قرهباغ
قرهباغ یا قراباغ یکی از تقسیمات سیاسی ایران از دوره صفویه به این سو بود،[۱] که پس از عهدنامه گلستان به روسیه تزاری واگذار شد.[۲] تا ۱۸۴۰ این منطقه همچنان با عنوان ایالت قرهباغ شناخته میشد اما پس از آن به بخش شوشا تغییر نام یافت، در اتحاد جماهیر شوروی بخشهایی از آن به جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی پیوست، بخش زنگهزور به جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی واگذار شد[۳] و بخش کوهستانیاش که بیشتر ساکنان آن را ارامنه تشکیل میدادند با عنوان منطقه خودمختار قرهباغ کوهستانی زیر نظر جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی درآمد.[۴]
محتویات |
ریشهشناسی[ویرایش]
نام قرهباغ از کلمه ترکی قره و فارسی باغ[۵] به معنی باغ سیاه و یا باغ بزرگ بوجود آمدهاست.[۶][۷] این نام اولین بار در منابع گرجی و ایرانی در قرن سیزده و چهارده میلادی آمدهاست.[۷] نام این منطقه در زمان حکومت آلبانیای قفقاز آرتساخ بوده که ارمنیان امروزه قرهباغ را با همین نام مینامند.
تاریخچه[ویرایش]
در دوره صفویه قرهباغ به مرکزیت گنجه یکی از بیگلربیگیهای ایران بود. مقام بیگلربیگی که در قرن دهم به طور موروثی به سران ایلات چادرنشین قزلباش میرسید، در قرهباغ در اختیار یکی از شاخههای ایل قاجار بود.[۸] در این دوره محال خمسه ارامنه شامل دیزاق، ورنده، خاچین، چلهبرد و طالش و همچنین برکشاط و خانهای ایل جوانشیر و اتوزیکی تابع این بیگلربیگی بودند.[۹]
در ۱۱۵۶ هجری قمری، ملک یکن ضابط محال خمسه ارامنه از بیگلربیگیهای گنجه و تفلیس، به خاطر گرفتن چریک از ارامنه به نادرشاه افشار شکایت کرد، نادر نیز طی فرمانی مطالبه چریک از محال خمسه ارامنه را منع کرد[۱۰] بعدتر نیز به گفته عباسقلیآقا باکیاخانوف «حکام گنجه و قراباغ نیز به لقب زیاد اوغلی قاجار از پل خدا آفرین تا قریه شولاور گرجستان بالاتر از پل سنق حکمرانی مینمودهاند. چون در شورای کبرای مغان به سلطنت نادر شاه رضا نداده و در طلب استقرار دولت صفویه بودند، نادرشاه نیز بعد از تمکن بر سریر سلطنت ایران به مقام کسر حشمت و اقتدار ایشان برآمده بسیاری از اهالی قراباغ را به خراسان کوچانده ملکان برگشاط و خمسه را از تحت اختیار ایشان به در کرده و به سردار آذربایجان سپرد»[۱۱] در ۱۱۶۱ هجری شمسی، پناهخان جوانشیر مشهور به پناه علیبیگ ساروجلوی جوانشیر از عادلشاه افشار لقب خانی گرفت و به حکومت قرهباغ منصوب شد. وی در زمان شاهعباس دوم از ترکستان به قرهباغ آمدهبود و در زمان نادرشاه جارچیباشی بود اما بعدتر مورد خشم نادر قرار گرفته بود و از ترس وی به کوهستانهای قرهباغ گریختهبود.[۱۲] رسیدن به این مقام بدون همکاری ارامنه ممکن نمیشد، پناهخان در این راه با ملک شاه نظربیگ حاکم ورنده متحد شد و وی را به حکومت خاچین گمارد و به همراه وی حکام دنزاق، چلهبرد و طالش را کنار زد.[۱۳] همچنین پناهخان به درخواست ملکشاه نظربیگ قلعه پناهآباد را ساخت که بعدها به شوشی شهرت یافت.[۱۴]
پس از بینتجیهماندن درگیری پناهخان با فتحعلیخان افشار، فتحعلیخان که پیشنهاد صلح دادهبود با نیرنگ ابراهیمخلیلخان فرزند پناهخان را به اسارت به ارومیه برد. پناهخان نیز برای نجات پسرش با لشکر کریمخان زند که برای سرکوب فتحعلیخان آمدهبود همراه شد. پس از آن کریمخان پناهخان را با خود به شیراز برد و ابراهیمخلیلخان را به حکومت قرهباغ منصوب کرد.[۱۵] تا پیش از برآمدن آقامحمدخان، ابراهیمخلیلخان نه تنها بر قرهباغ که بر ایروان، نخجوان و گنجه نیز حکم راند.[۱۶]
آقامحمدخان قاجار پس از نشستن بر تخت، از ابراهیمخلیلخان خواست تا از دولت مرکزی اطاعت کند، وی نیز در ۱۲۰۷ پسرعمویش عبدالصمدبیگ را به رسم گروگان به تهران فرستاد و ابراز اطاعت کرد.[۱۸] اما در جریان یکی از درگیریهای آقامحمدخان و زندیان عبدالصمدبیگ فراری ناموفق انجام داد و به همین دلیل نیز به دست شاه قاجار کشتهشد. این مساله و اینکه ابراهیمخلیلخان آقامحمدخان را همانند بسیاری از دیگر رقبایش میدید به تیرگی روابط این دو انجامید.[۱۹] در ۱۲۰۹ آقامحمدخان به قصد تسخیر قرهباغ از ارس گذشت، در محاصره قلعه شوشی جوادخان قاجار و ملیک مجنون چلهبردی و نیروهای ارمنی وی را همراهی میکردند. به علت نداشتن توپهای قلعهکوب، خان قاجار نتوانست قلعه را فتح کند و به پیشنهاد ملیک مجنون به تفلیس لشکرکشی کرد.[۲۰] با فتح تفلیس و متواری شدن اراکلیخان، دیگر خانهای قفقاز اظهار اطاعت کردند، آقامحمدخان که در پی تسلیم ابراهیم خلیلخان بود در نهم ذیحجه ۱۲۱۱ عازم شوشی شد، ابراهیم خلیلخان نیز از ترس به داغستان گریخت، در همان زمان آقامحمدخان در کنار قلعه شوشی به قتل رسید. با شنیدن این خبر ابراهیمخلیلخان به شوشی بازگشت و قدرتی بیش از پیش یافت.[۲۱]
ابراهیمخلیلخان جنازه آقامحمدخان را با احترام در شوشی دفن کرد و منتظر دستور از تهران ماند. با برتخت نشستن فتحعلیشاه خان سیاستی دوگانه را در پیش گرفت. از سویی اطاعت خود از دربار تهران را نشان میداد به گونهای که پسرش ابولفتحخان را به نزد شاه ایران فرستاد و دخترش آغابگم معروف به آغاباجی را نیز به عقد او در آورد دوباره به خانی قراباغ رسید،[۲۲] از سوی دیگر استقلال خویش و توفق بر قدرتهای همجوار را با رابطه حسنه با روسیه حفظ میکرد. با ورود ژنرال پاول سیسیانوف به قفقاز، ابراهیمخلیلخان رسما به اطاعت روسها درآمد و قرهباغ را به روسها واگذار کرد.[۲۳] در ۱۲۱۸ سیسیانوف پس از سه روز محاصره گنجه را گشود، در این درگیری جوادخان زیاد اوغلی قاجار، آخرین خان گنجه و ملیک مجنون چلهبردی کشتهشدند. ملیک مجنون پیشتر بر اثر فشارهای ابراهیمخلیلخان، به همراه هزار خانواده ارمنی به گنجه پناه بردهبود و جوادخان ایشان را در محله شامشاری اسکان دادهبود و ملیک را مسئول ارامنه کردهبود.[۲۴] عباس میرزا ولیعهد ایران پس از آگاهی از پیمان روسها و ابراهیمخلیلخان برای سرکوب وی از آذربایجان به قرهباغ لشکر کشید و توانست در دو نبرد نیروهای خان را که روسها نیز همراهیاش میکردند شکست دهد. در ۱۲۲۰ خان سیسیانوف را به قلعه شوشی راهداد و فرمانده روس اختیار قلعه را به دست گرفت. خان که از این شرایط ناراضی بود به عباسمیرزا نامه نوشت و شفاعت خود را نزد شاه خواستار شد. اما در ۱۲۲۲ روسها که توسط نوه خان، جعفرقلیخان از ارتباط وی با ایران آگاه شدهبودند شبانه او و ۳۱ تن از بستگاناش از جمله دختر و همسرش را به قتل رساندند.[۲۵]
پس از قتل ابراهیمخلیلخان، روسها نه تنها قرهباغ را به جعفرقلیخان نسپردند بلکه قصد تبعید وی به سیبری را داشتند، خان نیز که از دست روسها گریخته بود به همراه ایل جبرائیللو به ایران آمد و عباسمیرزا وی را حاکم قراجهداغ کرد. پس از دوره دوم جنگهای ایران و روسیه در ربیعالاول ۱۲۴۲ مهدیقلیخان یکی از فرزندان ابراهیمخلیلخان به دستور حکومت ایران، ایلات قرهباغ را به سوی قراجهداغ کوچ داد.[۲۶]
ایالت قرهباغ[ویرایش]
پس از انعقاد قرارداد گلستان و ترکمانچای روسها اقدام به کوچاندن ارامنه ایران به منطقه تحت تسلط خود شدند و ایالات مسلمان نشین ایروان و قره باغ را برای اسکان ارامنه تازه وارد درنظر گرفتند. پس از جنگهای عثمانی و روسیه ارامنه مناطق شرقی امپراطوری عثمانی که همراه روسها علیه عثمانیها وارد جنگ شده و پیروزیهایی بدست آورده بودند پس از عقب نشینی روسها مجبور مهاجرت به داخل مرزهای روسیه شده و ترکیب جمعیتی خان نشین ایروان و قره باغ را به نفع ارامنه تغییر دادند.[۲۷][۲۸]
جمعیتشناسی[ویرایش]
آدری آلتستادت.[۲۹] در کتاب خود با عنوان ترکان آذربایجان:قدرت و هویت زیر فرمان روسها[۳۰] ادعا میکند که پس از جدایی این ناحیه از ایران بیشتر جمعیت آن را آذربایجانیها تشکیل میدادند بطوریکه در سال ۱۸۳۲ میلادی ۶۴٫۸٪ از مردم قره باغ را آذربایجانیها تشکیل میدادند.[۳۱] و بعدها سیاست روسها مبنی بر اسکان ارامنه در مناطق مسلمان نشین موجب دگرگونی ترکیب جمعیتی این ناحیه شد بطوریکه از جمعیت ۱۹۲۰۰۰ نفری قره باغ در سال ۱۹۸۸ میلادی ۷۶٪ انان را ارامنه و ۲۳٪ را آذربایجانیها و بقیه را روسها و کردها تشکیل میدادهاند.[۳۲] اما پروفسور جورج بورنوتیان آدری آلتستادت را متهم به تحریف میکند[۳۳] و میگوید که آماری که آلتستادت بکار بردهاست، در رابطه استان قره باغ در زمان حکومت روسها است و نه قره باغ کوهستانی (یا همان نگورنو قره باغ) فعلی امروز. در همان آمار روسها، جمعیت ارمنیان متمرکز در ۳۸٪ مساحت قره باغ ولی بطور فشرده تقریبا در یک ناحیه قره باغ کوهستانی میبود، و بنابراین، اکثریت مطلق قره باغ کوهستانی ارمنی-نشین بودهاست .[۳۴][۳۵] در میان جنگ قره باغ همهٔ اهالی آذربایجانی منطقه آواره و به جمهوری آذربایجان پناهنده شدند.
وضعیت فعلی[ویرایش]
در تقسیمات اداری شوروی بخشی از جمهوری آذربایجان بود. در سال ۱۹۸۸ نیروهای ارمنی جنگ خود را برای تصرف این زمینها آغاز کردند. مدتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جنگ تشدید شد، و در سال ۱۹۹۴ پس از اینکه ارتش ارمنستان این بخشها را به تصرف خود در آورد، جنگ با آتشبس تمام شد.[۳۶]
مقامات این ناحیه خود را یک کشور مستقل میدانند، ولی تا امروز هیچ کشوری این جمهوری خودخوانده را به رسمیت نشناختهاست. سازمان ملل نیز هنوز این بخش را بخشی از خاک جمهوری آذربایجان میداند. و در رسانههای جهان (از جمله ایران) در هنگام نام بردن از این ناحیه یا رهبران آن، با لفظ «خودمختار» بیان میشود.[۳۷]
تقسیمات اداری اصلی[ویرایش]
استانها و شهرستانها:
- شهر خان کندی
- خوجالی
- قسمت شرقی رایون کلبجر
- قسمت غربی رایون ترتر
- خوجهوند
- شهر شوشا
تقسیمات اداری ارامنه[ویرایش]
بخشبندی استانی نیروهای ارمنی حاکم برای منطقه قرهباغ (به منطقه خود میگویند:Արցախ، تلفظ: آرتساخ) به این شرح است: (نامهای ترکی آذربایجانی آن استانها در کمانه آمده).
- آسکران (شامل رایون خوجالی)
- هادروت (بخشی از خوجهوند)
- مارتاکرت (بخشهایی از کلباجار و تارتار)
- مارتونی (بقیه خوجهوند)
- شاهومیان (بخشی از نفتالان)
- شهر شوشی (شوشا)
- شهر خانکندی
جستارهای وابسته[ویرایش]
پانویس[ویرایش]
- ↑ مدخل تقسیمات کشوری در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ GOLESTĀN TREATY
- ↑ قره باغ: پیشینه تاریخی و ریشههای درگیری: سرزمینهای آن سوی ارس، بهرام امیراحمدی، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، شماره ۷۱ و ۷۲، صفحه ۸۱
- ↑ روسیه و قفقاز مسئله قراباغ کوهستانی، اولس اسمولانسکی، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۱۵، صفحه ۱۷۹
- ↑ BBC News - Regions and territories: Nagorno-Karabakh
- ↑ The BBC World News. Regions and territories: Nagorno-Karabakh, BBC News Online. Last updated October 3, 2007. Retrieved November 21, 2007.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ (ارمنی ) Ulubabyan, Bagrat. Karabagh (Ղարաբաղ). The Soviet Armenian Encyclopedia, vol. vii, Yerevan, Armenian SSR, 1981 p. 26
- ↑ مدخل تقسیمات کشوری در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ قراباغ و قلعه شوشی، مجید یکتایی، مجله بررسیهای تاریخی، شماره ۷۸، صفحه ۲۷۶
- ↑ فرمانی از نادر شاه، جعفر سلطانالقرایی، مجله یغما، شماره ۱۰۳، صفحه ۵۰۶
- ↑ گلستان ارم: تاریخ شیروان و داغستان از آغاز تا جنگهای ایران و روس، عباسقلی آقا باکیخانوف، تهران، انتشارات ققنوس،۱۳۸۳، شابک: ۹۶۴۳۱۱۴۳۲۵، صفحه ۱۹۷
- ↑ مدخل جوانشیر در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ قراباغ و قلعه شوشی، مجید یکتایی، مجله بررسیهای تاریخی، شماره ۷۸، صفحه ۲۷۸
- ↑ مدخل جوانشیر در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ مدخل جوانشیر در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ EBRĀHĪM ḴALĪL KHAN JAVĀNŠĪR
- ↑ شوشی شهری با هویت ایرانی؛ یادداشتهای سفر قراباغ، حسین احمدی، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۶۰، صفحه ۲۴۴
- ↑ مدخل جوانشیر در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ EBRĀHĪM ḴALĪL KHAN JAVĀNŠĪR
- ↑ چالشهای قومی در قفقاز، حسین احمدی، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۶۳، صفحه ۱۰۱
- ↑ مدخل جوانشیر در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ EBRĀHĪM ḴALĪL KHAN JAVĀNŠĪR
- ↑ مدخل جوانشیر در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ شوشی شهری با هویت ایرانی؛ یادداشتهای سفر قراباغ، حسین احمدی، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۶۰، صفحه ۲۴۳
- ↑ مدخل جوانشیر در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ مدخل جوانشیر در دانشنامه جهان اسلام
- ↑ Russian Azerbaijan, 1905-1920: The Shaping of a National Identity in a Muslim Community،Tadeusz Swietochowski، انتشارات کمبریج
- ↑ [۱]
- ↑ Audrey L. Altstadt
- ↑ The Azerbaijani Turks: power and identity under Russian rule
- ↑ http://books.google.com/books?id=sZVN2MwWZVAC&pg=PA293&dq=34.8+were+armenian&as_brr=1#v=onepage&q=34.8%20were%20armenian&f=false
- ↑ Miller, Donald E. and Lorna Touryan Miller. Armenia: Portraits of Survival and Hope. Berkley: University of California Press, ۲۰۰۳ p. 7 ISBN 0-520-23492-8
- ↑ George Bournoutian, AA, BA, MA, C.Phil, PhD.[۲] "The Politics of Demography: Misuse of Sources on the Armenian Population of Mountainous Karabagh," JSAS (1999). [۳]
- ↑ According to Prof. Bournoutian: It is possible that the cryptic survey cited by Altstadt was an official Russian state publication regarding the population of Caucasus which was published in St. Petersburg in 1836. That source puts the Armenians of all of Karabakh at approximately 19,000 and the Tatars at approximately 35,000. Thus the Armenians were 35.2% of the population, which is close to the so-called 1832 survey cited by Altstadt. The important fact is that the official 1836 survey clearly states that the Armenians were concentrated in the mountainous part of Karabakh (generally called Nagorno-Karabakh). Thus once again 35.2% of the population of Karabakh (the Armenians) inhabited 38 percent of the land, where they formed an overwhelming majority
- ↑ George Bournoutian, AA, BA, MA, C.Phil, PhD.[۴] "The Politics of Demography: Misuse of Sources on the Armenian Population of Mountainous Karabagh," JSAS (1999). [۵]
- ↑ روزنامه اعتماد ملی
- ↑ روزنامه اعتماد ملی
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ قرهباغ موجود است. |
|
||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||