قرارداد ۱۹۱۹
پیمانی که در ۱۹۱۹ میلادی (۱۲۹۷ خورشیدی) دولت بریتانیا با دولت وقت ایران بست؛ ولی در اثر مخالفتهای داخلی و خارجی و مغایرت آن با قانون اساسی مشروطه، هرگز به اجرا در نیامد.
محتویات |
[ویرایش] سابقه
جنگ جهانی اول با پیروزی متفقین پایان یافته بود اما هنوز کابینه جنگ در بریتانیا بر سر کار بود. بریتانیا برای جلوگیری از نفوذ شوروی و کمونیسم، تصمیم گرفت ایران را به عنوان کشوری حائل در آورد. بر پایه تلاشهای وزیر امورخارجه بریتانیا لرد جرج ناتانیل کُرزُن، در ۳۰ دسامبر ۱۹۱۸ برابر با ۹ دی ۱۲۹۷ خورشیدی، کمیته خاوری کابینه بریتانیا پذیرفت که گفتوگویی برای بستهشدن پیمانی تازه با ایران آغاز گردد. مامور مذاکره، وزیر مختار بریتانیا در تهران پرسی کاکس بود. [۱]
[ویرایش] مذاکرات پیمان
در سرتاسر تابستان ۱۲۹۸ خورشیدی (برابر ماههای ژوئن – ژوئیه – اوت ۱۹۱۹) گفت و گوهای مربوط به بستن پیمان، بر اساس مواد تنظیم شده از لندن، در ییلاق "پس قلعه" تهران که نقطهای دنج و آرام بود، با وزیرمختار بریتانیا و مشاوران سیاسی وی در جریان بود. محارم ایرانی این جلسات علاوه بر شخص احمدشاه قاجار عبارت بودند از: میرزا حسنخان وثوق الدوله (نخست وزیر)، صارمالدوله اکبر میرزا قاجار (وزیر دارائی، پسر شاهزاده سلطان مسعود میرزا ظلّ السلطان)، نصرتالدوله فیروز میرزا قاجار (وزیر دادگستری، پسر ارشد شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما) و میرزاعلیخان منصورالملک (رئیس ادارۀ بریتانیا در وزارت امور خارجه- علی منصور که در قضایای سوم شهریور ۱۳۲۰ نخست وزیر ایران بو[نیازمند منبع])؛ اما شخص وزیر امور خارجه (علیقلیخان انصاری مشاورالممالک) که میبایست در تمام گفتوگوهای مربوط به سیاست خارجی کشور شرکت داشته باشد، از همان آغاز کار به این جلسات دعوت نشده بود؛ در عوض روزنامهنگاری جوان (سیساله) و جاهطلب به نام سید ضیا الدین طباطبائی که مدیر روزنامه رعد و رابط اصلی سفارت بریتانیا و نخست وزیر بود، در تمام مراحل مذاکرات و در تمامی جلسات محرمانه شرکت داشت.
در طی این روزها جسته و گریخته اخباری در روزنامههای رعد و ایران منتشر میشد که به ظاهر چندان مهمّ جلوه نمیکرد، ولی پس از اعلام بستن قرارداد، که مشخص شد تمامی مذاکرات مربوط به آن در ییلاق پس قلعه صورت میگرفته است، اهمیت اینگونه خبرهای کوچک به ناگاه روشن شد.[نیازمند منبع] روزنامهخوانان تهران که این اخبار کوتاه را در روزنامههای رعد و ایران میخواندند، تصور میکردند که این آقایان در گرمای تابستان برای استراحت و استفاده از هوای خنک پس قلعه، به طور موقت به حومۀ پایتخت رفتهاند، غافل از اینکه در پشت پردۀ این رفتوآمدها، گفتوگوهای بسیار مهم در جریان است.[۲]
[ویرایش] انعقاد و مفاد قرارداد
در ۱۸ مرداد ۱۲۹۷ خورشیدی برابر با ۹ اوت ۱۹۱۹ میلادی، قرارداد میان دولتهای ایران و بریتانیا با امضای وثوقالدوله و سر پرسی کاکس بسته شد.
امضاکنندگان و معدود مدافعان قرارداد با توجیه نجات کشور از نابودی با توسل به دولتی قدرتمند، پیمان را محرمانه به امضا رساندند.
بر اساس این قرارداد تمامی امورات کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوز آنان صورت میگرفت. این قرارداد شامل دو قسمت است که هرکدام جداگانه به امضا رسید. پیمان نخست که عنوان رسمی آن «قرارداد نظامی و سیاسی میان ایران و بریتانیا» است از یک دیباچه و شش ماده تشکیل میشود و قرارداد دوم دارای چهار ماده است. ماده اول قرارداد اصلی (قرارداد سیاسی و نظامی) به طور رسمی اعلام میدارد که «دولت بریتانیای کبیر به صریح ترین بیانی که ممکن است، قولی را که در گذشته به کرات به دولت ایران داده است بار دیگر به موجب این قرارداد تائید کرده و برعهده میگیرد که استقلال و تمامیت ارضی ایران را محترم بشمارد». [۳]
[ویرایش] رشوه های قرارداد
حسین مکی در کتاب تاریخ بیست ساله ایران مینویسد که سر دنیس رایت، سفیر پیشین انگلستان در ایران در کتاب خود، «انگلیسیها در میان ایرانیان»، اعتراف میکند که قرارداد ۱۹۱۹ «بریتانیا را در امور داخلی ایران کاملاً مختار میساخت و عملاً از مداخله سایر قدرتها مانع میگشت. کرزن (وزیر خارجه وقت انگلیس) به وزیران همکارش چنین توضیح میداد که این قرارداد از آن رو لازم است که ایرانیان با موقعیت حساس خود بین هندوستان و بین النهرین، که به تازگی تحت قیومیت بریتانیا درآمده بود، به دامان بلشویکها نیفتد. اما این قرارداد بهزودی نه تنها در ایران، بلکه در فرانسه و ایالات متحده و شوروی مورد حمله قرار گرفت و اختفایی که در مذاکرات منتهی به آن ملحوظ گشته بود، و موضع مسلطی که قرارداد به بریتانیا تفویض میداشت با انتقاد شدید مواجه شد. برای ایرانیان این قرارداد در حکم تنگتر شدن حلقه طنابی بود که بریتانیا به گردن ایران انداخته بود و از دیدگاه آنان قیومیت و تسلط بیگانه با استقلال ملی مانعۀالجمع بود. وزیران اعیانزاده سهگانهای که کرزن و کاکس (وزیر مختار بریتانیا در تهران) قرارداد را با آنان مورد مذاکره قرار داده و امضا کردند، نماینده و بیانکننده آرمان کشورشان نبودند و بسیاری به آنان بدگمان بودند، بهویژه پس از آن که همگان دانستند که آنان در ازای خوشخدمتیها و زحماتشان پاداش سخاوتمندانهای از دولت بریتانیا گرفتهاند.»[۴]
در مجموع مبلغ چهارصدهزار تومان (دویستهزار تومان به وثوقالدوله و صدهزار تومان به هریک از وزیران) از سوی بریتانیا به عاقدان قرارداد پرداخت گردید.[نیازمند منبع]
[ویرایش] مخالفت ها
غوغای پرداخت چنین رشوهای در همان روزهای نخست پس از بستهشدن پیمان در جهان پیچید. روزنامه تایمز پس از چندی نوشت «ما یک دولت انگلوفیل را که آفریده خودمان بود برانگیختیم که از مرزهای شمالی کشورش پشتیبانی خواهیم کرد و به یاری رشوههای پنهان به مبلغ یکصدوسیهزار پوند که از جیب مالیاتدهندگان بریتانیا ربوده شده بود، کوشیدیم تا پیمان بریتانیا و ایران را به انجام برسانیم. مردم بریتانیا درباره این پول که وزارت خارجه در ۱۹۱۹ و در پی امضای این پیمان پرداخته است، خبر ندارند، ولی مسلمانان از آن آگاهند».[نیازمند منبع]
کالدول سفیر ایالات متحده آمریکا در تهران در گزارش ۲۸ اوت ۱۹۱۹ خود به وزارت امور خارجه کشورش مینویسد: «احساسات همگانی که برای رویارویی با پیمان برانگیخته شده، همچنان بدون هرگونه دگرگونی بر جای مانده است. دیروز عصر شماری از نمایندگان مجلس و وزیران پیشین و تنی چند از دیگر ایرانیها ضمن دیدار با نخستوزیر مخالفت و اعتراض خود نسبت به پیمان را به آگاهی او رساندند. تظاهرات خشمآلودی از سوی گروههای گوناگون مردم انجام گرفته و در برخی از مراکز استانها نیز بازارها به اعتراض تعطیل گشته است... بسیاری از ایرانی ها بر این باورند که پذیرش قرارداد به منزله پایاندادن به استقلال ایران خواهد بود».
احمدشاه، که از آن چه بر سر ایران میآمد آگاه بود، سه روز پس از بستهشدن پیمان، راهی اروپا شد تا به بریتانیا برود.
وثوق الدوله به سرعت دریافت که واکنش ها تندتر از آن است که پیشتر اندیشیده بود. به درخواست او سر پرسی کاکس در ۱۹ شهریور ۱۲۹۸ برابر با ۹ سپتامبر ۱۹۱۹، نامهای برای چاپ در روزنامههای تهران نوشت. کاکس در آن نامه مخالفان قرارداد را عدهای جاهل، قدرناشناس و غرضورز خواند و ضمن تاکید احترام بریتانیا بر استقلال ایران به عنوان کشوری کهنسال از دولت وثوقالدوله پشتیبانی کامل کرد. وثوقالدوله نیز در ۹ سپتامبر حکومت نظامی اعلام کرد.
گزارش کنسول ایالات متحده در تبریز در ۲۴ سپتامبر بیانگر مخالفت مردم آن شهر با قرارداد است. وی گزارش میکند که انتشار متن پیمان با ناخرسندی فراوان مردم از هر قشر و طبقهای، به ویژه روشنفکرانی که آن را پیش درآمد چیرگی همه سویه یک کشور خارجی بر سرنوشت ایران میدانند، روبهرو گشته است. [۵]
[ویرایش] مغایرت قرارداد با قانون اساسی مشروطه
تصویب این پیمان مغایر با قانون اساسی مشروطه بود و در مجلس شورای ملی و بیرون مجلس با چالش جدی روبرو شد. افراد میهن پرست و رادمردانی چون مشیرالدوله پیرنیا، دکتر محمد مصدق، حاج امام جمعه خویی، ممتازالدوله، دکتر محمود افشار یزدی، حاج میرزا یحیی دولت آبادی، عبدالله مستوفی، محمدعلی فروغی ذکا الملک، مستوفی الممالک و بسیاری دیگر، نهضت ضدقرارداد که منتهی به الغاء آن گردید را با ایمان و کفایت کم نظیر اداره کردند.
سید حسن مدرس از مخالفان قرارداد در مجلس شورای ملی گفت: «مثلاً آمدند قرارداد درست کردند. دستی از غیب بیرون آمد و بر سینه نامحرم زد. هرچه کردند نشد...».
دکتر محمد مصدق در سخنان خود در مجلس شورای ملی در مخالفت با کابینه مستوفیالممالک که حسن وثوقالدوله وزارت دادگستریاش را بر عهده داشت در ارتباط با پیمان ۱۹۱۹ میگوید:«...ایشان (وثوق الدوله) بر خلاف نصّ صریح این ماده، قراردادی را که با انگلیسیها بسته بودند پیش از آن که به تصویب مجلس برسانند، به معرض اجرا گذاشتند...ای نمایندگان مجلس: چشم ملت ایران سیاه شد، بس که از بعضی رجال این مملکت خطاکاری و خیانت دید. ای برگزیدگان ملت : همان چشمها از انتظار سفید شد از بس که محاکمه رجال خائن و وطن فروش را ندید!...».[۶]
[ویرایش] لغو پیمان
این پیمان با فشارهای داخلی و بینالمللی که اولی توسط میهنپرستان و دومی به واسطه تحرکات دیپلماتیک دولتهای خارجی در عمل منفعل ماند؛ بهویژه که شوروی (روسیه) ایالت گیلان را اشغال کرد، مطبوعات و دستگاه تبلیغاتی فرانسه حملات شدیدی به این قرارداد و بریتانیا داشتند و سفیر آمریکا در تهران "لانسینک" اعلامیهای بر ضد قرارداد منتشر ساخت.[۷]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
مكی، حسين، تاریخ بیست ساله ایران.
حق شناس کمیاب، سید علی، مقاله/ مروری بر پيمان ۱۹۱۹ ايران و بريتانيا، خبرگزاری اوج نيوز، دهم آبان ۱۳۹۰.
[ویرایش] پیوند به بیرون
|
||||||||||||||||