جمهوری خلق چین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۵° شمالی ۱۰۳° شرقی / ۳۵° شمالی ۱۰۳° شرقی / 35; 103

جمهوری خلق چین نام عادی =
中华人民共和国
سرود ملی

پیش‌تاختن داوطلبان
پایتخت پکن
۲°۲۰′ شمالی ۱°۴۰′ شرقی / ۲.۳۳۳° شمالی ۱.۶۶۷° شرقی / 2.333; 1.667
بزرگترین شهر شانگهای
زبان رسمی زبان ماندارین
نوع حکومت دولت سوسیالیستی تک‌حزبی
نام حاکمان 
رئیس جمهور
نخست‌وزیر

شی جین پینگ
لی که چیانگ 
موارد منجر به تشکیل
تأسیس جمهوری خلق چین
۱ اکتبر ۱۹۴۹
مساحت
 -  مساحت ۹٬۵۹۶٬۰۰۰کیلومتر مربع (۳ام)
 -  آب‌ها (٪) ۲٫۸
جمعیت
 -  سرشماری ۱٬۳۵۷٬۸۲۱٬۰۰۰ 
(یکم)
 -  تراکم جمعیت ۱۰۴‎/km۲‏ (۵۳ام)
شاخص توسعه انسانی (۲۰۱۳) ۰٬۷۱۰ (۹۱)
واحد پول یوان (رنمینبی) (RMB)
منطقه زمانی UTC (ساعت جهانی+۸)
 -  تابستانی (DST) DST (ساعت جهانی)
دامنه اینترنتی .cn
پیش‌شماره تلفنی +۸۶+
روند تاریخی شکل‌گیری کشور چین.
دیوار بزرگ چین در طول دو هزار سال برای محافظت از کشاورزان یکجانشین چین در مقابل عشایر دامدار استپهای شمالی ساخته شد
لشکر سفالین مجموعه‌از از هزاران مجسمه سنگی به اندازه انسان است که در سال ۲۱۰ پیش از میلاد ساخته شده‌اند.

چین با نام رسمی جمهوری خلق چین (به چینی: 中华人民共和国پرجمعیت‌ترین کشور دنیا با بیش از ۱٫۳ میلیارد نفر سکنه‌است. این کشور که در شرق قاره آسیا واقع شده توسط حزب کمونیست چین در قالب نظام تک‌حزبی اداره می‌شود.[۱] این حزب بر ۲۲ استان، ۵ منطقهٔ خودمختار، ۴ شهر با مدیریت مستقیم (پکن، تیانجین، شانگهای و چونگ‌کینگ) و ۲ منطقهٔ اداری ویژهٔ بسیار خودمختار ِ هنگ کنگ و ماکائو حکومت می‌کند. پایتخت کشور پکن است.

جمهوری خلق چین با حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع سومین یا چهارمین کشور وسیع دنیا و دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت خاکی (بدون احتساب آب‌های داخلی) است.[۲]

چین چشم‌انداز طبیعی متنوعی دارد، از استپ‌های جنگلی و بیابان‌هایی چون گبی و تکله‌مکان در ناحیهٔ خشک شمالی نزدیک به مغولستان و سیبری ِ روسیه گرفته تا جنگل‌های زیرگرمسیری در سرزمین‌های مرطوب جنوبی نزدیک به ویتنام، لائوس و برمه. مناطق غربی کشور ناهموار است و رشته‌کوه‌های هیمالیا و تیان شان مرز طبیعی آن را با هند و آسیای میانه ترسیم می‌کنند. در مقابل، نواحی شرقی این کشور کم‌ارتفاع است و با ساحلی به طول ۱۴٫۵۰۰ کیلومترمربع در جنوب شرقی با دریای جنوب چین و در شرق با دریای شرق چین همسایه‌است که در سوی دیگرش تایوان، کره و ژاپن قرار گرفته‌اند.

تمدن چین باستان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های تاریخ است که در سواحل حاصل‌خیز رود زرد که در دشت شمال چین جاری‌ست شکوفا شد.[۳] نظام سیاسی چین بیش از ۶ هزار سال مبتنی بر سلطنت مطلقهٔ موروثی بود. نخستین دودمان پادشاهی این کشور دودمان شیا در حدود ۲ هزار سال پ. م بود. اما نخستین حکومتی که چین را متحد کرد دودمان چه‌این در ۲۲۱ پ. م بود. آخرین دودمان پادشاهی این کشور هم چینگ بود که در ۱۹۱۱ با تشکیل جمهوری چین به رهبری کومینتانگ حزب ملی چین، نابود شد. چین در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم میلادی در دریایی از اختلافات و جنگ‌های داخلی غوطه‌ور بود که کشور را به دو اردوگاه سیاسی عمده تقسیم کرده بود؛ کومینتانگ و حزب کمونیست چین. مخاصمات اصلی در ۱۹۴۹ با پیروزی کمونیست‌ها در جنگ داخلی و تأسیس جمهوری خلق چین در سرزمین اصلی پایان یافت. جمهوری چین به رهبری کومین‌تانگ پایتخت خود را به تایپه در تایوان منتقل کرد و حکومت آن امروزه به تایوان، کینمن، ماتسو و چند جزیره دوردست دیگر محدود شده‌است. از آن هنگام جمهوری خلق چین و جمهوری چین درگیر اختلافات سیاسی شدیدی با یکدیگر در مورد حق حاکمیت و وضعیت سیاسی تایوان بوده‌اند.

از هنگام اجرای اصلاحات اقتصادی در چین برای پی‌ریزی یک اقتصاد مدرن، چین یکی از سریع‌ترین رشدهای اقتصادی دنیا را داشته‌است. این کشور هم‌اکنون بزرگترین صادرکننده و دومین واردکنندهٔ بزرگ کالا است و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بر پایهٔ تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد.[۴] چین عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و سازمان‌های چندجانبه‌ای همچون سازمان تجارت جهانی، اپک، سازمان همکاری شانگهای و گروه ۲۰ است.[۵] چین به عنوان کشوری دارای سلاح هسته‌ای از بزرگترین ارتش دائمی دنیا و دومین بودجه دفاعی بزرگ دنیا برخوردار است. چین همچنین از سوی برخی از دانشگاهیان، تحلیل‌گران نظامی، اقتصادی و سیاسی یک ابرقدرت بالقوه لقب گرفته‌است.[۶][۷][۸]

ریشه‌نام[ویرایش]

چین کلمه‌ای فارسی است و China نیز از همین کلمه مشتق شده و در قرن ۱۳ام میلادی توسط مارکو پولو در اروپا رواج پیدا کرده است.[۹][۱۰] نام چین در زبان فارسی نیز از کلمه سانسکریت چینا (चीन) آمده است[۱۱] که به عنوان نامی برای این کشور در ۱۵۰ میلادی به کار رفته است.[۱۲]

تاریخ[ویرایش]

عصر پیشاتاریخ[ویرایش]

یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که انسان‌ساهای نخستین از ۲.۲۴ میلیون تا ۲۵۰ هزار سال پیش در چین سکونت داشتند. در غاری نزدیک پکن فسیل‌هایی از انسان‌ساها مربوط به ۶۸۰ تا ۷۸۰ هزار سال پیش کشف شده‌است. این فسیل ها متعلق به مرد پکنی هستند که از گونهٔ انسان راست‌قامت بوده و توانایی ساخت آتش را داشت. در همین غار بقایای انسان خردمند (گونهٔ ما) نیز کشف شده که قدمت آن به ۱۱ تا ۱۸ عزار سال پیش از میلاد می‌رسد. برخی از محققان معتقدند شکل اولیه‌ای از نوشتار از حدود ۳ هزار سال پیش از میلاد در چین وجود داشته‌است.

در روایت‌های سنتی چینی نخستین دودمان پادشاهی کشور سیا نام دارد که در حدود ۲۰۷۰ پیش از میلاد پایه‌گذاری شد. مورخان در گذشته این دودمان را افسانه‌ای می‌دانستند اما کشف آثاری از اوایل عصر مفرغ در هِنان موجب شد تردیدهایی در این مورد ایجاد شود. البته هنوز مشخص نیست که آیا این آثار به دودمان سیا مربوط است یا فرهنگ دیگری در همان دوران.

حکومت‌های پادشاهی[ویرایش]

یک نقاشی قرن نوزدهمی که شورش تایپینگ را نشان می‌دهد

دودمان شانگ نخستین دودمان پادشاهی چین است که وجود آن از نظر تاریخ امروزی ثابت شده‌است. شانگ بین قرن هفدهم تا یازدهم پیش از میلاد بر دشت‌های کنارهٔ رود زرد در شرق چین حکومت می‌کرد. متن‌های نوشته شده بر روی استخوان که مربوط به ۱۲۰۰ پیش از میلاد است قدیمیترین نمونه خط چینی را نشان می‌دهد که نیای مستقیم حروف چینی امروزی است. پس از شانگ دودمان جو به قدرت رسید که بین قرن یازدهم تا پنجم قبل از میلاد حکومت می‌کرد. در این دوران قدرت حکومت مرکزی رفته‌رفته توسط جنگ سالاران زمین‌دار کاهش یافت و با ضعف حکومت جو دوران جنگ‌های داخلی سیصد ساله فرارسید. بین قرن پنجم تا سوم پیش از میلاد حکومت‌های مستقل متعددی در نقاط مختلف چین سربرآورده و با یکدیگر وارد جنگ شدند. در این دوران هفت حکومت قدرتمند در نقاط مختلف چین وجود داشت که هر یک شاه، وزیران و ارتش خود را داشتند.

دوران جنگ داخلی در سال ۲۲۱ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان چین در این سال شش پادشاهی دیگر را شکست داده و نخستین دولت متحد چینی را پایه گذاشت. چین شی هوانگ امپراتور این حکومت خود را «نخستین امپراتور» نامید و اصلاحاتی را در سراسر چین به عمل آورد. او زبان چینی، واحدهای اندازه‌گیری، طول چرخ‌های ارابه‌ها، و واحد پول را در سراسر کشور همسان کرد و ساخت دیوار بزرگ چین را آغاز کرد. اما قانون‌گرایی افراطی و حکومت استبدادی او موجب شد تا شورش‌های گسترده‌ای علیه آن صورت گرفته و حکومت چین شی هوانگ تی با مرگ او از هم بپاشد. با اینکه حکومت این امپراتور تنها ۱۵ سال طول کشید اما نام سرزمین چین از نام این دودمان گرفته شده‌است.

با مرگ چین شی هوانگ در سال ۲۰۶ قبل از میلاد دودمان هان به قدرت رسید و تا سال ۲۲۰ میلادی بر چین حکومت کرد. این دودمان هویت فرهنگی جدیدی را ایجاد کرد که تا به امروز دوام آورده و مردم چین خود را از قوم هان می‌نامند. قلمرو این امپراتوری با لشگرکشی‌های متعدد به کره، ویتنام، مغولستان و آسیای میانه گسترش زیادی پیدا کرد و راه ابریشم نیز در آسیای میانه با کمک این سلسله پادشاهی احداث شد و مکتب فلسفی کنفوسیوس به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت انتخاب شد. چین تحت تسلط امپراتوری هان به بزرگترین اقتصاد دنیا تبدیل شده بود.

با فروپاشی دولت هان دوران دیگری از جنگ‌های داخلی آغاز شده و چین به سه پادشاهی تقسیم شد. دولت سوی در سال ۵۸۱ میلادی چین را متحد کرد اما با شکست از امپراتوری گوگوریو در جنگ‌های بین سال‌های ۵۹۸ تا ۶۱۴ قدرت آن رو به کاهش نهاد. آنگاه دودمان‌های تانگ و سونگ به قدرت رسیدند و عصر طلایی فناوری و فرهنگ در چین فرا رسید. شورش آن شی در قرن هشتم میلادی کشور را به نابودی سوق داده و حکومت تانگ را تضعیف کرد. دودمان سونگ نخستین دولت دنیا بود که پول کاغذی منتشر کرده و نیروی دریایی دائمی تشکیل داد. در قرن‌های دهم و یازدهم میلادی جمعیت چین دو برابر شده و به ۱۰۰ میلیون نفر رسید و این افزایش جمعیت بیشتر به دلیل گشترش کشت برنج به نقاط جنوبی و مرکزی چین و تولید محصولات غذایی فراوان بود. هنر و فلسفه نیز در دوران سونگ شکوفا شد و شیوه‌های نقاشی منظره و چهره‌نگاری به اوج کمال و پیچیدگی رسید. در این دودمان مکتب کنفوسیوس دوباره مورد توجه قرار گرفت و این پاسخی به رشد مذهب بودایی در دوران تانگ بود.

در قرن سیزدهم میلادی چین به تدریج به تصرف امپراتوری مغول درآمد. قوبلای قاآن امپراتور مغول در سال ۱۲۷۱ دودمان یوان را بنیان نهاد و هشت سال بعد سونگ را منقرض کرد. نیمی از جمعیت چین در یورش مغولان نابود شدند. جمعیت چین پیش از حملهٔ مغول به ۱۲۰ میلیون نفر رسیده بود اما بیست سال بعد به ۶۰ میلیون نفر کاهش یافته بود. دهقانی به نام جو یونجانگ در سال ۱۳۶۸ امپراتوری مغولان را برانداخته و سلسله مینگ را بنیان نهاد. به این ترتیب عصر طلایی دیگری برای چین فرا رسید. چین تحت رهبری دودمان مینگ صاحب یکی از نیرومندترین نیروهای دریایی دنیا شد. اقتصاد کشور غنی و متمول شد و فرهنگ و هنر نیز شکوفا شدند. در همین دوران ژانگ هی سفرهای اکتشافی را به اقصی نقاط دنیا انجام داد و به آفریقا هم رسید. در دوران حکومت مینگ پایتخت چین نیز از نانجینگ به پکن منتقل شدو فیلسوفانی چون وانگ یانمینگ مکتب نوکنفوسیوسی را با ادغام مفاهیم فردگرایانه و اخلاق فطری در تعالیم کنفوسیوس گسترش دادند.

در سال ۱۶۴۴ میلادی پکن به تصرف نیروهای شورشی به رهبری لی جیچنگ درآمد و آخرین امپراتور مینگ خودکشی کرد. سپس دودمان منچو‌تبار چینگ با وو سانگوی از فرماندهان سپاه مینگ متحد شده و حکومت لی را سرنگون کرد. آنها سپس به پکن یورش برده و آن را پایتخت جدید سلسله چینگ کردند.

دودمان چینگ آخرین حکومت پادشاهی این کشور بود و تا سال ۱۹۱۲ بر چین حکومت کرد. در قرن نوزدهم چینی‌ها با استعمار اروپا درگیری شدند و در جنگ اول تریاک (۴۲-‍۱۸۳۹) و جنگ دوم تریاک (۶۰-۱۸۵۶) در مقابل فرانسه و بریتانیا ایستادند. چینی‌ها در این جنگ شکست خورده و مجبور به امضای معاهده‌ای نابرابر شدند که آنها را ناچار به پرداخت غرامت می‌کرد، قلمروهایی را از محدودهٔ حکومت چین خارج کرده و به خارجی‌ها واگذار می‌کرد و هنگ کنگ را به انگلیسی‌ها واگذار می‌کرد. در سال‌های ۵-۱۸۹۴ جنگ اول چین و ژاپن نیز به شکست چینی‌ها منجر شد. به این ترتیب شبه‌جزیره کره از حوزه نفوذ چینگ خارج شده و تایوان نیز به ژاپن واگذار شد.

دودمان چینگ با ناآرامی‌های داخلی نیز روبرو شد که میلیون‌ها نفر در جریان آن کشته شدند. شورش ناکام تایپینگ یکی از مهمترین این شورش‌ها بود که در دهه‌های ۱۸۵۰ و ۶۰ ویرانی‌های بسیار در جنوب چین به بار آورد. قرن نوزدهم شاهد آوارگی بزرگی و مهاجرت‌های گسترده چینی‌ها بود. قحطی بزرگ شمال چین بین سال‌های ۱۷۹-۱۸۷۶ جان ۹ تا ۱۳ میلیون نفر را گرفت. در سال ۱۸۹۸ امپراتور گوانگسو فرمان برقراری حکومت مشروطه را صدار کرد و اما امپراتریس دواگر سیسی ملکهٔ بانفوذ چین جلوی اجرای آن را گرفت. شورش ضدغربی و بدفرجام مشت‌زن‌ها در سال‌های ۱۹۰۱-۱۸۹۹ نیز کشور را بیشتر به کام هرج‌ومرج فرو برود. امپراتریس سیسی تلاش کرد با یک برنامه اصلاحی بلندپروازانه حکومت چینگ را حفظ کند اما انقلاب شین‌های در سال‌های ۱۲-۱۹۱۱ به عمر حکومت سلسله چینگ خاتمه داد و نخستین حکومت جمهوری را در این کشور برقرار کرد.

جمهوری چین[ویرایش]

سون یات سن «پدر چین مدرن» سیاست‌مدار و رهبرانقلابی چین در براندازی دودمان چینگ در انقلاب سال ۱۹۱۱ بود. در اوایل سال ۱۹۱۱ نیروهای انقلابی به رهبری سون یات سن بر امپراتوری منچو پیروز شدند. وقتی جمهوری چین در سال ۱۹۱۲ تأسیس شد سون یات سن اولین رئیس جمهور چین شد. او کومینتانگ (حزب ملی) را تأسیس کرد و تا سال ۱۹۲۱ رهبر این حزب بود. سون یات سن در سال ۱۹۲۱ در گذشت.

در سال ۱۹۱۵ ریاست‌جمهوری به یوان شیکای از فرماندهان سابق ارتش چینگ رسید. وی خود را امپراتور چین خواند اما با طغیان عمومی و مخالفت ارتش خودش روبرو شد. شیکای خیلی زود ناچار به استعفا شده و نظام جمهوری دوباره برقرار شد. با مرگ شیکای در سال ۱۹۱۶ وضعیت کشور بسیار به‌هم‌ریخته بود. دولت مستقر در پکن از نظٰر بین‌المللی دولت چین محسوب می‌شد اما تقریباً هیچ‌کاره بود و بیشتر کشور تحت حکومت جنگ‌سالاران مختلف بود. در اواخر دهه ۱۹۲۰ کومین‌تانگ به رهبری چیانگ کای شک با تلفیقی از عملیات‌های نظامی و مانورهای سیاسی زیرکانه کشور را دوباره متحد کرده و تحت تسلط خود درآورد. کومین‌تانگ پایتخت کشور را به نانجینگ منتقل کرده و اعلام «قیمومیت سیاسی» کرد. این اصطلاح به یک دوره انتقالی برای توسعه سیاسی گفته می‌شد که در برنامهٔ سون یات سن برای تبدیل چین به یک دولت دمکراتیک مدرن مطرح شده بود.

به قدرت رسیدن کمونیست‌ها[ویرایش]

چیان کای شک و مائو پیروزی در جنگ جهانی را جشن می‌گیرند
مائو در سال ۱۹۴۹ تأسیس جمهوری خلق چین را اعلام می‌کند.

حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۱ میلادی تأسیس شده و از سال ۱۹۲۷ با حکومت کومین‌تانگ درگیر بود. هرچند اختلافات داخلی کار چیانگ کای شک را برای نبرد با کمونیست‌ها سخت می‌کرد اما جنگ در ابتدا به سود کومین‌تانگ پیش می‌رفت تا اینکه در سال ۱۹۳۶ ژاپن به چین حمله‌ور شد. در جنگ دوم چین و ژاپن (۴۵-۱۹۳۷) که بخشی از جنگ جهانی دوم بود، یک ائتلاف اجباری بین کومین‌تانگ و حزب کمونیست برای مقابله ژاپن شکل گرفت. در طول این جنگ حدود ۲۰ میلیون چینی کشته شده و موارد متعددی از جنایات وحشیانه جنگی از سوی سربازان ژاپنی مشاهده شد. تنها در جریان اشغال شهر نانجینگ حدود ۲۰۰ هزار چینی قتل‌عام شدند. در سال ۱۹۴۵ ژاپنی‌ها مجبور به تسلیم بدون قید و شرط در مقابل چین شدند و خاک این کشور را ترک کرده و تایوان را نیز به جمهوری چین پس دادند. چین فاتح جنگ شده اما بر اثر جنگ ویران شده بود. بی‌اعتمادی کمونیست‌ها و ملی‌گراها به یکدیگر موجب شد تا خیلی زود جنگ داخلی از سر گرفته شود.

حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹ با پیروزی در چندین نبرد مهم بر بیشتر سرزمین اصلی چین مسلط شده و کومین‌تانگ مجبور شد به تایوان و جزایر اطراف بگریزد. مائو تسه تونگ رهبر حزب کمونیست در اول اکتبر ۱۹۴۹ تأسیس جمهوری خلق چین را اعلام کرد. یک سال بعد ارتش آزادیبخش خلق موفق شد هاینان را نیز از چنگ نیروهای جمهوری چین به در آورده و تبت را نیز به اشغال خود درآورد، البته بقایای نیروهای ملی‌گرا تا اواخر دهه ۱۹۵۰ در مناطق غربی چین به مقاومت خود ادامه می‌دادند.

مائو به افزایش جمعیت چین معتقد بود و در دوران رهبری او جمعیت چین از ۵۵۰ میلیون به ۹۰۰ میلیون نفر افزایش یافت. برنامهٔ «جهش بزرگ رو به جلو» مائو که شامل پروژه‌های اصلاحی عظیم اقتصادی و اجتماعی بود نتیجه فاجعه‌باری داشت و به مرگ حدود ۴۵ میلیون نفر بین سال‌های ۶۱-۱۹۵۸ انجامید که بیشتر آنها از گرسنگی جان می‌باختند. در همین دوران یک تا دو میلیون زمین‌دار نیز به عنوان ضدانقلاب اعدام شدند. در سال ۱۹۶۶ مائو و متحدانش انقلاب فرهنگی را اعلام کردند که دوره‌ای از اتهام‌زنی‌های سیاسی و تحولات اجتماعی را در چین پدید آورد. انقلاب فرهنگی با مرگ مائو در سال ۱۹۷۶ به پایان رسید. جمهوری خلق چین از سال ۱۹۷۱ به جای جمهوری چین وارد سازمان ملل شد و کرسی دائم چین در شورای امنیت نیز به آن واگذار شد.

با مرگ مائو گروهی از رهبران حزب کمونیست دستگیر شده و گناه تندروی‌های صورت گرفته در انقلاب فرهنگی به گردن آنها انداخته شد. در این دوران دنگ ژیائوپینگ به قدرت رسیده و اصلاحات مهم اقتصادی را در کشور اجرا کرد. حزب کمونیست از آن پس کنترل زندگی خصوصی شهروندان را کمتر کرده و اشتراکی‌سازی بخش کشاورزی به نفع خصوصی‌سازی مزارع ملغی شد. این چرخش سیاسی موجب شد تا اقتصاد دستوری چین به یک اقتصاد مختلط تبدیل شود که جهت‌گیری بازار آزاد در آن به تدریج بیشتر می‌شد. قانون اساسی فعلی چین در سال ۱۹۸۲ نوشته شد و سرکوب خونین جنبش دانشجویی در میدان تیان آنمن در سال ۱۹۸۹ موجب تحریم‌های بین‌المللی علیه چین شد.

در طول دهه ۱۹۹۰ جیانگ زمین، لی پنگ و ژو رونگجی رهبری چین را به دست گرفتند. در این دوران حدود ۱۵۰ میلیون دهقان از فقر خارج شده و کشور شاهد رشد اقتصادی سریع و مستمری بود که به طور میانگین به ۱۱.۲ درصد می‌رسید. چین در سال ۲۰۰۱ عضو رسمی سازمان جهانی تجارت شد و در دهه ۲۰۰۰ میلادی در دوران حکومت هو جینتائو و ون جیابائو رشد بالای اقتصادی کشور ادامه یافت. البته رشد اقتصادی سریع صدمات قابل توجهی را به محیط زیست و منابع چین وارد کرده‌است و موجب جابجایی‌های اجتماعی گسترده‌ای شده‌است. استانداردهای زندگی علی رغم رکورد اقتصادی اواخر دهه ۲۰۰۰ همچنان در حال پیشرفت است اما حکومت متمرکز سیاسی حفظ شده‌است.

تغییر هیئت رهبری حزب در سال ۲۰۱۲ با منازعات جناحی و رسوایی‌های سیاسی همراه بود. در این سال شی جینپینگ به جای هو جینتائو به عنوان دبیرکل حزب کمونیست انتخاب شد. چین در دوران حکومت شی تلاش‌های عظیمی را برای اصلاح اقتصاد خود آغاز کرده‌است، اقتصادی که از بی‌ثباتی ساختاری و کاهش نرخ رشد رنج می‌برد. حکومت جدید همچنین اصلاحات مهمی را در سیاست تک‌فرزندی و سیستم زندان‌ها به عمل آورده‌است.

سیاست[ویرایش]

جمهوری خلق چین یک کشور سوسیالیستی است.

چین از سال ۱۹۹۶ عضو پیمان امنیتی سازمان همکاری شانگهای می‌باشد. سازمان همکاری شانگهای از دل رقابت قدرت‌های بزرگ برسر منطقه ژئوپلیتیک آسیای میانه ظهور کرد.

قانون اساسی[ویرایش]

پس از تأسیس جمهوری خلق چین در اول اکتبر ۱۹۴۹، چهار قانون اساسی در سالهای ۱۹۵۴، ۱۹۷۵، ۱۹۷۸ و ۱۹۸۲ جداگانه در جمهوری خلق چین تنظیم و صادر شد.

چهارمین قانون اساسی جمهوری خلق چین یعنی قانون اساسی فعلی در چهارم دسامبر سال ۱۹۸۲ در مجلس ملی نمایندگان خلق چین به تصویب رسیده و صادر شد. این قانون ضمن ادامه وتوسعه اصول اساسی قانون اساسی سال ۱۹۵۴، با توجه به جمع‌بندی تجربیات توسعه سوسیالیستی چین و جذب تجربیات بین‌المللی در این زمینه، یک قانون اصلی دارای ویژگیهای چین و منطبق با نیاز ساختار مدرنیزاسیون سوسیالیستی چین محسوب می‌شود. در این قانون به طور مشخص نظامهای سیاسی و اقتصادی جمهوری خلق چین، حقوق و وظایف اتباع تأسیس ارگانهای دولتی و چهارچوب ماموریت و وظایف اصلی کشور در آینده قید شده‌است. ویژگی‌های اساسی این قانون قید نظام و وظایف اصلی چین، تشخیص چهاراصل اساسی و رهنمود اساسی اصلاحات و درهای باز است. در این قانون قید شده‌است که مردم تمام ملتهای و سازمان‌های سراسر کشور باید طبق قانون اساسی فعالیت کرده وهیچ سازمان یا شخصی حق تخطی و نقض قانون اساسی و قوانین دیگر را ندارد.

این قانون به پنج بخش مقدمه، برنامه اساسی، حقوق و وظایف اساسی اتباع، ارگان‌های دولتی، پرچم ملی، نشانه ملی و پایتخت تقسیم شده و شامل ۴ فصل و ۱۳۸ ماده‌است. چین پس ازصدور این قانون چهار بار در آن تجدید نظر کرده‌است.

مجلس ملی نمایندگان خلق[ویرایش]

تالار بزرگ خلق محل برگزاری جلسات کنگره ملی خلق

نظام مجلس ملی نمایندگان خلق نظام اصلی سیاسی چین بوده و شکل سازمانی قدرت سیاسی جمهوری خلق چین و نظام دولتی چین به شمار می‌رود. مجلس ملی نمایندگان خلق چین متفاوت با پارلمان نظام تفکیک و توازن سه قوا است. مجلس ملی نمایندگان خلق چین براساس قانون اساسی به عنوان عالی‌ترین مرجع قدرت کشور تعیین شده‌است. هر تبعه چینی از ۱۸ سالگی حق انتخاب کردن و انتخاب شدن به عنوان نماینده مجلس ملی را دارد. مجلس ملی نمایندگان خلق چین در حال حاضر ۲۹۸۷ نفر عضو دارد. در چین، در مجالس سطوح مختلف مردم درمیان نمایندگان، نمایندگان مجلس در سطوح شهرستانها و روستاها با انتخابات مستقیم برگزیده می‌شوند و نمایندگان سطوح بالاتر از طریق انتخابات غیر مستقم انتخاب می‌گردد. مجلس ملی نمایندگان خلق سراسری مرکب از نمایندگان منتخب استان‌ها، مناطق خودمختار، شهرهای تابع مرکز و ارتش است. دوره ماموریت مجلس ملی سطوح مختلف ۵ سال است و سالانه یک اجلاس عمومی بر‌گزار می‌شود.

در اجلاس سالانه مجلس ملی نمایندگان خلق چین، نمایندگان ضمن استماع گزارش کار دولتی و گزارشهای مهم دیگر، به بررسی و رسیدگی آنها پرداخته و قطعنامه‌های مربوط را به تصویب می‌رسانند. در زمانی که کنفرانس تشکیل جلسه نمی‌دهد کمیسیون دائمی مجلس ملی نمایندگان خلق، ارگان دائمی مجلس ملی نمایندگان سطوح مختلف اختیارات محوله از سوی مجلس ملی را اجرا می‌کند. برای نمونه قدرت کمیسیون دائمی مجلس ملی عبارت است از تشریح قانون اساسی، نظارت بر اجرای قانون اساسی، تنظیم و اصلاح قوانین به غیر از قوانین تنظیم شده توسط اجلاس عمومی مجلس ملی و مسئولیت پذیری در برابر مجلس ملی و تسلیم گزارش کار به مجلس ملی و غیره. قدرت اساسی مجلس ملی شامل حق قانونگذاری، حق نظارت، حق تصمیم گیری در باره امور بزرگ و نصب و عزل پرسنل است. در چین تنظیم برنامه‌های توسعه اقتصاد ملی و اجتماعی راهبرد مهمی برای مساعدت به پیشرفت اجتماعی چین محسوب می‌شود. ولی این برنامه‌ها تنها در صورت تصویب در مجلس ملی نمایندگان خلق سراسری اعتبار حقوقی می‌گیرد. در قانون چین قید شده‌است که رهبران عمده چین از جمله رییس جمهورو رییس کمیته دائمی مجلس ملی باید به مجلس ملی نمایندگان خلق معرفی و از طریق انتخاب برگزیده شوند. نخست وزیر شورای دولتی و وزیران وزارتهای مخلتف نیز باید به مجلس ملی نمایندگان خلق معرفی و سپس منصوب شوند. مجلس ملی نمایندگاه خلق سراسری نیز می‌تواند از طریق تشریفات طرح پیشنهادی عزل رهبران منتخب وتعیین شده از جمله رییس کمیته دائمی مجلس ملی نمایندگان سراسری، رییس جمهور و نخست وزیر را عنوان کرد.

نظام همکاری چندحزبی و مشورت سیاسی[ویرایش]

سرباز چینی در میدان تیان‌آن‌من

نظام همکاری چند حزبی و مشورت سیاسی به رهبری حزب کمونیست چین نظام سیاسی اصلی چین محسوب می‌شود. چین کشوری چند حزبی است. بغیر از حزب کمونیست، ۸ حزب دموکراتیک در این کشور وجود دارد که قبل از ایجاد جمهوری خلق چین به وجود آمده و در زمینه سیاسی طرفدار رهبری حزب کمونیست است و این انتخاب تاریخی را آنان در جریان همکاری طولانی و مبارزات مشترک به اتفاق حزب کمونیست چین انجام داده‌اند. حزب کمونیست چین و دیگر احزاب دموکراتیک باید طبق قانون اساسی فعالیت کنند. احزاب دموکراتیک از لحاظ سازماندهی مستقل بوده واز آزادی سیاسی، استقلال تشکیلاتی برابری حقوقی در چهارچوب مقررات در قانون اساسی بهرمند هستند. رهنمود اساسی همکاری حزب کمونیست چین با احزاب دموکراتیک دیگر " همزیستی دراز مدت، نظارت متقابل، نشان صداقت و شفافیت متقابل و مشارکت در افتخارات و مشکلات یکدیگر است.

احزاب و گروههای دموکراتیک چین احزاب اپوزاسیون و یا حزب مخالف نیست، بلکه احزابی هستند که در امور سیاسی و دولتی مشارکت دارد. مضامین اساسی مشارکت احزاب و گروه‌های دموکراتیک درامور سیاسی و دولتی عبارت است از مشارکت در مشورتهای مرتبط با راهنمودهای مهم کشور و نامزدهای رهبری کشور، شرکت در مدیریت امور کشور و اجرای رهنمودهای، سیاستها، قوانین و مقرارت کشور.

حزب کمونیست چین پیش از اتخاذ تدابیر بزرگ و تصمیم گیری در باره امور مهم و بزرگ مربوط به امور ملی و زندگی مردم ضمن مشورت گسترده با احزاب دموکراتیک و شخصیتهای بی طرف نظریات وپیشنهادهای آنان را استماع می‌کند و بعد تصمیم می‌گیرد. احزاب دموکراتیک و شخصیت‌های غیر حزبی درمجلس ملی نمایندگان خلق و کمیته دائمی این مجلس، کمیسیون ویژه دائمی مجلس و در مجالس محلس نمایندگانی درصد تناسب دارند تا به این شکل بتوانند بهتر در رایزنی‌های سیاسی مشارکت کرده و نقش نظارتی خود را به خوبی ایفا کنند. این احزاب در کنفرانس مشورت سیاسی خلق چین نیز ایفای نقش می‌کنند و اعضای خود را برای کادر رهبری و ارگانهای دادگستری سطوح مختلف نامزد می‌کنند.

اشکال عمده همکاری چند حزبی و مشورت سیاسی به شرح زیر است: اول کنفرانس مشورت سیاسی خلق، کنفرانس مشورت سیاسی خلق محل مهم مشارکت احزاب دموکراتیک، گروه‌های مردمی و نمایندگان محافل مختلف در امور سیاسی و دولتی و مشورت و بررسی آن محسوب می‌شود. دوم نشست‌های کمیته مرکزی حزب کمونیست و کمیته حزبی مناطق مختلف. در این نشست‌ها ضمن اطلاع رسانی درباره مهم‌ترین مسائل درباره رهنمودها و سیاستهای مهم، نامزدهای رهبری دولت کشور و دولتهای محلی، نمایندگان مجلس ملی و اعضای کنفرانس مشورت سیاسی خلق با احزاب دموکراتیک مشورت می‌شود تا نظرات و پیشنهادهای آنان را استماع گردد. سوم مشارکت نمایندگان احزاب دموکراتیک به عنوان نمایندگان مردم در مجالس سطوح مختلف نمایندگان خلق در امور سیاسی و دولتی و ایفای نقش نظارتی. چهارم اینکه اعضای احزاب دموکراتیک به پستهای رهبری شورای دولتی و وزارتها و دولتهای بالاتر از شهرستانها و ادارات مربوطه معرفی می‌شوند. پنجم اینکه اعضای احزاب دموکراتیک واجد شرایط به عنوان رهبران ادارات دادستانی و دادرسی معرفی می‌گردد.

روابط خارجی[ویرایش]

نوشتار اصلی: روابط خارجی چین

جمهوری خلق چین با ۱۷۱ کشور دنیا روابط دیپلماتیک و در ۱۶۲ کشور سفارتخانه دارد. جمهوری چین مشروعیت این حکومت را زیر سوال برده و گروهی از کشورها نیز جمهوری چین (حکومت تایوان) را حکومت مشروع می‌دانند و از برقراری روابط با جمهوری خلق چین خودداری کرده‌اند.

جمهوری خلق چین از سال ۱۹۷۱ به جای جمهوری چین وارد سازمان ملل شد و کرسی دائم چین در شورای امنیت نیز به آن واگذار شد. چین در گذشته یکی از اعضا و رهبران جنبش عدم تعهد بود و هنوز هم خود را مدافع کشورهای در حال توسعه می‌داند. این کشور همراه با برزیل، روسیه، هند و آفریقای جنوبی یکی ازاعضای گروه بریکس است که از اقتصادهای مهم در حال ظهور تشکیل شده‌است.

سیاست خارجی مدرن چین تا حد زیادی برگرفته از نظریات نخست‌وزیر سابق چوئن لای است که به «پنج اصل همزیستی مسالمت‌آمیز» و «هماهنگی بدون همسانی» شهرت دارد و برقراری روابط دیپلماتیک بین کشورهایی با ایدئولوژی‌های متفاوت را تشویق می‌کند. همین سیاست موجب شده تا چین از دولت‌هایی که از نظر دولت‌های غربی خطرناک یا سرکوبگر محسوب می‌شوند همچون زیمباوه، کره شمالی و ایران حمایت کند. چین همچنین روابط اقتصادی و نظامی نزدیکی با روسیه دارد و دو کشور معمولا در شورای امنیت رأی مشابهی می‌دهند.

نیروهای مسلح[ویرایش]

چنگدو جی-۱۰ مدرن‌ترین جنگنده چینی

ارتش آزادیبخش خلق با داشتن ۲.۳ میلیون سرباز فعال بزرگترین نیروی نظامی دنیاست. این ارتش از چهار بخش؛ نیروی زمینی، نیروی دریایی، نیروی هوایی و یک نیروی استراتژیک اتمی تشکیل می شود. بر اسا گزارش دولت چین بودجه نظامی این کشور در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۰۰ میلیارد دلار بوده که دومین بودجه بزرگ نظامی دنیا محسوب می‌شود. اما گزارش وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۰۹ بیان داشته که مخارج نظامی واقعی چینی‌ها بسیار بیشتر از ارقامی است که اعلام می‌شود.

چین به عنوان یک قدرت هسته‌ای به رسمیت شناخته‌شده توسط جامعه بین‌المللی، یک قدرت منطقه‌ای مهم و یک ابرقدرت نظامی بالقوه محسوب می‌شود. البته چین در مقایسه با چهار عضو دیگر شورای امنیت توانایی محدودتری برای اعمال قدرت نظامی خود دارد. چینی‌ها برای برطرف ساختن این نقیصه برنامه‌های متعددی را برای تقویت توانایی اعمال قدرت خود ترتیب داده‌اند که یکی از آنها تولید نخستین ناو هواپیمابر چین است که در سال ۲۰۱۲ وارد خدمت نظامی شد. این کشور همچنین ناوگان قابل توجهی از زیردریایی‌ها شامل چندین زیردریایی اتمی در اختیار دارند. چین از اوایل دهه ۲۰۰۰ پیشرفت قابل توجهی در نوسازی نیروی هوایی خود داشته است و با خریداری جنگنده‌های روسی سوخو-۳۰ و تولید جنگنده‌های مدرن داخلی همچون چنگدو جی-۱۰، شنیانگ جی-۱۱، جی-۱۵ و جی-۱۶ توانایی دفاعی و تهاجمی خود را در آسمان تقویت کرده‌است. چینی‌ها همچنین نیروی زمینی خود را نیز به‌روزرسانی کرده و تانک‌های سالخوردهٔ تایپ-۵۹ خود را با نمونه‌های مدرنی همچون تایپ-۹۹ تعویض کرده‌اند و با ترفیع سیستم‌های «فرماندهی، نظارت، ارتباطات و اطلاعات» قابلیت‌های خود را در میدان نبرد بهبود بخشیده‌اند. چین همچنین سیستم‌های موشکی استراتژیک متعددی شامل انواع موشک‌های ضدماهواره، کروز و قاره‌پیما را توسعه داده‌است.

اقتصاد[ویرایش]

مقایسه رشد اقتصادی هفت کشور بزرگ در حال توسعه بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳ رشد اقتصادی سریع چین (خط قرمز) را نشان می‌دهد.
آسمانخراش‌های شهر شانگهای
نوشتار اصلی: اقتصاد چین

چین در سال ۲۰۱۳ دومین اقتصاد بزرگ دنیا پس از ایالات متحده بوده‌است. تولید ناخالص داخلی این کشور در این سال حدود ۹.۴۶۹ تریلیون دلار بر اساس ارزش اسمی دلار و ۱۶.۱۴۹ تریلیون بر اساس قدرت برابری خرید بوده‌است. سرانه تولید این کشور در همین سال ۱۱٬۱۸۶ دلار بر مبنای قدرت برابری خرید و ۶٬۹۵۹ دلار بر اساس ارزش اسمی بوده‌است که در هر دو حالت چین پس از حدود ۹۰ کشور (از ۱۸۳ کشوری که در فهرست صندوق بین‌المللی پول قرار دارند) قرار می‌گیرد.

جمهوری خلق چین از زمان بنیانگذاری در سال ۱۹۴۹ تا سال ۱۹۷۸ اقتصاد دستوری متمرکزی به سبک شوروی داشت. پس از مرگ مائو در ۱۹۷۶ و پایان انقلاب فرهنگی، دنگ شیائوپنگ و نسل جدید رهبران چین شروع به اصلاحات اقتصادی کرده و اقتصاد چین را به سوی نظام بازار سوق دادند. در این دوران اشتراکی‌سازی در بخش کشاورزی متوقف شده و مزارع خصوصی شدند. تجارت خارجی مورد توجه قرار گرفت. ساختار بنگاه‌های ناکارآمد دولتی تغییر اساسی پیدا کرده و بنگاه‌های زیان‌ده تعطیل شدند که این به بیکاری گسترده‌ای منجر شد.

اقتصاد چین امروزی یک اقتصاد بازار بر مبنای مالکیت خصوصی است. دولت هنوز بر بخش‌های استراتژیک زیربنایی اقتصاد همچون تولید انرژی و صنایع سنگین مسلط است اما سرمایه‌گذاری خصوصی به سرعت در حال افزایش است. از هنگام آغاز آزادسازی اقتصادی در سال ۱۹۷۸ چین یکی از بالاترین رشدهای اقتصادی را در دنیا داشته‌است. بر اساس آمار صندوق بین‌‌المللی پول رشد سالانه تولید چین از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰ به طور میانگین ۱۰.۵٪ بوده‌ و بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ درصد رشد اقتصادی چین معادل مجموع درصدهای رشد اقتصادی کشورهای گروه ۷ (۷ کشور بزرگ صنعتی دنیا) بوده‌است.

بهره‌وری بالا در تولید، نیروی کار ارزان و زیرساخت‌های نسبتاً مناسب عواملی هستند که چین را به تولیدکننده پیشرو دنیا تبدیل کرده‌اند. اما اقتصاد چین از نظر مصرف انرژی بهره‌وری بسیار پایینی دارد. این کشور در سال ۲۰۱۰ بزرگترین مصرف‌کننده انرژی دنیا شد، در حالیکه بیش از ۷۰ درصد انرژی خود را از ذغال سنگ تامین می‌کرد. در سال ۲۰۱۳ چین جای آمریکا را در صدر فهرست واردکنندگان نفت خام گرفت. رشد اقتصادی سریع و صنعتی‌سازی این کشور به محیط زیست آن نیز آسیب زده‌است. از اوایل سال ۲۰۱۰ به بعد رشد اقتصادی چین شروع به کاهش کرده و از تقاضای بین‌المللی برای صادرات چین کاسته شده‌است که این موضوع تلاطماتی را در اقتصاد جهانی پدید آورده‌است.

میزان ذخایر ارز خارجی چین در پایان سال ۲۰۱۰ حدود ۲.۸۵ تریلیون دلار بوده‌است که این کشور را با اختلاف بسیار صاحب بزرگترین ذخایر ارزی دنیا کرده‌است. چین همچنین بیش از ۱.۱۶ تریلیون دلار اوراق قرضه دولتی آمریکا را خریداری کرده و بزرگترین دارندهٔ خارجی دیون دولتی آمریکا محسوب می‌شود. چین همچنین در سال ۲۰۱۲ بیش از هر کشور دنیا سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به میزان ۲۵۳ میلیارد دلار دریافت کرده‌است. این موضوع که چین ارز خود را ارزان نگه داشته همواره موجب تنش‌هایی میان این کشور و اقتصادهای بزرگ دیگر شده‌است. چین همچنین به دلیل حجم وسیع تولید کالاهای تقلبی مورد انتقاد قرار گرفته‌است.

تقسیمات کشوری[ویرایش]

نوشتار اصلی: فهرست شهرهای چین


کشور جمهوری خلق چین از ۲۲ استان تشکیل شده‌است. علاوه بر آن چین، مدعی مالکیت تایوان به عنوان یکی از استانهای خود است. فهرست استانهای چین:

نقشه استان‌ها و مناطق خودگردان چین.

جغرافیا[ویرایش]

نوشتار اصلی: جغرافیای چین
تصویر توپوگرافیک چین

کشور چین در منطقه شرق آسیا قرار گرفته‌است و مساحت آن بیش از ۹٬۵۹۶٬۰۰۰ کیلومتر مربع است که به این ترتیب بعد از روسیه، دومین کشور پهناور آسیا به شمار می‌آید. چین دارای مرز زمینی با ۱۴ کشور است. این کشور همچنین از سمت شرق و جنوب با دریای چین شرقی، خلیج کره، دریای زرد، و دیگر آبهای آزاد احاطه شده‌است.

آب و هوای این کشور بسیار متنوع می‌باشد از مناطق گرمسیر و بارانی در جنوب تا بسیار سردسیر شمال را شامل می‌شود. طوفان‌های موسمی (در حدود ۵ مورد در سال) در امتداد سواحل جنوبی و شرقی، سیل‌های مخرب، سونامی، زلزله، رانش زمین و خشکسالی از بلایای طبیعی منطقه چین هستند.

شهرهای اصلی جمهوری خلق چین

شانگهای
شانگهای
هنگ کنگ
هنگ کنگ
گوانگ‌ژو
گوانگ‌ژو

شن‌ژن
شن‌ژن

رتبه شهرها استان یا فرمانداری جمعیت شهری جمعیت استانی منطقه


پکن
تیانجین
تیانجین
چونگ‌کینگ
چونگ‌کینگ
نانجینگ
نانجینگ

۱ شانگهای فرمانداری شانگهای ۹٬۴۹۵٬۷۰۱ ۱۸٬۵۴۲٬۲۰۰ شرق
۲ پکن فرمانداری پکن ۷٬۲۹۶٬۹۶۲ ۱۷٬۴۳۰٬۰۰۰ شمال
۳ هنگ کنگ هنگ کنگ ۶٬۹۸۵٬۲۰۰ ۶٬۹۸۵٬۲۰۰ جنوب
۴ تیانجین فرمانداری تیانجین ۵٬۰۶۶٬۱۲۹ ۱۱٬۵۰۰٬۰۰۰ شمال
۵ ووهان هوبئی ۶٬۶۶۰٬۰۰۰ ۹٬۱۰۰٬۰۰۰ جنوب مرکز
۶ گوانگ‌ژو گوانگ‌دونگ ۴٬۱۵۴٬۸۰۸ ۱۵٬۰۰۰٬۰۰۰ جنوب مرکز
۷ شن‌ژن گوانگ‌دونگ ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ۸٬۶۱۵٬۵۰۰ جنوب
۸ شن‌یانگ لیائونینگ ۳٬۹۸۱٬۰۲۳ ۷٬۵۰۰٬۰۰۰ شمال شرق
۹ چونگ‌کینگ فرمانداری چونگ‌کینگ ۳٬۹۳۴٬۲۳۹ ۳۱٬۴۴۲٬۳۰۰ جنوب غرب
۱۰ نانچانگ جیانگشی ۳٬۷۹۰٬۰۰۰ ۴٬۹۹۰٬۱۸۴ شرق
۱۱ نانجینگ جیانگسو ۲٬۸۲۲٬۱۱۷ ۸٬۰۰۴٬۰۰۰ شرق
۱۲ هاربین هیلونگ‌جیانگ ۲٬۶۷۲٬۰۶۹ ۸٬۴۹۹٬۰۰۰ شمال شرق
۱۳ شیجیاژوانگ هبئی ۲٬۶۲۰٬۳۵۷ ۹٬۶۳۰٬۰۰۰ شمال
۱۴ شی‌آن شاآنشی ۲٬۵۸۸٬۹۸۷ ۱۰٬۵۰۰٬۰۰۰ شمال غرب
۱۵ چنگدو سیچوآن ۲٬۳۴۱٬۲۰۳ ۱۱٬۳۰۰٬۰۰۰ جنوب غرب
۱۶ چانگچون جی‌لین ۲٬۲۲۳٬۱۷۰ ۷٬۴۰۰٬۰۰۰ شمال شرق
۱۷ دالیان لیائونینگ ۲٬۱۱۸٬۰۸۷ ۶٬۲۰۰٬۰۰۰ شمال شرق
۱۸ هانگژو چجیانگ ۱٬۹۳۲٬۶۱۲ ۷٬۰۰۰٬۰۰۰ شرق
۱۹ جینان شاندونگ ۱٬۹۱۷٬۲۰۴ ۶٬۳۰۰٬۰۰۰ شرق
۲۰ تائی‌یوان شانشی ۱٬۹۰۵٬۴۰۳ ۳٬۴۱۳٬۸۰۰ شمال
۲۱ چینگدائو شاندونگ ۱٬۸۶۷٬۳۶۵ ۸٬۰۰۰٬۰۰۰ شرق



جمعیت‌شناسی[ویرایش]

جمعیت چین در سرشماری سال ۲۰۱۰ حدود یک میلیارد و ۳۷۰ میلیون نفر بوده‌است. رشد اقتصادی سریع چین موجب شده تا صدها میلیون نفر از فقر نجات پیدا کنند. اکنون ده درصد چینی‌ها با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی می‌کنند درحالیکه این رقم در سال ۱۹۷۸ به ۶۴ درصد می‌رسید. نرخ بیکاری شهری نیز در سال ۲۰۱۳ به چهار درصد رسیده‌است.

چین برای کنترل رشد سریع جمعیت کشور از سال ۱۹۷۹ برنامهٔ کنترل جمعیت سختگیرانه‌ای را با نام سیاست تک‌فرزندی را آغاز کرد. این سیاست به هر خانواده تنها اجازه داشتن یک فرزند را می‌داد. البته استثناهای زیادی هم برای آن در نظر گرفته شده‌است. اقلیت‌های قومی (همه اقوام بجز قوم هان) از آن مستثنی شده و اجازه داشتن فرزند دوم و حتی سوم را دارند. در بسیاری از روستاها هم برای افرادی که فرزند اولشان دختر یا معلول باشد اجازه داشتن فرزند دوم داده شده‌است. در سال ۲۰۱۳ این سیاست تا حد زیادی تلطیف شده و به خانواده‌هایی که یکی از والدین خودش تک‌فرزند بوده‌است اجازه داشتن فرزند دوم را می‌دهد. با این حال مقاومت‌هایی در مقابل این سیاست به ویژه در روستاها صورت گرفته که برای نیروی کار کشاورزی به فرزند نیاز داشته و به طور سنتی به داشتن فرزند پسر علاقه دارند.

سیاست تک‌فرزندی در کاهش رشد جمعیت چین مؤثر بود و نرخ رشد کشور را در سال ۲۰۱۳ به ۰.۴۶٪ رساند اما تبعات ناخواسته‌ای هم داشت. ترجیح سنتی برای داشتن فرزند پسر موجب شد تا توازن جنسیتی کشور بر هم بخورد. بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۰ نسبت جنسی در هنگام تولد ۱۱۸ پسر به ازای ۱۰۰ دختر است که بسیار بالاتر از میزان طبیعی ۱۰۵ به ۱۰۰ محسوب می‌شود.

قومیت[ویرایش]

دره جیژایگو در سیچوان
نقشه تراکم جمعیتی چین در سال ۲۰۰۹ نشان می‌دهد که بیشتر جمعیت در بخش شرقی کشور متمرکز است.

هان‌ها قوم غالب کشور هستند که بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۰ حدود ۹۱.۵ درصد جمعیت چین را تشکیل می‌دهد. هان‌ها در تمام استان‌های چین به جز ایالت‌های غربی تبت و سین‌کیانگ اکثریت دارند. ژوانگ با ۱.۳ درصد، منچو با ۰.۸۶٪، اویغور با ۰.۸۶٪ که بیشتر در سین‌کیانگ زندگی می‌کنند، هویی‌ها که هان‌های مسلمان هستند با ۰.۷۹٪، میاو با ۰.۷۲٪، یی با ۶۵٪، توجیا با ۰.۶۲٪، مغول با ۰.۴۷٪ و تبتی با ۰.۴۴٪ پرجمعیت‌ترین اقلیت‌های قومی پرجمعیت‌ترین کشور دنیا هستند.

مذهب[ویرایش]

چین در طول تاریخ تحت تأثیر مذاهب و مکاتب فکری مختلفی بوده‌است. به طور تاریخی سه مکتب اصلی این کشور کنفوسیوس‌گرایی، بودایی، و تائویی بوده‌اند که هر یک تاثیر به‌سزایی در شکل‌گیری فرهنگ چینی گذاشته‌اند. در سنت‌های مذهبی و بومی عناصری از هر سه آنها دیده می‌شود. تحقیقی که در سال ۲۰۰۸ در روستاهای ۶ استان مختلف انجام شد به این نتیجه رسید که:‌

«بیش از دوسوم کل افرادی که خود را مذهبی می‌دانستند یعنی ۳۱ درصد کل افراد، نمی‌توانستند مشخص کنند که پیرو چه مذهبی هستند... آنها معتقد بودند که نیروهای فراطبیعی بر سرنوشت انسان تسلط داشته یا بسیار تاثیرگذارند و باور داشتند که سرتوشت آنها با پیشکش قربانی به خدایان یا ارواح نیاکان قابل تغییر است. این نوع باورها و سنت‌ها ریشه عمیقی در فرهنگ سنتی چینی و عرف جوامع محلی داشتند»

تحقیقات مختلف در مورد اینکه چه میزان از چینی‌ها مذهبی هستند، نتایج متفاوتی داشته‌است. یک تحقیق در سال ۲۰۰۷ به این نتیجه رسیده که تنها ۳۱ درصد چینی‌های بالای ۱۶ سال به مذهب اعتقاد دارند اما تحقیق دیگری در سال ۲۰۰۶ میزان لامذهبی در چینی‌ها را ۴۶ درصد برآورد کرده‌است.

نظرسنجی دیگری از گروه تحقیقاتی هوریزون در سال ۲۰۰۷ نشان داد که ۱۱ تا ۱۶ درصد چینی‌ها خود را بودایی، ۳ تا ۴ درصد مسیحی و یک درصد مسلمان معرفی می‌کنند.

زبان[ویرایش]

زبان رسمی چین گویش استاندارد زبان ماندارین است. حدود ۷۰ درصد مردم چین به گویش‌های مختلف زبان ماندارین صحبت می‌کنند. گویش استاندارد این زبان که برگرفته از گویش پکنی است زبان ارتباطی گروه‌های مختلف زبانی در سراسر چین است. ۲۲۹ زبان زنده دیگر نیز در چین تکلم می‌شود که اغلب آنها به گروه زبان‌های چینی از خانواده چینی-تبتی تعلق دارند. زبان‌های وو (شامل شانگهایی)، یوئه (شامل کانتونی و تایشانی)، مین (شامل هوکین)، شیانگ و هاکا از جمله مهمترین زبان‌های این گروه هستند.

زبان‌های شاخه تبتی - برمه‌ای مثل شیانگ، ناسی و یی نیز در نقاط مختلف تبت و دشت‌های یون‌نان-گویجو صحبت می‌شوند. سایر اقلیت‌های زبانی جنوب غرب چین هم جوانگ، تایلندی، دونگ و سویی از خانواده تایلندی-کادای، میائو و یائو از خانواده همونگ-مین، و وا از خانواده آستروآسیایی هستند. در شمال شرق و شمال غرب چین هم گروه‌های قومی اقلیتی زندگی می‌کنند که به زبان‌های آلتایی همچون منچو و مغولی و چندین زبان از گروه ترکی‌تبار مثل اویغوری، قزاقی، قرقیزی و سالار سخن می‌گویند. زبان کره‌ای نیز زبان مادری گروهی از اهالی مرز چین و کره شمالی است. سریکلی زبان تاجیک‌های غرب سین‌کیانگ است که به گروه زبان‌های ایرانی شرقی از خانواده هندواروپایی تعلق دارد. بومیان تایوانی نیز که اقلیت کوچکی در خاک اصلی چین هستند به زبان‌های خانواده آسترونزی سخن می‌کویند.

حروف چینی هزاران سال است که برای نوشتن زبان‌های چینی استفاده می‌شود. این نویسه‌ها به گویشوران زبان‌های و گویش‌های مختلف که برای هم قابل فهم نیستند، اجازه می‌دهند که از طریق نوشتار منظور هم را متوجه شوند. در سال ۱۹۵۶ دولت چین حروف چینی ساده‌شده را معرفی کرد که امروزه چینی سنتی را منسوخ کرده‌است. الفبای استانداردی هم برای لاتین‌نویسی زبان چینی تهیه شده که به پین‌یین معروف است. زبان تبتی از الفبایی بهره می‌گیرد که از متن‌های هندی اقتباس شده و زبان اویغوری بیشتر با الفبای فارسی-عربی نگاشته می‌شود. خط مغولی و خط منچو نیز از الفبای باستانی اویغور اقتباس شده‌اند. زبان ژوانگ نیز امروزه از الفبای لاتین برای نگارش بهره می‌برد.

منابع[ویرایش]

  1. Walton, Greg; International Centre for Human Rights and Democratic Development (2001). "people's%20republic%20of%20china"&pg=PA5#v=onepage&q="single-party%20state" "Executive Summary". China's golden shield: Corporations and the development of surveillance technology in the People's Republic of China. Rights & Democracy. p. 5. ISBN 9782922084429. Retrieved 29 Aug. 2009.  Check date values in: |accessdate= (help)
  2. "Countries of the world ordered by land area". Listofcountriesoftheworld.com. Retrieved 27 Apr. 2010.  Check date values in: |accessdate= (help)
  3. "Rivers and Lakes". China.org.cn. Retrieved 15 Jun. 2009.  Check date values in: |accessdate= (help)
  4. "There's no stopping China". New York Post. 1/8/10. Retrieved 2 August 2010.  Check date values in: |date= (help)
  5. "Country profile: China". BBC News. 1 Jul. 2009. Retrieved 14 Jul. 2009.  Check date values in: |date=, |accessdate= (help)
  6. Muldavin, Joshua (9 Feb. 2006). "From Rural Transformation to Global Integration: The Environmental and Social Impacts of China's Rise to Superpower". Carnegie Endowment for International Peace. Retrieved 17 Jan. 2010.  Check date values in: |date=, |accessdate= (help)
  7. (Lt Colonel, USAF) Uckert, Merri B. (April 1995). China as an Economic and Military Superpower: A Dangerous Combination?. Maxwell Air Force Base, Alabama: Air War College, Air University. p. 33. 
  8. Bergsten, C. Fred; Gill, Bates; Lardy, Nicholas R.; Mitchell, Derek (17 Apr. 2006). China: The Balance Sheet: What the World Needs to Know about the Emerging Superpower (Illustrated Hardcover ed.). PublicAffairs. p. 224. ISBN 9781586484644.  Check date values in: |date= (help)
  9. Wood, Francis, Did Marco Polo go to China? (1995), p. 61. ISBN 978-0-8133-8999-8.
  10. "China", Online Etymology Dictionary
  11. "china", The American Heritage Dictionary of the English Language, Boston and New York, Houghton-Mifflin, 2000.
  12. Found in Book 2 of چاناکیا's ارته‌شاستره. (Denis Crispin Twitchett, Michael Loewe, John King Fairbank, The Ch'in and Han Empires 221 B.C. -A.D. 220, p. 20.)

پیوند به بیرون[ویرایش]