گنجه
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
مختصات: ۳۸″ ۲۱′ ۴۶°شرقی ۵۸″ ۴۰′ ۴۰°شمالی / ۴۶٫۳۶۰۵۶غرب ۴۰٫۶۸۲۷۸جنوب
- این نوشتار درباره شهر گنجه است. برای معانی دیگر گنجه به صفحهٔ گنجه (ابهامزدایی) رجوع نمائید.
گنجه یا کیروفآباد شهری در شمال غربی جمهوری آذربایجان است. جمعیّت این شهر در حدود ۳۱۳٬۳۰۰ نفر است.[۱][۲]
محتویات |
[ویرایش] نام
نام گنجه از گنج پارسی برگفته شده است[۳] و در منابع عربی "جنزه" آمده است.
[ویرایش] جمعیّت گنجه پیش از مغولان
بنابر قول گیراگوس گاندزاکِتسی (تاریخنگار و کشیش ارمنی همزمان با نظامی گنجوی)، پیش از حملهٔ مغولان به شهر گنجه، شهر گنجه دارای انبوه جمعیّت پارسیان و و اقلّیّتی از مسیحیان بود.[۴]. باید توجّه داشت که گیراگوس بین ایرانی و عربی و ترک و مسلمان تفاوت میگذاشته است و وقتی در متن خود ساکنان شهر گنجه را ایرانی میخواند منظورش ایرانی است نه نام عمومی برای تمام مسلمانان. او برای اعراب از واژهی «تاچیک» (Tachik همان تاجیک یا تازیک = تازی = عرب = مسلمان) استفاده میکند و عربان را تاچیک میخواند(همانند نوشتارهای پهلوی). او ترکان را تئورک (T'urk) مینویسد. برای نمونه در فصل ۱۸ مینویسد که «جلالالدین محمد خوارزمشاه سپاهیان خود را از میان ایرانیان و تاچیکان و تئورکان گرد آورد.»[۵]. در این کتاب به نام تاریخ ارمنیان که مال سدهٔ هفتم ق. / سیزدهم م. یعنی بسیار نزدیک به روزگار شاعر بزرگ ایرانی نظامی گنجهای است، نگارندهٔ ارمنی که خود زادهٔ شهر گنجه است، بین اعراب، ترک، پارسی (در ترجمهٔ انگلیسی به نام ایرانی آمده است) تفاوت گذاشته است و تنها به انبوه پارسیان و اقلّیّتی از مسیحیان در گنجهٔ پیش از مغولان تأیید کرده است[۶]. کتاب نزهت المجالس نیز بیست و چهار شاعر پارسیگو پیش از حمله مغولان به گنجه ذکر کرده است و وجود این تعداد شاعر که در قرن ششم و هفتم و هشتم در شمالغرب ایران قدم به عرصهٓ هستی گذاشتهاند و در زبان همگانی ایرانیان ـ فارسی ـ شعر سرودهاند، مؤید آن است که در اران و آذربایجان، زبان و ادب فارسی، زبان مردم کوچه و بازار و دربار بودهاست[۷][۸]
شهر گنجه بنابر نظر این تاریخ نگار همزمان با حمله مغولان، بدست مغولها نابود شد و تنها اندکی از مردم شهر که موفق به فرار شدند، پس از پايان حمله مغول در دوران بازسازی شهر به شهر برگشتند[۹].
این شهر دوباره در دوران ایلخانیان رونق محدد گرفت.حمدالله مستوفی آن را جز چهار شهر مهم ایران میداند:
چند شهر است اندر ایران مرتفعتر از همه
بهتر و سازندهتر ز خوشی آب و هوا
گنجه پر گنج در اران صفاهان در عراق
در خراسان مرو و در روم باشد آقسرا
[ویرایش] موقعیت تاریخی
گنجه زادگاه شاعر و عارف بزرگ نظامی گنجوی است. از جمله مشاهیر دیگر این شهر مهستی گنجوی بانوی شاعر است. این شهر تا دورهٔ قاجاریه، بخشی از سرزمین ایران بود. در خلال جنگهای ایران و روسیه در قرن نوزدهم، گنجه به همراه شهرهایی دیگر از قفقاز ضمیمهٔ خاک روسیه گردید.
اسم رسمی گنجه در دوران حاکمیت روسیه تزاری به الیزابتوپل تغییر کرد، سپس در دوران حاکمیّت کوتاه جمهوری دمکراتیک آذربایجان (۱۹۱۸ (میلادی)) این شهر موقتا پایتخت جمهوری جدید در آمد تا آنکه باکو از کنترل روسها خارج گشت. نام گنجه در دوره حاکمیت شوروی به کیرفآباد تغییر کرد. بعد از استقلال دوباره جمهوری آذربایجان اسم گنجه رسماً ترمیم گشتهاست.
[ویرایش] نگارخانه
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ گنجه موجود است. |
-
Ganja State Academy of Sciences.jpg
فرهنگستان دولتی علوم گنجه
-
Nizami Ganjavi Monument 2.jpg
[ویرایش] پانویس
- ↑ The Ganja State Historical-Cultural reserve
- ↑ В Азербайджане численность населения достигла 8 млн. 922 тыс. человек
- ↑ C.E. Bosworth, "Ganja" in Encyclopaedia Iranica [۱]
- ↑ در فصل ۲۱ کتاب (ارمنی اصلی لغت "پارسی" را بجای "ایرانی" بکار برده است): [۲] should be noted that in the Middle Ages Armenians all Iranian-speaking were called " parsik - Persians , as reflected in the translation of that passage into English: Kirakos Gandzakatsi Kirakos Gandzakats'i's History of the Armenians / Translation from Classical Armenian by Robert Bedrosian. - New York: 1986. - P. 197. This city was densely populated with Iranians and a small number of Christians. It was extremely inimical to Christ and His worship, insulting and cursing the Cross and the Church, scorning and deriding the priests and attendants. Therefore, when their limit of sin had filled up, the protest against their wickedness rose to the Lord. Earlier a sign of their [impending] destruction appeared, just as had happened above Jerusalem, before its destruction.
- ↑ در فصل ۲۱ کتاب (ارمنی اصلی لغت "پارسی" را بجای "ایرانی" بکار برده است): [۳] should be noted that in the Middle Ages Armenians all Iranian-speaking were called " parsik - Persians , as reflected in the translation of that passage into English: Kirakos Gandzakatsi Kirakos Gandzakats'i's History of the Armenians / Translation from Classical Armenian by Robert Bedrosian. - New York: 1986. - P. 197. This city was densely populated with Iranians and a small number of Christians. It was extremely inimical to Christ and His worship, insulting and cursing the Cross and the Church, scorning and deriding the priests and attendants. Therefore, when their limit of sin had filled up, the protest against their wickedness rose to the Lord. Earlier a sign of their [impending] destruction appeared, just as had happened above Jerusalem, before its destruction. نمونه هایی از تفاوت بین ترک و پارسیان و اعراب در این کتاب (مترجم همه جا واژهٔ پارسی را به ایرانی ترجمه کرده است در حالیکه ترجمهٔ روسی واژهٔ پارسی را نگهداشته است): نمونه اول (تفکیک بین پارسیان و ترکان): The king who sat in Baghdad was not called sultan or melik as the Turkish, Iranian or Kurdish autocrats customarily are, but caliph, that is, a descendant of Mahmet نمونه دوم (تفکیک بین ایرانیان (پارسیان) و اعراب): The Iranians residing there aided him and he captured [189] the city killing many people and forcing many others to abandon Christianity and accept the deceptive and fanatical teaching of the Tachiks.
- ↑ اصل ارمنی: of Armenia], edited by K.A. Melik'-Ohanjanyan, (Erevan, 1961), p. 235. Ays k'aghak's bazmambox lts'eal parsko'k', ayl sakaw ew k'ristone'iwk'... ترجمه انگلیسی: [۴]
- ↑ نزهةالمجالس، تألیف جمال خلیل شروانی، تصحیح و مقدمه و حواشی و توضیحات و تحقیق زندگی گویندگان و فهرستها، از دکتر محمدامین ریاحی، تهران، انتشارات زوار ۱۳۶۶، چاپ دوم علمی ۱۳۷۵.
- ↑ C. A. (Charles Ambrose) Storey and Franço de Blois (2004), “Persian Literature - A Biobibliographical Survey: Volume V Poetry of the Pre-Mongol Period.”, RoutledgeCurzon; 2nd revised edition (June 21, 2004). Pg 363: “Nizami Ganja’i, whose personal name was Ilyas, is the most celebrated native poet of the Persians after Firdausi. His nisbah designates him as a native of Ganja (Elizavetpol, Kirovabad) in Azerbaijan, then still a country with an Iranian population, and he spent the whole of his life in Transcaucasia;
- ↑ [۵] should be noted that in the Middle Ages Armenians all Iranian-speaking were called " parsik - Persians , as reflected in the translation of that passage into English: Kirakos Gandzakatsi Kirakos Gandzakats'i's History of the Armenians / Translation from Classical Armenian by Robert Bedrosian. - New York: 1986. - P. 197.
|
||||||||||||||||
| این یک نوشتار خُرد پیرامون یک مکان جغرافیایی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |