عمادالدین نسیمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سیدعمادالدین نسیمی
تمبر اتحاد جمهایر شوروی با تصویر نسیمی به سال ۱۹۷۳
زادروز ۷۴۷ هجری قمری
درگذشت ۷۹۶ هجری قمری
حلب، شام
پیشه شاعر


سیدعمادالدین نسیمی (به ترکی آذربایجانی: Seyid Əli İmadəddin Nəsimi) متخلص به نسیمی شاعر و متفکّر حروفیه در قرن هفتم هجری بود. وی بنا به منابعی از مردمان آذربایجانی[۱][۲][۳] و بنا به منابعی دیگر از اهالی ترکمن عراق[۴][۵] می‌باشد.

معرفی[ویرایش]

عماد الدین نسیمی یکی از شاعران و عارفان برخاسته از مکتب حروفیه است. مکتب حروفیه که بر اساس تعالیم شیخ فضل الله نعیمی شکل گرفت. آن‌ها در شرح وقایع عالم و اسرار هستی از 28 حرف الفبای عربی و 32 حرف الفبای فارسی با مهارت اعجاب انگیز بهره می‌برده‌اند. آن‌ها تلاش می‌کردند علت دستورهای الهی در دین اسلام را به شکلی جذاب و جالب بوسیله اعداد و حروف توضیح دهند. مانند این که نماز یومیه چرا می‌بایست ۱۷ رکعت باشد، حکمت مسح کشیدن بر پا هنگام وضو چیست، تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم بیانگر چیست، نماز شکسته چرا ۱۱ رکعت است و مانند این‌ها.

سید عماد الدین نسیمی اصالتاً ترک زبان بود و با اشعار ترکی و فارسی و عربی خود نقش بسزایی در گسترش اندیشه‌های فضل الله نعیمی داشت. باورها و بیانات او مخالفت‌های فراوانی را میان قشریون مذهبی زمان خود بوجود آورد که نهایتاً منجر به صدور فتوایی در به دار آویختن و کندن پوست او شد.

اشعار نسیمی آمیخته مضامین عشق، شهامت، ایثار و صراحت سروده شده است. شاید بتوان گفت او یکی از شاعرانی است که به نقد آشکار اندیشه‌های زمانهٔ خود برخاست و همه را از صوفی، عارف، عابد، زاهد، مفتی، فیلسوف بی‌بهره نگذاشت.

نام او علی بود. فضل الله نعیمی در وصیت‌نامهٔ خود او را سید علی می‌نامد.[۶] ابوذر احمد بن برهان الدین حلبی (م. ۸۸۴ هـ) از معاصران نسیمی نیز همین نام را ذکر می‌کند.[۷] عسقلانی، سخاوی و حنبلی هم، لقبش را عمادالدین نوشته‌اند. در یکی از کهن‌ترین نسخه‌های دیوان فارسی وی، عبارت زیر آمده است: «دیوان فارسی حضرت سلطان العارفین و برهان المحققین و مالک طه و یس، ابوالفضل امیر سید نسیمی - قَدَّسَ الله سَرُّهُ العَزیز-».[۸] حروفیان، فضل الله نعیمی استرآبادی را شاه فضل نامیده‌اند و برای خلفای او امارت معنوی قائل شده‌اند. نسیمی گویا نخستین خلیفهٔ شاه فضل بوده است. از این رو، او را امیر نامیده‌اند. این عنوان در تذکرهٔ مجالس العشاق و منابعی چون استوارنامه و عرش‌نامه نیز آمده است که به این مسلک روی آورده است.[۹] آنان که از منسوبیت قومی نسیمی سخن گفته‌اند، به بیت ترکی زیر از وی استناد کرده‌اند: عرب نطقی توتولموشدور دیلیندن، سنی کیمدیر دئین کیم تورکمن سن؟

یعنی خود را ترکمنی می‌شناسد که لفظ عربی را بهتر از خود اعراب می‌داند. گفته می‌شود که وی از ترکمانان آق قویونلو بوده است. در روزگار وی تبریز پایتخت ترکمانان آق قویونلو (۸۲۷ – ۸۸۲ هـ) بود. آبادانی و عمارت شهر تبریز در زمان حکومت اوزون حسن آق قویونلو در تواریخ مذکور است.

تحصیلات[ویرایش]

از دوران جوانی و تحصیلات نسیمی آگاهی نداریم. آن چه از اشعارش بر می‌آید، این است که وی در فلسفه، کلام، منطق، هیئت، نجوم، طب و ریاضی ید طولایی داشته است. اصطلاحات این علوم را در اشعار خود به کار برده است، سخن از خواص صور فلکی، ستارگان، تشریح اعضای بدن انسان، شاخصه‌های حساب و هندسه و بیان کیفیت خلقت کائنات و آرای گوناگون متصوّفه به ما اجازه می‌دهد که او را خردمندی آگاه به علوم عصر خود بنامیم. در تذکره‌ها او را «عاشق غریب و عجیب، عالم کامل، فاضل محدّث، نکته‌دان و عارف» نامیده‌اند.[۱۰]

سیر و سفر[ویرایش]

نسیمی پس از کشته شدن فضل الله نعیمی و کشتار قلعهٔ آلینجا به آسیای صغیر مهاجرت کرد. در شهر بورسه، عثمانی‌ها او را زندیق نامیدند و از شهر بیرون کردند.[۱۱] ناچار نزد حاج بایرام ولی در شهر انقره (= آنکارا) رفت و سپس به حلب کوچید و در آن جا صاحب مریدانی چند شد. شهر حلب در آن روزگار در دست مملوکان چرکس بود و از سوی اهل سنت و جماعت اداره می‌شد.[۱۲]

درگذشت[ویرایش]

نسیمی را در شهر حلب پوست از تن باز کردند. دکتر حسین محمدزاده صدیق در مقدمه‌ای که بر دیوان اشعار ترکی نسیمی نوشته است تاریخ درگذشت او را چنین ذکر کرده است: «عسقلانی ۸۲۱ هـ. هدایت ۸۳۷ هـ؛ و مجالس العشاق ۸۳۷ هـ. ذکر کرده‌اند. کتاب بشارت‌نامه که در سال ۸۱۱ هـ. تألیف شده، تاریخ کشته شدن وی را ۸۰۷ هـ. نوشته است. از میان محققان زندگی نسیمی مرحومان محمد فؤاد کوپریلی، عبدالباقی گؤلپینارلی و دکتر حسین اعیان همین تاریخ را معتبر می‌دانند. مدرس تبریزی در ریحانة الادب نیز همین تاریخ را قبول کرده است. در آن سال نسیمی ۳۶ سال سن داشت. به هر حال نمی‌توان سال قتل نسیمی را دورتر از ۸۱۱ هـ. سال تألیف بشارت‌نامه دانست. قدیمی‌ترین سندی که ماجرای کشته شدن نسیمی را شرح داده، کنوز الذّهب فی تاریخ حلب است. محمد راغب الطباخ الحلبی در کتاب اعلام النّبلاء بتاریخ حلب الشّهباء این تفصیل را ذکر کرده است. ترجمهٔ آن چنین است: «در روزگار یَشْبک، علی نسیمی مقتول گردید. شیخنا ابن خطیب الناصریه و شمس الدین ابن امین الدوله نائب شیخ عزالدین، قاضی القضات فتح الدین المالکی و قاضی القضّات شهاب الدین الحنبلی ابن الخازوق در دادگاه حاضر بودند. ادعا گردید که سخنان نسیمی اشخاص جاهل را فریب داده، زندیق کرده است. سپس ابن الشنقشی الحنفی در حضور علما و قضات شهر طرح دعوی کرد. سپس نائب او را گفت: - اگر نتوانی ادعای خود را به اثبات رسانی، کشته می‌شوی؛ و او از ادعای خود درگذشت. نسیمی هم چیزی نگفت. تنها کلمهٔ شهادت بر زبان آورد و [این] ادعا را رد کرد. سپس شیخ شهاب الدین ابن هلال در دادگاه حاضر شد و در کنار قاضی مالکی نشست. او گفت که نسیمی زندیق است و توبه‌اش را نمی‌توان پذیرفت و باید به قتل رسد. سپس به قاضی مالکی رو کرد و پرسید: - چرا او را نمی‌کشی؟ مالکی گفت: - آیا تو به دست خود می‌نویسی که او محکوم به قتل است؟ گفت: -- می‌نویسم! و نوشت؛ و نوشته‌اش را به شیخنا ابن خطیب الناصریه و دیگر قضات تقدیم کرد. قضات و علما زیر بار نرفتند و بلند شدند و آن جا را ترک گفتند. مالکی پرسید: - وقتی قضات و علما سر باز می‌زنند، چگونه می‌توان او را کشت؟ او گفت: من نمی‌کشم. سلطان من را مأمور کرده است که این کار را سریع تمام کنم تا امریه‌اش صادر شود. آن گاه مجلس به پایان رسید و نسیمی را دیگر بار در قلعه حبس کردند؛ و آن گاه فرمان سلطان مؤید صادر شد که: - پوستش کنده شود، جنازه‌اش هفت روز در شهر حلب گردانده شود، سپس شقه گردد و شقه‌هایش به علی بن ذی الآذر، برادرش ناصر الدین و عثمان قارایولوق فرستاده شود. این شاعر لطیف سخن را چنین کشتند.» مرگ فاجعه‌آمیز نسیمی سبب محبوبیت فزون از اندازهٔ او در میان اهل شریعت و توده‌های وسیع شیعیان گردید. دربارهٔ او افسانه‌ها و روایات چندی ساخته شد، شعرها سروده شد و مسلمین به این حادثهٔ فجیع اعتراض کردند.»[۱۳]

محل تولد[ویرایش]

با توجه به اینکه از جزییات زندگی نسیمی اطلاعات کمی در دست می‌باشد لذا در مورد زادگاه او موارد مختلفی بیان می‌گردد. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد[۱۴] بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز[۱۵] و یا برخی دیگر زادگاه وی را علاوه بر شیراز، تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند.[۱۶]

عسقلانی (م. ۸۵۲ هـ)،[۱۷] سخاوی (م. ۹۰۲ هـ )[۱۸] و ابن عماد الحنبلی (م. ۱۰۸۹ هـ )[۱۹] که از نسیمی نخستین زندگی‌گزاری‌ها را نوشته‌اند، او را تبریزی می‌دانند، برخی اهل آمد می‌نامند. رضا قلی خان هدایت او را اهل شیراز می‌شناسد. سخن او در فارسنامهٔ ناصری نیز تکرار شده است. عاشیق چلبی مسقط الرأس وی را روستایی «نسیم» نام در اطراف بغداد معرفی می‌کند. مرحوم میرزا آقا قلی‌زاده از دانشمندان جمهوری آذربایجان با استناد به مزار شاه خندان برادر نسیمی در شهر شماخی، همین شهر را محل تولد او می‌داند. دکتر حسین محمدزاده صدیق با تکیه بر کهن‌ترین اسناد موجود، او را تبریزی می‌داند.[۲۰] ادعاهای بغداد، آمدی و یا شیرازی بودن نسیمی رد شده است. نبود محلی به نام نسیم در اطراف بغداد، این که هیچ‌گاه نسیمی شهر آمد را ندیده است و تخلیط اسم شاعری نسیمی نام در شیراز با وی از جمله دلایل رد این ادعاهاست. آن چه مسلم است، این است که وی در سرزمین آذربایجان بالیده، به آسیای صغیر سفر کرده و در حلب به قتل رسیده است.

مزار نسیمی[ویرایش]

قدیمی‌ترین سندی که در باب مزار نسیمی به دست ما رسیده است، سیاحتنامهٔ اولیا چلبی است. او در فصل توصیف شهر حلب از «تکیهٔ شیخ نسیمی» سخن می‌راند و می‌گوید: «مردم روایت کنند که نسیمی پس از کنده شدن پوست از تنش به این مکان آمد و قرآن تلاوت کرد و غیبش زد!»[۲۱] مزار نسیمی اکنون در شهر حلب سوریه در محلهٔ فرفراه در مقابل حمام سلطان[۲۲] است. در سال‌های اخیر آن را بازسازی کرده‌اند. نگارندهٔ این سطور در سفر زیارتی خود به سوریه در سال ۱۳۸۸ به زیارت آن نائل آمدم. در چهار گوشهٔ دیوارهای مزار، آیات قرآن حک شده است و دو بیت زیر که گویا سال‌ها پیش به سنگ نقر شده است: یوزولدون، دؤنمه‌دین مردانه‌لیکدن، الهی بؤیله‌دیر، حب صمیمی. کثافتدن چیخیب اولدون بحقه، گلستان الهی‌نین نسیمی.

خانواده‌ای که خود را از احفاد نسیمی می‌دانند در جوار مزار منزل دارند و مراقب و مجاور آن به شمار می‌روند.

مزار سید عماد الدین نسیمی حلب سوریه

سبک شعر[ویرایش]

دیوان نسیمی حاوی قالب‌های متنوع شعری از قبیل غزل، قصیده، رباعی اکثراً به زبان ترکی آذربایجانی است. به علت تأثیری که طریقت حروفی به دیگر عقاید عرفانی داشته، بسیاری از شعرهای بکتاشی و علوی به نسیمی نسبت داده شده‌است. نسیمی دیوانی یک دیوان به زبان ترکی آذربایجانی،[۲۳][۲۴] دیوانی به زبان فارسی[۲][۲۵] و اشعاری به زبان عربی[۲۶] نیز داشته‌است. عمادالدین نسیمی یکی از بزرگترین شاعران عرفانی زبان‌های ترکی‌تبار از اواخر قرن ۱۴ میلادی تا اوایل قرن ۱۵ میلادی به شمار می‌رود.[۲۶] و یکی از برجسته‌ترین استادان دیوان در تاریخ ادبی ترکی محسوب می‌شود.[۲۶]

سازمان بین‌الملی یونسکو به خاطر کوشش‌های وی در اشعار انسانی و صلح جهانی در سال ۱۹۷۳ این سال را سال نسیمی اعلام کرد.[۲۷]

نمونه‌ای شعر:

منده سیغار ایکی جهان من بو جهانه سیغمازام
گوهر لامکان منم کون و مکانه سیغمازام

هر چند دو جهان در وجود من گنجیده، من در این دنیا جای نمگیرم
من گوهر لامکان هستم که به کائنات و مکانها نمی‌گنجم

بیت بالا نمونه بارزی از سبک عرفانی نسیمی و عقاید حروفیه‌است. در این بیت شاعر به دنیای مادی و متقابل آن یعنی جهان معنوی اشاره می‌کند و اینکه انسان حاصل از اتحاد این دو جهان است. بنابر این انسان از لحاظ روحانی از همان عنصر روحانی پروردگار خویش مایه دارد. لغت لامکان در اصطلاح عرفاً معنی خدای را دارد. بنا به اعتقادات نسیمی هرچند انسان قادر به درک پروردگار نیست ولی بایستی در شناخت او کوشش نماید. او شناخت نسبی را از طریق خودشناسی ممکن می‌داند.

در سال ۱۴۱۷ میلادی و در شهر شام بر سر پایبندی به عقایدش زنده زنده پوست بدنش کنده شده و سپس بدن مبارک این شاعر و فیلسوف آذربایجان تکه‌تکه شده تا درس عبرتی برای شاگردان و همفکرانش شود.

زاهدین بیر بارماغین کسسن دونر حق دن کئچر
گور بو میسکین عاشیقی سربا سویورلار آغلاماز

اگر انگشت یک زاهد بریده شود، توبه کرده و از حق می‌گذرد - اما این عاشق مسکین را ببین که پوستش از سر تا به پا کنده شده ولی دم نمی‌زند. این بیت اشاره به این موضوع دارد که وقتی نسیمی را می‌خواستند در ملا عام بکشند یک روحانی به مردم گفت که نسیمی چنان نجس است که اگر یک قطره از خون او به بدن کسی بچکد باید آن قسمت از بدن را ببرند. از قضا مقداری از خون نسیمی به انگشت او خورد. اما زاهد به لکنت افتاد و حرف خود را پس گرفت.

پانویس[ویرایش]

  1. Baldick, Julian (2000). Mystical Islam: An Introduction to Sufism. I. B. Tauris. p. 103. ISBN 1-86064-631-X. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Burrill, Kathleen R.F. (1972). The Quatrains of Nesimi Fourteenth-Century Turkic Hurufi. Walter de Gruyter GmbH & Co. KG. ISBN 90-279-2328-0. 
  3. Lambton, Ann K. S.; Holt, Peter Malcolm; Lewis, Bernard (1970). The Cambridge History of Islam. Cambridge University Press. p. 689. ISBN 0-521-29138-0. 
  4. Jo-Ann Gross, Muslims in Central Asia: expressions of identity and change, (Duke University Press, ۱۹۹۲), ۱۷۲.
  5. Walter G. Andrews, Najaat Black, Mehmet Kalpaklı, Ottoman lyric poetry: An Anthology, (University of Washington Press, ۲۰۰۶), ۲۱۱.
  6. Şarkiyat Mecmuası, İst. 1958, c.2/ s.58.
  7. محمدراغب‌الطّباخ‌الحلبی. اعلام‌النبلاء بتاریخ حلب الشّهباء، مطبعة العلمیة، حلب، 1935، جزء ثالث، ص 15.
  8. دیوان نسیمی، کتابخانه شماره 2 مجلس شورای اسلامی، ش 363.
  9. دیوان اشعار ترکی سید عمادالدین نسیمی، مقدمه و تصحیح دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، نشر اختر، 1387.
  10. ریحانة الادب، تالیف: محمد علی مدرس تبریزی، ج. 4، ص 193.
  11. تذکرهٔ لطیفی، تذکره لطیفی، اقدام مطبعه‌سی، اسلامبول، 1314، ص 332.
  12. دیوان اشعار ترکی سید عمادالدین نسیمی، مقدمه و تصحیح دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، نشر اختر، 1387، مقدمه.
  13. دیوان اشعار ترکی نسیمی، تصحیح دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، نشر اختر، 1387، مقدمه.
  14. تاریخ ادبیات ایران - ادوارد براون- ج ۳- ص۵۱۴- پاورقی
  15. ریاض العارفین – رضاقلیخان هدایت – ص ۳۹۷
  16. Andrews, Walter G. ; Black, Najaat; Kalpakli, Mehmet (۱۹۹۷). Ottoman Lyric Poetry: An Anthology. University of Texas Press. pp. ۲۱۱–۲۱۲. ISBN 0-292-70472-0.
  17. ابن حجر عسقلانی. ابناء الغمر فی انباء العمر، تحقیق و تعلیق الدکتور حسن حبشی، قاهره، 1971، جزء ثانی، ص 219.
  18. شمس الدین محمد سخاوی. الضوء اللامع لاهل القرن التّاسع، قاهره، 354 (هـ. جزء 6، ص 173).
  19. ابن عماد الحنبلی. شذرات الذّهب فی اخبار من ذهب، بیروت، جزء 7، ص 144.
  20. دیوان اشعار ترکی نسیمی، تصحیح دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، نشر اختر، 1387، مقدمه.
  21. ابراهیم اولغون. سید نسیمی اوزه‌رینه نوتلار، آنکارا، 1971، ص 57.
  22. اعلام النُبلاء بتاریخ حلب الشّهباء، ج 3، ص 16.
  23. Průšek, Jaroslav (1974). Dictionary of Oriental Literatures. Basic Books. p. 138. 
  24. Safra, Jacob E. (2003). The New Encyclopædia Britannica. Encyclopædia Britannica. p. 60. ISBN 0-85229-961-3. "The second tradition centred on Azeri, the literary language of the eastern Oğuz in western Persia, Iraq, and eastern Anatolia before the Ottoman conquest." 
  25. Babinger, Franz (2008). "Nesīmī, Seyyid ʿImād al-Dīn". Encyclopaedia of Islam. Brill Online. Retrieved 01-09 2008.  Check date values in: |accessdate= (help)
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ "Seyid Imadeddin Nesimi". Encyclopædia Britannica. 2008. Retrieved 01-09 2008.  Check date values in: |accessdate= (help)
  27. . http://www.unesco.org/new/en/unesco-courier/in-focus/poetry. 

منابع[ویرایش]

Andrews, Walter G. ; Black, Najaat; Kalpakli, Mehmet (۱۹۹۷). Ottoman Lyric Poetry: An Anthology. University of Texas Press. pp. ISBN 0-292-70472-0