مردمان ترک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
پراکندگی مردمان ترک در آسیا و اروپا

مردمان ترک یا تُرک‌ها[۱] یا تورک‌ها[۲][۳] (به ترکی: تؤرک‌لَر) گروه‌های قومی اوراسیایی‌اند که در آسیای شمالی، مرکزی و غربی، مغولستان، سیبری جنوبی، شمال‌غربی چین و بخش‌هایی از اروپای شرقی ساکن‌اند و به زبان‌هایی از خانوادهٔ زبان‌های ترکی‌تبار سخن می‌گویند و اشتراکات تاریخی و فرهنگی میان آن‌ها مشاهده می‌شود. ترک‌زبان‌ها در کشورهایی همچون مغولستان، چین، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان، ایران، جمهوری آذربایجان، عراق، ترکیه، قبرس، یونان، سکونت دارند.[۴][۵][۶][۷] گستره مهاجرت کنونی ترک‌زبان‌های آسیای کوچک بیشتر به سوی کشورهای اروپای مرکزی (آلمان، اتریش، سوئیس، فرانسه، انگلیسآمریکا و استرالیا بوده، جوامع قابل توجهی را در این کشورها تشکیل داده‌اند. آنها از لحاظ تاریخی و زبانی با گوک‌ترک‌ها، مردمی ایلی که در قرن ششم یک امپراطوری در گستره مغولستان و مرزهای شمالی چین تا دریای سیاه را بنیان نهادند مرتبط‌اند. مردمان ترک، جز چند استثنا مانند بخش اروپایی ترکیه و منطقه ولگا در آسیا زندگی می‌کنند. مهم‌ترین پیوند تاریخی آنان، جدا از تاریخ و زبان، این است که جز یاقوتستان و چوواش در سیبری همگی مسلمان‌اند. مردمان ترک را می‌توان به دو گروه اصلی غربی و شرقی تقسیم کرد. گروه غربی شامل مردم ترک جنوب غرب اروپا و جنوب غرب آسیا ساکن ترکیه و شمال غرب ایران هستند. گروه شرقی شامل مردم ترک آسیای مرکزی، قزاقستان، و منطقه خودمختار اویغور در سینکیانگ چین هستند. مردمان ترک فراوانی انواع قومی عظیمی دارند.[۸]

هامر-پورگشتال ذکر کرده‌است که طایفۀ ترک باید همان باشد که در تألیفات هرودوت به صورت تارژِتااوس (ترگیتاوس) و در تورات به صورت توقارمه (توغارمه) نوشته شده‌است.[۱]

خاستگاه اصلی مردمان ترک‌تبار، آسیای میانه بوده و این مردم که از نژاد زرد هستند[۹][۱۰][۱۱] (اما برخی از متأخرین بهتر دانسته‌اند که تاتارها و ترک‌ها جزو «تورانیان سفیدپوست» حساب شوند[۱۲]) به تدریج در غرب آسیا، خاورمیانه، آسیای کوچک و اروپای شرقی پراکنده شدند. در جریان این مهاجرت‌ها بخش‌های بزرگی از مردم هندواروپایی نواحی جدید نیز به مرور ترک‌زبان شدند.[۱۳] بررسی دی‌ان‌ای در ترکیه نشان می‌دهد که مردم ترکیه نوادگان مردم مختلف ساکن آناتولی مانند یونانی، ارمنی، قفقازی (آسیانی) و کرد می‌باشند که در سده‌های معاصر ترک‌زبان شده‌اند و از لحاظ ژن از نژاد ترک (زردپوست مغول‌سان)بهره بسیار کمی برده‌اند.[۱۴][۱۵][۱۶] در مورد ترک زبانان آذربایجانی نیز این قضیه صادق است که از لحاظ ژن به سان مردم ایرانی و قفقازی هستند.[۱۷][۱۸] ۷۰-۷۶ درصد مردم ترکیه ترک هستند.[۱۹][۲۰]

یکی از شمن‌های قوم تووا در قیزیل روسیه.

اقوامی که امروزه ترک‌تبار و ترک‌زبان نامیده می‌شوند در اراضی وسیعی در کشورهای آسیایی و اروپایی زندگی می‌کنند. از سمت شرق تا قسمتهایی از مغولستان و چین و از غرب تا قسمتهای از یوگسلاوی سابق و سیبری شمالی تا اطراف مسکو یعنی شهر قازان و از جنوب غربی تا مرزهای لبنان و قسمتهایی از قبرس در یک گسترهٔ جغرافیایی بسیار بزرگ پراکنده شدند. ترک‌تبارها و ترک‌زبان‌ها در کشورهایی همچون مغولستان، چین، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان، ایران، جمهوری آذربایجان، عراق، ترکیه، قبرس، یونان، بلغارستان، یوگسلاوی سابق (مقدونیه، بوسنی، کوزوو، کرواسی) رومانی، مجارستان، فنلاند، اکراین، یونان و مولداوی سکونت دارند.[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴]

گستره مهاجرت کنونی ترک‌زبان‌های آسیای کوچک بیشتر بسوی تمامی کشورهای اروپا (آلمان، اتریش، هلند، سوئیس، فرانسه، انگلیس،)، آمریکا و استرالیا می‌باشد و جوامع قابل توجهی از ترک‌های اروپا را ترک‌های استانبولی تشکیل می‌دهند.[۲۵]

بسیاری از اقوام ترک‌زبان، زبان ترکی را بر اثر ارتباط و آمیزش با ترک‌زبانان اخذ کرده‌اند، ازاین رو اصطلاحاتی چون «خلق‌های ترک» و «ترکان» به مفهوم قوم ترک نیستند و نام ترک نیز فقط جنبهٔ زبانی دارد.[۱] از میان اقوامی که امروزه ترک نام گرفته‌اند بسیاری از اقوام نام‌برده در زیر در تاریخ قدیم هیچ‌گاه خود و قوم خود را ترک نمی‌نامیدند. در مورد بخشی از این اقوام ساکن آسیای میانه تنها پس از وارد شدن نظریه پان‌ترکیسم توسط آرمینیوس وامبری یهودی و فرستاده پنهانی وزارت خارجه بریتانیا به منطقه[۲۶] این نام رفته‌رفته برای این اقوام نیز رواج یافت. این اقوام عبارتند از:
باشقیرها، تاتارها، ناگایباک‌ها، قزاق‌ها، قره‌قالپاق‌ها، نوقای، کرائیم، قره‌چای-بالکار، کومیک، کریمچاک، آلتایی‌ها، اغوزهای واردشده به آذربایجان، قاجارها، شاهسون‌ها، قره‌داغ‌ها، قره‌پاپاخ، قشقایی‌ها، افشارها، خلج‌ها، گاگوز، اورومچی‌ها، توینی، توفالارها، شورها، خاکاس‌ها، تاتارهای چولیم، ازبک‌ها، اویغورها، سالارها، اویغورهای ساری، چوواش‌ها، یاکوت‌ها، دولگان‌ها و غیره.[۲۷]

چهره‌هایی از ترک‌زبان‌های آناتولی: مصطفی کمال (آتاترک) به همراه مادر و خواهر. ترک‌زبان‌های آناتولی از نژادهایی آمیخته هستند.

تاریخ

مردمان ترک اول بار در پیرامون اتحادیه شیونگنو (معاصر دودمان چینی هان) ظاهر شده‌اند.[۲۸] آنها ممکن است به مردمان شیونگنو، دینگلینگ و تیله مرتبط باشند. بنا بر کتاب وی، مردم تیله بازمانده چیدی، مردمان سرخ دی که با جین در بهار و پاییز رقابت می‌کردند بودند.[۲۹] قبایل ترک، نظیر خزران و پشنگ‌ها یحتمل پیش از امپراطوری گوک ترک یا مغولستان در قرن ششم سالها به طور ایلیاتی می زیسته‌اند. آنها اشراف و گله دارانی بودند که در جستجوی ثروت و مراتع جدید بودند. اولین اشاره به ترکان در متنی چینی است که به تجارت ابریشم ترکان با سغدیان در طول جاده ابریشم اشاره می‌کند[۳۰]. اولین استفاده ضبط شده از واژه «ترک» به عنوان نامی سیاسی ارجاعی در قرن ششم است در چینی مدرن توجو تلفظ می‌شود. خاندان آشینا از لی جین به خانات روران مهاجرت کردند و تقاضا کردند از آنها حفاظت شده به عضویت در اتحادیه آنان درآیند. این قبیله به آهنگری شهره بودند. به آنان در نزدیکی یک معدن کوهستانی زمینی داده شد که شبیه کلاهخود بود، به این دلیل آنان نام 突厥 یا (tūjué) را گرفتند. یک قرن بعد، قدرت آنان به حدی رسید که خانات روران را فتح کردند و امپراتوری گوک را بنیان نهادند.[۳۱]

فرهنگ

داستانهای منظوم حماسی مردمان ترک، قبل از ابداع خط به وجود آمدند و سینه به سینه انتقال یافتند. مردمان ترک اصطلاحات مختلفی را، برای نامیدن داستانهای حماسی و قهرمانی و راویان آنها استفاده می‌کنند. اغوزها سرایندۀ داستان حماسی را اوزان می‌خواندند که اوزانچی، یانشاق، وارساق و دده نیز عنوان می‌شد. تقریباً در قرن نهم اوزان جای خود را به عاشیق سپرد.[۳۲] عاشیق‌ها از دوران قبل از اسلام در بین مردمان ترک وجود داشتند.[۳۳]

داستان‌های حماسی مردمان ترک به چهار گروه اصلی سکایی، هون، گؤک‌ترک و اویغور تقسیم شده‌است که با توجه به روند تاریخ ترکان است. حلقۀ سکایی شامل داستان‌های تنکا الب‌ار و شو، حلقۀ هون شامل داستان اغوز قاغان، حلقۀ گؤک‌ترک شامل داستان‌های بوزقورد (گرگ خاکستری) و ارگنه‌قون (گذرگاه صعب‌العبور) و حلقۀ اویغور شامل داستان‌های تورییش (پیدایش) و کوچ که با یکدیگر پیوستگی دارند، است.[۳۲]

تنکا الب‌ار، اولین قهرمان تاریخ داستان‌های حماسی ترکان و پادشاه توران در جنگ‌های ایران و توران (افراسیاب شاهنامه) است که بنا به حدسی در سدۀ هفتم قبل از میلاد زندگی می‌کرده‌است.[۳۲]

کاشغری خلاصه‌ای از داستان فرمانروای ترک، «شو»، را ذکر کرده که مربوط به مقابلۀ شو با حملۀ اسکندر ذوالقرنین به ترکستان غربی است.[۳۲]

تعداد داستان‌های حماسی ترکان بسیار است. علاوه بر داستانهای حماسی باستانی و حدود هفتاد داستان جدید شامل عناصر باستانی، مؤلفان تاریخ ادبیات دنیای ترک از حدود صد و بیست داستان حماسی جدید نام برده‌اند که داستان‌های حماسی ماناس، کوراوغلو و آلپامیش از اهمّ آنهاست. سرودن داستانهای حماسی در بین ترکان تا این اواخر وجود داشته‌است که از نظر شکل و محتوا با سنت داستان‌پردازی قبلی متفاوت است.[۳۲]

مبتنی بر حوادث تاریخی بودن، حضور مخلوقات خارق‌العاده در کنار شخصیت‌های واقعی، تعدّد حوادث فوق طبیعی، عموماً منظوم و یا دارای نظم و نثر بودن، عدم وجود مؤلف شناخته‌شده، زبان روان و ساده و برگرفته از زبان مردم و شکل گرفتن در محیط جغرافیایی و زمان خاص و تحول در زمان و مکان وقوع حوادث با مهاجرت ناقلانشان به جاهای دیگر، مهم‌ترین ویژگی‌های داستان‌های حماسی ترکان است.[۳۲]

زبان‌های ترکی

زبان‌های ترکی به دو دسته کلی شرقی و غربی تقسیم می‌شود. زیرمجموعه‌های شرقی زبان‌های ترکی عبارت‌اند قزاقی، قرقیزی و ازبکی و زیر مجموعه‌های غربی زبان ترکی نیز شامل ترکی استانبولی، ترکمنی و ترکی آذربایجانی می‌شوند.

همچنین، زبان‌های ترکی به شش دسته جزیی تقسیم می‌شود.

  • خانواده چوواش (اُغور یا بلغار)
  • خانواده شمال غربی (قبچاق)
  • خانواده جنوب غربی (اُغوز)
  • خانواده جنوب شرقی (اویغور)
  • خانواده شمال شرقی (سیبری)
  • خانواده خلجی (آرگو)

زیرمجموعه‌های شرقی زبان ترکی عبارتند ازاویغوری، قزاقی، قرقیزی و ازبکی و زیر مجموعه‌های غربی زبان ترکی نیز شامل ترکی استانبولی، ترکمنی، ترکی آذربایجانی و خلجی

زبان‌های ترکی به همراه زبانهای مغولی، تونگوزی و برخی موارد کره‌ای و ژاپنی جزء زبان‌های آلتایی به شمار می‌روند.

نژاد ترک تباران

تصویری از قپچاقها، متعلق به قرن ١٢ میلادی، لوهانسک
یک قرقیز مناسچی در یک یورت در شهر کاراکول

به مردم ترک‌زبان آسیای کوچک و آناتولی پیشتر در ایران، رومی، عثمانی‌ها یا ترکان عثمانی اطلاق می‌شد که پس از فروپاشی حکومت عثمانی این اصطلاح کنار گذاشته شد. سرزمین مادری ترک‌های عثمانی مکانی در آسیای مرکزی نزدیک آلتای می‌باشد. سلجوقیان مردمی ترک تبار از طوایف آسیای مرکزی بودند، به سال ۱۰۳۷میلادی وارد ایران شدند واولین حکومت اسلامی خود را بنا نهادند. سلجوقیان بتدریج قسمت‌هایی از شرق ومرکز امپراتوری بیزانس روم را به تصرف خود در آوردند. ومسلمانان قسمت‌هایی از امپراتوری روم را تسخیرکردندو قونیه را به عنوان مرکز انتخاب کردند. ایلخانان و بیگلربیگی‌ها بیگلربیگی آناتولی گروهی کوچک ازترک‌ها بودند که توسط بیگلر فرماندهی می‌شدند. سلطان رومی سلجوق بعد از حمله مغولان حکومتش به پایان خود رسید. بعد از حمله مغول‌ها وتصرف آن، اناتولی به بخش‌های مختلف بیگلربیگی تقسیم شد.[نیازمند منبع]

اقوام ترک

پراکندگی اقوام ترک[۳۴] بر اساس کشور محل سکونت، دین، مذهب و زبان[۳۵]

قومیت کشورهای مسکون جمعیت زبان دین
ترک‌های آناتولی
ترکیه، آلمان، الجزایر، عراق، بلغارستان، گرجستان، سوریه
60
70 M
ترکی استانبولی مسلمان (سنی) و علوی
مردمان آذربایجانی جمهوری آذربایجان، ایران، عراق، ترکیه، روسیه، گرجستان
42
30 M
ترکی آذربایجانی مسلمان (شیعه)
ازبک‌ها ازبکستان، افغانستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان
32
28,3 M
ازبکی مسلمان (سنی)
قزاق‌ها قزاقستان، روسیه، چین، ازبکستان
15
13.8 M
قزاقی مسلمان (سنی)
اویغورها چین (سین‌کیانگ), قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکیه
15
9 M
اویغوری مسلمان (سنی)
ترکمن‌ها ترکمنستان، ایران، افغانستان,
03
8 M
ترکمنی مسلمان (سنی)
تاتارها روسیه، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان، لهستان، لیتوانی، فنلاند
07
7 M
تاتاری مسلمان (سنی)
قرقیزها قرقیزستان، افغانستان، ازبکستان، چین، تاجیکستان
026
4,5 M
قرقیزی مسلمان (سنی)
باشقیرها روسیه، ازبکستان، قزاقستان
009
2 M
باشقیری مسلمان (سنی)
تاتارهای کریمه اوکراین(شبه جزیره کریمه), روسیه، ازبکستنان، ترکیه، رومانی
009
0.5 تا 2 M
تاتاری کریمه مسلمان (سنی)
قشقایی‌ها ایران
009
1.7 M
ترکی قشقایی مسلمان (شیعه)
چواش‌ها روسیه
010
1.7 M
چوواشی مسیحیان ارتدوکس
قره‌قالپاق‌ها ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان
007
0.6 M
قره‌قالپاقی مسلمان (سنی)
یاقوت‌ها روسیه
007
0.5 M
یاکوتی مسیحیان ارتدوکس
قوموق‌ها روسیه
007
0.4 M
قومیقی مسلمان (سنی)
قره‌چای‌ها و بالکارها روسیه، ترکیه
007
0.4 M
کاراچایی-بالکاری مسلمان (سنی)
تووان‌ها روسیه
009
0.3 M
تووانی بودایی
گاگائوزها مولداوی
009
0.2 M
گاگائوزی مسیحیان ارتدوکس
کریمه‌های کاراتیس و کریمچاک‌ها لیختن‌اشتاین، لهستان، روسیه، ترکیه
007
0.2 M
کارائیم و کریمچاک یهودیت

دین اقوام ترک‌تبار

اسلام

ترکان خود را تماماً تسلیم اسلام کردند که این از مشخصه‌های اسلام ترکی ست. ترکهای گرویده به اسلام هویت ملیشان را چنان غرق در اسلام کرده بودند که عربها و ایرانیان هرگز چنان نکرده بودند. دلیل این بخشی به دلیل نیرومندی این آیین در هنگام مواجهه آنها با آن در سرحدات اسلام و کفر، بخشی به این دلیل بود که گرویدن آنان به اسلام آنان را فوراً درگیر جنگ مقدس با خویشاوندان کافر شان کرد. برای تذکره‌های عربی روزهای قهرمانانه پگن عربستان، غرور ایرانی نسبت به افتخارات از دست رفته ایران باستان، هیچ معادل ترکی وجود ندارد. تمدنها، حکومتها، ادیان و ادبیات ترکی قبل از اسلام، جز اندکی شعر مردمی و اسطوره شجره نامه‌ای زدوده و فراموش شدند. حتی خود نام ترک برای ترکها و نیز غربیها مترادف با مسلمان شد. ترکها در جدیت ایمانشان به اسلام با هیچ مردم دیگری برابر نیستند. زین رو عجیب نیست که سنی با حمایت سلسله‌های ترک احیا شد و گسترش یافت.[۳۶]

مسیحیت

گاگائوزها مسیحی هستند.[۳۷] چوواش‌ها اسماً ارتدوکس روسی هستند.[۳۸] دین یاقوت‌ها (ساخاها[۳۹]) آمیزه‌ای از اعتقادات ترکی، مغولی، تونقوزی و روسی است.[۴۰]

پیشینه واژهٔ ترک

در نوشته‌های تاریخی «ترک» در مقابل تاجیک (غیر عرب و ترک) آمده‌است. نام ترک نخستین بار در قرن ششم میلادی در نوشته‌های چینی دیده می‌شود. در همان قرن ترکان دولتی نیرومند تأسیس کردند که از مغولستان و سرحد شمالی چین تا دریای سیاه امتداد داشته‌است. مؤسس حکومت مزبور که چینیان او را «تئومان» می‌نامند، در کتیبه‌های ترکی بومن، در سال ۵۵۲ م. درگذشت و برادرش «ایستمی» (در تاریخ طبری: سنجبوخاقان) که در مغرب فتوحاتی کرده، ظاهراً تا سال ۵۷۶ م. زیسته‌است این دو برادر گویا از آغاز مستقل از یکدیگر حکومت می‌کردند. چینیان از دولت مزبور بنام امپراتوری ترکان شمال و مشرق یاد کرده‌اند. در سال ۵۸۱ م. تحت نفوذ سلسلهٔ چینی «سویی» این دو امپراتوری بطور قطع از یکدیگر جدا شدند و بعدها هر دو تابع سلسلهٔ چینی «تانگ» (۶۱۸ – ۹۰۷ م.) گردیدند. در حدود سال ۶۸۲ م. ترکان شمال موفق شدند استقلال خود را بدست آورند.

اصطلاح "ترک" از میانهٔ سدهٔ ششم میلادی برپایهٔ اتحادیهٔ گوگ ترک‌ها در مناطق شمال چین و بیابان‌های غربی آن ایجاد شد و بر اقوام زیرگروه این اتحادیه گذاشته شد و از این پس اقوام جُداسَر و مستقل این اتحادیه‌ها که هر کدام برای خود نام ویژهٔ خود را داشت، ترک نامیده شدند.[۴۱]

در تاریخ ایران

سلسله‌های ترک‌تبار که در ایران بعد از اسلام حکومت کردند عبارتند از:

نگارخانه

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ «ترک / ترکها». دانشنامه جهان اسلام. 

منابع

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ مردمان ترک موجود است.
  • تاریخ طبری جلد ۱، ص ۸۹۵ و ۸۹۶ (پیشینه واژهٔ ترک)
  • حاشیهٔ برهان چ معین (پیشینه واژهٔ ترک)
  • پژوهشی پیرامون زبان، دین، خط ترکان، مولف و مترجم حسین شرقی / کتابخانه ملی ایران ۱۲۴۷۶-۷۸م (پراکندگی اقوام ترک)