ریچارد فاینمن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ریچارد فیلیپس فاینمن
Richard Feynman Nobel.jpg
متولد ۱۱ مهٔ ۱۹۱۸(۱۹۱۸-خطای عبارت: نویسه نقطه‌گذاری شناخته نشده «�»-۱۱)
فار راکوی، کویینز، نیویورک سیتی، نیویورک
مرگ ۱۵ فوریه ۱۹۸۸ میلادی (۶۹ سال)
لوس‌آنجلس، کالیفرنیا
محل زندگی ایالات متحده آمریکا
ملیت آمریکایی
رشته فعالیت فیزیک
محل کار پروژه منهتن
دانشگاه کرنل
مؤسسه فناوری کالیفرنیا
دانش‌آموختهٔ مؤسسه فناوری ماساچوست
دانشگاه پرینستون
استاد راهنما جان ویلر
دانشجویان دکتری وی داگلاس دین اشرفت
رابرت بارو
دانیال هیلز
آلبرت هیبز
جیووانی روسی لومانیتز
توماس کورترایت
جرج زوییگ
دلیل شهرت
تأثیرات پل دیراک
جوایز جایزه اینشتین (۱۹۵۴)
Nobel prize medal.svg جایزه فیزیک نوبل (۱۹۶۵)
نشان ملی علوم (۱۹۷۹)
دین خداناباور
امضا
امضای ریچارد فاینمن
پانویس
او پدر کارل فاینمن و پدرخوانده میشل فاینمن بود. همچنین ژوان فاینمن کوچکترین خواهر وی بوده است.

ریچارد فیلیپس فاینمن (به انگلیسی: Richard Phillips Feynman) (زاده ۱۱ مه ۱۹۱۸، نیویورک - درگذشته ۱۵ فوریه ۱۹۸۸، کالیفرنیا) از تأثیرگذارترین فیزیکدان‌های آمریکایی قرن بیستم بود. او در گسترش نظریه الکترودینامیک کوانتومی سهم مهمی داشت و از دانشمندان پروژه منهتن، پروژه‌ای که به ساخت نخستین بمب اتمی انجامید بود. بعدها او یکی از اعضای کمیسیون راجرز بود که از سوی رییس جمهور ایالات متحده وظیفه بررسی واقعهٔ انفجار فضاپیمای چلنجر را بر عهده داشت. در سال ۱۹۶۵، فاینمن به دلیل پژوهش‌هایش در زمینه الکترودینامیک کوانتومی، جایزه نوبل فیزیک را به همراه جولیان شووینگر و سین‌ایترو تومونوجا دریافت کرد.

علاوه بر این‌ها، فاینمن مدرسی تأثیرگذار و نوازندهٔ غیرحرفه‌ای بانگو بود و از بسیاری جهات فردی خاص و آزاداندیش به‌شمار می‌آمد. فاینمن یک مبلغ مشتاق علم بود. در سال ۱۹۵۹ او در سخنرانی مشهور و نوآورانه خود در انجمن فیزیک آمریکا با عنوان «آن پایین فضای بسیاری هست» به بررسی ایده‌های که اکنون با نام فناوری نانو شناخته می‌شوند پرداخت و چشم‌انداز شگفت‌انگیزی را که این ایده‌ها ترسیم می‌کردند را بررسی کرد.

فاینمن در دوران حیاتش به یکی از مشهورترین دانشمندان جهان تبدیل شد. در سال ۱۹۹۹، در یک نظرخواهی از ۱۳۰ فیزیکدان مطرح از کشورهای مختلف توسط نشریه بریتانیایی "Physics World"، فاینمن به عنوان یکی از ده فیزیکدان برتر تمام اعصار انتخاب شد.

او همچنین وی به دلیل ماجراجویی‌های فراوانش که در کتاب‌های «حتماً شوخی می‌کنید آقای فاینمن؟» و «چه اهمیتی می‌دهید دیگران چه فکری می‌کنند؟» به تفصیل راجع به آن‌ها صحبت شده، مشهور است.

زندگینامه[ویرایش]

کودکی[ویرایش]

ریچارد فاینمن در ۱۱ مه ۱۹۱۸ [۱] در کویینز نیویورک متولد شد. مادرش لوسی خانه‌دار و پدر او، ملویل آرتور فاینمن، یک بازرگان بود که یونیفرم نظامی می‌فروخت.[۲] اصل و نسب پدر و مادر او از روسیه و لهستان بود و هردوی آنها نیز اشکنازی بودند.[۳] با این که پدر و مادر او هردو از تبار یهودی بودند اما پدر بر خلاف مادر خداناباور بود. ریچارد حرف زدن را دیر آموخت. به باور خود فاینمن، پدرش تأثیر زیادی روی او داشت و آن‌ها از صحبت در مورد پدیده‌های مختلف لذت می‌بردند. مادرش بسیار شوخ‌طبع بود که این شوخ‌طبعی را ریچارد نیز از او به ارث برد؛ میراثی که تا پایان عمر با خود داشت. فاینمن از کودکی به علوم مهندسی علاقه‌مند بود. او آزمایشگاه خانگی کوچکی برای خود داشت و وسایل برقی را تعمیر می‌کرد. خواهر وی، ژوان فاینمن نیز بعدها یک متخصص اخترفیزیک شد .[۴]

تحصیلات[ویرایش]

فاینمن در دبیرستان فار راک‌اوی تحصیل می‌کرد. دو برنده جایزه نوبل دیگر، برتون ریکتر و باروخ ساموئل بلومبرگ هم از فارغ‌التحصیلان همین دبیرستان بوده‌اند.[۵] در دبیرستان، ضریب هوشی وی را بر اساس یک آزمون نامشخص ۱۲۳ تخمین زده شده بود. او وقتی به ۱۵ سالگی رسید مثلثات، هندسه تحلیلی، دیفرانسیل و انتگرال و حد مجموع را از بر بود. او برای پذیرش در دانشگاه کلمبیا اقدام کرده بود، اما به دلیل سهمیه محدودی که برای یهودیان وجود داشت پذیرفته نشده بود.[۲] به جای کلمبیا او به ام‌آی‌تی رفت و آن‌جا به انجمن برادری فی بتا دلتا پیوست. [۶] در دوران کارشناسی، فاینمن دو مقاله در مجلهٔ Physical Review منتشر کرد. [۷] او یکی از آن‌ها با عنوان «پراکندگی پرتوهای کیهانی به وسیلهٔ ستارگان یک کهکشان»[۸] را با همکاری مانوئل والاراتا نوشته بود:

مقالهٔ دیگر فاینمن، تز سال آخرش دربارهٔ «نیروهای میان مولکول‌ها»[۱۰] بود. این مقاله بر مبنای ایده‌ای از جان سی اسلتر بود. اسلیتر به قدر کافی از تز فاینمن راضی بود که آن را در ژورنالی منتشر کرد. امروزه موضوع رسالهٔ فاینمن با نام قضیهٔ هل‌مان-فاینمن شناخته می‌شود.

او در سال ۱۹۳۹ مدرک کارشناسی‌اش را از ام‌آی‌تی گرفت.[۱۱] در همین سال، او برنده بورسیه پاتنام شد.[۱۲] در آزمون‌های ورودی تحصیلات تکمیلی دانشگاه پرینستون فاینمن در فیزیک نمرهٔ کامل گرفت که بی‌سابقه بود و نمرهٔ ریاضی‌اش هم بسیار بالا بود؛ اما نمره‌اش در تاریخ و انگلیسی تعریفی نداشت. رئیس دپارتمان فیزیک پرینستون(هنری د ولف اسمیث) اما نگرانی دیگری داشت. در نامه‌ای به فیلیپ ام مورس او این چنین نوشته بود: «آیا فاینمن یهودی است؟ ما هیج قانون مشخصی بر علیه یهودیان نداریم اما تمایل داریم که جمعیت نسبی آن‌ها را در دپارتمانمان به طرز معقولی پایین نگه داریم.»[۱۳] مورس تایید کرد که فاینمن در واقع یهودی است اما به اسمیث اطمینان داد که: «به هر حال، قیافه و رفتار فاینمن هیچ اثری از این ویژگی‌اش ندارد.»[۱۳]

پروژه منهتن[ویرایش]

تصویر کارت شناسایی فاینمن در پروژه منهتن

در سال ۱۹۴۱، در حالی که آتش جنگ جهانی دوم در اروپا شعله‌ور شده بود، فاینمن در ایالات متحدهٔ فارغ از جنگ تابستانی را در مرکز تسلیحاتی فرانکفورد در پنسیلوانیا به کار بر روی مسائل مربوط به پرتاب موشک‌های بالستیک گذراند.[۱۴][۱۵] پس از حمله به پرل هاربر که ایالات متحده وارد جنگ شد، او توسط رابرت آر ویلسون استخدام شد. در این زمان ویلسون در پروژه‌ای که بعداً به پروژه منهتن تبدیل شد مشغول کار بر روی روش‌های تولید اورانیوم غنی‌شده‌ برای بمب اتمی بود.[۱۶][۱۷] تیم ویلسون در پرینستون مشغول کار بر روی دستگاهی به نام ایزوترون بودند؛ دستگاهی که با کمک نیروی الکترومغناطیس اورانیوم-۲۳۵ را از اورانیوم-۲۳۸ جدا می‌کرد. در همین حال تیم ارنست ارلاندو لارنس مشغول توسعهٔ کالوترون بود که همین کار را با شیوه‌ای متفاوت انجام می‌داد. در تئوری، ایزوترون چندین مرتبه از کالوترون بهینه‌تر بود اما تلاش فاینمن و پائول الوم برای اثبات این که در عمل هم همین‌طور است راه به جایی نمی‌برد. سرانجام، به پیشنهاد لارنس توسعهٔ ایزوترون نیمه‌کاره رها شد.[۱۸]

در این زمان (اوایل ۱۹۴۳) رابرت اوپنهایمر مشغول برپاسازی آزمایشگاه لوس آلامس بود؛ آزمایشگاهی سری در تخت‌تپه‌ای دورافتاده در نیومکزیکو که بنا بود بمب اتمی در آن‌جا طراحی و ساخته شود. تیم ویلسون در پرینستون پیشنهادی مبنی برای همکاری در این پروژه دریافت کرد. ویلسون بعدها این رویداد را این‌گونه به خاطر می‌آورد: «مثل یک گروهان از سربازان، همه‌مان با هم برای رفتن به لوس آلاموس ثبت نام کردیم.»[۱۹] مثل بسیاری از فیزیکدانان جوان، فاینمن خیلی زود مجذوب کاریزمای اوپنهایمر شد؛ اوپنهایمری که از شیکاگو با تلفن راه دور با فاینمن تماس گرفت تا بگوید که برای آرلین بیمارستانی در البوکرکی پیدا کرده است. فاینمن از جملهٔ نخستین کسانی بود که عازم نیومکزیکو شد. در ۲۸ مارس ۱۹۴۳، او همراه با آرلین که راه‌آهن برایش ویلچری فراهم کرده بود با قطار به مقصد نیومکزیکو حرکت کردند.[۲۰]

فاینمن (وسط) همراه با رابرت اوپنهایمر (نفر سمت راستی فاینمن از دید بیننده) در یک دورهمی در آزمایشگاه لس آلاموس در هنگام پروژه منهتن

در لس آلاموس، فاینمن به بخش تئوری (T) که توسط هانس بیته اداره می‌شد پیوست.[۲۱] بیته تحت تاثیر مهارت فاینمن قرار گرفت و او را یک سرپرست گروه کرد.[۲۲] بیته و فاینمن فرمول بیته–فاینمن را برای محاسبهٔ انرژی آزاد شدهٔ حاصل از یک بمب اتمی شکافتی توسعه دادند. فرمول آن‌ها بر مبنای کارهای رابرت سربر‌ به دست آمده بود.[۲۳] به عنوان یک فیزیکدان تازه‌وارد،‌ نقش فاینمن در پروژهٔ منهتن مرکزی نبود. او در بخش تئوری، سرپرست گروهی محاسباتی متشکل از رایانه‌های انسانی بود. به همراه استنلی فرانکل و نیکولاس متروپلیس، او در برپاسازی سیستمی مبتنی بر استفاده از کارت‌های پانچِ آی‌بی‌ام‌ برای محاسبات همکاری داشت.[۲۴] کارهای دیگر او در لس آلاموس شامل محاسبهٔ معادلات نوترون برای یک رآکتورِ هسته‌ایِ کوچک به نام «Water Boiler» (به معنای دیگ بخار)‌ بود. هدف این رآکتور، اندازه‌گیری میزان نزدیکی یک توده از مواد هسته‌ای به حالت بحرانی بود.[۲۵] برای تکمیل کارش روی این رآکتور، فاینمن به آزمایشگاه ملی اوک ریج فرستاده شد و در آن‌جا مهندسان را برای طراحی روندهای ایمنی برای ذخیرهٔ مواد پرتوزا یاری کرد. این روندها باید از وقوع انفجار بحرانی جلوگیری می‌کردند، به ویژه در مواقعی که اورانیوم غنی‌شده با آب تماس پیدا می‌کرد که می‌توانست به عنوان یک آرام‌کننده نوترون‌ عمل کند.[۲۶] فاینمن همچنین مسئول محاسبات مربوط به طرح بمب اورانیومی دوگانه بود که در نهایت معلوم شد ساختش ناممکن است.[۲۲][۲۷]

بخش کتاب‌های فاینمن در کتاب‌فروشی کلتک

در کرنل[ویرایش]

فاینمن اسماً در دانشگاه ویسکانسین به عنوان استادیار استخدام شده بود، اما در هنگام مشارکت در پروژهٔ منهتن در مرخصی بدون حقوق بود.[۲۸] در سال ۱۹۴۵، فاینمن نامه‌ای از کالجِ Letters and Science این دانشگاه دریافت کرد که در آن از او خواسته شده بود تا در سال تحصیلی آینده تدریس کند. از آن‌جا که او به بازگشت و تدریس تعهدی نداد، استخدام او لغو شد. چند سال بعد، فاینمن در یک سخنرانی در این دانشگاه به شوخی گفت: «عالی است که دوباره در تنها دانشگاهی هستم که به قدر کافی عاقل بوده است که مرا اخراج کند.»[۲۹]

در ۳۰ اکتبر ۱۹۴۳، دوست فاینمن هانس آلبرشت بیته به رئیس دپارتمان فیزیک دانشگاهش یعنی کرنل نامه‌ای نوشته بود تا او را به استخدام فاینمن تشویق کند. در ۲۸ فوریه ۱۹۴۴، رابرت باکر که او هم از کرنل[۳۰] و از دانشمندان ارشد لس آلاموس بود[۳۱] هم استخدام فاینمن را توصیه کرد.[۳۲] این توصیه‌ها به پیشنهاد کاری برای او در آگوست ۱۹۴۴ منجر شد که فاینمن آن را پذیرفت. اوپنهایمر نیز امیدوار بود که فاینمن را در دانشگاه خودش، دانشگاه کالیفرنیا، استخدام کند اما رئیس دپارتمان فیزیک این دانشگاه، ریموند تی. برگ در استخدام فاینمن دودل بود. در نهایت در می ۱۹۴۵ دانشگاه کالیفرنیا پیشنهادی برای فاینمن فرستاد که فاینمن ردش کرد. با این حال، کرنل قبول کرد که معادل همان حقوق ۳۹٬۰۰ دلاری که دانشگاه به فاینمن پیشنهاد کرده بود را به او بپردازد.[۳۲] فاینمن یکی از نخستین اعضای رهبری آزمایشگاه لس آلاموس بود که آنجا را ترک کرد. با ترک لوس آلاموس در اکتبر ۱۹۴۵ او راهی ایتاکا، نیویورک مقر کرنل شد.[۳۳]

نمودار فاینمن نابود شدن متقابل یک جفت الکترون/پوزیترون

از آنجا که او دیگر در آزمایشگاه لس آلاموس کار نمی‌کرد، فاینمن دیگر از قانون سربازی معاف نبود و در پاییز ۱۹۴۶ به خدمت ارتش فراخوانده شد. او از رفتن به سربازی با تظاهر به بیماری روانی رهایی یافت و ارتش در یک بررسی پزشکی به او معافیت نوع F-4 به دلیل عدم سلامت روانی داد.[۳۴][۳۵] ممکن است که این ارزیابی تا حدی هم درست بوده باشد چرا که در این هنگام فاینمن به دلیل مرگ ناگهانی پدرش در ۸ اکتبر ۱۹۴۶ از افسردگی رنج می‌برد.[۳۶] در ۱۷ اکتبر ۱۹۴۶، او نامه‌ای به همسر درگذشته‌اش آرلین نوشت که در آن عشق عمیق و دلشکستگی‌اش را بیان می‌کرد. فاینمن تا آخر عمر نامه را نگه داشت. نامه مهر و موم شده بود و تنها پس از مرگ فاینمن باز شد. نامه با این جمله تمام می‌شد: «من را به خاطر پست نکردن این نامه ببخش، اما آدرست را نمی‌دانم.» [۳۷]

دوران کلتک[ویرایش]

سال‌های کلتک، سال‌های پردستاوردی برای فاینمن بودند. او بر روی الکترودینامیک کوانتومی کار کرد که جایزه نوبل را برایش به ارمغان آورد. دقت پیش‌بینی‌های این نظریه با آزمایش‌های بسیاری تایید شده است. فاینمن دو صورت‌بندی متفاوت از این نظریه ارائه کرد: نخست رهیافت انتگرال مسیر، و دیگر نمودارهای فاینمن. هردوی این صورت‌بندی ها از شیوه جمع تاریخ‌ها استفاده می‌کنند. علاوه بر این، او توضیحی برای ابرشارگی هلیم مایع در دماهای بسیار پایین ارائه کرد.توضیح او بر پایه مکانیک کوانتوم و نظریه فیزیکدان روسی لاندائو درباره ابرشارگی بود.

فاینمن به همراه ماری گل-من مدلی را برای توصیف واپاشی ضعیف توسعه داد که نشان می‌داد جفتیدگی جریان در این فرآیند ترکیبی از جریان محوری و جریان برداری است. (تجزیه یک نوترون به یک الکترون، یک پروتون و یک پادنوترینو مثالی از یک واکنش واپاشی ضعیف است.) هر چند که ای سی جورج سودارشان و رابرت مارشاک هم تقریبا همزمان با فاینمن و گل‌مان مدل مشابهی را ارائه کردند اما کار فاینمن و گل‌مان به عنوان پیشرفتی اساسی تلقی می‌شد چرا که برهم‌کنش‌های نیروی هسته‌ای ضعیف به طرز شسته و رفته‌ای بر مبنای جریان‌های برداری و محوری توضیح می‌داد و نظریه واپاشی بتای سال ۱۹۳۳ انریکو فرمی را با توضیحی برای نقض زوجیت ذرات بنیادی مجهز می‌کرد. [۳۸]

فاینمن وقتی که یک استاد کلتک بود ال‌اس‌دی را امتحان کرد. او هم‌چنین تجربیاتی برای فهم هوشیاری با ماری‌جوآنا و کتامین در تانک‌های توهم مشهور جان لیلی داشت. [۳۹] او مصرف الکل را هنگامی که نشانه‌های ابتدایی اعتیاد به الکل را نشان داد متوقف کرد چرا که نمی‌خواست هیچ کاری کند که منجر به آسیب به مغزش شود. [۴۰]

فاجعه چلنجر[ویرایش]

نوشتار اصلی: اس‌تی‌اس-۵۱-ال
انفجار شاتل چلنجر در ۱۹۸۶

فاینمن نقش مهمی در کمیسیون راجرز، هیئت ریاست جمهوری تشکیل شده برای بررسی فاجعه چلنجر، داشت. هنگام پخش زنده تلویزیونی یکی از جلسه‌های این کمیسیون، فاینمن با آزمایشی نشان داد که پلیمر استفاده شده در واشرهای چنبری شاتل خاصیت ارتجاعی خود را در دمای پایین از دست می‌دهد. او این کار را با فشردن نمونه‌ای از این ماده با یک گیره و فروبردن آن در لیوان آب خنکی که جلویش بود انجام داد. در رای نهایی، کمیته مذکور علت فاجعه را خرابی یکی از واشرهای درزگیری در یکی از موشک‌های پیشران جامد دانست.

زندگی شخصی[ویرایش]

مرگ[ویرایش]

تمبر یادبود ریچارد فاینمن - انتشار در سال ۲۰۰۵ - آمریکا

فاینمن در سال‌های آخر عمرش از دو سرطان نادر رنج می‌برد: لیپوسارکما و بیماری والندشتروم. بعد از یک عمل جراحی کوتاه برای درمان بیماری والندشتروم، او در ۱۵ فوریه ۱۹۸۸ در سن ۶۹ سالگی در مرکز پزشکی یو سی ال ای در گذشت. آخرین کلمات او این بود: «از این که دو بار بمیرم متنفرم، خیلی کسل‌کننده است.»

دیدگاه فاینمن نسبت به علم[ویرایش]

فاینمن اصطلاح علم بارپرست‌گونه را برای اشاره به شیوه‌هایی که روش علمی را تقلید می‌کنند اما واقعاً علمی نیستند ابداع کرد. او بعضی از نتایج علوم اجتماعی و ادعاهای مبلغان خوراک زیستی(محصولات ارگانیک) را از این دست می‌دانست.

آثار[ویرایش]

ترجمه آثار به فارسی[ویرایش]

مجموعه‌ای از ماجراجویی‌های فاینمن با عنوان انگلیسی «Surely You're Joking, Mr. Feynman» به فارسی ترجمه شده و نشر علم آن را با عنوان «ماجراجویی های فیزیکدان قرن بیستم» منتشر کرده است. هم‌چنین، گزیده‌ای از درس‌های فیزیک فاینمن با عنوان «شش قطعه آسان» با ترجمه محمدرضا بهاری منتشر شده است.

پانویس[ویرایش]

  1. http://turnbull.mcs.st-and.ac.uk/~history/Biographies/Feynman.html
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ J. J. O'Connor; E. F. Robertson (August 2002). "Richard Phillips Feynman". University of St. Andrews. Retrieved April 23, 2013. 
  3. "Nobel-Winners.com". Nobel-winners.com. June 2009. Retrieved 2012-12-01. 
  4. چه اهمیتی می‌دهید دیگران چه فکر می‌کنند آقای فاینمن؟ ,رالف لایتون، ISBN 0-393-02659-0.
  5. Schwach, Howard (April 15, 2005). "Museum Tracks Down FRHS Nobel Laureates". The Wave. Retrieved April 23, 2013. 
  6. Gribbin & Gribbin 1997, pp. 45–46.
  7. Mehra 1994, p. 41.
  8. Vallarta, M. S. and Feynman, R. P. (March 1939). "The Scattering of Cosmic Rays by the Stars of a Galaxy". Physical Review (American Physical Society) 55 (5): 506–507. doi:10.1103/PhysRev.55.506.2. 
  9. Gleick 1992, p. 82.
  10. Feynman, R. P. (August 1939). "Forces in Molecules". Physical Review (American Physical Society) 56 (4): 340–343. doi:10.1103/PhysRev.56.340. 
  11. Gribbin & Gribbin 1997, p. 56.
  12. "Putnam Competition Individual and Team Winners". MMA: Mathematical Association of America. 2014. Retrieved March 8, 2014. 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Gleick 1992, p. 84.
  14. Gribbin & Gribbin 1997, pp. 63–64.
  15. Feynman 1985, pp. 99–103.
  16. Gribbin & Gribbin 1997, pp. 64–65.
  17. Feynman 1985, pp. 107–108.
  18. Gleick 1992, pp. 141–145.
  19. Hoddeson et al. 1993, p. 59.
  20. Gleick 1992, pp. 158–160.
  21. Gleick 1992, pp. 165–169.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ Hoddeson et al. 1993, pp. 157–159.
  23. Hoddeson et al. 1993, p. 183.
  24. Feynman 1985, pp. 125–129.
  25. Galison 1998, pp. 403–407.
  26. Galison 1998, pp. 407–409.
  27. Galison 1998, pp. 414–422.
  28. Gribbin & Gribbin 1997, p. 101.
  29. Robert H. March. "Physics at the University of Wisconsin: A History". Physics in Perspective 5 (2): 130–149. Bibcode:2003PhP.....5..130M. doi:10.1007/s00016-003-0142-6. 
  30. Hoddeson et al. 1993, pp. 47–52.
  31. Hoddeson et al. 1993, p. 316.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ Mehra 1994, pp. 161–164, 178–179.
  33. Gleick 1992, p. 205.
  34. Gleick 1992, p. 225.
  35. Feynman 1985, pp. 162–163.
  36. Mehra 1994, pp. 171–174.
  37. "I love my wife. My wife is dead". Letters of Note. Retrieved April 23, 2013. 
  38. Gleick 1992, pp. 330–339.
  39. Gleick 1992, pp. 405–406.
  40. Feynman 1985, pp. 204–205.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]