ترکی(دئیشمه)». تورک فرومی، 23 /1 /1391. 
  31. «عاشیقلار دئیشمه سی، پایان یافت». سایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز، بیستم تير 1391. 
  32. دکتر حمیدسفید گرشهانقی. «نگاهی به هنر و ادبیات عاشیق های آذربایجان». 
  33. http://mcm.bois.free.fr/booklet260135.pdf
  34. H. A. R. Gibb (Edit), The Encyclopaedia of Islam,Vol. V, (1954)
  35. رحیم رئیس نیا. «علیرضا نابدل(اوختای)». 
  36. «چال عاشیق چال سازینی». 
  37. Baṣgöz, I. (1967). Dream Motif in Turkish Folk Stories and Shamanistic Initiation. Asian Folklore Studies, 26(1), 1-18.
  38. Basgoz, I. (1970). Turkish Hikaye-Telling Tradition in Azerbaijan, Iran. Journal of American Folklore, 83(330), 394.
  39. ماشا الله رزمی. «قهوه خانه‌های تبریز». تریبون، ۱۹۹۹. 
  40. علیرضا صرافی. «حرکت دانشجویان آذربایجانی در دههٔ پنجاه». 19 اردیبهشت 1386. 
  41. M. Sabri Koz. [http://turkoloji.cu.edu.tr/HALKBILIM/sabri_koz_karamanlidika_turkish_folk_stories.pdf «Comparative Bibliographic Notes on Karamanlidika Editions of Turkish Folk Storie»]. Harrassowitz Verlag، 2010. 
  42. Gallagher, Amelia. "The Transformation of Shah Ismail Safevi in the Turkish Hikaye.". Journal of Folklore Research 46 (2): 173–196. 
  43. Colin P. Mitchell (Editor), New Perspectives on Safavid Iran: Empire and Society, 2011, pp:91-92
  44. Koroğlu dastanı (Paris nüsxəsi). Bakı: "Şərq-Qərb", 2005
  45. James Steffen, The Cinema of Sergei Parajanov, 2013, Chap. 8
  46. J. Hoberman, The Magic Hour: Film at Fin de Siècle, 2003, p. 94-95
  47. [http://www.ijhssnet.com/journals/Vol_3_No_15_August_2013/7.pdf «The Role of Education as a Tool in Transmitting Cultural Stereotypes Words (Formal’s):The Case of “Kerem and Asli” Story»]. International Journal of Humanities and Social Science. 
  48. Azad Nabiyev, Azarbaycan xalq adabiyyati, 2006, Page 213
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ دکتر ح.م.صدیق. «قوپوزنوازان دلسوخته آذربایجان (عاشیق واله)». سایت دوستداران دکتر حسین محمدزاده صدیق. 
  50. «عاشیق ˝چنگیز مهدی‌پور˝ نشان درجه یك هنری كشور را كسب كرد». 
  51. مهدی پور، چنگیز. آشیق هاوالاری (آهنگهای عاشیقی). نشر هُما، 1383. 
  52. مهدي پور، چنگیز. مكتب قوپوز. آيدين، ۱۳۷۹. 
  53. «بیوگرافی پریسا ارسلانی - سایت پریسا ارسلانی». 
  54. «موسیقی عاشیقی بخشی از فرهنگ مردم آذربایجان است». تبریز بیدار، 29 تير, 1392. 
  55. ۵۵٫۰ ۵۵٫۱ Oldfield Senarslan, Anna. "It's time to drink blood like its Sherbet": Azerbaijani women ashiqs and the transformation of tradition.". Congrès des musiques dans le monde de l'islam. 
  56. "ANTHOLOGY OF ASHIQ". 
  57. ««کوثر علی شهبازی» سرپرست گروه موسیقی «دده قورقود» آذربایجان شرقی». ۲۳-۱۱-۹۱. 
  58. Miyase İLKNUR. «Aşık Mahzuni Şerif». 
  59. «عاشیق حسین جوان». 
  60. [۱] OZAN DÜNYASI, No 3 (10), 2012, pp 17-43
  61. «آشیق رسول قربانی چهره شاخص موسیقی آذربایجان». 
  62. «عاشيق رسول قرباني». 
  63. ۶۳٫۰ ۶۳٫۱ «عاشیق حسن اسکندری و عاشیق رسول قربانی نشان تبریز را دریافت کردند». 
  64. «نكوداشت عاشيق رسول قرباني در فرهنگسراي نياوران بر‌گزار مي شود». 
  65. حوزه هنری آذربایجان غربی. «عاشیق درویش وهاب زاده: معرفی و دانلود اثر». ۱۳۹۰/۱۱/۱۸. 
  66. «عاشیق محمد حسین دهقان». ۳۹۰/۱۱/۲۹. 
  67. «مراسم تجليل از عاشيق عبدالعلي نوري». ایسنا، ۲۷ مهر ۱۳۸۲. 
  68. مرتضي مجدفر. «يادداشتي درباره عاشيق عبدالعلي، هنرمند مردمي آذربايجان». ۳ تير ۱۳۸۲. 
  69. «استاد عاشیق حسن اسکندری». نشریه حیدر بابا. 
  70. «عاشیق حسن اسکندری و آلبوم سبلان». همشهری‌آنلاین، 31 مرداد 1391. 
  71. http://turkdonyasi.mahtarin.com/cat/192/0/آشیق%20علسگر.htm
  72. دكتر ح.م. صدیق. «قوپوزنوازان دل‌سوخته آذربایجان ـ 6». شرکت سوره مهر. 
  73. Alice Stone Blackwell. «UNHAPPY DAYS Armenian Poems, Rendered into English Verse:». 
  74. «خسته قاسم یکی از برجسته ترین افراد در حوزه موسیقی عاشیقی». اهراب نیوز، ۲۲ مرداد ۱۳۹۲. 
  75. دكتر حسین محمدزاده صدیق. «قوپوزنوازان دل‌سوخته آذربایجان (5)». شرکت سوره مهر. 
  76. ۷۶٫۰ ۷۶٫۱ حسن محمد زاده صدیق. «قوپوزنوازان دلسوختۀ آذربايجان ( 1 و 2 )». شرکت سوره مهر. 
  77. Hacər Ağayeva. «Sarı Aşıq». 
  78. «Abbas ağlar arsız-arsız». 14 AUGUST 2013. 
  79. «Dostun Bahçesine Bir Hoyrat Girmiş». 
  80. زارع شاهمرسی، پرویز. عاشیقهای آذربایجان‎. آناس تبریز، ۱۳۸۶. 
  81. «ذوق و خیال در داستان عاشیق قربانی و پری». پایگاه خبری آذربایجان، ۲۹ تیر ۱۳۹۲. 
  82. «Ben Bu Derde Düşeli Bu Sakalı Kırkarım». 
  83. AlMAD, Y. S. (2006). LITERARY INFLUENCE. Early Mystics in Turkish Literature. pp. 367–368.