گرجستان
مختصات: شرقی′۴۷°۴۴ شمالی′۴۳°۴۱ / ۴۴٫۷۸۳غرب ۴۱٫۷۱۷جنوب
| گرجستان
საქართველო
ساکارتْوِلو |
||||||
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
||||||
| شعار ملی: ძალა ერთობაშია (نیرو در همبستگی است) | ||||||
| سرود ملی: آزادی |
||||||
| پایتخت (و بزرگترین شهر) |
تفلیس شرقی′۴۷°۴۴ شمالی′۴۳°۴۱ / ۴۴٫۷۸۳غرب ۴۱٫۷۱۷جنوب |
|||||
| زبان رسمی | گرجی | |||||
| نوع حکومت | جمهوری دموکراتیک | |||||
| نام حاکمان • رئیس جمهور • نخست وزیر |
میخائیل ساکاشویلی |
|||||
| موارد منجر به تشکیل استقلال از اتحاد جماهیر شوروی |
۴ دی ۱۳۷۰ (۲۵ دسامبر ۱۹۹۱) | |||||
| مساحت | ||||||
| - | مساحت | ۶۹٬۷۰۰کیلومتر مربع (۱۲۱ام) | ||||
| جمعیت | ||||||
| - | سرشماری | ۴٬۶۳۰٬۸۴۱ ([[فهرست کشورها بر پایه جمعیت|۱۱۵ام]]) |
||||
| - | تراکم جمعیت | ۶۶/km۲ (۱۳۲ام) | ||||
| تولید ناخالص داخلی | (تخمین ۱۳۸۶) | |||||
| - | مجموع | ۲۰، ۵۱۶ میلیارد دلار ([[رتبه کشورها بر پایه تولید ناخالص داخلی|۱۱۷ام]]) | ||||
| - | سرانه | ۴، ۶۹۴ دلار (۱۱۲ام) | ||||
| شاخص توسعه انسانی (۱۳۸۶) | ۷۵۵/۰ (میانه) (۹۵ام) | |||||
| واحد پول | لاری ლ)۱ (GEL) |
|||||
| منطقه زمانی | CET (ساعت جهانی+4) | |||||
| - | تابستانی (DST) | CEST (ساعت جهانی) | ||||
| دامنه اینترنتی | .ge | |||||
| پیششماره تلفنی | +۹۹۵ | |||||
گُرجستان (گرجی: საქართველო، (تلفظ: ساکارتْوِلو) کشوری در قفقاز است که پایتخت آن شهر تفلیس است. گرجستان کشوری است که در منطقه اوراسیا قرار دارد که مرز میان اروپا و آسیا است. گرجستان در میانه و غرب قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز) واقع شدهاست و از شمال با فدراسیون روسیه، از شرق با جمهوری آذربایجان، از جنوب با ارمنستان، و از جنوب غربی با ترکیه هم مرز است و در غرب هم به دریای سیاه منتهی می شود.
گرجستان کشوری کوهستانی و پرباران میباشد که پهناوری آن ۶۹٬۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۲۱ام) است و جمعیت آن ۶/۴ میلیون تن (آمار ۱۳۸۷) میباشد. بیشتر مردم گرجستان مسیحی هستند و ۸۴ درصد آنان از نژاد گرجی هستند که به زبان گرجی سخن میگویند، این زبان خط ویژه خود را دارد.
گرجستان تاریخ و فرهنگ پربار و کهنی دارد و از نخستین کشورهایی است که مسیحیت را به عنوان دین رسمی کشور برگزید (در سدههای چهارم و پنجم میلادی). تاریخ و فرهنگ گرجستان با ایران مشترکات بسیاری دارد چراکه این کشور مدتها جزئی از ایران بودهاست. در دوره صفویه، مادر بیشتر شاهان، گرجی بودند و گرجیها در بسیاری از مناصب کشوری و لشکری حضور داشتند. در سال ۱۱۹۲ هجری خورشیدی (۱۸۱۲ میلادی/۱۲۲۸ قمری) طبق پیماننامه گلستان، گرجستان رسماً از ایران جدا شد و به خاک روسیه تزاری پیوست. پس از انقلاب اکتبر و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، گرجستان با عنوان جمهوری سوسیالیستی گرجستان شوروی به یکی از جمهوریهای آن تبدیل شد. گرجستان پس از فروپاشی شوروی در دی ۱۳۷۰ (دسامبر ۱۹۹۱) از شوروی اسقلال یافت.
این کشور دارای دو جمهوری خودمختار آبخازیا و اوستیای جنوبی (به گرجی: منطقهٔ تسخینوالی) است که در شمال کشور و در همسایگی روسیه هستند و اکنون این دو منطقه با پشتیبانی روسیه اعلام استقلال کردهاند.
حکومت گرجستان، جمهوری دموکراتیک و سکولار است. رئیس جمهور کنونی کشور میخائیل ساکاشویلی است که رابطه نزدیکی با غرب دارد و خواهان عضویت گرجستان در ناتو و اتحادیه اروپا میباشد. و با روسیه برسر دو جمهوری خودمختار آبخازیا و اوستیای جنوبی - به ویژه پس از جنگ سال ۱۳۸۷ - اختلافات فراوانی دارد.
محتویات |
[ویرایش] نام
مردم گرجی کشورشان را "ساکارتْوِلو" (საქართველო)، خودشان را "کارتوِلِبی" (ქართველები) و زبانشان را "کارتولی" (ქართული) میخوانند (اما کلمه ی «گرجی» یا «Georgian» : در زبان یونانی از کلمه ی «گئورگوس» (Georgos)است و به معنی زارع و برزگر می باشد) [۱] . گرجستان به زبان روسی "گروزیا" (Грузия) نامیده میشود و در کشورهای دارای زبانهای فارسی و ترکی ، "گرجستان" خوانده میشود. گرجستان را در زبان انگلیسی جرجیا (Georgia) میخوانند. البته جرجیا (Georgia) نام یکی از بزرگترین ایالات آمریکا نیز هست که مرکز آن آتلانتا ست.
[ویرایش] پرچم
| استفاده | غیر نظامی و پرچم و نشان استان |
|---|---|
| تناسب | ۲:۳ |
| پذیرفتهشده | ۲۵ ژانویه ۲۰۰۴ |
| گونه دیگر از گرجستان | |
| استفاده | نشان نیروی دریایی |
| تناسب | ۲:۳ |
| پذیرفتهشده | 2004 |
| طرح | Rectangular blue flag with a white saltire and red cross that extend to the edge of the flag. |
| گونه دیگر از گرجستان | |
| استفاده | پرچم جنگ |
| پذیرفتهشده | 2004 |
| طرح | Reverse of the national flag, defaced with the symbol of the Ministry of Defence in the centre, surmounted by a crown. |
| گونه دیگر از گرجستان | |
| نام | Air force ensign |
| تناسب | ۲:۳ |
| طرح | Rectangular white flag with a red cross surrounded by four sky-blue triangles. |
پرچم گرجستان برای اولین بار در ۲۵ ژانویه ۲۰۰۴ به رسمیت شناخته شد.به عنوان پرچم غیر نظامی و پرچم استان شناخته میشود و همچنین دارای تناسب ۲:۳ میباشد .
[ویرایش] زبان گرجی
| گرجی | ||
|---|---|---|
| ქართული کارتولی | ||
| سخنگویان | ||
| کل سخنگو | 7000000 نفر | |
| خانوادههای زبانی | زبانهای قفقازی
|
|
| رسمالخط | الفبای گرجی | |
| وضعیت رسمی | ||
| زبان رسمی در | ||
| تنظیم کننده | مقررات رسمی | |
| کدهای زبان | ||
| ISO 639-1 | ka | |
| ISO 639-2 | geo B | kat T |
| ISO 639-3 | kat | |
| یادداشت: این صفحه ممکن است دارای کدهای یونیکد باشد. | ||
زبان گرجی (ქართული ენა, بصورت آوایی kʰɑrtʰuli ɛna) در شمار زبانهای قفقازی و خانواده زبانهای کارتولی یا قفقازی جنوبی است.این زبان که زبان مادری بیشتر گرجیان جهان بشمار میرود در کشور گرجستان مقام زبان رسمی را دارد.
[ویرایش] مختصری درباره زبان گرجی
زبان گرجی در شمار زبانهای «قفقازی» است و زبانهای قفقازی به آن دسته از زبانها گفته میشود که در منطقه ی قفقاز بین «دریای سیاه» و «دریای خزر» در محدوده ی جماهیر شوروی سابق بدان ارتباط یرقرار میشود . در حدود 30 تا 40 زبان در این منطقه جغرافیایی وجود دارد و همین تنوع زبانی در منطقهای بدین کوچکی خود امر قابل ملاحظهای است .
زبانهای قفقازی را از دیدگاه طبقه بندی منطقهای (تیپولوژی) میتوان به سه دسته تقسیم کرد :
1: منطقه شمال غربی قفقاز که شامل زبانهای آبخاز - آدیقی میشود.
2: منطقه شمال شرقی قفقاز که شامل زبانهای ناخی - داغی میشود.
3: منطقه جنوب قفقاز که شامل زبانهای «کارتولی» (گرجی) میشود.
به گروه زبانهای کارتولی زبانهای «ایبری» نیز گفته میشود که این واژه نام گرجستان (شرقی) در زبان یونانی بیزانس میباشد .
گروه کارتولی شامل زبانهای گرجی ، مگرلی ، لاز (چان) و سوان است . زبان گرجی به زبان ادبی و علمی از زبانهای کارتولی اطلاق میشود و زبان شناخته شده رسمی کشور «جمهوری دموکراتیک گرجستان» میباشد . لهجههای زبان گرجی به دو گروه لهجههای شرقی وغربی تقسیم میشود که البته تفوتهای عمدهای وجود ندارد .[۲]
[ویرایش] خط گرجی
یکی از قدیمی ترین سیستمهای نوشتاری جهان خط گرجی است . بر اساس روایات تاریخی که در کتاب باستانی «سرگذشت کارتیل» آمدهاست ، خط گرجی در دوره ی استقرار دولت گرجستان شرقی یا همان «ایبریا» حدود 400 سال قبل از میلاد مسیح اختراع شدهاست و گفته میشود که «پرنواز» اولین پادشاه کارتیل «گرجستان شرقی» الفبای گرجی را اختراع کرد . ولی با استناد به آثار مکتوب گرجی که در دسترس پژوهشگران قرار دارد ، تاریخ موثق نوشتار گرجی از قرن پنجم میلادی آغاز میگردد .
قدیمی ترین سنگ نبشته ی گرجی به وسیله ی «کوربو» باستان شناس ایتالیایی در «فلسطین» کشف شد و تاریخ کتابت آن در حدود سال 433 میلادی تعیین گردیدهاست . در سرزمین گرجستان قدیمی ترین اثر خطی سنگ نبشتهای است که بر دیوار کلیسای «بولنیسی» واقع در جنوب گرجستان وجود دارد و تاریخ کتابت آن به سال 492 میلادی تخمین زده شدهاست . باید در نظر داشت که اکتشافات اخیر در منطقه ی «کاختی» گرجستان شرقی اشیایی به دست آمدهاست که تقریبا از 100 سال پیش از میلاد مسیح و قرن اول میلادی است که بر روی آنها جملات کوتاهی به الفبای گرجی نوشته شدهاست . این مورد هنوز در حال بررسی دانشمندان گرجی و غیر گرجی است .[۳]
[ویرایش] الفبای گرجی
الفبای گرجی نتیجه ی تطور الفبایی است که از «قرون وسطی» در گرجستان رایج بودهاست . الفبای زبان گرجی دارای 33 حرف یا همان نویسهاست و به صامت و مصوت یا همان همخوان و واکه تقسیم میشود . در زبان گرجی 5 مصوت (ა – ე – ი – ო – უ) و 28 صامت و جود دارد و از چپ به راست نوشته میشود .
حروف الفبا :
| الفبا | یونیکد | نام | برابر فارسی | برابر لاتین | آوانگاری |
|---|---|---|---|---|---|
| ა | U+10D0 | an | آ | A a | ɑ |
| ბ | U+10D1 | ban | ب | B b | b |
| გ | U+10D2 | gan | گ | G g | ɡ |
| დ | U+10D3 | don | د | D d | d |
| ე | U+10D4 | en | اِ | E e | ɛ |
| ვ | U+10D5 | vin | و | V v | v |
| ზ | U+10D6 | zen | ز | Z z | z |
| თ | U+10D7 | tan | ت | T' t' | tʰ |
| ი | U+10D8 | in | ای | I i | i |
| კ | U+10D9 | k'an | K k | kʼ | |
| ლ | U+10DA | las | ل | L l | l |
| მ | U+10DB | man | م | M m | m |
| ნ | U+10DC | nar | ن | N n | n |
| ო | U+10DD | on | اُ | O o | ɔ |
| პ | U+10DE | p'ar | P' p' | pʼ | |
| ჟ | U+10DF | žan | ژ | Ž ž | ʒ |
| რ | U+10E0 | rae | ر | R r | r |
| ს | U+10E1 | san | س | S s | s |
| ტ | U+10E2 | t'ar | T' t' | tʼ | |
| უ | U+10E3 | un | او | U u | u |
| ფ | U+10E4 | par | پ | P' p' | pʰ |
| ქ | U+10E5 | kan | ک | K' k' | kʰ |
| ღ | U+10E6 | q'an | غ | {{Ḡ ḡ | ɣ |
| ყ | U+10E7 | q'ar | ق | Q q | qʼ |
| შ | U+10E8 | šin | ش | Š š | ʃ |
| ჩ | U+10E9 | čin | چ | Č č | tʃ |
| ც | U+10EA | can | تس | C' c' | ts |
| ძ | U+10EB | jil | دز | J j | dz |
| წ | U+10EC | c'il | Ts' ts' | tsʼ | |
| ჭ | U+10ED | č'ar | Č' č' | tʃʼ | |
| ხ | U+10EE | xan | خ | X x | x |
| ჯ | U+10EF | ǰan | ج | J̌ ǰ | dʒ |
| ჰ | U+10F0 | hae | ه | H h | h |
همانگونه که در جدول مشاهده میشود . حروف الفبای گرجی به همان صورت که در واژهها نوشته میشود تلفظ میشوند و این یکی از خصوصیاتی است که خواندن زبان گرجی را آسان ساختهاست و به همین دلیل است که تنوعی از مصوتها در این زبان وجود دارد . مثلا در زبان فارسی آوای «Z» به اشکال «ذ،ز،ض،ظ» ممکن است ، اما در زبان گرجی برای هر آوایی تنها یک نشانه ی آوایی با یک حرف الفبایی وجود دارد .
بسیاری از صامتها و مصوتهای زبان گرجی دارای برابرهای فارسی هستند ، از همین رو ، از آوردن واژههای نمونه برای هر یک از حروف گرجی خودداری ورزیده وتنها به توضیح درباره حروفی چند از زبان گرجی بسنده میکنیم .
مصوتها :
برابر مصوت «ა» گرجی ، بین «آ» و «ا» میباشد . مثلا در واژه ی «آب» ، آوای «آ» کشیده و در واژههای «اسب» یا «است» آوای «ا» کوتاه است . اگر بخواهیم واژههایی را که آوایی مابین «آ» و«ا» داشته باشد ، میتوان به تلفظ «ا» در واژه ی آقا به همان صورتی که بدون تشدید و به صورت عدی ادا میشود اشاره نمود .
صامتها :
صامت «კ» برابر فارسی ندارد و در هنگام تلفظ آوای دمشی که در آوای «ک» وجود دارد ، از بین میرود . شاید در واژه ی «کک» ، «ک» اول تا حدودی از لحاظ تلفظ به آن شبیه باشد .
صامت «პ» به مانند «კ» دارای برابر فارسی نیست و در هنگام تلفظ صوت دمشی که در واج «پ» وجود دارد از بین میرود .
صامت «ტ» دارای برابر فارسی نیست و تلفظ این واج شکل بدون دمش واج «ت» است .
صامت «ღ» دارای برابر فارسی نیست ، اما در زبان عربی چنین آوایی وجود دارد تلفظ «غ» در واژه ی «باغ» هنگامی که بدون تکیه و فشار باشد با آن برابری میکند .
صامت «ც» برابر فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «ت» و «س» پدید میآید . این آوا را میتواندر تلفظ دو آوای «ط» و «س» در واژه ی «عطسه» یافت .
صامت «ძ» برابر فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «د» و «ز» پدید میآید .
صامت «ჭ» دارای برابر فارسی نیست . این آوا مانند صامت «چ» تلفظ میشود و تفاوت آن در این است که هنگام تلفظ این صوت آوای دمشی که در واج «چ» وجود دارد ، از بین میرود .
بقیه ی صامتها و مصوتها دارای فارسی میشوند و مطابق جدول ارائه شده تلفظ میشوند .
تعدای از آدرسهای اینترنتی که خوانندگان را در تلفظ دقیق بعضی از عبارتهای گرجی و الفبای گرجی در زیر آورده شدهاست . [۴]
http://members.tripod.com/ggdavid/georgia/language/anbani.htm
http://www.amniglot.com/writing/georgian.htm
http://members.tripod.com/ggdavid/georgia/language/gphrases.htm
http://en.wikipedia.org/wiki/georgian_language
http://webdisk.berkeley.edu/shorena/sakartvelo.html
[ویرایش] نمونه زبانی
- ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر :
-
- به زبان گرجی:
- ყველა ადამიანი იბადება თავისუფალი და თანასწორი თავისი ღირსებითა და უფლებებით. მათ მინიჭებული აქვთ გონება და სინდისი და ერთმანეთის მიმართ უნდა იქცეოდნენ ძმობის სულისკვეთებით.
-
- آوانگاری لاتین:
- Qvela adamiani ibadeba t'avisup'ali da t'anascori tavisi ġirsebit'a da uplebebit'. Mat miničebuli ak'vt' goneba da sindisi da ert'manet'is mimart' unda ik'c'eodnen żmobis suliskvet'ebit'.
- ترجمه به فارسی:
- همه افراد بشر آزاد به دنیا میآیند و حیثیت و حقوقشان باهم برابر است.همهٔشان اندیشه و وجدان دارند و باید در برابر یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.
[ویرایش] تاریخ
پادشاهیهای گرجی در دورههای باستانی، یعنی ایبریا در شرق کشور و اگریسی در غرب، از نخستین کشورهایی بودند که به ترتیب در ۳۱۷ و ۵۲۳ پس از میلاد، دین مسیحیت را دین رسمی خود ساختند. پادشاهی ایبریا دیری نپایید و بزودی بخشی از شاهنشاهی ایران گشت. اگریسی صحنه رقابت ایران و بیزانس گشته و گرجستان غربی دست به دست میگشت.
شرق گرجستان پس از اسلام در دورههای صفویه و افشاریه نیز جزئی از ایران بودهاست. در دوره صفویه، مادر بسیاری از شاهان، از مردم گرجی بودهاند و گرجیها در بسیاری از مناصب کشوری و لشکری مشغول خدمت بودند. در دوره زندیه به دلیل از میان رفتن مرکزیت سیاسی ایران، هراکلیوس حاکم گرجستان ابتدا اعلام استقلال کرد و پس از چندی خود را زیر پوشش روسیه تزاری قرار داد.
آقا محمدخان قاجار پس از به قدرت رسیدن به قفقاز لشکر کشید و تفلیس را تسخیر کرد. پس از فتح شهر هزاران تن را کشت و خانهها و کلیساها را نیز خراب کرد و دهها هزار گرجی را به اسارت گرفت. این رخداد سبب تنفر شدید مردم گرجستان از ایران شد و یکی از زمینههای معنوی جدایی گرجستان از ایران گشت. در زمان فتحعلی شاه قاجار و پس از شکستهای پیاپی سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزا از روسیه تزاری و در پی پیماننامه گلستان، گرجستان رسما از ایران جدا شد و ضمیمهٔ خاک روسیه شد. از آن زمان زبان روسی به عنوان زبان رسمی گرجستان در مدارس و ادارات اجباری گردید.
در دی ۱۳۷۰ (دسامبر ۱۹۹۱) گرجستان از شوروی استقلال یافت و زبان گرجی زبان رسمی کشور شد.
[ویرایش] مهاجرت گرجیها به ایران
پس از فتح افغانستان به دست «گرگین خان» - سردار گرجی الاصل سپاه صفوی - در زمان «شاه عباس» در «گرجستان» شورشی رخ داد . لذا شاه عباس یکی از سرداران گرجی الاصل سپاه خود به نام «قرچاغای خان» را به همراه گرگین خان به گرجستان فرستاد تا شورشیان را متوقف کنند . سپس این دو سردار گرجی همراه با نیروهای خود در نزدیکی شهر «تفلیس» امروزی اردو زدند تا در اسرع وقت به ماموریت خود عمل کنند . تا اینکه نامهای به دست گرگین خان رسید که از طرف شاه عباس خطاب به قرچاغای خان نوشته شده بود : «تمام شورشیان رابه قتل رسانده و خانواده هایشان را تبعید کنید .» گرگین خان که تحمل به قتل رسیدن و تبعید هموطنان خود را نداشت، شبانه و به طور محرمانه با سران گرجی میزگردی تشکیل داد و راجع به دستور شاه عباس با آنان مشورت نمود . آنان تصمیم گرفتند که سپاهیان شاه عباس را نابود کنند . و در نهایت در صحرایی به نام «مارتقوپی» بر سربازان سپاه صفوی چیره شدند .
گرگین خان به دلیل زندگی در کنار سران سلسله ی صفوی، مورد بدبینی خوانین گرجی قرار گرفته بود . از این رو همراه با خانواده اش به «امپراتوری عثمانی» پناهنده شد که سرانجام این کار چیزی به جز مرگ به دست سران عثمانی نبود .
با پناهنده شدن گرگین خان به عثمانی و مرگ او، بین اقوام گرجی اختلاف ایجاد شد و این بار در مقابل لشکر ۲۰۰۰۰۰ نفری و تازه نفس سپاه صفوی شکست خوردند . [۵] در نتیجه شاه عباس آنان را به داخل ایران کوچانید و مخصوصا دستور داد که هر یک از این اقوام را به ولایتی که در آن آب و هوا و شرایط زندگی با وطن اصلی ایشان شبیه باشد انتقال دهند . [۶] به همین خاطر در ابتدای ورود گرجیها به ایران، آنها را در «مازندران» که گمان میرفت از لحاظ آب و هوایی همانند گرجستان است، سکونت دادند ولی با نامساعد بودن آب و هوا اکثر آنان به شهرستانهای داخلی ایران روانه شدند . [۷] از تعداد 300 هزار نفر مهاجر گرجی به نقاط مختلف ایران ، نیمی از آنها به «اصفهان» و «شیراز» وارد شدند .
[ویرایش] جغرافیا
طبیعت گرجستان گوناگون است: این جمهوری با نواحی ناهموار مشخص میشود و دو سوم آن کوهستانی است؛ بلندترین قله این کشور با بلندی ۵۰۶۹ متر بر فراز کوه شخارا قرار دارد. گرجستان غربی دارای اقلیم مرطوب جنب مداری است، در حالی که در گرجستان شرقی خشک یا معتدل مرطوب است. منابع طبیعی جمهوری شامل زغال سنگ، نفت، منگنز، فلزات غیرآهنی و معادن غیرفلزی است. از آب رودخانههای گرجستان در تولید برق و آبیاری زمینهای کشاورزی نیز استفاده میشود.
[ویرایش] تقسیمات کشوری
جمهوری گرجستان شامل دو جمهوری خودمختار آبخازیا (در شمال غرب) و اوستیای جنوبی (در شمال شرق) است. جمهوری خودمختار پیشین آجاریا در جنوب غرب کشور نیز در سال ۱۳۸۳ به استان تبدیل شد. گرجستان به ۶۵ ناحیه و مناطق روستایی تقسیم میشود و دارای ۱۳ شهر و چندین شهرک است که شامل شهرهای تفلیس، کوتائیسی، گوری، چیاتورا، روستاوی، پوتی، تقیبولی، زوگدیدی، تسقالتوبو، سوخومی، تقوارچلی، گاگرا، باتومی، و ۳۷ شهر کوچک، ۶۱ مرکز روستایی و ۴۵۰ روستا است.
[ویرایش] سیاست
پس از استقلال گرجستان در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱)، ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه پیشین شوروی، به عنوان نخستین رییس جمهور کشور برگزیده شد. گرجستان از همان زمان برسر جمهوریهای خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازیا با روسیه اختلاف داشت، چرا که روسیه اجازه نمیداد که گرجستان، حاکمیت خود را در این دو منطقه اعمال کند. ولی به دلیل ضعف گرجستان و نیز نزدیکی دولت وقت - به ویژه شخص شواردنادزه - به روسیه، این کشور تن به مصالحه با روسیه داد و پذیرفت که در امور جمهوریهای خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازیا دخالت نکند و با حضور نیروهای روسی در این دو منطقه مخالفتی نداشته باشد.
اما پس از انقلاب گل رز در سال ۱۳۸۲ در گرجستان که با پشتیبانی آمریکا صورت گرفت و منجر به برکناری دولت متمایل به روسیه و روی کارآمدن دولت غربگرای میخاییل ساکاشویلی شد، اوضاع سیاسی این کشور دگرگون شد. دولت جدید سیاست دوری از روسیه و نزدیکی به غرب (به ویژه آمریکا) را در پیش گرفت. همچنین این کشور خواهان عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو شد.
در مرداد ۱۳۸۷ و همزمان با بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۰۸ پکن، ارتش گرجستان برای بازگرداندن اوستیای جنوبی به خاک خود، به این منطقه یورش برد که با واکنش شدید روسیه مواجه شد و مجبور به عقبنشینی شد. اکنون روسیه تنها کشوری است که استقلال دو منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت شتاختهاست و با حضور نیروهای خود در این دو منطقه، عملاً کنترل آنها را در دست دارد.
[ویرایش] مردم گرجی
جمعیت گرجستان در سال ۱۳۸۷، ۴٬۶۳۰٬۰۰۰ تن بودهاست، که ۸۳٫۸ درصد آنان از نژاد گرجی بودهاند که به زبان گرجی صحبت میکنند، این زبان دارای خط ویژهٔ خود است. سایر نژادهای ساکن در گرجستان، آذری، روسی، آبخازی، و اوستیایی هستند.
گرجی های ایران یکی از گروههای قومیتی ساکن ایران هستند. آنها بیشتر ساکن شهرستان فریدونشهر و برخی از شهرها و روستاهای شهرستان فریدن (افوس ، بوئین و میاندشت ، داشکسن ، آغچه و ...) در استان اصفهان و روستاهای گرجی سرا ، گرجی کلا ، گرجی پل ، گرجی آباد ، گرجی محله و ... در استان مازندران و همچنین نواحی ساحلی دریای خزر بویژه روستای قاسم آباد هستند.جمعیت گرجیها در ایران ۷۰۰۰۰ نفر تخمین زده میشود.[۸]
گرجیها در فریدن :
گرجیانی که به اصفهان مهاجرت کردند ، ابتدا در زمان شاه عباس در «عباس آباد» اصفهان و پس از مدتی با تاسیس «نجف آباد» توسط «شیخ بهایی» در نجف آباد زندگی کردند. [۹] که به دستور شاه عباس حدود 70درصد از آنان که دارای خصال ستیزه جویی و جنگاوری بودند ، جهت حفظ منطقه فریدن و همچنین پایتخت از حملات و غارتگری های اقوام لر و کرد همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاه های مناسب به فریدن مهاجرت کردند . [۱۰] (در کل این بهترین روش نابودی گرجی ها از نظر شاه عباس بوده تا هم انتقام نابودی سپاهش را در مارتقوپی از جنگاوران گرجی بگیرد ، و هم آنان را سدی در مقابل یورشهای اقوام لر قرار دهد ، و نیز بهترین روش از بین بردن فرهنگ آنان ، که آنان را در مجاورت اقوام ارمنی ، لر ، ترک ، فارس و عرب قرار بدهد . که علت تقلیل فرهنگ ، زبان و نژاد گرجی در منطقه نیز همین است .) جمعیت مهاجران گرجی به فریدن چیزی حدود 30 الی 40 هزار نفر بوده که هفت هزار خانوار را تشکیل می دادند ، البته به دلیل مهاجرت های زیاد ، جمعیت گرجیان ساکن در منطقه افزایش چشم گیری نداشته است .
تمام گرجیانی که به فریدن رسیدند ، ابتدا در محل شهر افوس امروزی اردو زدند و سپس توسط «اصلان بیک» - سرپرست گرجیان مهاجر به فریدن - ، برادرانش و مامورین شاه در آبادی های مختلف از جمله «فریدونشهر» ، «بوئین» ، «میاندشت» ، «داشکسن» و سپس «آغچه» ، «چقیورت» ، «سیبک» ، «نهضت آباد»(جقجق) و عده ای نیز در «قائم آباد»(شاه وردی) ، «معصوم آباد»(شاه عنایت) ، «میر آباد» و «قودجانک» پراکنده شدند . [۱۱]
قسمت اعظم اهالی گرجی در فریدونشهر ، بوئین ، میاندشت ، داشکسن وآغچه ساکن اند و پس از گذراندن چهار قرن در کشوری با زبان رسمی فارسی ، زبان گرجی بین آنها متداول است . [۱۲]
تمامی اهالی گرجی تبار شهر افوس و روستای قودجانک زبان مادری خود را فراموش کرده و فقط به زبان فارسی تکلم می کنند . همچنین اهالی گرجی تبار روستا های قائم آباد ، معصوم آباد و میرآباد نیز به زبان ترکی تکلم می کنند .
سکنه وجمعیت :
بنا به آماری که در بایگانی شهرستان فریدن در مرکز فرمانداری موجود است جمعیت روستاها ومراکز گرجی نشین در فریدن در سال ۱۳۴۵ به قرار زیر بوده است:
- ردیف نام روستا یا شهر---فاصله تا مرکز سابق شهرستان فریدن (داران)---تعداد جمعیت در سال ۱۳۴۵
- ۱ فریدونشهر---۴۰کیلومتر---۵۱۷۸نفر
- ۲ افوس---۴۰کیلومتر---۲۶۵۸نفر
- ۳ بوئین---۲۹کیلومتر---۱۸۴۶نفر
- ۴ میاندشت---۳۰کیلومتر---۱۷۰۰نفر
- ۵ داشکسن---۳۰کیلومتر---۵۵۰نفر
- ۶ آغچه---۴۷کیلومتر---۱۳۳۳نفر
- ۷ قائم آباد(شاه وردی)---۴۲کیلومتر---۱۰۵۲نفر
- ۸ چقیورت---کیلومتر۱۲---۱۰۴۳نفر
- ۹ سیبک---۹کیلومتر---۱۲۱۰نفر
- ۱۰ نهضت آباد(جقجق)---کیلومتر۱۳---۱۰۹۵نفر
با توجه به آمار فوق در سال ۱۳۴۵ بیش از ۱۷۶۶۵ نفر گرجی در شهرستان فریدون شهر زندگی میکردندهاند و سکونت انها در ۱۰ مرکز روستا یا شهری پیشگفته بوده است، در بایگانی فرمانداری وپرسشنامههای وزارت کشور جمعیت بخش فریدونشهر به طور کلی ۲۳۳۶۳ نفر وجمعیت حومه (بویین ومیاندشت) ۶۹۰۳۳نفر گزارش شده است که بیشتر گرجیها نیز در این دو منطقه ( فریدونشهر و بویین و میاندشت) متمرکز هستند.
تراکم جمعیت :
با مقایسه تمام روستاها وتنها شهر ناحیه گرجی نشین (فریدونشهر) که به وسیله مرکز آمار ایران ایران منتشر شده ( ۱۷۴۴۵) نفر در سال ۱۳۴۵ وآن چه در بایگانی فرمانداری شهرستان فریدن موجود است (۱۷۶۶۵نفر) که چندان اختلافی با هم ندارند ملاحظه میشود که گرجیها تقریباً جمعیت تمام شهرستان فریدن را تشکیل میدهند که در ۳۴۸۳ خانوار زندگی میکنند ( تمام خانوارهای شهرستان فریدن ۲۷۲۳۹) بوده است. تراکم جمعیت در شهرستان فریدن ۲۱.۲ نفر در کیلومتر بوده است که این رقم را باید برای منطقه گرجی نشین نیز بپذیریم البته رده جمعیت ی که فعلاً گرجیها مستقر هستند به ترتیب فریدونشهر ۵۲۱۱ نفر- بوئین ۱۸۴۵ نفر -میاندشت ۱۵۷۷ نفر - آغچه ۱۳۳۲نفر –سیبک ۱۱۱۹ نفر - نهضت آباد(جقجق) ۱۰۸۱ نفر - چقیورت ۱۰۴۴ نفر – قائم آباد(شاهیوردی) ۱۰۱۸ نفر – داشکسن ۵۴۹ نفر در سال ۱۳۴۵ به سر میبردهاند وچنانکه ملاحظه میشود پرجمعیت ترین مرکز گرجی فریدونشهر وکم جمعیتترین آن داشکسن میباشد. جمعیت نقاط شهری: از ۱۷۴۴۵ نفر کل جمعیت منطقه گرجی نشین، حدود ۸۶۳۳ نفر را میتوان جزو مناطق شهری این ناحیه دانست که از این تعداد ۵۲۱۱ نفر در شهر فریدونشهر و ۳۴۲۲ نفر در بوئین و میاندشت هستند که تا اندازهای از بعضی امکانات شهری برخوردار میباشند وبقیه جمعیت که حدود نصف گرجیها را شامل میشود در دهات اطراف این دو منطقه شهری پراکنده شده واحتیاجات بهداشتی و فرهنگی و غیره خود را غالباً به وسیله آنها برطرف میسازند.
تحرک مکانی جمعیت :
تحرک مکانی جمعیت که عنوان مهاجرت بدان داده شده عبارت است از جا به جا شدن دسته جمعی یا انفرادی انسنها بدون قصد بازگشت به مبدأ و گاهی معنای وسیعتری به آن میدهند ومهاجرت را عبارت از از هر نوع تغییر محل اقامت فردی یا خانوادگی میدانند. مهاجرت در منطقه گرجی نشین فریدن تحت دو عنوان مهاجرت داخلی ومهاجرت خارجی مورد بررسی قرار میدهیم. ۱- مهاجرت داخلی: که خود به دو قسمت تقسیم میشوندند: مهاجرت دائمی – مهاجرت فصلی.
مهاجرت دائمی در داخل کشور:
در اثر عواملی چند که بعداً به آن جداگانه اشاره خواهیم کرد گاهی تعداد زیادی از خانوارهای گرجی به تهران واصفهان ومناطق دیگر در داخل کشور به طور دائم مهاجرت میکنند چنانکه بیش از ۲۰۰۰ تنها از فریدونشهر در چند سال اخیر به تهران، خوزستان وحتی اصفهان برای یافتن کار مهاجرت کرده وبا خانوادههای خود در آنجا سکونت دارند. چنانچه بخواهیم مطلب بالا را به ناحیه گرجی نشین فریدن تأمیم دهیم شاید رقم به ۵۰۰۰ نفر برسد ولی باید گفت که معادل تمام جمعیت گرجی نشین فریدن در سال ۱۳۴۵ که بالغ بر ۱۷۶۴۴ نفر بئده است در حال حاضر در خارج از منطقه فریدن به سر میبرند و تعداد فوق الذکر به طور دائم در تهران واصفهان وسایر شهرستانها زیست مس کنند.
تراکم جمعیت در تهران به طور دائم بیشتر در نواحی زیر است
( نازی آباد - خزانه - شهر ری- منصورآباد - پل سیمان - فرح آباد ) در اصفهان بیشتر در احمدآباد و نجف آباد سکونت اختیار کرده اند. عامل مهمی که باعث اسکان این افراد شده است همانا وجود مناطق کارگری در شهرستانها میباشد و محلههای اقامت آنها در تهران و اصفهان گویای کمی درآمد وناگواری وضع اقتصادی آنهاست.
مهاجرت فصلی:
با فرا رسیدن سرما که منجر به بی کاری افراد در منطقه میشود بیشتر کسانی که در کشاورزی ودامداری فعالیت دارند برای پیدا کردن کار برای مدت ۴ تا ۵ ماه به مراکز صنعتی استانها ودامداری بر میگردند. این نوع مهاجرت باعث میشود که در زمستان تعداد مردان، فوق العاده در دهات گرجی نشین کم شود ودر نتیجه باعث مشارکت زنان در نگهداری ومواظبت از دامها وجلوگیری از تخریب ساختمانها در اثر بارندگی سخت زمستانی میشود ولی اصولاً در بیشتر موارد بزرگ خانواده در ده مانده وبقیه اقدام به چنین مهاجرتی میکنند. در فصل بهار وتابستان تیز نوعی جابجایی ومهاجرت خاص که مختص فصول گرم است در منطقه مشاهده میشود ( یک نوع از این نوع مهاجرت خاص مردم فریدونشهر است زیرا گرجیها از دیرباز اقدام به مساکن موفتی همه ساله در مزارع نزدیک میکنند. این مساکن بیشتر به کسانی اختصاص دارد که مشاغلشان کشاورزی توأم با دامداری است از اوایل اردیبهشت این نوع مساکن را ساخته وبا احشام خود به این مکانها کوچ میکنند. مسکنی که فاصله آنها از ۶ کیلومتر بیشتر است گرجیها از اول اردیبیهشت تا اواخر مهر به آنجا کوچ کرده وبه شغل کشاورزی و دامداری مشغولند ولی مساکنی که تا فاصله ۶ کیلومتر قرار دارند دامداران وکشاورزان شبها به طور خانوادگی در مزرعه هستند و روزها زنان با بچهها به شهر میآیند ومردان در مزرعه به کشاورزی میپردازند.
[ویرایش] مشاهیر گرجیان ایران
به ترتیب حروف الفبا :
[ویرایش] رقص گرجی
رقص گرجی از سری رقصهای فولکلوریک مردم گرجستان است که از نسلی به نسل بعدی منتقل و در این پروسه توسعه و شکل گرفتهاست .
ویژگی اصلی رقص گرجی این است که هر رقص نوع زندگی هر منطقه را که برخاسته از آن است مجسم میکند رقص کوهستانی مانند خووسورولی، قزبگی و یا متیورولی بشدت از رقصهای به اصطلاح درهای مثل آچارولی و دورولی متمایز میشوند. لباسها و پوششها برای هر رقص متفاوت است و نشانگر لباسهای سنتی و تاریخی میباشد.
گریگل روباکیدزه نویسنده و شاعر گرجی در وصف رقص گرجی گفتهاست که کسی دیگر نمیتواند مانند ما برقصد البته منظورش از لحاظ نژادی، توان رقصیدن نخواهد داشت .
[ویرایش] لیست انواع رقصهای فولکلوریک گرجی
- رقص کارتولی
- رقص خورومی
- رقص آچارولی
- رقص پارستا
- رقص قزبگوری
- رقص خنجلوری
- رقص خوسورولی
- رقص متیورولی
- رقص خونگا
- رقص سیمدی
- رقص کینتوری
- رقص سامایا
- رقص جیرانی(گرجی)
- رقص قاراچوخلی
- رقص دولوری
- رقص سوانوری
[ویرایش] نگارخانه
[ویرایش] نگارخانه
[ویرایش] نامداران گرجی
-
باگرات سوم، از پادشاهان گرجستان
-
شاهزاده چاوچاوادزه و باگراشنی
-
الکساندر کازبگی، نویسنده سده ۱۹ میلادی
-
سردار کوته آبخازی
-
شاهزاده الکساندر چاوچاوادزه
-
ایلیا چاوچاوادزه؛ نویسنده، شاعر، روزنامهنگار، و حقوقدان
-
سوفو خالواشی، هنرپیشه
-
جان شالیکاشویلی، سردار گرجی بازنشسته ارتش آمریکا
[ویرایش] پانویس
- ↑ دلاواله ، سفرنامه پیترو دلاواله
- ↑ گگوچادزه،زبان گرجی برای فارسی زبانان.
- ↑ گگوچادزه،زبان گرجی برای فارسی زبانان.
- ↑ گگوچادزه،زبان گرجی برای فارسی زبانان.
- ↑ سنی کیدزه،تاریخ گرجستان
- ↑ دلاواله،سفرنامه پیترو دلاواله.
- ↑ میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن.
- ↑ Rezvani, Babak (Winter). "The Fereydani Georgian Representation". Anthropology of the Middle East 4 (2): 52–74. doi:10.3167/ame.2009.040205.
- ↑ سپیانی،ایرانیان گرجی.
- ↑ رحیمی،گرجی های ایران.
- ↑ رحیمی،گرجی های ایران.
- ↑ میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن.
[ویرایش] منابع
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ گرجستان موجود است. |
- سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران، ۱۳۵۵.
- سنی کیدزه ، لوان . «تاریخ گرجستان»
- صفحه "گرجستان" در ویکیپدیای انگلیسی
- بخش آغازین و «رقص و موسیقی» از ویکیپدیای انگلیسی.
- صفا، ذبیح اللّه، تاریخ ادبیات ایران (۵ جلد)؛ انتشارات فردوس، ۱۳۶۷.
- مشارکت کنندگان ویکیپدیاانگلیسی.بازیابی در تاریخ هفتم آوریل ۲۰۱۱
- میرمحمدی ، حمیدرضا . «جغرافیای تاریخی فریدن» . خوانسار: ارمغان قلم، ۱۳۷۹ .
- دلاواله ، پیترو . «سفرنامه پیترو دلاواله» . ترجمه شعاع الدین شفا . تهران: ۱۳۴۸ .
- لکهارت، لارنس، انقراض سلسله صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران، ترجمه مصطفی قلی عماد، تهران، ۱۳۴۳.
- گگوچادزه ، لیلا . «دستور زبان گرجی برای فارسی زبانان» . ترجمه فردین کمایی . رشت: دانشگاه گیلان، ۱۳۸۲.
- تاریخ ایران (از صفویه تا دوران معاصر)، سال دوم آموزش متوسطه، سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، ۱۳۷۷.
[ویرایش] پیوند به بیرون
[ویرایش] جستارهای وابسته
| این یک نوشتار خُرد گرجستان است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
||||||||||||||||
|
|||||
|
|||||||
|
|||||||
|
||||||||||||||||