پانترکیسم
پانتُرکیسم، ایدئولوژی ملیگرایانه (ناسیونالیستی) و توسعهخواهانهای است که برپایهٔ آن همه مردمانی که به زبانی ترکیتبار سخن میگویند، ملت واحدی هستند که باید تحت رهبری در دولتی واحد متحد شوند.[۱]
هدف پانترکیسم گردآوردن همهٔ ترک زبانان، از جمله ترک زبانان قبرس، بلغارستان، شبهجزیره بالکان، آسیای مرکزی، عراق، ایران، افغانستان، ترکستان چین (ایالت سینکیانگ)، قفقاز، کریمه، ماوراء قفقاز، تاتارستان، حوالی رود ولگا و سیبری تحت رهبری ترکیه است.[۱]
محتویات |
پان تورانیسم
گرچه پانترکیسم از درون پانتورانیسم سربرآوردهاست، با این وصف، میان پانترکیسم و پان تورانیسم تفاوتهایی وجود دارد.[۲]
شباهت صوری میان دو نام «تور» و «تورک (ترک)» پندارها و گمراهیهایی را سبب شدهاست. همین تصورات در سدههای ۱۳و۱۴ق/۱۹و۲۰م تحریفها و دشواریهایی را پدید آورد؛ به ویژه آنکه در برخی از مآخذ محدودههایی خیالی با نامهای توران و ترکستان در آسیای مرکزی پدید آمد که از دیدگاه جغرافیایی و تاریخی به اثبات نرسیدهاند. از سدهٔ ۶م که ترکان به آسیای مرکزی راه یافتند، شباهت نامهای «تور» و «تورک» سبب شد که برخی نام توران و ترکان را یکی بدانند؛ حال آنکه رابطهای میان این دو نام وجود ندارد. بعدها صورتی جغرافیایی را برای سرزمین توران مشخص کردند که جز تصور و پندار نبودهاست. در این مشخصهٔ جغرافیایی دشتهای آسیای مرکزی و جنوب قزاقستان را که شامل بخش بزرگی از صحرای قراقوم و قزلقوم است، توران نامیدند. ظاهراً این سرزمین در جنوب به کوپتداغ، در غرب به دریای کاسپین، در شمال شرق به قزاقستان، در جنوب شرق به کوههای تیانشان و پامیر، دشت چوی، محدودهٔ کوهستانی رود ایلی و دشتهای اطراف دریاچهٔ بالخاش منتهی میشدهاست.[۳]
نام ترکستان نیز همین حال را داشت و از سوی فاتحان عرب بر اراضی وسیعی از آسیای مرکزی نهاده شد. این اراضی بخش بزرگی از سرزمینهای تابع امپراتوری روسیه (ترکستان روس)، جنوب قزاقستان، سینکیانگ (اویغور= ترکستان چین) و شمال افغانستان را شامل میشدهاست. در ۱۲۸۴ق/۱۸۶۷م آن بخش از اراضی آسیای مرکزی که تابع روسیه بود، به صورت استانی تابع فرمانداری کل درآمد. از ۱۳۰۳ق/۱۸۸۶م اراضی مذکور رسماً ترکستان نامیده شد. پس از انقلاب روسیه، در ۱۹۱۸م نواحی نواحی غربی سرزمین مذکور، جمهوری شوروی سوسیالیستی خودمختار ترکستان نامیده شد. پس از سالهای ۱۳۰۳-۱۳۰۴ش/۱۹۲۴-۱۹۲۵م نام ترکستان از میان رفت و جای خود را به عنوان «آسیای میانه» داد که شامل بخشهای آسیای مرکزی تابع اتحاد شوروی سابق بود.[۳]
بارتولد تورانیان را شاخهای با فرهنگ نازلتر از قوم آریایی دانسته، و یادآور شده که میان دو قوم آریان و توران دشمنی وجود داشتهاست. هنگامی که در سدهٔ ۶م ترکستان به تسلط ترکان درآمد، این دو واژه با یکدیگر درآمیختند و نام توران بر ترکان اطلاق شد، حال آنکه از آغاز رابطهای میان این دو نام موجود نبود. تشویشهای مندرج در آثار مؤلفان دربارهٔ مرز ایران و توران سبب بروز ابهام گردیده، و موجب آن شدهاست که برخی مؤلفان تورانیان را ترک بنامند. گروهی از مؤلفان نیز حدود آمودریا(جیحون) را مرز ایران و توران نوشتهاند. خوارزمی ایرانیان را «صاحبالنهر» دانسته، و آن سوی رود را مرز توران خواندهاست. بیرونی مرز ایران و توران را در جایی میان فرغانه و تخارستان دانستهاست. مسعودی دربارهٔ ترک نبودن تورانیان، به خطای برخی از مؤلفان اشاره کرده، و نوشتهاست که «مولد افراسیاب به دیار ترک بود و آن خطا که مؤلفان کتب تاریخ و غیرتاریخ کرده، و او را ترک پنداشتهاند، از همین جا آمدهاست».[۳]
در شاهنامه و دیگر منابع دوره اسلامی، ترکان جای دشمنان بزرگ ایرانیان را گرفتند و نام تورانیان به ایشان اطلاق شد. ترکان نیز اخبار و روایات مربوط به تورانیان را تاریخ باستان خویش دانستند؛ چنانکه در قدیمترین فرهنگ ترکی، معروف به دیوان لغات الترک، نیای بزرگ و پهلوان ترکان آسیای میانه یعنی تُنکااَلب اَر، با افراسیاب یکی دانسته شدهاست. بر مبنای چنین تفکری، سلسله قراخانیان / ایلک خانیان که از نژاد ترک چِگِلی بودند و مدتها در کاشغر و بَلاساغون و خُتن و ماوراءالنهر حکومت کردند، خود را آل افراسیاب نامیدند. تداوم و استمرار این تفکر در میان ترکان سبب شد که از اوایل سده چهاردهم /آغاز سدة بیستم در ترکیه اندیشه پان تورانیسم و به تبع آن پان ترکیسم قوّت بگیرد. پان ترکیستها، آسیای میانه را جایگاه باستانی ترکان نامیدند، بر یکی بودن ترکان با تورانیان پافشاری کردند و اقوام بسیار آسیای مقدم نظیر عیلامیها، سومریها، هوریاییان، گوتیان، کاسیها، میتانیها، اورارتوها و مادها را از اقوام ترک دانستند. بدین ترتیب، مورخان پان ترکیست نه تنها آسیای مرکزی، بلکه بخش بزرگی از جهان، از جمله منطقة اورارتو، را سرزمین توران نامیدند. علی کمال، مورخ ترک، منکر وجود قوم ارمنی و سرزمین ارمنستان شده و نوشتهاست که تا سدة ششم پیش از میلاد در شرق شبه جزیره آناطولی حتی یک ارمنی وجود نداشته و در این سرزمین، ترکان دولت تورانی اورارتو را پدید آورده بودهاند. ضیاء گوک آلپ مدعی است که وطن ترکان نه ترکیهاست و نه ترکستان، بلکه کشور بزرگ و جاودانی توران است.[۴]
پیشینه
اندیشه پان ترکیسم، یعنی یکی کردن همه سرزمینهایی که ساکنان آن به یکی از زبانهایی که ریشه آنها به زبانهای آلتایی میرسد نخستین بار از سوی یک خاورشناس مجارستانی یهودی تبار بنام آرمینیوس وامبری در دهه ۱۸۶۰ ساخته و مطرح گشت. وامبری رایزن سلطان عثمانی شدهبود ولی در نهان برای لرد پالمرستون و دفتر امور خارجه بریتانیا کار میکرد.[۵] ساختن و مطرح کردن این اندیشه از سوی وامبری و بریتانیا در اصل به منظور ایجاد یک کمربند از آلتائی زبانها در جنوب روسیه بود تا مانعی شود برای گسترش و رخنه روسها به مستعمرات انگلیس در هندوستان.[۵] بعدها یهودیها و صهیونیستهای دیگری کار وامبری را ادامه دادند از آن جمله نویسنده یهودی فرانسوی بنام لئون کاهون که در کتاب خود «Introduction al'Histoire de l'Asie, Turcs, et Mongols, de» به شکلدهی و تبلیغ پان ترکیسم پرداخت.[۵] پس از او به نویسنده یهودی انگلیسی برمیخوریم بنام آرتور ل. دیوید که در کتاب خود کوشید تا به ترکزبانها حس برتری نژادی و نژادپرستانه بدهد.[۵] این ایده در اوایل سده بیستم از طریق ترکان جوان در امپراتوری عثمانی شکل گرفت.[۵]
سقوط سلطان عبدالحمید دوم نتایج مطلوبی در محدوده امپراتوری عثمانی به بار نیاورد. به جای روشنفکرانی که با روحیه دموکراتیک پرورش یافته، و طرفدار حکومت پارلمانی بودند، افسران و نظامیان متعصب رشته امور را در دست گرفتند. در ۱۹۰۸م شمار اعضای حزب اتحادوترقی که از ۳۰۰تن تجاوز نمیکرد، در ۱۹۱۴م به ۳۵۰هزارتن رسید. در ماههای اکتبر و نوامبر ۱۹۱۰مجمع عمومی حزب اتحاد و ترقی به مدت ۱۳روز برگزار شد. شعار ترکان جوان در این مجمع چنین بود: «ترکیه تنها از آن ترکان است». سیاست ترکی کردن کشور، اعتراض اقوام غیرترک تابع امپراتوری را برانگیخت. به عنوان نمونه در دانشکده افسری یکی از استادان اعلام نمود که: «برای ما ملیت ترک بیش از دین اسلام اهمیت دارد، و غرور نژادی بزرگترین فضیلتهاست». در همان جلسه یک افسر عرب، زبان به اعتراض گشود و گفت: «همه عثمانیان ترک نیستند. اگر امپراتوری را بدین شکل تلقی کنیم، کلیه عناصر غیرترک به جای اینکه بخشی از تشکیلات سیاسی زنده امپراتوری عثمانی را تشکیل بدهند، بیگانه شمرده خواهند شد»[۳]
در پی اجرای سیاست ترکی کردن در ۱۹۱۰م عربها و دروزیهای فلسطین و عراق، نیز آلبانیایها، در ۱۹۱۱م در یمن و در ۱۹۱۲م در مقدونیه و بار دیگر در آلبانی مردم سربه شورش برداشتند. در بند اول قانون اساسی ترکیه چنین آمده بود: «ترکیه کشوری است غیرقابل تقسیم. هیچیک از بخشهای آن در هیچ شرایطی حق جدایی ندارد». این به معنای عدم پذیرش حق خودمختاری برای اقوام غیرترک درون امپراتوری بود. مقایسهٔ شمار نمایندگان مجلس ترکیه در سالهای ۱۹۰۸ و ۱۹۱۰م سیاست ترکی کردن کشور را مجسم میسازد. در مجلس ترکیه که در ۷شوال ۱۳۲۶ق/۲نوامبر۱۹۰۸م گشایش یافت، از مجموع ۲۳۰نمایندهٔ مجلس، عربها ۴۵، آلبانیاییها ۲۲، ارمنیان ۱۰، بلغارها ۵، صربها ۴، یهودیان ۴، کردها ۲، دروزیها ۱ و ترکان ۱۰۷ نماینده داشتند. شمار نمایندگان ترک کمتر از نصف نمایندگان مجلس بود، ولی در ۱۹۱۰م ترکیب نمایندگان تغییر یافت. در این مجلس شمار نمایندگان ترک ۲۲۸تن، یونانیان ۲۷، بلغارها ۴، عربها ۳، ارمنیان ۴، یهودیان ۳، والاخها یک تن بود. جنگ بالکان در سالهای ۱۹۱۲-۱۹۱۳م دگرگونیهایی در اوضاع داخلی ترکیه پدید آورد. در دسامبر ۱۹۱۲ معلوم شد که دولت ترکان جوان از نیروهای متحد بالکان شکست خواهد خورد. یأس و نومیدی ترکیه را فرا گرفت و سبب انتقادهای شدید شد. در این زمان از کریمه، قفقاز، غازان، خیوه، تاشکند و نواحی دیگری که در مسیر پانتورانیسم فعالیت داشتند، کمکهایی به مقصد ترکیه ارسال گردید و احساسی در روشنفکران آنجا پدید آورد که آنان اروپایی نیستند، بلکه آسیایی هستند. این احساس موجب تقویت نظر پانتورانیستهای ترکیه شد و در آنان احساس نزدیکی با ترکیزبانان آسیا را فراهم آورد و ترکگرایی اوج گرفت. خالده ادیب نوشت: آرزوی من دستیابی ترکان جهان به عظمت و استقلال سیاسی و فرهنگی است. محمد امین رسولزاده در یکی از شعرهای خود ضمن اشاره به سرزمین ترکان چنین نوشت: «این کشور پهناور که بر ۳ قاره گستردهاست، متعلق به ماست، توران، توران مقدس...».[۳]
با شروع جنگ جهانی دوم، بویژه پس از حملة آلمان نازی به اتحاد شوروی در ۱۳۲۰ ش / ۱۹۴۱، پان ترکیسم با حمایت مالی برلین در ترکیه از نو جان گرفت و گروهی سازمان یافته از پان ترکیستها برای وارد کردن ترکیه به جنگ در کنار متحدین دست به اقداماتی زدند. اما پس از شکست آلمان در نبرد استالینگراد و پیشروی ارتش سرخ به سوی غرب و بالارفتن احتمال پیروزی شوروی در جنگ، سیاست چشم پوشی دولت در برابر فعالیتهای پان ترکیستی تغییر یافت و ۲۳ تن از فعالان این اندیشه، که احمد زکی ولیدی طوغان نیز در بین آنها بود، در شهریور ۱۳۲۳ / سپتامبر ۱۹۴۴ محاکمه و به زندان محکوم شدند. با شروع جنگ سرد اتهامات بر ضد پان ترکیستها در دادگاهها فروکش کرد[۲]
پس از فروپاشی شوروی در اوایل نیمة اول دهه ۱۹۹۰، تمایلات فروخورده پان ترکیستی، به شکلی نه چندان چشمگیر، در جمهوری آذربایجان فرصت ظهور یافته و حتی احزابی با نامهای «حزب گرگ خاکستری آذربایجان» (به ترکی: آذربایجان بوزقورت پارتیاسی) و «حزب توران معاصر آذربایجان» (به ترکی: آذربایجان چاغداش توران پارتیاسی) در آنجا تشکیل شده است[۲]
پان ترکیسم و جعل تاریخ
به گفته ولادیمیر مینورسکی خاورشناس: «هر جا که پرسش حل نشدهای در زمینه فرهنگ قومهای شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز میکنند»[۶][۱].مینورسکی ضمن انتقاد از روش مورّخان پان ترکیست، بیان میدارد که «مسائل علمی حل نشدهای در زمینة فرهنگ اقوام شرق باستان» بستری برای جعل تاریخی و توجیه مقاصد ایدئولوژیک پان ترکیسم فراهم ساختهاست [۲].
پان ترکسیم در ایران
پان ترکیسم در استانهای ترک زبان ایران و بویژه در آذربایجان، به عللی چون اختلاف مذهبی بین آذربایجان و ترکیه، جنگهای طولانی بین ایران و عثمانی و تجارب تلخ اشغال آذربایجان از سوی نیروهای عثمانی، زمینهای برای رشد قابل ملاحظه نداشته و به طور کلی بیش از آن که درون جوش باشد، پدیدهٔ ناپایداری بودهاست.[۲]
در ایران پان ترکیسم بر روی چند موضوع به گونهای برجسته متمرکز شدهاست و این جریانات مورد تحریف و وارونهنمایی در جهت مصادره به مطلوب اندیشهٔ پان ترکیسم قرار گرفتهاست:[۷]
- ضعیف نشان دادن و وابسته کردن زبان پارسی تنها به قوم پارس و کم رنگ کردن نقش زبان پارسی به عنوان زبان رسمی و مشترک اقوام ایرانی
- نشان دادن تباری غیر ایرانی برای قوم آذری (درحالی که آزمایشهای DNA نشان میدهد آذریها بیشتر ایرانی هستند تا ترک)[نیازمند منبع]
- ارائهٔ آمارهای جمعیتی غیر از آمار رسمی کشور نظیر ۳۰ میلیون ترک ساکن در ایران
- یکسره رد کردن وجود اصطلاح و تبار آریایی و تاریخ ایران باستان و همچنین القاء این موضوع که واژه و نام ایران پیشینهای ندارد
- تحریف قراردادهای ترکمنچای و گلستان و اشاره به دو تکه شدن کشوری به نام آذربایجان در پی این قراردادها
- ترک خواندن مادها، سکاها، سومریها، عیلامیها، اورارتوییها، میتانیها، مانناییها، هیتیها، کاسیها، اشکانیان، تورانیان، مولانا، بیرونی، نظامی گنجوی، بابک خرمدین و... (درصورتی که خاورشناسان و تاریخدانان ترکتبار بودن اقوام و افراد ذکر شده را همیشه رد کردهاند)
- تاختن به بزرگان و نامآوران فرهنگی و تاریخی کشورهای پیرامون به ویژه ایران
دیگر فعالیتهای پانترکیسم در ایران عبارتند از:
- دست بردن در جاینامها برای مصادره این نامها به سود خود: اورمو (ارومیه)، باکی (باکو)، فارسستان (ایران)، قشقایستان (استان فارس)، آزربایجان جنوبی (آذربایجان ایران) و...
- تحلیلهای ناکارشناسانه و کاملا نادرست درمورد زبانهای ترکی و فارسی و... مبنی بر قانونمند و توانمند بودن زبانهای ترکی و مغولی و ناتوانی زبان فارسی و دیگر زبانهای هندواروپایی (مانند: انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی و...)
- مطرح کردن زبان ترکی به عنوان تنها فاکتور هویت آذریهای ایران، در صورتی که هویت هر انسان از سه فاکتور: ملیّت + نژاد+ زبان تشکیل میشود
منتقدان پانترکیسم
کشورهای هدف اندیشهٔ پان ترکیسم و کشورهای ناخرسند از این اندیشه عبارت اند از: ارمنستان، روسیه، ایران، چین، یونان، قبرس، گرجستان، بلغارستان و افغانستان.[۹]
مصطفی کمال پاشا (آتاتورک)، یکی از منتقدان ایدئولوژیهای فراکشوری و جهانی مانند پانترکیسم بود و ترجیح میداد ناسیونالیسم را در داخل مرزهای ترکیه جایگزین آن کند؛[۸] هرچند اقدامات او در راستا و به سود پانترکیسم انجام پذیرفت.
پانترکیسم مشابه احساسات سایر گروههای ملی است، به استثنای اینکه در پی کسب نوعی آرایش سیاسی است تا به جای یک گروه ملی خاص تمامی مردم ترک تبار را در برگیرد. بنابراین، ناسیونالیسم ترکی یک جنبش فراملی است که در صدد تشکیل واحدی سیاسی مبتنی بر روابط فرهنگی مردم ترکتبار است. هر چند از محبوبیت این جنبش به تدریج کاسته شده و در طی تاریخ معاصر به حرکت خود ادامه داده، اما بهطور کلی بیشترین حمایت از این جنبش، در خلال و پس از فروپاشی امپراتوریهایی که در محدودة مردم ترکتبار بودند، و به طور محسوستر در جریان افول امپراتوری عثمانی و روسیه به عمل آمدهاست.
یکی از اولین نویسندگانی که از احتمال تشکیل جنبش ملی ترک خبر داد، شرقشناس آرمینیوس وامبری بود که در دهة ۱۸۶۰ نوشتن در خصوص این موضوع را آغاز کرد. با وجود این مشهورترین مدافع ناسیونالیسم ترکی اسماعیل بای گاسپرینسکی (۱۸۵۱ ـ ۱۹۱۴) [قازپیرعلی] اهل کریمه بود که خواستار وحدت ترکهای روسیه شد و نشریة ترجمان را تإسیس کرد که در ان از زبان ساده شدة «ترکی عثمانی» استفاده میشد. گاسپرینسکی پیشبینی کرد که با ابداع زبانی که بهراحتی هم برای «قایقران بُسفری» و هم برای یک «ساربان کاشغری» قابل درک باشد، در نهایت «اتحاد ترکی» و «اتحاد اسلام» شکل خواهد گرفت. گاسپرینسکی از تأثیر بالقوة رسانههای چاپی بر مردم بشدت آگاه بود و با جدیت به افزایش شمارگان روزنامه خود با هدف برقراری وحدت بیشتر میان گروههای متفاوت ترکان از طریق ایجاد زبانی مشترک اقدام کرد.
با پایان سدة نوزدهم، ترویج زبان مشترک ترکی گاسپرینسکی (زبان واحد یا زبان مشترک) توسط جنبش اصلاحطلب «جدیدها» مورد حمایت قرار گرفت. معهذا، این حمایت یکپارچه نبود و ابراز مخالفت از سوی برخی از گروههای قومی خاص نظیر قزاقها که ترجیح میدادند زبان قزاقی متمایزی به وجود آورند مشهود بود. این شکاف در جنبش در طی «کنگرة سراسری مسلمان»، در سال ۱۹۱۷، در دوران حکومت دولت موقت در روسیه انعکاس یافت، این کنگره از بهرهگیری زبان مشترک ترکی گاسپرینسکی بهعنوان وسیلهای آموزشی در مدارس طبقات بالای اجتماع حمایت کرد. با وجود این، در مدارس ابتدایی و دبیرستانها زبان ملی منطقه زبان اصلی بود؛ جایگاه زبان مشترک ترکی به موضوعی الزامی و ثانویه تنزل یافت. در جریان اغتشاشات سیاسی سال ۱۹۱۷، تحقق «جنبش ملی متحد ترک» با شکست مواجه شد: در عوض اکثر فعالیتهای سیاسی بر هر یک از گروههای ملی منفرد یا بر موجودیتهای سیاسی ازلی نظیر بخارا و خیوه متمرکز شد.
در جریان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، آرمانهای ناسیونالیسم ترکی برجستگی سیاسی مجدد فروپاشی فدراسیون روسیه امید تازهای برای پانترکیسم به وجود آورد. با وجود این که در محدودة آسیای مرکزی جنبشهای سیاسی خاصی نظیر حزب قزاق «آلاش» و حزب ازبک «بیرلیک» در صدد ایجاد وحدت بیشتر ترکها بودند، چنین اظهاراتی از سوی دیگر گروههای ملی منطقه، نظیر ترکمن و قرقیز با بدبینی تلقی شد، زیرا آنها بیمناک بودند که این مسأله تبدیل به وسیلهای برای غلبهٔ گروههای ملی بزرگتر شود. با وجود این، فدراسیون ازهم گسیخته احتمالاً بهدردخورتر خواهد بود و بسیاری از حکومتهای منطقه وقتی در سال ۱۹۹۳ توافق کردند الفبای لاتین جایگزین الفبای سیرلیک شود گامی به سوی این هدف برداشتند. در حالی که ترکیه پنج حرف به الفبای خود اضافه کرد که بیانگر صداها در زبانهای آسیای مرکزی است.
از میان اقوامی که امروزه ترک نام گرفتهاند بسیاری از اقوام نامبرده در زیر در تاریخ قدیم هیچگاه خود و قوم خود را ترک نمینامیدند. در مورد بخشی از این اقوام ساکن آسیای میانه تنها پس از وارد شدن نظریه پانترکسیم توسط آرمینیوس وامبری و فرستاده پنهانی وزارت خارجه بریتانیا به منطقه[۱۰] این نام رفتهرفته برای این اقوام نیز رواج یافت. این اقوام عبارتند از:
باشقیرها، تاتارها، ناگایباکها، قزاقها، قرهقالپاقها، نوقای، کرائیم، قرهچای بالکار، کومیک، کریمچاک، آلتاییها، آذربایجانیها، قاجارها، شاهسونها، قرهداغها، قرهپاپاخ، قشقاییها، افشارها، خلجها، گاگااوز، اورومچیها، توینی، توفالارها، شورها، خاکاسها، تاتارهای چولیم، ازبکها، اویغورها، سالارها، اویغورهای ساری، چوواشها، یاکوتها، دولگانها.[۱۱]
نسلکشی
ضیاءگوک آلپ رهبر جنبش پانترکیسم شیوهٔ تحقق ایدئولوژی پانترکیسم را در کتاب خود، اصول ترکگرایی (به ترکی: تورک چولوقون اساس لری) بیان داشتهاست. وی مینویسد: «استحاله و حتیٰ بیرون راندن اقوام غیرترک از ترکیه و کشورهایی که عناصر غیرترک در آنها سکنا دارند، شرایط عمده برای ایجاد فرهنگ ترکی است. البته در این زمینه اقدامهای بسیاری صورت گرفتهاست، اکنون نیز ادامه دارد و آنچه صورت میپذیرد، اندک هم نیست»[۱]
نظر ضیاءگوک آلپ پیرامون استحاله و بیرون راندن اقوم غیرترک از محدوده امپراتوری عثمانی به نسلکشی و قتلعام ارامنه و یونانیان در سالهای ۱۳۳۳-۱۳۳۴ق/۱۹۱۵-۱۹۱۶م و بیرون راندن اقوام غیرترک از آسیای صغیر انجامید که ترکان جوان در این ماجرا نقشی عمده داشتند[۱]
نسلکشی ارمنیها
پان ترکیسم به عنوان عامل مستقیم در نسل کشی ارامنه در اواخر سال ۱۹۱۵ که انور پاشا در آن درگیر بود مطرح میشود که به عنوان تلاش برای حذف اقلیتهای غیرترک و غیرمسلمان از اواخر دوره عثمانی به منظور پرورش دولت جدید پان ترکی مطرح است.[۱۲][۱۳].
از اواخر سال ۱۹۱۴ و اوایل ۱۰۱۵ م کشتار ارامنه در ترکیه کنونی آغاز شد که در طول سالهای ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ م ادامه یافت. به گفته عنایت الله رضا، درباره تعداد کشته شدگان ارمنی اختلاف نظر است. مآخذ ترک شمار ارمنیان مقتول را ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفر نوشتهاست. مآخذ فرانسوی در اینباره اتفاق نظر ندارند؛ برخی تعداد کشته شدگان را ۵۰۰ هزار نفر و برخی ۱٫۵ میلیون نفر ذکر کردهاند. حتی در دانشنامه شوروی نیز شمار کشته شدگان و تبعید شدگان یکسان نیست. در چاپ دوم این دانشنامه تعداد ارامنه مقتول و نفی بلد شده ۱ میلیون نفر و در چاپ سوم این دانشنامه تعداد مقتولان ۱٫۵ میلیون نفر و نفی بلد شدگان ۶۰۰ هزار نفر ذکر شدهاست.[۱۴]
در دانشنامه تمدن مسیحیت، تعداد کسانی که به قتل رسیدند یا آواره گشتهاند تا بمیرند را بین ۱ تا ۱٫۵ میلیون ارمنی - بیش از نصف جمعیت ارمنی در امپراطوری عثمانی آن زمان - ثبت شدهاست.[۱۵]
به گفته ریچارد هووانسیان تعداد ارمنیان کشته شده در این کشتار، ۱٫۵ میلیون نفر ذکر شده است[۱۶]
نسلکشی یونانیها
نسلکشی یونانیها [۱۷] واژهای است که از سوی برخی از پژوهشگران جهت اتفاقی که برای مردم یونانی تبار امپراطوری عثمانی در طول و پس از جنگ جهانی اول رخ داد اطلاق میشود. که در طی آن یونانیها همچون ارامنه و آشوریها مورد آزار و اذیت و کشتار و اخراج از کشور و پیاده رویهای مرگ آور توسط ترکهای جوان و کمالیستها قرار گرفتند. جورج دابلیو رندل از وزارت خارجه انگلستان در میان سایر دیپلماتها از تبعید و قتل و عام یونانیها پس از آتش بس سخن به میان آورد.[۱۸] تخمینها از کشته شدن صدها هزار یونانی تبار در خلال این آزار و اذیتها سخن میگویند.[۱۹]
نسلکشی آشوریها
در کنار نسل کشی یونانیان و ارامنه، کشتار آشوریها در محل به دست پان ترکهای ترکان جوان در رژِیم عثمانی صورت پذیرفت.[۲۰] در طی سال ۱۹۲۲ طی یادداشتی از شورای ملی آَوری-کلدانی تخمین زده شد ۲۷۵٬۰۰۰ نفر آشوری بدست ترکان کشته شدند.[۲۰]
کردها
بر اساس مجله تحقیقات نسلکشی، با رهبری گروه ترکان جوان برنامه از بین بردن هویت کردها، اخراج آنها از سرزمین اجدادیشان و جابجایی آنها در گروهای کوچکتر انجام شدهاست.[۲۱] در این دوره کردها مجبور به جابجایی و پیاده رویهای مرگ آور و اجبار به ترک کردن گردیدند.[۲۱]ترکان جوان این برنامه را در طول جنگ جهانی اول اجرا کردند که در طی آن ۷۰۰ هزار کرد مجبور به جابجایی اجباری شدند که در میان این جابجاییهای اجباری ۳۵۰ هزار نفر از آنان از بین رفتند.[۲۱]این کردها توسط گروه ترکان جوان مجبور به راهپیماییهای مرگآور شبیه به آنچه برای ارامنه اتفاق افتاد شدند.[۲۱]که بخشی از برنامهای بود که برای از بین بردن هویت کردها در ترکیه انجام شد.[۲۱]همچنین این جنبش دلیلی است بر نگاهی که دولت ترکیه تا سال ۱۹۹۱ بر کردها داشتهاست. در تلاشی برای انکار هویت کردها دولت ترکیه تا سال ۱۹۹۱ کردها را جزو ترکهای کوهستانی رده بندی میکرد.[۲۲][۲۳]
کشتار درسیم
در سال ۱۹۳۸ و ۱۹۳۷ تعداد ۶۵ تا ۷۰ هزار کرد علوی کشته و هزاران نفر تبعید شدند.[۲۴][۲۵][۲۶]
اتهام دخالت در کشتار خوجالی
ایاز مطلباف رئیس جمهوری سابق آذربایجان که به خاطر کشتار خوجالی مجبور به استعفا از این مقام شد حزب پان ترکیست جبهه خلق آذربایجان را به دست داشتن در این کشتار متهم کردهاست [۲۷]وی در مصاحبه با روزنامه چکی نزاویسمایا گازتا در این باره میگوید:
آنگونه که از سخنان غیر نظامیان فراری از خوجالی استنباط میشود، تمام این قضیه برای ایجاد بهانهای به منظور مجبور نمودن من به استعفاء طراحی شده بود. فکر نمیکنم که ارمنیان که رویه بسیار حساب شدهای در چنین موقعیتهایی دارند، این فرصت را برای آذربایجانیها فراهم کنند که اسنادی برای متهم نمودنشان به اقدامات نژادپرستانه به دست آورند. میتوان دریافت که کسانی علاقه مند بودند تا تصاویر قربانیان خوجالی در جلسه شورای عالی (مجلس) آذربایجان به نمایش در آید تا تقصیر این مسائل به گردن من انداخته شود. اگر من (علنا) اعلام کنم که متهمان از جناح مخالف(مخالفان دولت وقت جمهوری آذربایجان یعنی عمدتا حزب " جبهه خلق " به رهبری " ابوالفضل ایلچی بیگ "، رییس جمهور بعدی آذربایجان) هستند، آنها خواهند گفت که من قصد بی اعتبار نمودن آنها را دارم.[۲۸]
حجه السلام سید حسن عاملی امام جمعه اردبیل نیز در خطبههای نماز جمعه اردبیل به تاریخ هشتم اسفند ۱۳۸۹ گروه ارگنه کن و پانترکهای آذربایجان را به دست داشتن در این کشتار متهم کرد[۲۹] و در این باره گفت:
سازمان مخوف 'ارگنه کن ' که سازمانی مخفی و با عضویت نیروها ی نظامی و ملی گراهای افراطی ترکیه بود در این جنایت و محاصره و قتل عام شیعیان آذری در خوجالی نقش اساسی داشتهاست.[۳۰]
او این کشتار را برنامه ریزی گروههای غرب گرا، بشدت ملی گرا و ضد ایرانی جمهوری آذربایجان برای فروپاشی دولت ایاز مطلباف رئیس جمهور وقت آذربایجان و قدرت گرفتن ابولفضل ایلچی بیگ که گرایشات پان ترکیستی داشت خواند.[۳۱]
تاثیر نازیسم بر پانترکیسم
پانترکیسم در سال ۱۹۴۰ مجذوب تبلیغات نازیسم شد[۳۲][۳۳]آلمان به واقع امیدهای پان ترکیستها را طی جنگ جهانی دوم افزایش داد. در آن سالها پان ترکیستها به طور آشکار اتهام فاشیست بودن و تاثیرگذاری آلمان بر مفهوم نژادپرستی خود را رد میکردند. بر اساس استدلال آنها نژادپرستی بومی اختراع بومی بودهاست. به اعتقاد آنها خون بهترین و شاید تنها پیوند معنی دار ترکی به عنوان یک نژاد بزرگ و خارق العاده و برتر از همه نژادهای دیگر است. بزرگترین خطر تهدیدکننده نژاد ترک آمیزش خون ترکی با خون سایر نژادها بود. به اعتقاد آنها، همین سایر نژادها یعنی اقلیتهای آن زمان امپراطوری عثمانی باعث سقوط نژاد ترک شدهاند. جامعه شناسان و فیزیکدانان گوناگون تلاش میکردند تا برای توجیه وجود نژادها و تفاوت میان آنها "شواهد و مدارک" ارائه دهند. دانشمندان وابسته به محافل پان ترکیست، نظیر دکتر مصطفی حقی آکانسل نیز با انتشار برخی کتابها مدارک ظاهراً تائیدکننده نظریههای نژادی و کاربرد آنها در مورد ترک را مورد بررسی قرار دادند[۳۴]
شخصیتهای معروف پان ترکیسم
ضیاءگوک آلپ
ضیاء گوک آلپ از اندیشمندان متأخر پان تورانیسم محسوب میشود که مقام و جایگاه ویژهای در میان پان ترکیستها دارد و پدر پان ترکیسم لقب گرفتهاست. از نظر وی میهن ترکان نه ترکیهاست و نه ترکستان بلکه توران بزرگ کشور جاودانی آنان محسوب میشود. وی برای پیشبرد آمال خود تئوریهایی در زمینهٔ اقتصاد، جامعه شناسی و سیاست و... ارائه داد که هر کدام باب ویژهای در زمینهٔ پان ترکیسم محسوب میشود.[۳۵]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ رضا، عنایت الله، «پانترکیسم»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۱۳، چاپ اول: ۱۳۸۳ ش، تهران، شابک: ISBN:964-7025-25-4، صص ۵۴۹-۵۵۶
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ رئیس نیا، رحیم، «پان ترکیسم»، دانشنامه جهان اسلام، جلد۵، صص۴۶۶-۴۷۲
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ رضا، عنایت الله، «پانتورانیسم»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۱۳، چاپ اول: ۱۳۸۳ ش، تهران، شابک: ISBN:964-7025-25-4، صص ۵۵۶-۵۶۲
- ↑ سرکاراتی، بهمن، دانشنامه جهان اسلام، ،«توران»، جلد ۸، صص ۴۵۶-۴۵۸، تهران 1383، ISBN:964-447-009-5
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ Pan-Turanianism Takes Aim at Azerbaijan: A Geopolitical Agenda by Dr. Kaveh Farrokh
- ↑ Pan Turkism, par minorsky dans ensycolpdie de l`Islam, Livraison N. P. ۹۲۴ Akopov G.B. , Voprosi etnogeneza narodov Blizhnego Vostoka... "Izvestia AN-Arm SSR", 1956, No. 7, str. 37.
- ↑ پان ترکیسم، ایران و آذربایجان ۱۳۸۹: محسنی، محمد رضا، انتشارات سمرقند
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ E. Van Donzel. “Pan-Tutkism”. In Islamic Desk Reference: compiled from the دانشنامه اسلام. Brill, 1994. p 337. ISBN 978-90-04-09738-4.
- ↑ محسنی، محمدرضا. پان ترکیسم، ایران و آذربایجان. انتشارات سمرقند، ۱۳۸۹. صص ۲۹-۳۱.
- ↑ Jacob M. Landau. Pan-Turkism: From Irredentism to Cooperation. Hurst, 1995.
- ↑ Zakiev - Genesis - TurkicWorld
- ↑ Young Turks and the Armenian Genocide, Armenian National Institute
- ↑ Robert Melson, Leo Kuper, «Revolution and genocide: on the origins of the Armenian genocide and the Holocaust», University of Chicago Press, 1996. pg 139
- ↑ رضا، عنایت الله، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، جلد ۷، «ارمنستان»، ص ۶۹۶، چاپ اول: ۱۳۷۵، تهران
- ↑ arkun,aran,The Encyclopedia of Christian Civilization,4 Volume Set,«Armenian Genocide»,2011,ISBN:9781405157629,Page 126
- ↑ Richard G. Hovannisian,The Armenian People from Ancient to Modern Times , volume 2 , ISBN:1-4039-6422-x,page 271
- ↑ Assyrian International News Agency, International Genocide Scholars Association Officially Recognizes Assyrian, Greek Genocides, Retrieved on 2007-12-15.
- ↑ Foreign Office Memorandum by Mr. G.W. Rendel on Turkish Massacres and Persecutions of Minorities since the Armistice (20 March 1922)
- ↑ R. J. Rummel. "Statistics of Democide". Chapter 5, Statistics Of Turkey's Democide Estimates, Calculations, And Sources. http://www.hawaii.edu/powerkills/SOD.CHAP5.HTM. Retrieved 2006-10-04.
- ↑ ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Samuel Totten, Paul Robert Bartrop, Steven L. Jacobs, «Dictionary of Genocide»,Greenwood Publishing Group, 2008. pp 25-26
- ↑ ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ ۲۱٫۳ ۲۱٫۴ Schaller, Dominik J. and Zimmerer, Jürgen 'Late Ottoman genocides: the dissolution of the Ottoman Empire and Young Turkish population and extermination policies—introduction', Journal of Genocide Research, 10:1, 7 – 14. Online access: [۱] (Accessed March 2011)
- ↑ Turkey - Linguistic and Ethnic Groups - U.S. Library of Congress
- ↑ Bartkus, Viva Ona, The Dynamic of Secession, (Cambridge University Press, 1999), 90-91.
- ↑ Bruinessen, Martin van (1994). "Genocide in Kurdistan? The Suppression of the Dersim Rebellion in Turkey (1937-38) and the Chemical War Against the Iraqi Kurds (1988)". In Andreopoulos, George J. Genocide: Conceptual and Historical Dimensions. Philadelphia: University of Pennsylvania Press. pp. 141–170. http://www.let.uu.nl/~martin.vanbruinessen/personal/publications/Bruinessen_Genocide_in_Kurdistan.pdf.
- ↑ David McDowall, A modern history of the Kurds, I.B.Tauris, Mayıs 2004, s.209
- ↑ "Alevi-CHP rift continues to grow after Öymen remarks". Today's Zaman. 24 November 2009. http://www.todayszaman.com/tz-web/news-193807-alevi-chp-rift-continues-to-grow-after-oymen-remarks.html.
- ↑ ایاز مطلب اف همچنان در روسیه
- ↑ ایاز مطلب اف همچنان در روسیه
- ↑ امام جمعه اردبیل: آرزوی هر ایرانی آزادی قره باغ و مساجد این منطقه از اشغال ارامنه و بازگشت هزاران آواره آذری به خانه و کاشانه خود میباشد
- ↑ امام جمعه اردبیل: آرزوی هر ایرانی آزادی قره باغ و مساجد این منطقه از اشغال ارامنه و بازگشت هزاران آواره آذری به خانه و کاشانه خود میباشد
- ↑ امام جمعه اردبیل: آرزوی هر ایرانی آزادی قره باغ و مساجد این منطقه از اشغال ارامنه و بازگشت هزاران آواره آذری به خانه و کاشانه خود میباشد
- ↑ Jacob M. Landau, "Radical Politics in Modern Turkey", BRILL, 1974. pg 194: "In the course of Second World War, various circles in Turkey absorbed Nazi propaganda; these were pro-German and admired Nazism, which they grasped as a doctrine of warlike dynamism and a source of national inspiration, on which to base their pan-Turkic and anti-Soviet ideology"
- ↑ John M. VanderLippe , "The politics of Turkish democracy", SUNY Press, 2005. "A third group was led by Nihal Atsiz, who favored a Hitler style haircut and mustache, and advocated racist Nazi doctorine"
- ↑ لاندو، جیکوب (۱۳۸۶)، ص ۱۶۰
- ↑ حزب حرکت ملی
منابع
- دایرةالمعارف ناسیونالیسم زیر نظر: الکساندر ماتیل. ترجمة کتابخانة تخصصی وزارت امور خارجه
- لاندو، جیکوب (۱۳۸۶)، پان ترکیسم یک قرن در تکاپوی الحاق گری، ترجمه حمید احمدی، نشر نی، تهران، شابک: ISBN:964-312-672-x
- محسنی، محمد رضا ۱۳۸۹: "پان ترکیسم، ایران و آذربایجان"، انتشارات سمرقند: ISBN:978-964-7775-22-3
مقالههای آنلاین
- رئیس نیا، رحیم. «پان ترکیسم». دایرة المعارف فارسی. بازبینیشده در ۲۵-۰۶-۲۰۱۱.
- مدخل «توران» در دانشنامه اسلام (ویرایش اول) نوشته ولادمیر مینورسکی
- پان ترکیسم در دانشنامه بریتانیکا
پیوند به بیرون
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ پانترکیسم موجود است. |
- نگاهی به آذربایجان و قفقاز و مسائل پان ترکیسم
- اندیشهٔ سیاسی پان ترکیسم
- پانتورکیستها و آرزوی پارهپاره شدن ایران
- وضعیتسنجی عملکرد پانترکیسم در ایران و ارزیابی تاکتیکی و استراتژیک آن
- کندوکاوی گذرا در تاریخ آذربایجان تا قرن چهارم هجری
- استراتژی نوین پانترکیسم: استراتژی "ختنه؛ سایت ایرانشهر
- پانترکیسم و ایران
|
|||||||||||||||||||||||||
