تفلیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

Internet-web-browser.svg '۴۳°۴۱ شمالی، '۴۷°۴۴ شرقی



Тбилиси
—  تفلیس  —
تیفلیسی / تهبیلیسی
Tbilisi05.jpg
Tbilisi Flag.gif
پرچم
Tbilisi City Seal.PNG
نشان رسمی
لقب: «»
Georgia location map.svg
نقشه گرجستان
—  موقعیت سیاسی  —
کشور پرچم گرجستان گرجستان
ناحیه -
شهردار گیورگی اوگولاوا
—  موقعیت جغرافیایی و زمانی  —
وسعت شهر ۷۲۶ کیلومتر مربع
ناحیه زمانی +۴ زمان گرجستان
—  جمعیت  —
جمعیت ۱,۲۴۶,۹۳۶ نفر
وبگاه رسمی: [۱]

تفلیس (به روسی: ‎Тбилиси ‏) پایتخت گرجستان و نیز قسمت شرقی گرجستان (کارتلیا).

فهرست مندرجات

[ویرایش] نام

در گرجی این شهر تیفلیسی یا تهبیلیسی مشتق از واژه تپهیلی (به معنای گرم؛ منسوب به چشمه‌های آب گرم تفلیس) و در عربی تفلیس (بلاذری ص ۲۰۰: طفلیس) نامیده می‌شود.

[ویرایش] جغرافیا

تفلیس در هزاره چهارم تا سوم پیش از میلاد مسکونی شد. برای اولین بار در سالنامه‌های قرن چهارم میلادی از تفلیس به عنوان قلعه ـ شهر نام برده شده‌است. تفلیس به علت واقع شدن در محل تلاقی راههای مهم همیشه دارای اهمیت منطقه‌ای بوده و همین ویژگیها سبب گسترش و توسعه این شهر از دیرباز تاکنون شده‌است.[۱]

این شهر در ۱۲۰ کیلومتری رشته کوه قفقاز بزرگ و ۲۵۰ کیلومتری دریای سیاه قرار دارد و با شهرهای تاشکند ، استانبول، رم ، بارسلون ، بوستون ، و شیکاگو هم عرض است [۲].

شهر در دو طرف ساحل رود کر * / کور (به زبان گرجی متکواری) در درون دره‌ای گسترده‌است. این رود که از کوههای شرقی ترکیه سرچشمه می‌گیرد به طول ۳۶ کیلومتر در شهر جاری است. سد اورتاچالا سرعت جریان آب را در مسیر شهر کاهش می‌دهد و رژیم آبی آن را تنظیم می‌کند (همانجا).

پنج نهر کوهستانی که از آبراهه‌های زیرزمینی می‌گذرند از دامنه‌های اطراف تفلیس به کر می‌ریزند: دیگمیس تسکالی وره و تساوکیسیس تسقالی / تسکالی از مغرب گلدانیس تسکالی و لوچینیس تسکالی از مشرق. دو دریاچة کوچک به نام لیسی و کو در دامنه‌های شمالی تفلیس واقع شده‌اند. «دریاچة تفلیس» در پشت رشته کوه ماخات واقع است و پیرامون آن دشت سامگوری قرار دارد [۳]. کوههای متاتس میندا در مغرب تابوری و تیغه‌های سولالاکی در جنوب و رشته کوه ماخات در مشرق شهر واقع شده‌اند [۴]. در دامنه‌های شمال شرقی کوه تابوری چشمه‌های آب گرم جریان دارد که دارای ترکیبات قلیایی و سولفات است (همانجا).

تفلیس در گذشته‌های دور ابتدا در طول سواحل رودخانه رشد کرد. بعدها با افزایش جمعیت ساخت و ساز به دامنه‌ها و تپه‌ها و فلاتهای اطراف رودخانه کشیده شد که این فلاتها در شمال و شمال شرقی شهر واقع شده‌است. قسمتهای جنوب شرقی شهر از خیابانهای تنگ و خانه‌های قدیمی دو یا سه طبقه تشکیل شده که مجموعة قدیمی شهر تفلیس را تشکیل می‌دهد [۵].

[ویرایش] آب و هوا

هوای تفلیس به سبب نسیمی که از کوهستانها در دره‌های اطراف می‌وزد همیشه پاکیزه‌است. متوسط درجه حرارت آن ۲ر۱۳است. در گرمترین ماه تابستان درجة حرارت به ۲ر۲۵ و در سردترین ماه زمستان به ۹ر۰- می‌رسد. از آذر تا اسفند (بین ۳۰ تا ۳۵ روز) دمای هوا به زیر صفر می‌رسد [۶]. متوسط سالانة بارندگی ۵۰۵ میلیمتر است که ۳۴ آن در ماههای گرم می‌بارد. حدود ۲۵ روز از فصل تابستان آن بسیار گرم است و دمای هوا تا ۳۰ بالا می‌رود [۷].

[ویرایش] جمعیت

بر اساس آخرین سرشماری (۱۹۸۹) جمعیت شهر تفلیس ۹۳۶ ۲۴۶ ۱ تن بوده‌است متشکل از: ۱ر۶۶٪ گرجی ۱۰٪ ارمنی ۷ر۲٪ اوست (آس) ۴ر۲٪ کرد ۸ر۱٪ یونانی ۴ر۱٪ آذربایجانی و ۳ر۱٪ اکراینی. یهودیها و یهودیهای گرجی، آسوریها بلاروسیاها (روسهای سفید) و تاتارها از دیگر اقوام ساکن تفلیس‌اند که نسبت هر کدام از آنها کمتر از ۱٪ کل جمعیت شهر است. ارمنی‌های تفلیس و روسها و یهودیها از جمله اقوامی هستند که تعداد آنها در فاصلة ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ کاهش یافته‌است. احتمالا جنگ آذربایجان و ارمنستان در کاهش ارامنه بی تأثیر نبوده‌است. مهاجرت یهودیهای شوروی سابق به فلسطین اشغالی نیز ممکن است سبب کاهش تعداد یهودیها در طی سالهای یاد شده باشد (همان ص ۹۵).

به نوشته مینورسکی [۸] در ۱۱۹۷/ ۱۷۸۳ پس از سلطنت تیموراز و ایراکلی شهر ۴۰۰۰ خانه با ۰۰۰ ۶۱ سکنه داشت. در ۱۲۱۸/۱۸۰۳ شهر فقط بین ۲۷۰۰ تا ۳۰۰۰ خانه با ۰۰۰ ۳۵ تن جمعیت داشت. این کاهش جمعیت به علت حملة آقامحمدخان در ۱۲۰۹ـ۱۲۱۰/ ۱۷۹۵ بود. یکی دو دهه بعد جمعیت بسرعت افزایش یافت. در سرشماری ۱۳۴۰ـ۱۳۴۱/۱۹۲۲ تفلیس ۹۵۸ ۲۳۳ تن جمعیت داشت که از آن میان ۳۰۹ ۸۵ تن ارمنی ۸۸۴ ۸۰ تن گرجی ۶۱۲ ۳۸ تن روسی ۷۶۸ ۹ تن یهودی ۹۸۴ ۳ تن ایرانی ۲۵۵ ۳ تن ترکهای آذری ۴۵۷ ۲ تن آلمانی و غیره بوده‌اند.

[ویرایش] تفلیس در گذر تاریخ

به نوشته احمدبن اسحاق یعقوبی (ص ۳۶۳ـ ۳۶۴) در قرن سوم تفلیس شهری در ارمنستان و فاصله میان آن و قالیقلا سی فرسخ بود. رودخانه بزرگ یعنی رودخانه کبیر (کر) که از شهر قالیقلا سرچشمه می‌گیرد از میان این شهر می‌گذشت. اصطخری در قرن چهارم اهمیت تفلیس را از دربند * (باب الابواب *) کمتر دانسته و از دو دیوار آن یاد کرده‌است. وی تفلیس را شهری پرنعمت با میوه‌های بسیار و کشاورزی پر رونق ذکر کرده که آب گرمابه‌های آن بدون نیاز به آتش همانند حمامهای طبریه گرم بوده‌است. وی یادآوری می‌کند که در همه اران شهری بزرگتر از بردعه * و دربند و تفلیس نیست و رود کر که آبی خوش دارد از میان تفلیس می‌گذرد (ص ۱۸۵ـ ۱۸۹). ابن حوقل (قرن چهارم) اطلاعات نسبتا جامعی در بارة تفلیس ارائه داده‌است. وی می‌نویسد که تفلیس در وسعت به باب الابواب نمی‌رسد و دو حصار گلی و سه دروازه دارد و دارای مسجدجامع و شهری «فراخ نعمت و استوار و پر برکت و ارزان کالا» ست و بر سایر بلاد مشابه برتری دارد. در تفلیس علاوه بر حمامهای طبیعی آسیاهایی ساخته‌اند که با استفاده از آب رود کر گندم را آرد می‌کند (مانند آسیاهای موصل و رقه). در آنجا شعائر اسلام برپاست و مسجدجامع آن از هر پلیدی محافظت و از طرف سلطان با شمع و قندیل و جز آن روشن می‌گردد. اذان در همة مساجد به بانگ بلند خوانده می‌شود و کسی مانع نیست. مسلمانان با گرجیان آمیخته‌اند و مذهب مسلمانان شهر تسنن محض بر پایة مذاهب قدیم است و علم حدیث و نیز محدثان را بزرگ می‌شمارند و مردم آنجا سالم و غریب نوازند (ص ۳۴۰). مؤلف کتاب حدودالعالم (ص ۱۶۲) نیز از بزرگی آبادی و نعمت بسیار شهر و دو باروی آن یاد می‌کند و آن را «ثغر می‌داند بر روی کافران». در قرن چهارم ابودلف (ص ۴۶) از شهر تفلیس و از حمامهای گرم آن بدون نیاز به آتش از آسیاها و از دیوار عظیمی که دور شهر کشیده‌اند یاد می‌کند.

خاقانی شروانی نیز بارها به تفلیس سفر و در آنجا اقامت کرده و در وصف تفلیس شعر سروده‌است (ص ۷۵۹).

به نوشته حمدالله مستوفی (ص ۹۳) در قرن هشتم تفلیس از اقلیم پنجم است که در دره واقع است و این شهر از طرفی محدود به کوه‌است و آب رودخانة کر از میان آن می‌گذرد و خانه‌های آن در کنار رود کر یکی بر روی دیگری ساخته شده‌است یعنی بام یکی حیاط دیگری است. در آنجا حمامهای آب گرم طبیعی هست و محصولاتش غلات از نوع بسیار خوب و میوة آن کم است.

ابوالفداء در همین قرن تفلیس را شهری براستی پر نعمت و پر میوه معرفی می‌کند و می‌گوید که مسلمانان پس از آنکه تفلیس را گشودند زمان درازی در آن ماندند و علمای بزرگی نیز از آنجا برخاستند سپس گرجیان نصارا آن دیار را پس گرفتند (ص ۴۰۳).

مارکوپولو جهانگرد ونیزی (متوفی ۱۳۲۴ میلادی) در سفر خود از ایتالیا به چین از تفلیس گذر کرده و آن را شهری بزرگ نامیده و روستاها و قلعه‌های پیرامون شهر را وصف و از ساکنان مسیحی ارمنی گرجی و از مسلمانان و یهودیان یاد کرده‌است (ص ۵۰ حواشی یول ش ۳ ص ۵۶ ـ۵۷).

در قرن یازدهم حاجی خلیفه گزارشی مختصر متعلق به سالهای ۱۰۳۹ـ ۱۰۴۵ از تفلیس ارائه کرده‌است. اولیا چلبی نیز در همان قرن تفلیس را وصف و جزئیات بسیاری در بارة ارگ شهر عرضه کرده‌است. به نوشتة وی (ج ۲ ص ۳۱۷ـ ۳۱۸) بخش بزرگتر شهر که در ساحل راست کر واقع بود شش هزار گام محیط و باروهای آن شصت ذراع بلندی داشت. شهر دارای هفتاد برج و پادگانی با سه هزار سرباز بود. خندقی وجود نداشت. برجی نیز برای تأمین آب قلعه ساخته شده بود (سولوق قله). در ارگ بزرگ ششصد خانة گلی بود و در ارگ کوچکتر (در ساحل چپ) فقط سیصد خانه بود ولی این ارگ به واسطة باروهایش بسیار محکم بود.

شاردن جهانگرد فرانسوی نخستین فرد اروپایی است که به تفصیل از تفلیس گزارش داده‌است. وی که در ۱۰۸۴/ ۱۶۷۳ از تفلیس عبور کرده می‌نویسد تفلیس اگر چه بزرگ نیست از قشنگترین شهرهای ایران است. این شهر در دامنة کوهی واقع است و رود کر در شرق این کوه جریان دارد. بیشتر خانه‌هایی که در سمت راست رود ساخته شده بر روی صخره بنا شده‌اند. دور شهر قلعه‌های محکم وجود دارد و از هر طرف به غیر از سمت رودخانه دیوار مستحکمی دور شهر کشیده‌اند. امتداد شهر طولی و از جنوب به شمال است. در دامنه کوهی در جنوب قلعة بزرگی واقع است که ساکنان آن از رعایا و سپاهیان ایرانی الاصل هستند. میدان جلو این قلعه محل اجتماع اهالی شهر در بازار است. قلعة مذکور مأمن و پناهگاه (بست) اشخاص مقروض یا خطاکاران است (ج ۲ ص ۷۲ـ۷۳). وی همچنین می‌نویسد در تفلیس چهارده کلیسا وجود دارد که شش کلیسا مخصوص گرجیهاست و باقی به ارامنه تعلق دارد. با وجودی که شهر تحت سلطة ایران و در تصرف مسلمانان است مسجدی در آن بنا نکرده‌اند. به نوشتة او مسلمانان چند بار خواستند مسجدی بسازند ولی گرجیها و ارامنه مطلع شده به زور اسلحه نگذاشتند این کار سربگیرد (ص ۷۶ـ۷۹). شاردن یک اطلس (تصویر ۳) نیز تنظیم کرده که منظره‌ای عمومی از تفلیس را در بر دارد. در همین اطلس نوزده اثر تاریخی نشان داده شده‌است.

در دوره صفوی (ح ۹۰۶ـ ۱۱۳۵) قلعه تفلیس از استحکامات نظامی شهر بود که از یک سو به کوه و از دیگر سو به رود کر محدود می‌شد. پلی بسیار محکم در آنجا ساخته بودند که برای رفتن از تفلیس به ولایت گرجستان از آن پل استفاده می‌شد و شهر تفلیس در جانب غربی پل واقع بود. قلعه چند حمام داشت و ارتفاع برجهای آن زیاد و غیر قابل نفوذ بود چنانکه از هیچ طرف تسلط بر آن متصور نبود چون در سه طرف آن کوههای بلند واقع بود و یک طرف آن رودخانه کر می‌گذشت و به همین سبب مکانی برای اقامت و نزول لشکر در حریم شهر و قلعه نبود [۹].

از قرن دوازدهم هجری توصیفات تورنفور در دست است. دلیسل نقشه‌ای تمام نما از تفلیس با نام > اطلاعاتی در بارة نقشه عمومی گرجستان < در ۱۱۸۰/ ۱۷۶۶ در پاریس چاپ کرد (مؤلف در اثنای اقامت موقت خود در روسیه آن را از «شاهزاده گرجی» دریافت کرده بود). فرهنگ جغرافیایی یوسلیان (۱۲۸۳/ ۱۸۶۶) از نظر نشان دادن موقعیتهای ساختمانهای قدیمی ارزشمند است (د. اسلام چاپ اول ج ۸ ص ۷۶۱).

ناصرالدین شاه (حک: ۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) هنگام بازگشت از سفر اروپا در رجب ۱۲۹۰ مدت کوتاهی در تفلیس اقامت کرد. به نوشتة او در شمال رود کر شهر جدید و محلة فرنگیها و عمارت جانشین و حاکم نشین قرار داشته و طرف جنوب شهر قدیم تفلیس بوده‌است. روی تپه آثار قلعة قدیم سلاطین گرجی باقی بوده‌است. شهر که تا پنجاه سال قبل بسیار محقر و کثیف بوده کم کم دارای خانه‌ها و عمارات و مکتبخانه‌ها شده و کوچه‌های وسیع سنگفرش در آن ساخته بودند. وی جمعیت شهر را پنجاه هزار تن ذکر کرده که اغلب غربا و خارجی و مخلوطی از طوایف ایرانی، روسی، گرجی، داغستانی، چرکس، آلمانی و ارمنی بوده‌اند (ص ۲۳۷ـ۲۴۱). این نکته را نیز افزوده‌است که «اکثر اهل تفلیس نظامی هستند و قزاق قشونی» (همان ص ۲۴۳).

محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (متوفی ۱۳۱۳) در همان سالها در وصف تفلیس می‌گوید که این شهر دو قسمت است: شهر قدیم و شهر جدید. کوچه‌های شهر قدیم تنگ و کثیف و پر پیچ وخم و کوچه‌های شهر جدید راست و نظیف و وسیع و عرض هر کوچه شصت قدم است. هفت کاروانسرا و دو مسجد در تفلیس بنا شده و دارای بیمارستان است. از دیگر بناها و تأسیسات شهر از عدالتخانة بزرگ ضرابخانه و جباخانه (انبار اسلحه) و کارخانه‌های اسلحه سازی نام می‌برد. در بازار تفلیس از هر ملیتی مثل فرنگی و ایرانی و گرجی و ارمنی و چرکس و ترکمن و قلموق و لزگی با لباسهای گوناگون و زبانهای متفاوت دیده می‌شوند. جمعیت تفلیس تقریبا ۰۰۰ ۶۵ تن است و در پادگان شهر همیشه حدود ده هزار سرباز آماده وجود دارد (ص ۷۶۳). به نوشتة او (ص ۷۶۴) در تفلیس کنسولگری ایران نیز فعالیت داشته‌است.

میرزاسراج الدین بن عبدالرئوف که در ۱۳۱۸ ش /۱۹۰۰ از تفلیس دیدار کرده آن را شهری آباد و خوش آب و هوا خوانده و از باغ و بوستانهای باصفا و فراوان آن سخن به میان آورده و آن را یکی از شهرهای قدیم قفقاز دانسته که چند سال در تصرف ایران بوده و در ابتدای حکومت قاجار به دست روسها افتاده‌است. به نوشتة وی اهالی آن اغلب ارمنی و گرجی اند و تعدادی سکنة مسلمان نیز دارد. وی در ذکر باغهای تفلیس از «باغ مجتهد» نام برده و آن را باغی بی نظیر وصف کرده‌است (ص ۶۵ـ۶۶).

[ویرایش] مسلمانان تفلیس

در میان شخصیتهای اسلامی که به تفلیس منسوب اند هم اهل سنت دیده می‌شود هم شیعه. اگرچه به گفته ابن حوقل (ص ۳۴۰) در قرن چهارم مسلمانان تفلیسی سنی اند بنا بر نقل تاریخ قم (تألیف ۳۷۸ قمی ص ۹۷) نام تفلیس در حدیثی از امام صادق علیه السلام در کنار نام قم و کوفه آمده که می‌توان حدس زد شماری از شیعیان در این شهر می‌زیسته‌اند [۱۰].

وجود تعداد شایان توجهی از رجال اسلامی منسوب به تفلیس گواه رونق فرهنگ اسلامی شهر است. حکم کردن در بارة تفلیسی بودن منسوبان به تفلیس دشوار است ولی این روشن است که آنها مسلمان اند (همان ص ۶۷) مثلا امیر تفلیس اسحاق بن اسماعیل دارای نسبت تفلیسی است و این نشان می‌دهد که وی مدت مدیدی در تفلیس اقامت داشته‌است. گفته می‌شود بیان بن حمران تفلیسی از اصحاب امام صادق علیه السلام و ساکن مدائن بوده‌است [۱۱]. مرقد ملاحسین تفلیسی (قرن دوازدهم) عالم شیعی و اهل ریاضت و زهد نیز محل توجه مردم بوده‌است (گزی برخواری ص ۷۹ـ۸۰).

از دیگر عالمان و شخصیتهایی که لقب تفلیسی داشته‌اند این اشخاص بوده‌اند: شرف الدین بدیع الزمان ابوالفضل حبیش تفلیسی * شیخ عبدالسلام تفلیسی شیخ الاسلام تفلیس (آقابزرگ طهرانی جزء ۱ قسم ۳ ص ۱۱۲۶) ابوبکر محمدبن اسماعیل بن السری تفلیسی ابواحمد حامدبن یوسف بن الحسین تفلیسی و محمدبن بیان بن حمران مدائنی تفلیسی (سمعانی ج ۱ ص ۴۷۱ـ۴۷۲). عیسی الرقی التفلیسی از مشاهیر اطبای اسلام در خدمت سیف الدوله از آل حمدان بود و در طب و دیگر علوم مهارت بسیار داشت. وی به زبان سریانی آشنا بود و تعدادی از آثار طبی سریانی را به عربی ترجمه کرد. تألیفاتی نیز داشته‌است (سامی ذیل «تفلیسی»).

در ۱۹۵۸/ ۱۳۳۷ ش در زمان برگزاری جشن ۱۵۰۰ سالگی تأسیس شهر تفلیس برای احداث پل جدید کر در زیر کلیسای متخی پلی تاریخی و باریک را ویران و پل فلزی عظیمی جایگزین آن کردند. برای ساخت پل مسجد تاریخی شیعیان تفلیس را ــ که به دستور سلطان صفوی ساخته شده بود و در کنار آن بود ــ به رغم اعتراض دانشمندان و فرهنگیان گرجی تخریب کردند. این مسجد یکی از آثار ارزشمند تاریخی و معماری شهر بود که کاشی کاریهای هنری داشت و مورد احترام پیروان ادیان دیگر در تفلیس و گرجستان بود.

پس از تخریب مسجد شیعیان که عمدتا آذربایجانی بودند به سبب ضعف مالی و مخالفت دولت شوروی با ساخت مسجد بدون مسجد ماندند و با مراجعه به مفتی سنیها از او خواستند که تدبیری بیندیشد. پس از بحث و بررسی با موافقت سنیها مسجد سنیها (واقع در محلة شیطان بازار) را با پرده دو قسمت کردند و قسمتی در اختیار شیعیان قرار گرفت و در آن قسمت محراب جدیدی احداث شد. اکنون این مسجد تنها مسجد دو محرابی در جهان اسلام است. شیعیان تفلیس برادرانه در کنار سنیها زندگی می‌کنند. در بخش قدیمی شهر مساجد مسلمانان و کلیساهای مسیحیان گرگوری (ارمنیها) و مسیحیان ارتدوکس (گرجیها و روسها) و کنیسه‌های یهودیان در کنار هم قرار گرفته‌اند. این شیوة زندگی مسالمت آمیز از گذشته‌های دور تاکنون متداول بوده‌است. پس از جنگ ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ که در ۷ ژوئیة ۱۹۲۳ پایان گرفت در شهر تفلیس مسلمانان آذری و ارمنیها در یک محله زندگی می‌کنند و با یکدیگر درگیری و خصومتی ندارند.

علاوه بر مسجد شیعیان گورستان مسلمانان در جنوب نارین قلعه نیز تخریب و به باغ گیاه شناسی افزوده شد و فقط قسمت کوچکی از گورستان که میرزا فتحعلی آخوندزاده و اعضای خانوادة او در آن دفن شده‌اند نگهداری شده‌است. علاوه بر آن خانة میرزا فتحعلی آخوندزاده در خیابانی به نام او (واقع در محلة مسلمانان آذری) اینک به موزه تبدیل شده‌است.

تفلیس در دوره معاصر نیز در نشر فرهنگ اسلامی و زبان فارسی سهم داشته‌است. در اواخر قرن بیستم نخستین قرآن به زبان گرجی به همت ایلیا چاوچاوادزه روشنفکر و ادیب گرجی در تفلیس چاپ شد. در ۱۳۱۶/ ۱۸۹۸ قرآنی با ترجمه و تفسیر ترکی آذری مجمع البیان فی تفسیر القرآن از محمد شکوی در مطبعة غیرت به چاپ رسید. مجلة ملانصرالدین (یکی از روزنامه‌های روشنفکران قفقاز که در انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و انقلاب مشروطیت ایران به زبانهای ترکی و روسی منتشر می‌شد) در تفلیس چاپ می‌شد. انتشار این روزنامه تا ۱۹۳۱/ ۱۳۱۱ ش ادامه داشت و حدود ۳۴۰ شماره از آن در تفلیس چاپ و منتشر شد (د. آ. ج ۷ ص ۳۷). قانون قدسی اثر عباسقلی (مشهور به باکیخانوف و متخلص به قدسی *) در دستور زبان فارسی در ۱۲۳۶/ ۱۸۲۱ در تفلیس چاپ شده‌است (دولت آبادی ص ۵۸ ـ۵۹). میرزا محرم متخلص به مریض قراباغی از شعرای پارسی گوی قفقاز متولد شوشی بود که در تفلیس متوطن شد و از مقربان کنت وورونتسوف گردید (همان ص ۲۰۰). دیوان نگاری قراباغی (میرحمزه فرزند عبدالله) از شعرا و فضلای سدة سیزدهم بارها در تفلیس به چاپ رسیده‌است (همان ص ۲۰۹). مهدی قلی خان متخلص به وفای داغستانی از شعرای پارسی گو نیز در تفلیس به مناصب عالی گماشته شد (همان ص ۳۳۷). در تفلیس در زمینة نمایش نیز فعالیتهای چشمگیری صورت گرفته‌است و علاوه بر تئاتر گرجی تئاترهای آذربایجانی کردی ارمنی و روسی نیز فعالیت داشته‌است.

در قسمت جنوب شرقی شهر بقایای «نارین قلعه» (قسمتهای قدیمی آن متعلق به قرن چهارم میلادی است و قسمتهای بعدی در قرون شانزدهم تا هفدهم میلادی ساخته شده‌است) قرار دارد. کلیسای سنگی «آنچیس خاتی» (قرن ششم) معبد «متخ» (۱۲۷۸ـ۱۲۹۳) کلیسای جامع سیونی (قرون ششم تا هفتم میلادی) حمامهای رستم خان (قرن هفدهم) و مسجد تفلیس از جمله آثار تاریخی شهر در این قسمت است. اکثر مسلمانان تفلیس (شیعه‌های آذری) در این قسمت شهر ساکن اند (امیراحمدیان ص ۹۹).

از قرن نوزدهم به بعد قسمت جدید شهر (مرکز تفلیس کنونی) توسعه یافته و نوسازیهایی در آن انجام شده‌است. مرکز حکومتی سیرک استادیوم ورزشی مهمانخانه «ایوریا» مؤسسة کشاورزی رستوران «آراگوی» سالن کنسرت فیلارمونیک تفلیس ساختمان مرکزی تلگراف و مجموعة ورزشی «کاریشخالا» از جمله بناهای مهم و دیدنی شهر تفلیس به شمار می‌آیند (همانجا).

در ۱۹۸۲ نیز مجموعة یادبود میرزا فتحعلی آخوندزاده افتتاح شد که شامل مجسمه خانة مسکونی و بعضی از آثار وی است.[۱۲]

[ویرایش] ساختار و معماری

تفلیس قدیمی از چهار بخش تشکیل می‌شد که سه بخش آن در ساحل راست کر واقع بود (که در ساحل رود از شمال به جنوب به شمال غربی ـ جنوب شرقی انحنا پیدا کرده‌است):

۱) کالا یا کالیسی (در غربی قلعه) بخش قدیمی اینتراموروس (بین نهرهای سولولاکی و دبه خانه که به کر می‌ریزند) و ارگ نارین قلعه.

۲) شهر احتمالا تفیلیسی نامیده می‌شد که در پیرامون چشمه‌های آب گرم رشد کرده بود (که بنا به بروسه ج ۱ بخش ۱ ص ۸۰ ساکنان ارمنی آن را بنیان نهاده‌اند). شهر در ساحل کر و در روبرو و پایین کالا قرار داشت. شاه صفی گروهی از سیدها را در ارتفاعات تابور (در شرق دبه خانه) سکونت داد ازینرو نام ایرانی این ناحیه سیدآباد بود.

۳) بخش خارجی گارت ـ اوبانی نزدیک میدان اسبدوانی (اسپارز) بالا و در جهت شمال دو بخش نخست.

۴) بخش واقع در ساحل چپ روبروی کالا به نام ایسانی یا نیسانی (بعدها آولابار) و ارتفاعات ماخاتا در شمال آن. ایسانی با صغدبیل منابع عربی مطابقت دارد. گورستان صغدبیل (در زبان گرجی «محل ناله کردن») در زندگی سنت ابو ذکر شده‌است (قس بروسه > الحاقات < ص ۱۳۶ شولتسه ج ۱۳ جزوه ۴ ص ۳۵). همان نام دو بار در > وقایعنامة گرجی < آمده‌است (قس بروسه ج ۱ ص ۴۰۷ ۶۳۳).

سه ارگ در تفلیس مشخص شده‌است :

  • ۱) ارگ قدیمی تابور (کورچی قلعه) بر روی تپة ساحل راست دبه خانه که در ۱۱۹۹/ ۱۷۸۵ بکلی ویران شد. این ارگ که دروازة جنوبی کالا را محافظت می‌کرد دروازة گنجه نامیده می‌شد.
  • ۲) ارگ نارین قلعه در تپة کالا. به نظر می‌رسد که این قلعه پیش از اسلام شوریس ـ تسیخه نام داشته‌است (واخوشت). این ارگ در ۱۲۳۳/ ۱۸۱۸ تخلیه شد (قس گامبا اطلس تصویر ۳۳).
  • ۳) ارگ ساحل چپ (ایسانی) که به عنوان سرپل عمل می‌کرد. در ۱۱۴۰/ ۱۷۲۸ ترکها برای آخرین بار شروع به سنگربندی و ایجاد استحکامات نظامی در این محل کردند اما کار را ناتمام گذاشتند.

قدیمترین قصر از قصرهای سلطنتی متخی در ساحل چپ روبروی پل قدیمی است. در ۱۰۴۸/ ۱۶۳۸ رستم شاه مسلمان قصری به طول حدود ۱۲۰ متر در امتداد کر در تفلیس بنا کرد. در اینجا شاردن به حضور شاه نواز رسید. کمی دورتر به سوی جنوب شاه واختانگ ششم قصری ساخت که کاملا به سبک ایرانی تزئین شده بود. ترکها در ۱۱۳۷/۱۷۲۵ این قصر را ویران کردند (قس یوسلیان ۱۸۶۶ ص ۲۳۹).

[ویرایش] منابع

  1. امیراحمدیان ص ۹۲
  2. (همان ص ۹۳)
  3. (همان ص ۹۳ـ۹۴)
  4. (همان ص ۹۳)
  5. (همان ص ۹۴)
  6. (همان ص ۹۴ـ ۹۵)
  7. (همان ص ۹۴)
  8. (د. اسلام چاپ اول ج ۸ ص ۷۶۲)
  9. (اسکندرمنشی ج ۱ ص ۸۴ ج ۲ ص ۷۱۷ـ ۷۱۸)
  10. (رجوع کنید به لردکیپانیدزه ص ۶۶ـ۶۷)
  11. (تستری ج ۲ ص ۴۱۳)
  12. علاوه بر اطلاعات شخصی مؤلف محمدمحسن آقابزرگ طهرانی طبقات اعلام الشیعة جزء ۱: نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر مشهد ۱۴۰۴ ابن حوقل اسماعیل بن علی ابوالفداء کتاب تقویم البلدان چاپ رنو و دسلان پاریس ۱۸۴۰ ابودلف خزرجی سفرنامة ابودلف در ایران با تعلیقات و تحقیقات ولادیمیرمینورسکی ترجمة ابوالفضل طباطبائی تهران ۱۳۵۴ ش اسکندرمنشی اصطخری اعتمادالسلطنه بهرام امیراحمدیان جغرافیای گرجستان تهران ۱۳۷۷ ش اولیا چلبی بلاذری تستری مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه جهان نما ص ۳۹۴ حدودالعالم حمدالله مستوفی نزهة القلوب بدیل بن علی خاقانی دیوان چاپ ضیاءالدین سجادی تهران ۱۳۷۸ ش عزیز دولت آبادی سرایندگان شعر پارسی در قفقاز تهران ۱۳۷۰ ش شمس الدین بن خالد سامی قاموس الاعلام چاپ مهران استانبول ۱۳۰۶ـ۱۳۱۶/ ۱۸۸۹ـ ۱۸۹۸ سراج الدین بن عبدالرئوف تحف اهل بخارا تهران ۱۳۶۹ ش سمعانی حسن بن محمدقمی کتاب تاریخ قم ترجمة حسن بن علی قمی چاپ جلال الدین طهرانی تهران ۱۳۶۱ ش عبدالکریم بن مهدی گزی برخواری تذکرة القبور چاپ ناصر باقری بیدهندی قم ۱۳۷۱ ش ناصرالدین قاجار شاه ایران سفرنامة ناصرالدین شاه اصفهان ۱۳۶۲ ش یعقوبی البلدان A ¦ zarba ¦ yja ¦ n Sa ¦ vet Ensiklopediya ¦ s i , Baku ۱۹۷۶-۱۹۸۷; Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed. by L. Langlةs, Paris ۱۸۱۱; EI ۱ , s.v. "Tiflis" (by V. Minorsky); Maria D. Lordkipanidze, Tbilisi (IV-nachalo XII v.): istoricheskii Ocherk , Tbilisi ۱۹۹۱; Marco Polo, The book of Ser Marco Polo the Venetian concerning the kingdoms and marvels of the East , translated and edited, with notes by Henry Yule, ۱۸۷۱, ۳rd. ed. by Henri Cordier, ۱۹۰۳-۱۹۲۰, repr. London ۱۹۷۵.
‎‎

برای اثر معیار در این زمینه M. F. Brosset, Histoire de la Gإorgie , St. Petersburg, ۱۸۴۹- ۱۸۵۷: vol. I/۱ (شامل مدمة مهمی از مؤلف و تاریخ قدیم تا ۱۴۵۰) ; vol. I/۲ < الحاقات >

(برای تدوین آن منابع ارمنی و اسلامی نیز به دقت بررسی شده‌است)

vol. II/۱

(شامل تاریخ شاهزاده واخوشت ‏ ۱۴۵۰ـ۱۷۵۰و در پی آن > الحاقات <)

vol. II/۲

(شامل وقایعنامه‌ها خاطرات و جز اینها حدود ۱۶۵۹ـ۱۸۵۶)

قس

Laurent Brosset, Bibliographie analytique des ouvrages de M. F.Brosset) ۱۸۲۴-۷۹), St. Petersburg ۱۸۸۷.(تحلیل ۲۷۱ کتاب و ماله)

برای تاریخچة منابع قس ترجمة سه وقایعنامه از Takaishwili در

Sbornik materialow , Tiflis ۱۹۰۰, XXVIII , ۱-۲۱۴.

این وقایعنامه‌ها با Geography شاهزاده واخوشت (مسکو ۱۷۴۵) تکمیل می‌شود. ترجمه فرانسوی از

Brosset, Description gإopraphique de la Gإorgie , St. Petersburg ۱۸۴۲, (همراه با نشه‌های اصلی)

ترجمه روسی از

Djanash ¢ wili, Tiflis ۱۹۰۴, in Zap. Kawk. Otd. Russ. Geogr. Obshc §., XXIV., fasc. ۵;